前 200 行。
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
همه ساکنین روستای کنتی
باید فوری تخلیه کنن.
دیوارههای سیل محافظت میشن...
...نیروها دارن میان.
اینجا آروم به نظر میرسه.
خیلی آروم، فکر کنم.
شاید قبلاً تخلیه کردن.
فکر میکنی آژیرها رو روشن بذارن؟
که به بقیه هشدار بدن.
چی میدونی؟
کسی رو نمیشناسم که خونه شو داوطلبانه رها کنه،
حتی اگه سیل بیاد.
لعنتی.
لعنت بهش!
- اوه. - خانم، خوبی؟
نمیدونم.
- بیا اینجا! زود! - باشه، دارم میام.
اینجا. این طرف بیا.
باشه، باشه.
کور شدی مگه؟ ها؟
- این چیه؟ - قربان، فوری میکشیمش بیرون.
- نیچینسکی! - بله، قربان؟
اونجا وایسادی. بکش بیرون!
هی، بیا!
بگیرشون!
برین، بچهها.
دیگه جلوتر نمیری.
با احترام، خانم، فکر کنم اینجا شما رئیس نیستی.
من دهیارم.
پس من اینجام رئیس!
با فرغون میبرمتون.
خانم ها و آقایون، ما از طرف استان اومدیم.
گوش کن. برام مهم نیست
حتی اگه سن پیتر خودش فرستاده باشت، خانم.
تا زنده ام، نمیذارم دیواره سیل رو منفجر کنین.
کی حرفی از منفجر کردن دیواره زده؟
تلویزیون مرکوری گفت!
اونا گفتن.
میخواین ما رو غرق کنین تا شهر رو نجات بدین.
ما میخوایم هم شما رو هم شهر رو نجات بدیم.
اگه کاری نکنیم، وروتسواف کامل محو میشه.
برامون مهم نیست وروتسواف چی میشه.
خونه ها و مزارعمون اینجاست.
سربازای کوچولوتونو بردارین و گم شین.
صبر کن، صبر کن!
نگاش کن! این یارو چیکار میکنه؟
مردم! آروم بگیرین لعنتی!
آروم باشین همگی!
آروم!
ما اینجا دعوا نمیخوایم.
پس با سربازات گم شو از اینجا.
همگی، بسه!
الان روی زمین سیلگیر وایستادین.
دارم میگم، اگه کاری نکنیم
وروتسواف زنده نمیمونه !
اگه سیلگیر بود، آلمانی ها خونه هاشونو اینجا نمیساختن.
ولی ساختن.
- ساختن دیگه. - به جهنم!
قول میدم،
بهتون کمک میشه. قول میدم همه کمک میگیرن.
قول میدم هیچ کدومتونو رها نکنیم.
میفهمین؟
نخست وزیر در مورد غرامت چی گفت، ها؟
"شما باید بیمه سیل میگرفتین!"
این چرت و پرتا دیگه بسه !
فرغونا رو بیارین!
هی!
هی!
بس کنین!
بس کنین!
- نه! - هی!
خانم.
همه دلایل خودشونو اینجا و تو وروتسواف دارن.
ولی کسی نظر ما رو نپرسید.
فکر میکنی میتونی بیای اینجا و ما رو از خونه هامون بندازی بیرون؟
مگه نه؟
- فکر نمیکنم. - آره!
الان روی زمین سیلگیر وایستادین.
- میفهمین؟ - اینجا هیچوقت سیل نیومده.
این چطور سیلگیره؟
سطح آب اودر از ۱۹۰۳ تا حالا اینقدر بالا نبوده، باشه؟
ولی این زمین پدری ماست و نمیذاریم غرق بشه.
- آره. - همین قدر ساده!
- درسته. - ما دقیقاً همون حقوقو داریم
که مالمونو تو شهر حفظ کنیم.
پدرت تو بیمارستان شهره.
این ربطی نداره.
اگه اینجا بود، کنار ما وایمیستاد.
اون بیمارستان زیر آب میره، میدونی.
فکر کنم باید حالا بری
واقعاً چیزی به دست نمیارین.
ما دیواره های سیل رو ول نمیکنیم.
باید بیاین و با زور ببرینمون.
