前 200 行。
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
هنوز هیچ خبری نیست، تمام.
میرم اون پایینو بررسی کنم
تـرجـمه از مـرتـضـی راکـی
هی، روبراهی؟
ببخشید، فقط دنبال یه آهنگم.
خب، بیا دیگه.
یه مدت همه رو نمیبینیم.
باشه، ببخشید.
راستی، همه فکر میکنن این خیلی باحاله.
ما ست کردیم.
عزیزم؟
آره، یه لحظه صبر کن.
واقعا موافقی با این قضیه پیش بری؟
آره، اون خیلی ذوق داره.
مطمئنی این چیزیه که خودت میخوای؟
منظورت چیه؟
میدونی، من عاشقش بودم، ولی مدتهاست که دیگه اون آدم سابق نیست.
نمیترسی از اینکه چقدر وقته که شما دو تا...
مثلا، میدونی، چرا این کارو قبول نمیکنی
و یه پسر روستایی پیدا نمیکنی که واقعا باهات حال کنه؟
هی.
اوه، چه باحال
میدونستم هنوزم موزیک کار میکنی.
آره، در واقع دارم یه EP جدید تموم میکنم.
باحاله.
هی، هنوز با همون لیبل کار میکنی؟
احتمالا این بار خودم منتشرش میکنم.
ولی، هی، شنیدم شما برای کل تور ساند آف رزرو شدید.
این خیلی باحاله.
داداش، باید برگردی به لیبل.
اونا کلی برنامه برات رزرو کردن.
کاملا درسته.
آره، نه، باید برگردم به لیبل.
اون هنوز کلی درگیری داره.
راستش، این یکی دیگه از دلایلیه که
فکر میکنم این اسبابکشی برای هر دومون خوبه.
باشه.
این خیلی هیجانانگیزه.
فکر میکنی اون میدونه؟
هیچجوره نمیدونه.
میدونی، ما برای تور به یه گیتاریست نیاز داریم.
چی، جدی؟
فکر کردم، میدونی، با این اسبابکشی، تو دیگه کنار کشیدی.
لعنتی.
منظورم اینه، میتونم با میلی چک کنم، ولی...
وقتی با خواهرم شروع کردی به قرار گذاشتن، فکر کردم شاید اونو باحالتر کنی.
ولی به جاش، اون تو رو...
هی، گمشو مرد.
این باحاله.
فقط اینه که وقتی بمیرم، نمیخوام زندگی یکی دیگه جلوی چشمام رژه بره.
من میرم.
تور.
اوه، این خیلی باحاله.
اوه، کلی تمرین داره.
برمیگردم.
اصلا اونقدر دور نیست.
ولی خیلی لعنتی دوره.
ببین، این خیلی هم موضوع مهمی نیست.
فقط چند ساعت فاصلهست.
میگه یه آدم پررو.
اون نمیتونه رانندگی کنه.
هی، کی تو شهر نیاز به رانندگی داره؟
معلومه که ما، اوم، خیلی دلمون براتون تنگ میشه.
این گروه دیوونه، میدونی، اوم، این خانوادمه.
خب؟
اوم، ولی من، خیلی به میلی افتخار میکنم.
تو مهربونترین و فداکارترین آدمی هستی که تا حالا دیدم.
این بچهها حتی نمیدونن چقدر خوششانسن که
یکی رو دارن که واقعا به تحصیلشون اهمیت میده.
خب، اوم، آره، همهچیز یه کم تلخ و شیرینه.
یه کم میترسم، ولی، اوم، بیشتر هیجان دارم
برای قدم بعدی تو زندگی مشترکمون.
هورا!
آره.
همینه.
باشه، آروم باش.
فقط یه تغییر منظرهست.
عزیزم.
جلوی کسایی که برامون از همه مهمترن، میخوام
ازت بخوام که بقیه عمرت رو با من بگذرونی.
شوخی میکنی؟
اوم.
اوه.
آره، آره، معلومه، آره.
من، من، من میخوام.
من، ببخشید.
من خیلی افتضاحم، باشه؟
فقط، من، نمیدونستم چی داره میشه و هنگ کردم.
هنوز اینو میخوای، درسته؟
حالا دیگه یه کم دیر شده، نه؟
آره، خیلی لعنتی دیر شده.
