前 200 行。
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
پروفسور گرویل؟
حالتون خوبه؟
خوبم.
دارم برمیگردم دانشکده.
اونجا نایست تماشا کنی، برگرد سر تمرین، بهش نیاز داری.
انگار داری به یه گربه گوش میدی،
که بالا میاره.
هلن؟
هلن!
خدای من!
خدای من یکی کمک کنه لطفا! یکی کمک کنه!
فصل دوم، قسمت دوم
خب، وقت ناهاره.
خوب بود.
- خدافظ. - خدافظ.
- سلام. - سلام.
خوب به نظر میای.
مرسی. خودت عرق کردی حسابی.
آره، حسابی داشتیم میزدیم به دلش.
هی، تو پیشنس هستی دیگه، درسته؟
آره، سلام.
پیشنس ایوانز.
سلام پیشنس ایوانز.
- این وایولت، چونگ و رامی هستن. - سلام.
جمعه میای اجرای ما؟
- من... من نمیدونم... من... - مهم نیست.
یه پاب داغونه.
- هی، تنها اجرامونه. - راست میگه.
باشه، بریم. ناهار خوبی داشته باشین شما دوتا.
- خدافظ. - خدافظ. - میبینمتون.
ببخشید، اجرا خیلی حال و هوای من نیست.
نه نه، اشکالی نداره، اوکیه.
خب، ناهار.
نمیدونستم چی دوست داری
ولی یه جا تو شمبلز رزرو کردم.
من...
شوخی میکنی؟
واقعا بابت این معذرت میخوام.
- یه وقت دیگه ناهار میخوریم، باشه؟ - باشه.
- باشه. خب خدافظ. - خدافظ.
خانم ایوانز، شما هم اینجایین.
- بفرمایین. - ام...
نمیدونم اصلا قرار بوده من...
...اینجا باشم.
خب، این که به جایی نرسید.
ببخشید بیخودی کشوندمت اینجا.
- بیخودی؟ - آره، یه حادثه بوده.
واضحه که اون خانوم لیز خورده،
افتاده و استخون پشت سرش شکسته.
همون لحظه که خورده زمین مُرده.
همون لحظه؟ مطمئنی؟
کاملا.
یه شکستگی گیجگاهی پایین جمجمه اش هست.
ببین، از گوشش خون اومده.
نه.
ببخشید؟
نه، خونریزی مال شکستگی نیست،
اون باید قبل تر اتفاق افتاده باشه.
چی باعث شده اینو فکر کنی؟
خب ببین، خونی که رو دست چپشه.
اگه قبل افتادن مُرده بود،
نمیتونست گوشش رو لمس کنه.
فرضیه جالبیه.
ببخشید، من فقط... باید برم.
خب، اینجا چی داریم؟
خب، در نگاه اول آدم فکر میکنه حادثه بوده،
ولی یه احتمال قانع کننده دیگه اینه که
قربانی قبل از افتادن مُرده بوده.
کسی به ذهنت میرسه که بخواد به هلن آسیب بزنه؟
نه.
نه، همه دوستش داشتن.
و هر دوتاتون دانشجوی موسیقی بودین، درسته؟
جای خوبی واسه تمرینه.
خیلی از دانشجوها اینجا تمرین میکنن.
مخصوصا وقتی کنسرت بزرگ داریم یا یه چیز اینجوری.
ونسا.
خیلی متاسفم.
زودتر میومدم، گیر دکتر افتادم.
بازرس مونرو، پلیس شهر یورک.
اینم گروهبان هانتره.
شما؟
برنی هادسون.
من سرپرست مشاوره ونسا هستم.
و روان درمانگر غیررسمیش.
کار میتونه برای دانشجوها سخت باشه.
خیلی سخت کار میکنن.
آره، فکر کنم رقابتش بالاست.
برای این بچه ها آسون نیست.
باید واقعا بخوایش.
خب، به همه چی اینجا دسترسی داری؟
آره، همه ضبط های تمرین رو دارم.
خب چی، پلیسی؟
آره، اونجا کار میکنم.
فهمیدم.
اینجاست.
آره.
صبر کن، وایسا، میشه...
- ببخشید، میشه یه ذره برش گردونی؟ - چرا؟
یه صدای حرف زدن زیر موسیقی شنیدم.
فکر نکنم.
آره، همینه. همینجا.
میشه جداش کنی؟
سخته، ۴۲ تا میکروفونه.
سعی میکنم.
