前 200 行。
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
آمریکا داره ده میلیارد دلار بهمون برمیگردونه. که مال خودمونه.
مهدوی نمیتونه از زیرش در بره.
هدف من هنوزم بستن تأسیسات اراکه.
آمریکا میخواد چه نظامی چه غیر نظامی اون سایت کامل برچیده بشه.
به گفته اسرائیلیها، ایرانیها
سه ماه دیگه بمب اتم دارن.
اونا با مذاکره مخالفن.
حوصله تفریح داری؟
فکر میکنه شطرنجباز قهاریه!
چرا انداختنت زندان؟ چی شده؟
الان نمیتونم توضیح بدم.
پیامها رو توی لباسهای کثیف ردوبدل کنیم.
یه پاسپورت لازم دارم.
«معامله» الهامگرفته از رویدادهای واقعی است با این حال، این یک اثر داستانی میباشد
موقعیتها، شخصیتها و دیالوگهای ارائه شده،
زاییدهٔ تخیل نویسندگان هستند.
قسمت سوم
بله؟
- بیدارت کردم؟ - نه، اصلاً.
یه... موقعیت اضطراری داریم.
ایران اسرائیل رو بمباران کرده.
چی؟
یه موشک توی کوههای جولان.
آخ، لعنتی!
خودتو آماده کن، زود!
باشه، میرسم.
گندش بزنن!
هی، تو، پاشو، یالا، عجله کن!
بلند شو برو، دو دقیقه وقت داری.
دیشب خیلی باحالتر بودی.
وقتی میری بیرون، جلب توجه نکن.
نه! نه!
اونو بده به من!
دیشب، ارتش ایران
یک موشک به سمت اسرائیل پرتاب کرد.
پیامی از طرف سپاه پاسداران،
که با شک و تردید به مذاکرات ژنو نگاه میکنن.
تظاهرات جوانان در ایران داره شدت میگیره.
رهبرشون زنانی هستن که آزادی بیشتر میخوان.
آقای سفیر.
مرسی.
بیرون منتظر باش.
یه نفر الان باهاتون ملاقات میکنه.
خانم وایس همراه ماست.
و اندرو پورتر از وزارت خزانهداریه.
بله، من آقای پورتر رو میشناسم.
مرسی.
خانم، اسرائیل نمیتونه این تحریک رو نادیده بگیره
بدون اینکه جواب درست بده.
مگه موضوع همینه؟
ایران میخواد ما رو تحریک کنه.
موشکی که استفاده کردن دقت بالایی داشت.
یه دقت ترسناک.
پیشرفتشون توی موشکهای بالستیک
واقعاً چشمگیر و خطرناکه.
فقط مونده کلاهک هستهای روش سوار کنن...
نگرانیتون رو میفهمم...
نگرانی ما؟
شما آمریکاییها از ایران حرف میزنید
انگار یهو میتونن
موشکهای دوربرد پرتاب کنن،
مسلح و دقیق، بدون هیچ نظارت بینالمللی.
- من بالستیک رو میفهمم. - روی کاغذ!
تلآویو دو هزار کیلومتر از تهران فاصله داره.
از واشنگتن، همهچیز همیشه خیلی دور به نظر میرسه!
ولی در اسرائیل اینجوری نیست.
یا برنامه بالستیکشون رو برمیچینید،
یا سایتهای هستهایشون رو بمباران میکنیم.
از نطنز و فردو شروع میکنیم.
اگه اسرائیل این کارو بکنه، کل منطقه
بخاطر بمب ویران میشه.
ما این ریسک رو نمیکنیم.
ما هم با این آدما مذاکره نمیکنیم.
این شما هستین که روی اهمیت مذاکره پافشاری میکنین.
این مشکل خودتونه.
حتی جامعه یهودی نیویورک
به این مذاکرات با شک نگاه میکنه.
جامعه یهودی خیلی متنوعه.
نظراتشونم همینطور.
مادرتون حالش چطوره؟
سنش انگار
مواضع ضداسرائیلیش رو نرم نکرده.
خواهش میکنم مادرم رو
از این بحث بیرون نگه دار، باشه؟
اون نظر خودشو داره، منم نظر خودمو.
ما میتونیم از اسرائیل حمایت کنیم
و درعینحال سیاستش توی سرزمینهای اشغالی رو نقد کنیم
درباره مادرم...
تمام عمرش با وحشیگری جنگیده.
بعد از اینکه مجبور شد خودش اونو تجربه کنه،
توی اردوگاه راونسبروک!
اینو هیچوقت یادت نره!
و اینم یادت نره که وقتی با من حرف میزنی،
داری با آمریکا حرف میزنی.
شما به ما نیاز دارید.
هر روز کمتر...
نظرت چیه؟
ماتورن.
مذاکرات رو ول نمیکنه.