نگران نباش. ما نمیبریمتون.
آب این کارو میکنه وقتی سرریز شه.
- ببینیم. - آره، ببینیم.
گمشو!
- گم شین! - از اینجا برو بیرون.
برو!
مانکا، مردمو دور کن.
برین خونه!
پراکنده بشین.
- بیا! - تراکتورو بیار!
هنیو!
برگشتیم! آمادهای؟
دارم میام.
سگ خوب. بیا.
اجازه گرفتی سویشرت منو بپوشی؟
میتونم؟
و تو، هیولای پشمالو.
دوباره فرار کنی، میدمت به یکی.
مثل من حالا؟
کلارا...
به جای اردو، منو پیش اون پیرزن گذاشتی.
درمورد یادزیا اینجوری نگو.
وضعیتو میدونی.
قول میدم، تابستون جایی میری.
چرا نمیتونی منو پیش ترمرها ببری؟
خانم ترمر؟
رفته.
متوجه شدی سویشرتش مثل مال منه؟
منظورت مثل مال من.
ولی این برات عجیب نیست؟
چی عجیبه؟
خب، جمجمه ها الان همه جا مد هستن.
دهنت مثل جهنم بو میده
بیا.
روز خوبی داشته باشی.
صبر کن.
صبر کن. کجا داری میری، دیوونه؟ بشین.
شاید بتونم با تو بیام اداره.
عزیزم.
اینو برات توضیح دادم.
نمیشه.
پس چی؟ امشب پیش مایا میخوابی؟
برو.
یادزیا رو پیدا کن.
- پیداش کن. - سلام.
- سلام. - سلام.
بیا، بیا.
چرا امروز اینقدر بند رو میکشی، ها؟
بمون. مراقب در باش.
نه.
اونجا بشین.
آه!
اینجایین، عشقای من. بیاین داخل، لطفاً.
سلام.
- بیاین. - بیا، بیا.
اونجا بشین. خوب باشین.
از روی کاناپه بیا پایین!
یادویگا، باید برم حالا.
حتماً.
بعداً حساب میکنیم، باشه؟
آره، حتماً. هیچ مشکلی نیست.
ببخشید. فقط یه کمه.
زودی میام دنبالت.
دوست دارم.
کلارا، بیا اینجا.
بیا. خوش میگذره. پودینگ شیر درست کردم.
ورق بازی میکنیم. خوش میگذره، باشه؟
سلام، سلام!
- آموزش انفجار چطور بود؟ - گم شو.
اونقدر خوب، ها؟
- کوبوش کجاست؟ - اوه، سلام.
فکر کنم پات به چیزی خورد.
تو چیزیه. کجاست؟
تو کنفرانس مطبوعاتی طبقه پایین.
چه کنفرانسی؟
در مورد وضعیت وروتسواف،
یاشکا.
تو چی در مورد وضعیت وروتسواف میدونی؟
وضعیت وروتسواف تحت کنترله.
وروتسواف میتونه آروم بخوابه.
خب، ولی در مورد لبنیات لاتکا که غرق شد چی؟
چند صد نفر کارشونو از دست دادن، درسته؟
گوش کن، آقا.
برای خیر عمومی این لازم بود.
کمک کرد سطح آبو خیلی پایین بیاریم.
در مورد لاتکا، قول میدم بازسازیش کنیم.
- پس مرکز شهر امنه؟ - آره.
چون ما شنیدیم که...
همیشه چیزایی میشنوین، مگه نه؟
ولی، طبق نظر پروفسور نواک،
که متخصص این زمینه هست،
و دکتر پیپکا، که امروز اینجاست،
واضحه که در کل، شهر امنه.
یعنی، ممکنه سیل محلی کوچیک باشه، ولی همین.
آقای مارچاک، در مورد کنتی چی؟
دیواره هاشون هم منفجر میشه؟
خب، ما مشاوره عمومی تو کنتی داشتیم، و... و...
بر اساس تخصص های ذکر شده،
برای خیر همه تصمیم گرفتیم.
خب، پس هیچ اقدام رادیکالی
تو کنتی نمیکنیم،
و شهر خوب میمونه.
پس سیل های محلی کجا انتظار داریم؟
No comments yet. Be the first to leave one.