Patience

Patience

下載 Farsi Persian 字幕

第 2 季

發布資訊

Patience S02E04 The Timetable 1080p WEB-DL AAC2 0 H 264-NESTED
由 NESTED 評論 NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

標籤

webdl
發布於: 2026-02-10
下載次數: 56
聽障人士: No

Farsi Persian字幕預覽

前 200 行。

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

‫NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫ممنون.

‫آره. انگار همه چی ردیفه.

‫بفرمایید اینم از این. ‫خیلی ممنون. خوش بگذره.

‫سلام لولا. بهت خوش بگذره.

‫خب رسیدیم.

‫آماده ای؟ سه، دو، یک.

‫من فقط لولا رو یه جا مستقر کنم. ‫حتما.

‫حالت خوبه جوجه؟

‫من برم بابات رو پیدا کنم بیام.

‫نه و بیست و دو دقیقه، یورک.

‫نه و سی و سه دقیقه، چرچ فنتون.

‫نه و چهل و دو دقیقه، گارفورث.

‫نه و پنجاه و نه دقیقه، لیدز.

‫ده و هشت دقیقه، نیو پادسی.

‫ده و هجده دقیقه، بردفورد اینترچنج.

‫ده و بیست و نه دقیقه، هلیفکس.

‫ده و چهل و یک دقیقه، هبدن بریج.

‫یازده و دو دقیقه، برنلی منچستر رود.

‫یازده و دوازده دقیقه، اکرینکتون.

‫یازده و بیست دقیقه، بلکبرن.

‫یازده و چهل دقیقه، پرستون.

‫یازده و چهل و نه دقیقه، کیرکهام اند وشام.

‫یازده و پنجاه و هفت دقیقه، پولتون لی فایلد.

‫دوازده و چهار دقیقه، بلکپول نورث.

‫خانم ها و آقایان،

‫مواظب روح عروس سرخ پوش باشین.

‫قرن ها پیش، اون درست صبح روز عروسیش

‫به طرز وحشتناکی کشته شد،

‫و از اون موقع تا حالا برای انتقام ‫توی این صومعه پرسه میزنه.

‫سلام. سلام. سلام پیشنس. ‫سلام پیشنس.

‫- سلام. ‫- باید اینجا یه اجرا بذاریم.

‫وای خدا. حتما. ‫باید این کار رو بکنیم. محشره.

‫خیلی قشنگه.

‫خیلی زیباست.

‫اگه دنبالم بیاین،

‫میبرمتون درست همون جایی که

‫یه ارباب محلی متهم به جادوگری شد

‫و زنده زنده لای دیوار صومعه حبسش کردن.

‫هنوزم میتونین صدای ‫جیغ های خفه اش رو بشنوین.

‫اون منم، من همون اربابم.

‫ام، اشکالی نداره اگه ‫این بچه ها هم باهامون بیان؟

‫نه.

‫ببخشید همگی، باید از سرم میپروندمش.

‫- حالت خوبه؟ ‫- آره، خوبم.

‫خیلی خب، اوکی. حالا از این طرف.

‫نه و بیست و دو دقیقه، یورک.

‫نه و سی و سه دقیقه، چرچ فنتون.

‫نه و چهل و دو دقیقه، گارفورث.

‫نه و چهل و هفت دقیقه، نیو تمپل گیت.

‫نه و پنجاه و نه دقیقه، لیدز.

‫ ‫فصل دوم - قسمت چهارم

‫مقتول؟

‫فیلیپ براکستون.

‫مهندس متخصص بود.

‫سلام.

‫کمکی از دست ما برمیاد؟

‫من مارتینم. همکار فیل.

‫افسر گفت که لابد میخواین با من صحبت کنین.

‫آره. کارآگاه هانتر هستم.

‫- یه دقیقه دیگه میبینمت. ‫- خیلی خب.

‫خب بگو ببینم، ‫چند وقته اینجا کار میکنی؟

‫خب، نظرت چیه؟

‫والا...

‫...به نظر میاد که بر اثر

‫ضربه ای که به سرش خورده ‫دچار آسیب مغزی شدیدی شده.

‫توی کمتر از یه دقیقه تموم کرده.

‫آلت قتاله همینه؟

‫آره، از ابعادش اینجوری معلومه.

‫خون روش هم که دیگه جای شکی نمیذاره.

‫آدم خوبی بود.

‫با بچه اش خیلی عالی رفتار میکرد.

‫پیداش کردین؟ دخترش رو؟

‫دخترش؟

‫مادرش هر چهارشنبه میارتش اینجا.

‫حتما باید همین جاها باشه.

‫اون، اوم، اوتیسم داره.

‫خب دیگه، رسیدیم.

‫خیلی ممنون.

‫امیدوارم خوش گذشته باشه.

‫در هر صورت، ممنون که ‫منو از خونه کشیدین بیرون.

‫ام... بفرما. ‫خیلی ازت ممنونم.

‫عجب عکس باحالی شده، ‫این نورا پشت سرت افتادن.

‫- میشه گوشیت رو بدی؟ ‫- آره، آره، حتما.

‫بفرما.

‫لطف کردی.

‫انگار رنگم پریده.

‫با یه فیلتر درست میشه.

‫خب، بجنبین. دارم یخ میزنم.

‫اینجا صد در صد روح داره.

‫- آره. فعلا خداحافظ شما دوتا. ‫- میبینمتون.

