The Institute

The Institute

下載 Farsi Persian 字幕

第 1 季

發布資訊

The Institute S01E01 2160p WEB-DL DD+5 1 HEVC
The Institute S01E01 1080p WEB-DL DD+5 1 H 264
The Institute S01E01 720p WEB-DL DD+5 1 H 264
由 NESTED 評論 NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSub 🔥

標籤

webdl
發布於: 2025-07-13
下載次數: 181
聽障人士: No

Farsi Persian字幕預覽

前 198 行。

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫اتاق پسرا اون‌ور راهروئه، ‫سومین در سمت راست.

‫مشکلی هست؟

‫اوه، خب، من... تمومش کردم.

‫چی؟

‫بچه، تو اصلاً این‌جا چی‌کار می‌کنی؟

‫امتحان می‌دم، مثل خودت.

‫صبر کن، چند سالته؟

‫اوه، ۱۴.

‫نابغه‌ای؟ مثل تو فیلما؟

‫خب، دیشب تو یه ‫هتل هالیدی این اکسپرس بودم.

‫صبر کن، سؤال آخر ریاضی ‫چی جواب دادی؟

‫درباره هتل؟ یادت میاد؟

‫آره، "الف" بود.

‫لعنتی! مطمئنی؟

‫من "ج" زدم.

‫میدونی، این‌جوری گیرت می‌کنن.

‫ "ج" معادله خوبیه، واقعاً.

‫ولی، می‌بینی، تو مالیات اتاق رو

‫تو هزینه هر شب حساب کردی،

‫بعد همه‌چیز تو پرانتز رو ‫ضرب می‌کنی...

‫آخرش دو بار حسابش می‌کنی.

‫عیب نداره، مطمئنم...

‫مطمئنم بقیه رو درست زدی.

‫نه، یادم رفت چطور ‫مالیات لعنتی رو حساب کنم.

‫افتضاحم!

‫عجیبه که تو تویی؟

‫- این یه "آی" داره. ‫- "آی" داره؟

‫آره، معلومه. ک-ی-و-اس-آی.

‫عجیبه که همیشه با ‫حیوونا بازی می‌کنیم

‫که اسمشونو نشنیدیم ‫و نمی‌تونیم بنویسیم؟

‫آفرین، رولف، خوب تلاش کردی.

‫یورو استپ با یه لی‌آپ معکوس، ‫فقط تور!

‫تو خوابات!

‫گوبِرت راهو برای اِلیس باز می‌کنه، ‫و اون می‌خواد حریف رو

‫با دریبل رد کنه و با یورو استپ...

‫شوت قشنگ بود، "فنوم". ‫تقریباً داشتیش.

‫ولی یورو استپت خیلی شیک شده.

‫لعنتی، رفیق.

‫چیشده؟

‫پیرهن تیمبرولوزم، پاره شده.

‫مطمئنم مامانت می‌تونه بدوزتش. ‫چیز مهمی نیست.

‫لطفاً، می‌شه یه لحظه گوش بدین؟

‫خانوما و آقایون،

‫هرچه زودتر یه داوطلب دیگه پیدا کنیم،

‫زودتر می‌تونیم همه‌تونو سوار کنیم.

‫و هنوز شانس داریم به موقع برسیم.

‫یه ساعته این‌جا وایستادیم!

‫ما داریم

‫یه رزرو رایگان برای پرواز ۶:۴۵ صبح فردا...

‫...به علاوه یه واچر هتل و ۲۰۰ دلار اعتبار. ‫پیشنهاد می‌دیم...

‫اشتباه کردم، ۲۰۰ دلار نقد.

‫این به پرواز اتصالیم کمکی نمی‌کنه.

‫چهارصد دلار. ‫به علاوه هتل و رزرو دوباره.

‫حالا شده مجری مسابقه! ‫هزارتا می‌شنوم؟

‫ششصد.

‫خانوم.

‫ششصد، به علاوه ‫بازپرداخت نقدی بلیتم،

‫یه صندلی مال شماست.

‫این کیثه. پیام بذارید.

‫هی کیث، من تیمم.

‫گوش کن، فکر نکنم

‫بتونم بیام نیویورک.

