High Water

High Water (Wielka woda)

下載 Farsi Persian 字幕

第 1 季

發布資訊

High Water S01E02 Episode 2 1080p NF WEB-DL DUAL DDP5 1 Atmos H 264
由 NESTED 評論 NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSub 🔥

標籤

webdl
發布於: 2025-11-16
下載次數: 38
聽障人士: No

Farsi Persian字幕預覽

前 200 行。

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫این نسخه دارو لعنتی کجاست؟

‫ژوئن ۱۹۷۲

‫تخریب برنامه‌ریزی‌ شده ‫سد سیل دومانیوو

‫منجر به سیل‌ گیری لبنیات لاتکا شد

‫و به برخی دام ها آسیب زد.

‫گله دومانیوو ۳۷۰ تا حیوان داشت.

‫خسارت واقعی هنوز داره مشخص نیست

‫فکر کنم این مال همون گاوه.

‫یکی لطفاً برام توضیح بده

‫چطور ‌کسی نمیدونست در دومانیوو ‫یه کارخونه لبنیات لاتکا هست؟

‫متأسفانه، در نقشه‌ هامون علامت نخورده بود.

‫مگه اندازه یه مگسه؟

‫اینقدر راحت گم میشه؟

‫بهت گفتم نباید به اون زن ترمر اعتماد کنیم، ‫اون چی اسمش بود.

‫خانم ترمر چه ربطی داره؟

‫چی میگی "چه" ؟ اون...

‫کل این گندو اون زده.

‫- طبق محاسبات ما... ‫- باید الان به مردم بگین.

‫- چیه؟ ‫- مرکز شهر قراره غرق بشه.

‫مرکز شهر؟ عملیات ما در شمال هست!

‫میفهمم از عواقب عملیات خودت ناراحتی.

‫تفاوت سطح زمین تو وروتسواف

‫باعث میشه آب تو رودخونه اوواوا بالا بیاد.

‫آب جایی برای رفتن نداره. ‫کل مرکز شهر غرق میشه.

‫- اودرا میگیرتش. ‫- نه، نمیگیره.

‫فقط باید سطحا رو نگاه کنی. ‫فیزیک ساده‌ هست، آقای نواک.

‫پروفسور نواک.

‫عنوانت که باشه بازم فیزیکه، پروفسور.

‫فیزیکو با خیال ‌پردازی اشتباه گرفتی.

‫بذار نشونت بدم.

‫- چی کار... ‫- زده به سرت؟

‫اینجوری میشه، آقایون. ‫موفق باشین.

‫خانم ترمر.

‫یاشمینا.

‫کجا داری میری؟

‫ازت یه سؤال پرسیدم.

‫دختره رو با هر کی برات مهمه ‫ببر هر جا جز اون خونه تک‌ طبقه

‫تو بیشکوپین، میفهمی چی میگم؟

‫بیخیال، دکمه رو فشار دادن ‫باعث نمیشه زودتر بیاد.

‫بیا برگردیم ستاد ‫مثل آدما گزینه‌ هامونو حرف بزنیم.

‫چه گزینه ‌ایی، کوبا؟

‫الان سه برابر آب معمولی در راه هست

‫- دیگه گزینه ‌ای برامون نمونده! ‫- پس باید بسازیم، نه در بریم.

‫خب چرا خودت با ‫اون احمق نواک حلش نمیکنی؟

‫این نصیحت دوستانه‌مه، ‫جلیقه نجات بگیرین.

‫گور باباش!

‫- نمیتونی منو با اینا ول کنی. ‫- میتونم و میکنم.

‫التماست میکنم.

‫باشه، میخوام دوباره کلارا رو ببینم.

‫پس قضیه اینه؟

‫یه سیل لازم بود بیای ‫و به دخترت اهمیت بدی؟

‫مگه سیل لازم بود ‫تو بالاخره بهم زنگ بزنی؟

‫- نه. به هیچ وجه. ‫- التماست میکنم.

‫تقریباً... دو ساله پاکم.

‫اون شیشه تو کوله ا‌ت شربت سرفه هست؟

‫گمشو!

