NCIS

NCIS

下載 Farsi Persian 字幕

第 23 季

發布資訊

NCIS S23E11 1080p WEB h264-ETHEL
由 warez 評論 warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 23 قسمت 11 NCIS 2003 زیرنویس فارسی سریال

標籤

webdl
發布於: 2026-03-15
下載次數: 16
聽障人士: No

Farsi Persian字幕預覽

前 200 行。

مراقب باش. واسه همینه که زود اومدیم

که قبل از بازرسی تو، همه‌چیز رو ردیف کنیم

و واقعاً از این بابت ممنونم

سرگروهبان، چاپلوسی نکن

فقط درست انجامش بده

حالا، حواست به نفست باشه

خودت رو منقبض نکن

اما زیاد هم شل نگیر

محکم، اما با ملایمت

انگار داری یه بچه‌گربه رو نوازش می‌کنی

فکر کنم با بچه‌گربه‌ها بزرگ نشدی

من لاک‌پشت داشتم

خب، ادامه بده. (آه می‌کشد)

فیوز که خودش جمع نمی‌شه

اگه واقعی بود، الان کارمون تموم بود

می‌دونم سرگروهبان، و واقعاً بابتِ

داری شوخی می‌کنی سرباز؟

رسماً هر چیزی

توی این اتاق برای کشتن تو طراحی شده

به خدا اگه سرت به بدنت وصل نبود، اونم یه جا جا می‌ذاشتی

ببخشید

خب، مشکلی پیش اومده سرباز؟

خیله‌خب، خیله‌خب. آروم باش. یه نفس عمیق بکش

بذار ببینم چی می‌تونم بفهمم

کسی از شما خبری شنیده؟

می‌شه یکم واضح‌تر بگی؟

آره، چون اگه در مورد بوفه‌ی املت سلفه

فکر کنم دیگه باید بی‌خیال اون رویا بشیم

نه، نه، صبحانه رو نمی‌گم. بخش تحقیقات جنایی ارتش

منظورت همون ان‌سی‌آی‌اس با لباس پلنگیه؟

همون‌ها. آخرین باری که با ارتش پرونده مشترک داشتیم

تبدیل شد به یه جنگِ تمام‌عیار سرِ قلمرو

آره می‌دونم. ولی بحثِ پرونده نیست

دارن با تعدیل نیرو روبرو می‌شن

تعدیل نیرو؟

شایعه شده که

دارن کل سازمان رو تعطیل می‌کنن

کل دایره‌ی تحقیقات جنایی رو؟

کی می‌گه؟ منابع خودم رو دارم

داریم در مورد یه سازمانِ کامل حرف می‌زنیم

مثلاً هزاران شغل و پرونده. مطمئنم

اگه واقعیت داشت، "ونس" یه چیزی می‌گفت

آره، البته اگه فرض کنیم ونس هنوز با کسی حرف می‌زنه

این اواخر به زور دیدمش

آره، شایعه شده که

بخش تحقیقات جنایی ارتش داره تعطیل می‌شه

و دارن پرونده‌هاشون رو می‌سپارن به ما

صبر کن، ان‌سی‌آی‌اس قراره گندکاری‌های اونا رو جمع کنه؟

پس تو هم یه چیزایی شنیدی؟

منم همین پچ‌پچ‌ها رو شنیدم، آره

اما اون‌قدری سابقه دارم که بدونم

شایعات مثل کپک می‌مونن

بهشون اکسیژن بدی، پخش می‌شن

صبح بخیر. دنبال مامور ویژه "جسیکا نایت" می‌گردیم

باشه. کی باهاشون کار داره؟

بخش تحقیقات جنایی ارتش، خانم

درخواست شده که در "فورت بل‌وار" با ما همکاری کنید

وضعیت اضطراریه

چه جور وضعیتی؟

اجازه نداریم بگیم

اما به محض اینکه برسید، در جریان قرار می‌گیرید

فکر کنم بهتره بری

ما رو در جریان بذار

تحقیقات ارتش از همین الان داره برای پرونده‌هاش کمک می‌خواد؟

یعنی شایعات واقعیت دارن؟

مطمئن نیستم، اما فکر کنم بدونم چرا نایت رو می‌خوان

"گروگان‌گیری در فورت بل‌وار"