‫امیدوارم بابات بدونه ‫چقدر از پیشنهادش ممنونم.

‫میدونم واقعاً ‫نیازی به یه آدم اضافه

‫تو حفاظت معمولی مدیرا نداره.

‫فقط فکر می‌کنم...

‫الان واقعاً نمی‌تونم ‫براش مفید باشم،

‫خب...

‫مرسی.

‫تجاوزگر نیستی؟ یا روانی؟

‫نه، خانوم.

‫البته، این دقیقاً ‫حرفیه که یه روانی می‌زنه.

‫تا مین می‌ری؟

‫اون کوله‌ت نشون می‌ده شاید بری.

‫فکر کنم هنوز تصمیم نگرفتم.

‫خب، یه پیشنهاد برات دارم.

‫دست تو دست هم.

‫- تو کمرمو بخارون... ‫- نه.

‫اگه اشکالی نداره، ‫خاروندن کمر در کار نیست،

‫و منم چیزی نمی‌خوام.

‫ماجرا اینه که ‫یه وانت پر از کتاب دارم،

‫چهل‌تا جعبه، ‫هر کدوم سنگین‌تر از یکی.

‫اگه کمکم کنی ‫بارارو تو هر ایستگاه،

‫خالی و پر کنم ‫تا اون‌جا که بخوای

‫می‌برمت، تا کتابخونه عمومی ‫دِنیسون، مین؟

‫خوبه.

‫وسایلتو بنداز عقب.

‫توی دفتر مدیر گریر ‫نزدیک یه ساعت بودیم.

‫شما دوتا... از کِی ‫درباره MIT حرف می‌زنین؟

‫از مهرماه.

‫ببین، اون... گفت حس می‌کنه

‫مدرسه برادریک دی ‫دیگه تا همین‌جا بتونسته منو ببره.

‫و تو موافقی؟ ‫فکر می‌کنی جای تو MITه؟

‫آره. آره.

‫فکر کنم... فکر کنم همین‌طوره.

‫می‌دونی، اوم،

‫نمی‌دونم چطور... بگم.

‫سعی کن.

‫داریم درباره زیر و رو کردن ‫زندگیمون این‌جا حرف می‌زنیم، پس... سعی کن.

‫فقط...

‫خیلی چیزا هست ‫که می‌خوام یاد بگیرم و بفهمم.

‫اینا منو خیلی کوچیک می‌کنن.

‫می‌دونی، من یه خواب دارم،

‫و توش وایستادم لبه یه پرتگاه،

‫که پره از همه‌چیزایی ‫که نمی‌دونم.

‫خب، فکر کنم یه پرتگاه ‫نمی‌تونه پر باشه، پس بگو یه دره.

‫ولی بی‌انتهاست. و یه پل هست،

‫می‌خوام از اون پل رد شم ‫و دستامو بلند کنم،

‫بعد همه‌چیزایی که تو تاریکیه

‫میان بالا و شناور می‌شن...

‫ببخشید. ببخشید. ‫دست و پا چلفتیم. ببخشید.

‫مرسی.

‫مرسی.

‫ببین.

‫مغزت و کارایی که می‌تونه بکنه ‫یه نعمته.

‫خدا می‌دونه ‫این از ما به تو نرسیده.

‫فکر کنم این یعنی باید

‫هر کاری از دستمون برمیاد بکنیم ‫تا ببینیم تا کجا می‌تونه ببرتت.

‫میدونی چی می‌گن ‫درباره پرتگاه، نه؟

‫اگه توش نگاه کنی، ‫اونم بهت زل می‌زنه.

‫- آره، دقیقاً همین‌طوره. ‫- آره.

‫همه‌چیز خاموشه.

‫دریافت شد. ‫منتظر دستور "برو" ت می‌مونم.

‫اگه پدرمادرش بیدار شن، ‫شاید مجبور شیم خیس بشیم.

‫چاره‌ای نیست.

‫۴۵ دقیقه دیگه بریم.

‫دریافت شد. ۴۵ دقیقه دیگه.

‫مامان؟

‫آره، هر چی تو بخوای، بچه.

‫- این آخریشونه. ‫- مرسی.

‫مرسی.

‫سلام.