شاید روی موضوع بالستیک سختگیری کنه.
وقت تلف کردن نداریم. باید از همه راهها استفاده کنیم.
فشارهای دیپلماتیک،
سیاسی، حتی شخصی اگه لازم باشه.
عملیات تو چی شد؟
درباره پورتر اشتباه کردیم.
خیلی شکاکه.
نشد به گوشیش نفوذ کنیم.
گند زدیم.
رو تو حساب میکنم.
نخستوزیر میخواد بدونه دور این میز چی میگذره.
ما حواسمون هست.
باشه، گرفتم.
باشه، دریافت شد.
ببخشید، استاد سنجابی.
ما یه اشتباه کردیم.
شما پروفسور برجسته تهرانید، از دستمون در رفت.
ولی درستش کردیم.
این برای آمریکایی ها پیش نمی اومد!
یه اشتباه کوچیکه، ببخشید.آقای کتیبی
خانما و آقایون، بشینید!
انگار باید درباره بلندی های جولان حرف بزنیم، نه؟
آقای وزیر...
این حمله به اسرائیل...
ما رو مجبور میکنه برگردیم به برنامه بالستیک ایران.
میخوایم محدودش کنیم و کنترلش کنیم.
برای همین بهتره
دوباره در توافق هستهای جامع بیاریمش.
این موضوع امنیت منطقه است و...
- میتونم... - هنوز حرفم تموم نشده!
بدون کنترل برنامه بالستیک ایران...
امکان توافق
دیگه برای آمریکا روی میز نیست.
مهندس ما پروفسور سنجابی میخواد صحبت کنه.
من اطلاعات فنی نمیخوام، مرسی.
پروفسور سنجابی، بفرمایید!
خانم معاون، شما میدونید...
بالستیک شامل علمیه
که به هر شیء متحرکی ربط داره.
این علم مستقیماً به برنامه ما ربط داره.
مثل توسعه ماهوارهها.
اون چیزی که روی اسرائیل افتاد ماهواره نبود!
یه زمینه خیلی وسیعه.
به ایران اجازه میده
به پیشرفتی که میخواد برسه.
من ارتباطشو نمی فهمم.
یه خانم ایرانی سال گذشته مدال فیلدز
در ریاضی گرفت
همیشه قدمشون روی چشم ماست
نه اگه کل بخشهای تحقیقاتی رو محکوم کنید.
شما آینده این خانم ها
و جوونای ایرانی رو محکوم میکنید.
کی این موشک رو پرتاب کرد؟
کی داره هر روز آینده جوونای ایرانی رو محکوم میکنه؟
خانم معاون...
مجبورم نکن بکوبم رو این میز
تا یادت بیارم که برنامه بالستیک ایران
از این مذاکرات کنار گذاشته شده
نگرانیِ شما مربوط میشه به
تنها متحدتون تو منطقه: اسرائیلی ها
آمریکا موضعش رو عوض نمیکنه.
ایران یه خط قرمز رو رد کرده.
اگه کسی تو این اتاق اینو قبول نداشته باشه،
وضعیت فعلی رو برای رسانهها توضیح میدم.
تا آخر روز صبر کن قبل اینکه بیانیه بدی.
دوست دارم همه اینجا روی این موضوع تعهد بدیم.
بسیار خب.
خوبه، مرسی.
من اینجام.
الکس...
بله... میتونیم حرف بزنیم؟
- نگهبانا کجان؟ - بیرون منتظرن.
- چی شد؟ چرا رفتی زندان؟
چی کار کردی؟
تو راه که می اومدم پیشت... دنبالم کردن.
فکر کردن من مخالف رژیمم،
سپاه منو دستگیر کرد.
کتم زدن.
برای محافظت از تو دروغ گفتم،
گفتم قراره یه همکارو ببینم،
یه دانشمند ایتالیایی.
به جرم خیانت انداختنم زندان.
فکر کردم دیگه نمیخوای منو ببینی.
فکر کردم منو ول کردی.
فکر کردی جرات نداشتم بهت بگم همهچیز تمومه.
هر روز به تو فکر میکردم.
و هیچ راهی نداشتم که بهت خبر بدم، زندان بودم.
برگردان به پارسی
آه، بالاخره پیدات شد!
ده دقیقه هست دنبالت میگردم.
- ببخشید. - من کل روز وقت ندارم.
- یه موقعیت اضطراری داشتم. - من خودم موقعیت اضطراریم.
فوری یه جلسه خصوصی با مهدوی ترتیب بده!
پروفسور سنجابی گند زد به بالستیک
باشه، یه اتاق آماده میکنم.
نماینده زو، میرم سر اصل مطلب.
حمایت کشورتون
تو موضوع بالستیک خیلی به کار میاد.
No comments yet. Be the first to leave one.