یادت باشه، خودِ تیر باش

شماها نوک، بدنه و پرِ تیرید. منم کمانم

و با فرمان من، پرواز می‌کنیم

برید. سرگرد مالون؟

مامور ویژه ان‌سی‌آی‌اس، نایت. شنیدم دنبالم بودید

مامور نایت. خوشحالم که اومدید. بیا شروع کنیم

هنوز منتظر گزارش وضعیت هستیم

مالون: مظنون مَرده. مشخصاً عصبیه

دو نفر رو توی انبار مهمات با اسلحه گروگان گرفت

بعد ولشون کرد و خودش رو اون تو حبس کرد

پس من یه تلفن با خطِ ضبط‌شونده لازم دارم

نقشه‌ی انبار و دسترسی به دوربین‌های مداربسته

مشکلی هست؟

اوه، من بیشتر بهش می‌گم یه سوءتفاهم، مامور نایت

خب، برداشتِ من اینه که یه دلیلی داشته من رو آوردید اینجا

من یه مذاکره‌کننده‌ی آموزش‌دیده‌ام

خب، واسه یه دلیلی آورده شدی

اما نه اون دلیل

مذاکره کارِ منه

پس من واسه چی اینجام؟ اومدم تخمه بشکنم؟

تقریباً. راستش، تو خودِ طعمه‌ای

چی گفتی؟

بعضی از مظنون‌ها پیتزا یا همبرگر می‌خوان

اما این یارو نشسته

روی انبار مهماتی که برای با خاک یکسان کردنِ یه بلوک شهری کافیه

و فقط یه درخواست داشته

تو

گفت چرا؟

ادعا می‌کنه برادر کوچیکته

دلتا، آماده باش. بله قربان

باشه

پس تو برادر کوچیکتر نداری

نه. فقط یه برادر بزرگتر تو هوستون دارم

و یه خواهر کوچیکتر که تو یه معبد توی هند زندگی می‌کنه

خب، این یارو خیلی اصرار داشت، پس اگه اون

فامیلت نیست، پس کدوم غریبه‌ایه؟

فقط یه راه برای فهمیدنش هست

وایسا

ما هنوز نمی‌دونیم این یارو کیه یا هدف نهاییش چیه

اما عصبیه و تعادل نداره

داری بدون آمادگی می‌ری تو دلِ ماجرا

پس باید در مورد پروتکل کاملاً شفاف باشم

من نیومدم اینجا خودسرانه عمل کنم. اومدم که ارتباط برقرار کنم

خب، می‌فهمم. اما توی این چادر

من فرمانده‌ام، تو فرمان‌بر

من هدایت می‌کنم، تو دنبال می‌کنی

آهان

پس فقط نزن پام رو له کن

مرد: امیدوارم خودش باشه، مامور نایت

نایت: خودمم

حالا باید بدونم دارم با کی حرف می‌زنم

جس؟

منم

رایان. رایان هارپر

رایان هارپر؟

خبرچین قدیمی من؟

آره

یادته بهم چی می‌گفتی؟

"برادر کوچیکه." اسم رمزت بود

ما اون باند مواد مخدر رو متلاشی کردیم. آره، و تو من رو نجات دادی

می‌دونی، بهم گفتی لیاقتِ یه فرصت بهتر رو دارم

آره، واسه همین رفتی ارتش

می‌دونی، این بساطی که راه انداختی

فقط برای اینکه با من تماس بگیری، خیلی زیاده‌رویه

آره، خب، من

سعی کردم به موبایلت زنگ بزنم، اما انگار عوضش کردی

شمارت رو. واسه همین

من فقط... ببین

من فقط، واقعاً... (ناله می‌کند)