‫یه یارو رو دیدم که ‫پیرهن هاکی روی یخ پوشیده بود.

‫فکر کنم خدا داره بهم می‌گه

‫باید برگردم اون‌ور خط ورمانت.

‫خیلی ازت ممنونم ‫که منو رسوندی، خانوم.

‫خوشحال شدم باهات آشنا شدم.

‫موفق باشی، تیم.

‫مرسی.

‫زنم ازم متنفره ‫وقتی برای شام دیر می‌رسم،

‫پس بذار سریع بریم سر اصل مطلب.

‫تازه با پلیس بوستون حرف زدم.

‫انگار چند تا چیز رو ‫تو درخواستت ننوشتی.

‫اول، سال ۲۰۱۱، ‫یه تقدیرنامه برای نجات جون گرفتی.

‫دوباره تو ۲۰۱۸.

‫۲۰۲۰، افسر سال شدی.

‫خب، بالاخره باید به یکی می‌دادن.

‫همیشه سر وقت بودم، ‫هیچ‌وقت مرخصی استعلاجی نگرفتم، پس...

‫باشه، نمی‌دونم این ‫فروتنیه یا اعتماد به نفس پایین،

‫ولی خوشم نمیاد.

‫باشه. ‫من اون جایزه رو به دست آوردم.

‫برای این کار یهوویی درخواست دادم.

‫اگه بیشتر فکر می‌کردم، ‫می‌نوشتمش.

‫ولی یادت موند ‫ماجرای مال وست‌فیلد رو بنویسی.

‫فکر کردم حق داری بدونی.

‫ستوانی که باهاش حرف زدم ‫گفت یارویی که زدی

‫یه تفنگ AR و ۲۰۰ فشنگ داشت.

‫اون یه "یارو" نبود. ‫یه بچه بود، ۱۶ ساله،

‫و هنوز به کسی شلیک نکرده بود.

‫۱۶ ساله یا نه، ‫بچه به پلیس اسلحه کشید.

‫بفرما.

‫ستوان گفت ‫تو اون موقع شیفتت نبود.

‫آره، من، اوم،

‫بعد شیفتم رفتم مال،

‫یه جفت کفش رسمی ‫برای عروسی بگیرم،

‫هنوز یونیفرم تنم بود.

‫یه خانوم از پارکینگ اومد طرفم،

‫گفت تازه دیده یه یارو ‫یه تفنگ از ماشینش درآورده.

‫- تا این‌جا همه‌چیز خوبه. ‫- آره.

‫آره، تا لحظه‌ای که ‫مامورایی که اومدن

‫بوی الکل ازم حس کردن، تستم کردن.

‫دو تا اُلد فشن تو ‫بیچ‌کامبرز خورده بودم

‫قبل از این‌که برم مغازه کفش.

‫شیفتت نبود.

‫ولی یونیفرم تنم بود.

‫اداره بهم گفت ‫یا استعفا بدم یا اخراجم می‌کنن.

‫معمولاً اهل مشروب هستی؟

‫بعد اون ماجرا یه مدت بودم.

‫اون‌قدری که ازدواجم بهم خورد، ‫ولی دیگه نه.

‫اگه الان ازت تست الکل بگیرم، ‫چقدر نشون می‌ده؟

‫امتحان کن ببین.

‫نه، فکر نکنم لازم باشه.

‫فکر نکنم نیازی داشته باشم.

‫خب، پسرم، تو برای این کار ‫بیش از حد باکلاسی،

‫ولی اگه می‌خوایش، مال توئه.

‫خب، می‌خوامش.

‫باشه.

‫از امشب شروع می‌کنی، ‫۸ شب تا ۶ صبح.

‫- همین‌جوری؟ ‫- آره، همین‌جوری.

‫می‌خواستم عوضش کنم به ‫ "من انتخاب کردم که افتضاح باشم"،

‫ولی شاید قلممو بگیرن.

‫آره، گاهی گندشو نادیده می‌گیرن، ‫گاهی هم نه.

‫اسمم کایشاست. ‫به "شا" هم جواب می‌دم.

‫این‌جا چه خبره؟ ما کجاییم؟

More Farsi Persian subtitles for The Institute

評論

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left