ولی بازم، اگه حالا جدا نشیم، بعدا سختتر میشه.
چی؟
صبر کن، صبر کن، صبر کن، مثل جدا شدن کامل؟
این چیزیه که تو میخوای؟
نه، معلومه که نه.
نمیدونم.
تو از وقتی که... خیلی دوری، و این اشکالی نداره، معلومه.
فقط اینه که تو هیچوقت باعث نشدی من احساس عدم اطمینان کنم.
عدم اطمینان از چی؟
اگه همدیگه رو دوست داریم، یا فقط به هم عادت کردیم.
هی.
هی.
ببخشید، باشه؟
ببخشید.
فکر کنم زیادی خوردم.
اشکالی نداره.
هی، هی، دوستت دارم، دوستت دارم.
منم دوستت دارم.
همه میدونن تو به من بیشتر نیاز داری تا من به تو.
ما به این میخندیم.
چی؟
ناراحت بودن از من باعث نمیشه تو کمتر شکستخورده باشی.
چرا اینو میگی؟
میتونی ازشون بخوای برن؟
کیا؟
نمیتونم بخوابم وقتی اونا دارن بهمون زل میزنن.
صبح بخیر.
معلومه دلت برای صدای ترافیک تنگ نشده.
چند وقته بیداری؟
زیاد نه.
فکر کردم یکی از اینا باید قهوهساز داشته باشه.
فکر میکنی من ازت ناراحتم؟
خب، حالا.
ببخشید.
هنوز نصفه خوابم.
چون داری به رویات نگاه میکنی، دختر.
حتما همینجوریه.
حالا که اینجایی، میتونی یه چیزی بیاری داخل؟
حتما.
آره.
اوه!
کمک!
وای خدای من.
نذار بگم نه!
این نگرانکنندهست.
مال باباته؟
شاید بتونم باهاش ایوون پشتی رو درست کنم.
هیچوقت نذاشت ازش استفاده کنم.
عزیزم، این بو رو حس میکنی؟
دارم جیش میکنم.
واقعا هیچ بویی حس نمیکنی؟
چی شده؟
عزیزم؟
داری چیکار میکنی؟
پیداش کردم.
چی؟
اوه!
وای خدا.
از کجا میدونستی باید دنبالش بگردی؟
ببخشید.
سلام.
اینو از خونه آوردی یا از قوطی من برداشتی؟
چی؟
اوه، ببخشید.
فکر کردم فقط برای کارمنداست.
ولی من ندارم...
شکر؟
نه، مرسی.
چقدر تو دردسرم؟
وای خدا.
به کارول کاری نداشته باش.
اون حس مالکیت داره روی کیسههای خشک قدیمی چون خودش یکی از اونهاست.
خانم ویلسونه، درسته؟
میلی.
من جیمیام.
- خوش اومدی. - مرسی.
باید بگم، خیلی خوشحال شدم که این موقعیت رو قبول کردی.
رزومهت واقعا توجهم رو جلب کرد.
دیدیش؟
آره، خب، من تو کمیته استخدامم.
میخوای بشینی؟
آره، خیلی ذوق داشتم که یکی با
کیفیت تو به این گوشه کوچیک ما علاقهمند شده.
اوه، شوخی میکنی؟
من هیجان دارم.
مدرسه قبلیم خیلی بزرگ بود.
دانشآموزا و کارمندا همه گم میشدن تو شلوغی.
اینجا امیدوارم واقعا بتونم به این بچهها بهعنوان آدمای جداگونه کمک کنم.
اوه، اشتیاق!
تقریبا یادم رفته بود این چیه.
خب، جا افتادی؟
تو و شوهرت؟
ببخشید، زنت؟
یا... من و... خدا، دوستپسر خیلی بچگونه به نظر میاد.
پارتنر؟
تیم من؟
من و... من و پارتنر پسرم، تیم.
تا حالا، اوم، گشتی زدی؟
پارتنرها؟
وای خدا، نه.
نه.
نه، منطقه.
تا حالا... تا حالا... مثلا، کجا اسبابکشی کردید؟
ما، اوم، ته جاده پیت هستیم.
این خیلی به سبک شهرای کوچیکه که بگم، ولی فکر کنم همسایهایم.
من تو خونه زرد سر نبشم.
No comments yet. Be the first to leave one.