‫اینجا هم مسئولیت خانوادگی داری!

‫گمشو!

‫یاشمینا، صبر کن.

‫چیه؟ عجله دارم.

‫خب، میتونم هر جا میخوای برسونمت.

‫در عوضش؟

‫صفر-پنج، ‫تصادف در خیابون شویذنیتسکا.

‫دریافت شد، ‫دو دقیقه دیگه اونجاییم.

‫مطمئنی قانونیه؟

‫مطمئن نیستم. اگه فرکانساشونو ‫رمزنگاری نکنن، تقصیر خودشونه.

‫خب چه خبر؟

‫وروتسواف مثل کلودزکو میشه؟

‫بدتر. کلودزکو یه رودخونه داره، ‫اینجا پنج ‌تا.

‫موج پنج رودخونه ‫تو یه جا یکی میشن.

‫اینجا همه چی زیر آب میره.

‫باغ ژاپنی غرق میشه. نمیدونم،

‫اون آپارتمان تازه بازسازی‌ شده ‫برای پاپ زیر آب میره.

‫کل این شهر عملاً غرق میشه.

‫اینجا بپیچ، میون‌ بره.

‫حس میکردم محلی ‌ایی.

‫اینجا پیاد‌م میکنی؟

‫- اینجا هیچی نیست. ‫- لطفاً اینجا پیاد‌م کن.

‫باشه.

‫یاشمینا، اگه چیز بدی گفتم، ‫ببخشید، قصد نداشتم.

‫نگران نباش، مشکلی نیست.

‫گوش کن، اگه بازم چیزی داشتی ‫بخوای بگی، کارت منو بگیر.

‫ممنون که رسوندی. خداحافظ.

‫ولی خودت میبینی که ‫همه دکترا مشغولن.

‫الان، تنها دکتری که وقت داره...

‫- دکتر بیاوکوفسکی، فکر کنم. ‫- پس برام نوبتش رو بگیر، لطفاً.

‫ولی اون اورولوژیسته.

‫دقیقاً همون چیزی که لازم دارم.

‫اوه. اورولوژیست بدون ارجاع؟

‫- دو تا بیمار برای نوبت، لطفاً. ‫- لطفاً انجام بدین.

‫خانم ترمر.

‫میتونی بیای دنبالم.

‫خب، چند تا شیشه لازم داری؟

‫دو تا. سه تا.

‫- تا حالا زیاد خوردی؟ ‫- حدود دو ساله.

‫ولی دارم کمش میکنم.

‫شاید کلاً قطعش کنی.

‫- ها؟ ‫- خب،

‫هیچوقت وقتِ مناسب برای ترک نیست، میدونی.

‫میگن خوشبختی ‫از وقتی شروع میشه که ترس تموم بشه.

‫چه قشنگ. حتماً یادداشتش میکنم.

‫- بفرما. ‫- مرسی.

‫بیمارستان آماده تخلیه‌ هست؟

‫تا حالا دستوری برای تخلیه نگرفتم.

‫تا وقتی بگیری، ‫دیگه خیلی دیر شده.

‫همه دارن تو تاریکی میچرخن.

‫- سلام. ‫- سلام، تو...

‫- خودتی. ‫- آره. آره، ام...

‫بابام هنوز اون توئه.

‫آه، معلومه. حالش چطوره؟

‫خیلی بهتر، مرسی.

‫تو اینجا چی کار میکنی؟

‫فقط چک ‌آپ، میدونی.

‫- اشکالی نداره یکی بردارم؟ ‫- بفرما.

‫نه، نه، آخریشه.

‫لطفاً، یه بسته کامل تو کوله‌ دارم.

‫خبر دیگه ‌ای از سیل داری؟

‫خب، بهتره سعی کنی

‫باباتو قبل یکشنبه ترخیص کنی، پس...

‫این خبر سیلِ.

‫باید برم، بعداً میبینمت.

‫چی کار کنیم، پروفسور نواک؟

‫خب، سخته قطعی بگیم.

‫نمیتونیم تصمیم نامطمئن بگیریم، میدونی.