ببخشید.
شنیدم ضبط تمرین ارگ دانشجوها رو دارین؟
درسته؟
من بازرس مونرو هستم، پلیس یورک.
آره، دارم روش کار میکنم برای همکارتون.
ایوانز، فکر میکنی داری چیکار میکنی؟
من فقط... فکر کردم یه چیز عجیبی تو ضبط شنیدم...
چطوری اصلا اونو شنیدی؟
راستش شنوایی بیش فعال دارم،
بعضی وقتا چیزایی میشنوم که بقیه نمیشنون.
- خب چی شنیدی؟ - اینو.
برو بیرون هلن!
یه بار دیگه این کارو بکنی میکشمت!
اون جان گرویله.
- استاد ونسا؟ - آره.
چی، اونجا بوده؟ تو تمرین بوده؟
اینطوری به نظر میاد.
پس یعنی صحنه جرم رو ترک کرده.
صحنه جرم؟ فکر میکردم حادثه بوده.
فکر کنم باید تک تک اون میکروفون ها رو جدا کنیم.
چیه، بیشتر از یکیه؟
آره، ۴۱ تای دیگه.
خب، بهتره شروع کنیم.
خب، میخوای بگی اینجا چیکار میکنی؟
آره، فقط میخواستم کمک کنم به پرونده.
اصلا از کجا درباره پرونده میدونی؟
من همین الان از اونجا اومدم،
با الیوت اسکات از پزشکی قانونی بودم وقتی تماس رو گرفت
چون قرار بود با هم ناهار بریم.
صبر کن، صبر کن.
گرفتم. آره.
ظاهرا این استاد آدم دهن پرکنیه.
آره، شنیدیم.
شهرت خفنی داره،
کلی از شاگرداش موفق شدن،
ولی وسط کلی پرونده زورگویی هم بوده.
دو تا شکایت رسمی، هردوشون بایگانی شدن،
و کلماتی مثل خودشیفته، روان پریش خودبزرگ بین هم توش بوده.
دلنشین به نظر میاد.
باشه. کشف خوبی بود. بیارینش.
و یه سر هم به خونه هلن مرچنت بزنین.
ویل رو هم ببر. ببین چی در میاد.
باشه.
چی گوش میدی؟
ام، یه کپی از تمرین گرفتم چون یه چیز عجیبه.
آره، یه زن وسطش مُرده.
نه، نه، اونش نیست.
خب پس چی؟ چی شنیدی؟
هی، هدفون.
هدفون!
یه سری ایده خفن داریم.
نه فقط برای پلیس یورک، برای خودت هم.
آره؟
باید پروفایلت رو آنلاین بالا ببریم.
کلیک و لایک جمع کنیم.
بکشیمت بیرون جلوی چشم.
من که نامزد انتخابات نیستم.
خب، باشه.
ولی رئیس پلیس خیلی جدی فکر میکرد لازمه،
با توجه به نتایج نظرسنجی اخیر.
خب جواب دادن به نظرسنجی جزو ذات کار پلیسه.
آره، میفهمم.
رو مخه، نه؟
همه این روزا احتیاج به دلگرمی دارن.
غذات چطور بود؟ ارسالت چطور بود؟
ولی...
...میشه ازش به نفع خودت استفاده کرد.
یعنی چی؟
در مورد تو، داریم به یه تغییر برند اساسی فکر میکنیم.
فکر میکنیم اگه صمیمی تر به نظر بیای خیلی کمک میکنه،
مهربون تر.
پدرانه.
- سلام. - سلام.
شماره خون آشام رو درآوردم.
از کدی که مامانت گذاشته بود؟
آره، از نیش.
پیداش کردم.
۸۳۲۱...
آره، ولی راستش نمیفهمم معنیش چیه.
به سیستم قدیم میخوره.
سیستم قدیم؟
آره، سوابق کیفری،
قبل از اینکه کل سیستم رو عوض کنن، قبل از زمان تو.
واقعا؟
پرونده ها اینجوری شماره میخوردن.
فکر میکنی شماره یه پرونده قدیمیه؟
ارزش امتحان کردن رو داره.
باشه.
شاید من بتونم کمک کنم؟
بله.
بله، ممنون آقای گیلمور.
چرا زود تمرین ونسا رو ترک کردین؟
- حالم خوب نبود. - متاسفم. الان بهترین؟
- میتونیم یه لیوان آب بدیم. - خوبم.
No comments yet. Be the first to leave one.