前 200 行。
« اين ماجرا در تگزاس اتفاق افتاد »
."روث"، هي، "روث"
کجا داري ميري؟ - خونه -
.خونه که اونطرفـه - .اونجا خونه من نيست -
برميگردي خونه مامانت؟
.تا اونجا 24 کيلومتر راهـه - .خودم ميدونم چقدر فاصلهست -
.خيلي خب، پس منم باهات ميام
.هر کاري ميخواي بکن - ...من ميخوام -
.تو رو برگردونم خونه - چرا به "فردي" گفتي -
تنهایی کار رو انجام میدی؟
فکر نميکنم همچين حرفي زده باشم، ولي
.اگرم گفته باشم منظورم از "خودم" ، خودم و تويي
.هميشه منظورم خودم و تويي
هي، ميخواي از پيشم بري؟
.نه، ترکت نميکنم ...هيچکس کسي رو
.چون همين الان بگم من اول ولت کردم
.اصنم خندهدار نيست
.نه من از پيشت ميرم، نه تو از پيشم
.چون اگه بري، من ميام دنبالت
.دلم نميخوام برم زندان - .نميريم زندان -
.اون خراب شده هم خونه نيست - .خب، دارم درستش ميکنم -
و فکر کنم
.حاملهم
يعني، داريم بچه دار ميشيم؟
عصباني نيستي؟ - .نـه -
.مامانم بزرگش ميکنه
.بسه، غلغلکم مياد - ...خب هدف همينه ديگه -
.که آهنگ بخوني - .خب حرف بزن -
خستهاي؟
.خب
.چيزي نميشه
.تا 5 دقيقه ديگه برميگردم
دنبال یه سری
مظنون هستیم - ...اينجوري بگم که وقتي ميري اونجا -
.حس ميکني شيطان رو ميبيني
.همه ماشينها براي نيروي کمکي .تکرار ميکنم، همه ماشينها براي نيروي کمکي
.تمامي نيروها - .اه، خيلي خب، خانومي صورت حساب ما رو بيار -
.من تير خوردم - .واي، من به يه نفر رو زدم -
.فکر کنم يکي رو زدم
.اشکالي نداره
.واي خدا
.فکر کنم يه نفر رو زدم - .لعنتي -
.تفنگ رو بده من . "ميگم تفنگ رو بده من " روث
چيکار داري ميکني؟ - .گوش کن ببين چي ميگم -
.ما بلند ميشيم و ميريم بيرون
.من جلو ميرم
.تو پشتم بيا. نقشه اينه
.نه، ما ميتونيم، اگه فرار کنيم موفق ميشيم
.نه "روث" ، نميشه - .چرا، ميشه -
.اگه اينجا بمونيم بهمون تيراندازي ميکنن
.درست همينجايي که هستيم ميزننمون
.نه، خواهش ميکنم
.من ميرم
.من ميرم .من نميخوام بيوفتم زندان
.بايد بهشون بگي همهش کارِ من بوده
.بگو من و "فردي" همه کارا رو کرديم
.تو تفنگ دستت گرفتي چون من دادمش بهت
.بگو ترسيده بودي و من دادمش بهت
.سريع آزاد ميشم و ميام پيشت
.تو فقط منتظرم باش
.قول ميدم ميام پيشت فقط منتظرم بمون، باشه؟
.منتظرم بمون
پسرم رو از دست دادم، که فقط تو ميموني
."و "باب .فقط مسئله اينجاست که "باب" حق انتخاب نداشت
."گيج شدم "روث ...من شما رو آوردم تو خونهم، تو و "باب" رو
.مثل بچه خودم بزرگ کردم آخه چطور همچين کاري ميکنين؟
.ما فقط کاري رو ميکرديم که شما بهمون ياد دادين
پسره يا دختر؟
معلوم شده؟ - .نه، نميدونم -
خب، ميخواي چه کار کني "روث"؟
.منتظرش ميمونم - ...روث " عزيز" -
.ديشب دوباره خوابت رو ديدم
.فکر کنم هر شب و اکثر روزها خوابت رو ميبينم
.صورتت رو با ذهنم نگه ميدارم .صدات رو توي سرم ميندازم
به موهات فکر ميکنم
.که داره بلند ميشه ...به شکمت
.که بزرگتر ميشه بعضيا از پشيموني حرف ميزنن
.ولي من از هيچي پشيمون نيستم
.واسه کارایی که کردم ما اون کارا رو کردیم
و واقعا همین هستیم ميدونم قبل از اينکه اين جمله رو بخوني
.خطش ميزنن، ولي ميدونم که ميفهمي چي نوشته
هر روز بيدار ميشم و به اين فکر ميکنم
امروز روزيـه که ميبينمت .و يکي از همين روزا اين اتفاق ميوفته
و تا اون موقع
.واست نامه مينويسم .هر روز واست نامه مينويسم
و يه روزي يه نامه به دستت ميرسه و وقتي بالا رو نگاه ميکني
.ميبيني منم که نامه رو ميدم بهت
اون موقع ميتونيم بيخيال کلمات بشيم و من صورتت رو لمس ميکنم
.و ميبوسمت
باب مالدون " بيداري؟"
.بله - .بچهت دختره -
دخترمون رو بغل ميکنم