الان واقعاً به کسی نیاز دارم که بتونم بهش اعتماد کنم

خب، چطوره با این شروع کنی که بهم بگی

چه خبره آخه

چون اون آدمی که من می‌شناختم، جونش رو برای شنود گذاشت

نه برای اینکه یه انبار رو گروگان بگیره

من... نمی‌خوام به کسی آسیب بزنم

می‌دونی؟ فقط... فکر کردم اینجا خالیه

می‌دونی؟ یه جایی که بتونم

برم و ذهنم رو آزاد کنم

و بعد اون دو تا سرباز اومدن

و منم... اسلحه‌ام رو کشیدم

و... (ناله می‌کند)

اشتباه بود

یه اشتباهِ احمقانه بود

و گذاشتی برن. این کار خوبی بود

آره، اما بعد پلیس‌های نظامی سر رسیدن

و بلافاصله بعدش هم بازرسی ارتش، که اصلاً خوب نیست

خب چرا بده؟

درست قبل از اینکه بیای به انبار، چه اتفاقی افتاد؟

نه! نه. نه تا وقتی اونا دارن گوش می‌دن

نمی‌تونم بهشون اعتماد کنم. جز تو به هیچ‌کس اعتماد ندارم

پس بیا بیرون تا با هم حرف بزنیم

نمی‌تونم این کار رو بکنم. نه، تو باید بیای تو

که این بن‌بست رو تبدیل به گروگان‌گیری کنم؟

عمراً

نایت: خیله‌خب، چطوره عقده‌هامون رو

سرِ چیزایی که منفجر می‌شن خالی نکنیم؟ (آه می‌کشد) دارم سعیم رو می‌کنم جس

دارم می‌کنم، اما واقعاً

همه‌چیز به هم ریخته. من نیاز به کمک دارم

و منم اینجام که بهت کمک کنم

پس لطفاً فقط آروم باش و با من حرف بزن

می‌گی بهم اعتماد داری؟ ثابتش کن

برو... اول برو "اولین" رو ببین، بعد بهم زنگ بزن

اولین کیه؟

مادرشه. توی "سافک" زندگی می‌کنه

می‌تونم تا ۲۰ دقیقه‌ی دیگه یه تیم از ان‌سی‌آی‌اس رو بفرستم دمِ خونه‌اش

شاید اون یه چیزی بهمون بگه

بعید می‌دونم

طبق پرونده‌های گروهبان هارپر

مادرش اکتبرِ پارسال فوت کرده

اگه رفیقت

دست از ور رفتن با این مهماتِ سنگین برنداره

و سراغ فک و فامیل‌های مُرده‌اش رو نگیره

مجبور می‌شیم قضیه رو به روشِ سخت تموم کنیم

مالون: خیله‌خب، تیم آلفا، برید به ارتفاعات

سرگرد مالون، فکر کنم باید یکم ترمز دستی رو بکشیم

ترمزی در کار نیست

من یه مظنون روانی توی یه اتاقِ پر از مهمات دارم

گروبان هارپر نمی‌خواد به کسی آسیب بزنه. بذارید من تلاش کنم

بفهمم چرا این‌طوری بهم ریخته

اون چه نسبتی باهات داره؟

بهتون گفتم. یه خبرچین قدیمی

تا حالا ندیده بودم یه خبرچین توی بن‌بست اسمِ من رو صدا بزنه

هفت سال پیش

هارپر خودش رو به خطر انداخت تا کار درست رو انجام بده

ده ماه شنود به خودش بست و هر روز جونش رو کف دستش گذاشت

و فقط به این خاطر از پسش بر اومد

چون به من اعتماد داشت که حواسم بهش هست

و منم الان همین رو بهش بدهکارم

من از این فرصت‌ها ندارم

از نظر من، اون مثلِ یه شعله‌ی لرزان توی بشکه‌ی باروته

هارپر اسمی از مادرش آورد. باید این قضیه رو پیگیری کنیم

این ممکنه کلیدِ نجات دادنش باشه

ببین، اگه دوست داری می‌تونی پای تلفن منتظر بمونی

More Farsi Persian subtitles for NCIS

評論

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left