‫خب، اگه آب واقعاً بره مرکز شهر چی؟

‫شمال میره، چند بار بگم؟

‫فقط با اوواوا، خب...

‫پیپکا، خفه شو، باشه؟

‫یانک.

‫یانک!

‫یانک!

‫سرهنگ.

‫- بله؟ ‫- باید استراخوخینو تأمین کنیم،

‫- احتمالاً کوواله... ‫- چی میگی "احتمالاً"؟

‫آره یا نه؟

‫بهتره ریسک نکنیم.

‫میگن یه بخیه به موقع نه تا بخیه میزنه.

‫باشه.

‫باید بیشتر آتش‌ نشان ها ‫و شبه ‌نظامیارو درگیر کنیم.

‫ببخشید، آندژی، پلیس، پلیس.

‫... به خاطر وضعیت بحرانی در وروتسواف

‫برنامه عادیمونو لغو میکنیم

‫طبق اطلاعات غیررسمی

‫از منابع نزدیک ستاد،

‫مرکز تاریخی شهر ‫با خطر شدید سیل روبروست.

‫ترمر، لعنتی.

‫میتونی بری جلو، خانم.

‫این قرقره قدیمی آلمانی نگه میداره.

‫ولی طنابش لهستانیه، مگه نه؟

‫طناب لهستانیه.

‫خطر سیل. آپارتمانو فوری ترک کنین. ‫هیئت مسکن

‫یاشمینا؟

‫وای خدایا، بچه عزیزم، واقعاً اینجایی.

‫آره. اینجام.

‫مامانت برای اومدن اینجا چی بهت گفت؟

‫حتماً خوشحال شد، مگه نه؟

‫آره. آره، مامان معمولی.

‫این مغازه رو چند وقته داری؟

‫آگوست سه سالش میشه.

‫قبلاً، کازیک یه ویدئوکلوپ داشت

‫ولی وقتی هولوگراما اومدن بستش.

‫بیچاره از استرسش ‫تصلب شرایین گرفت.

‫حالا خونه میمونه.

‫پس فکر کنم هنوز تو همون آپارتمان

‫- بالای مامانم زندگی میکنی؟ ‫- هیچ‌وقت از اونجا نمیرم.

‫بهاتا خیلی خوشحال میشه برگشتی، عزیزم.

‫میدونی پرستار بخش تو کاردیولوژی ‫تو ترائوگوتا شده؟

‫همیشه میخواست بیمارستان کار کنه، ‫خوشحالم براش.

‫ببخشید، میشه کمک کنین؟

‫- دارم میام، عزیز. ‫- خانم.

‫میخواستم بپرسم شانسی هست

‫مامانمو چند روز بیارین بالا؟

‫- به کوبا گفتم میتونم کمک کنم. ‫- کوبا؟

‫آه. نگفت داری میای سر بزنی،

‫ولی ازمون خواست مامانت رو چک کنیم.

‫آها.

‫چی امیدوارم

‫از طبقه همکف بیاد بالا. چند روز.

‫ها؟

‫پس راسته چی در مورد سیل میگن؟

‫نمیدونم چی میگن، ولی میدونم خوب نیست.

‫صبر کن. چطور قراره ‫از خونه بکشیمش بیرون؟

‫- خانم، عجله دارم! ‫- دارم میام، میام!

‫به شما گوش میده، خانم، همه هزینه‌ها ‫با من، پوشش میدم.

‫نگران نباش. باید برم. خداحافظ.

‫ولی صبر کن...

‫چطور تنهایی ازش مراقبت کنم؟

‫چی، خانم؟

‫اینا رو امتحان کن چرا؟

‫از باغ خودت.

‫ولم کن، باشه؟ مگه بچه‌ هستم؟

‫چرا همه دارن این‌ور اون‌ور میدون؟

‫قبلاً یکی داشت میمرد ‫باز قهوه میخوردن.

‫نمیدونم چرا.

‫- سلام. ‫- سلام.

‫لطفاً برین. داریم ویزیت میکنیم.

High Water subtitles in other languages

評論

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left