.و ميريم يه جاي خيلي دور
.واسم نامه بنويس، هر وقت تونستي
. "با عشق، " باب
.مامان، مامان
.مامان، مامان
.صبح بخير - .ماماني -
خوب خوابيدي؟ - .آره -
گرسنهاي؟ - .نه -
.چي شده؟ بيا اينجا ببينم
.بيا باهم بخوابيم
! ماماني ببين چي پيدا کردم
چي پيدا کردي؟ - .بچه گربه -
اينا ديگه از کجا اومدن؟ - .نميدونم -
چندتايين شما؟
خيلي کوچولويي تو، مگه نه؟
مامانت کجاست؟
واسه چي گريه ميکني، هان؟
.شايد منو ميخواد - چي؟ -
.شايد منو ميخواد - .شايد -
.ولي تو هنوز غذات رو تموم نکردي
".و اسب کوچولو دويد و دويد"
"ميدويد و روباهها دنبالش و صداي عوعو شون رو ميشنيد"
و گرگها افتادن دنبالش و صداي زوزهشون رو ميشنيد
".ولي ميدونست که نميتونن بگيرنش"
.خرس - .آره، يه بچه خرسـه -
.بابات عاشق خرسهاست .قبلاً باهاشون کشتي ميگرفت
.ميزدشون زمين، پوزشون رو به خاک ميماليد
.سيلوي " کفشات رو بپوش"
.باشه
.سلام - . "صبح بخير حانوم " گاتري -
.اميدوار بودم قبل از اينکه برين سر کار ببينمتون
مشکلي پيش اومده؟ - .ميخواستم باهاتون صحبت کنم -
چندتا گربه داري؟ - .4 تا -
چهارتا؟ اسم اين يکي چيه؟
. "ويلو"
.به نظر من که بهش ميخوره اسمش "جيمي" باشه
اين گربهها رو از کجا آوردين؟
.بشين - .تو حياط پيداشون کرديم -
.ممنون - .فکر کنم مامانشون مُرده بود -
ميخواين چندتاشون رو بگيره ازتون؟
.ديگه عرضه نگهداري از چندتا بچه گربه رو دارم
همونطور که گفتم
دارن آماده ميشن که خبرتون کنن برين اداره
.و خبرش همه جا ميپيچه
.فکر کردم بهتر باشه از زبون يه دوست بشنوين
چي رو بشنوم؟
.باب " تا الان 5 بار سعي کرده بود فرار کنه"
از اين موضوع خبر داشتين؟ - .نه قربان -
.خب، شايد شش عدد شانسش بوده
کسايي که باهاشون فرار کرده
"وقتي ميخواستن نزديکاي " بارتسويل .سوار يه قطار به سمت شمال بشن، دستگير شدن
.شايد "باب" هم کار اونا رو بکنه
.شايد ديگه گم و گور شده باشه
.شايد
تو چي فکر ميکني؟
.نميدونم
کسي خبري ازش نميگرفت؟
.نه
اون نامهها چي؟
.قبل از اينکه فرستاده بشن همه ميخوننشون .چيزي توشون نيست
بازم ميشه بيارينشون؟
.هرکاري بگين ميکنم، ولي اون برنميگرده
اگه دارين به اين مسئله فکر ميکنين .بايد بگم دنبال من برنميگرده
! "روث"
چيزي بهت نگفت؟ ميگم چيزي بهت نگفت؟
.نه، هيچي نگفت
.عجب! فکر ميکردم از تو بيشتر از من خوشش مياد
ميگم بذارش به عهده من، ميشه؟
.خب، "پت" تو کسي هستي که اون بهش شليک کرد
.اجازه ميدم تو کسي باشي که ميگيريش - .باشه -
.ببخشيد دير کردم
.مجبور شد يه کم بيرون بمونه .با "مايلز" دعواش شد
چرا با اون پسرا دعوا کردي؟
.مسخرهم ميکردن
.واسه دعوا بايد دلايل بهتري داشته باشي
.بيا ببينم، بيا بغلم
.عصر بخير - .سلام -
.سلام کوچولو - .سلام -
.امروز چه خوشگل شدي
تولدت نزديکه، مگه نه؟
خب، ليست مهمونات رو آماده کردي؟
.روش کار کن، بگو مامانيت کمکت کنه
.اخبار رو شنيدم
نميخواي راجع به چيزي حرف بزنيم؟
.همه فکر ميکنن من يه چيزي ميدونم که بهشون بگم
.ولي من هيچي نميدونم
.ميگن ردش رو توي "مونتانا" زدن
فکر ميکني توي "مونتانا" ست؟
ميتونم به يه سري زنگ بزنم
.ببينم چي کار ميتونم بکنم که اين قضايا رو تموم کنم
.خودم همين الان ميتونم تمومش کنم
تنها کاري که بايد بکنم اينه که
.حقيقت رو بگم
.ببخشيد خانوم
خانوم؟
.همينجوري مستقيم توي اتوبان برو
حالا اينجا کجاست؟ - چي؟ -
اينجا کجاست؟ کدوم ايالتـه؟
."ميزوري" - ميزوري"؟" -
.من ميشناسمت
چطوري صداش ميشه؟
کنارش يه
.آره، آفرين
ميخواي کجا بري؟
.يه سمتي که هنوز کشف نشده
.نميدونم
خب
چطوري اون کارو کردي؟
No comments yet. Be the first to leave one.