‫خداحافظ. ‫بعدا میبینمتون، بازنده ها.

‫بهت گفت بازنده.

‫از دوستات خوشم میاد.

‫آره، یه مشت احمقن.

‫باید یه وقت با دوستای تو هم بریم بیرون.

‫دوستای، دوستای من؟

‫آره.

‫دلم میخواد ببینمشون.

‫باشه.

‫آره، اوم، ببخشید که شب رو خراب کردم.

‫نکردی.

‫- بهم زنگ بزن بعدا، باشه؟ ‫- باشه.

‫- خداحافظ. ‫- خداحافظ.

‫خب، هدفونی؟ پسره عاشق پیشه نمیمونه؟

‫نه، امشب مرخصیشه.

‫بجنب، بهت نیاز داریم.

‫هی رئیس، اینو توی سطل آشغال پیدا کردیم.

‫گوشی زنشه. کلر براکستون.

‫آمار گرفتیم، ماشینش هنوز ‫همون بیرون توی خیابون پارک شده.

‫خب، چی فکر میکنیم؟

‫چی، یعنی شوهرشو کشته و بعد پیاده در رفته؟

‫بیا اینجا.

‫این خودش و دخترشه؟

‫آره. لولا براکستون. یازده سالشه.

‫اوتیسم داره و بیشتر ارتباطش غیرکلامیه.

‫داریم منطقه رو میگردیم، ‫ولی هیچ اثری از هیچکدومشون نیست.

‫نمیتونیم هم فرض کنیم که با هم هستن.

‫تو نظرت چیه؟

‫ببخشید، من،

‫من نظرم در مورد چی باشه؟

‫خب، فکر کردم شاید یه شمّی ‫داشته باشی که دختره کجاست

‫چون جفتتون، میدونی دیگه؟

‫جفتمون چی؟

‫خب، تو هم، میدونی، تو هم...

‫اوتیسم دارم؟

‫خب، نه.

‫منظورم اینه که ما همه مثل هم نیستیم.

‫نمیدونم اون چی توی فکرشه.

‫آره، وقت ندارم که بخوای بهت بربخوره.

‫فقط... ازت راهنمایی میخوام، لطفا.

‫باشه. اوم...

‫...حدس میزنم... ‫حدس میزنم وقتی کوچیکتر بودم،

‫دوست داشتم جاهای ‫تنگ و کوچیک رو پیدا کنم

‫تا توشون قایم بشم که بتونم ‫دیوارای دورم رو حس کنم،

‫ولی همیشه نزدیک بابام میموندم ‫چون اونجوری حس امنیت میکردم.

‫ممنون.

‫خب، دنبال یه دختر یازده ساله میگردیم،

‫لولا براکستون.

‫فکر میکنیم ممکنه یه جای تنگ قایم شده باشه.

‫پس پخش بشین و حسابی همه جا رو بگردین.

‫لولا!

‫کسی باهات کاری نداره.

‫لولا.

‫اینجایی؟

‫لولا؟

‫- لولا؟ ‫- لولا، عزیزم، صدام رو میشنوی؟

‫لولا؟

‫- لولا؟ ‫- لولا؟

‫لولا، این تویی عزیزم؟

‫نه و بیست و دو دقیقه، یورک.

‫نه و سی و سه دقیقه، چرچ فنتون.

‫نه و چهل و دو دقیقه، گارفورث.

‫نه و چهل و هفت دقیقه، نیو تمپل گیت.

‫نه و پنجاه و نه دقیقه، لیدز.

‫ده و هشت دقیقه، نیو پادسی.

‫ده و هجده دقیقه، بردفورد اینترچنج.

‫ده و بیست و نه دقیقه، هلیفکس. ‫سلام لولا.

‫ده و چهل و یک دقیقه، هبدن بریج.

‫یازده و دو دقیقه، برنلی منچستر رود. ‫اسم من پیشنسه.

‫یازده و دوازده دقیقه، اکرینکتون. ‫خوبی؟

‫یازده و بیست دقیقه، بلکبرن.

‫یازده و چهل دقیقه، پرستون.

‫یازده و چهل و نه دقیقه، کیرکهام اند وشام.

‫اون، ممکنه همین الان ‫شاهد قتل پدرش بوده باشه.

‫طفلکی.

‫انگار داره یه چیزایی رو زمزمه میکنه.

‫این پژواک گوییه.

‫یه جوری، اوم، راهیه برای آروم کردن خودش.

‫آره، ارتباط برقرار کردن باهاش یکم سخته.

‫- و هیچ شاهد دیگه ای نیست؟ ‫- نه.

‫و الان، هر کسی که توی ‫چند ساعت گذشته از این موزه

‫رد شده، یه مظنونه.

‫دوازده و چهار دقیقه، بلکپول نورث.

‫گوشی مامانه چیز خاصی بهمون نداد،

‫توی گشتن خونه هم چیزی پیدا نکردیم.

‫با توجه به سطح خطر، ‫با واحد گمشدگان تماس گرفتم.

‫یه خواهر بزرگتر هم داره.

‫اون نزدیک ایستگاه ‫توی یه کبابی کار میکنه، دیابلوس.

‫دارن همین الان میارنش اینجا. ‫اوکی، خوبه.

‫آمار بیمارستان ها و ‫ایستگاه های محلی رو بگیر.

‫چشم قربان.

‫من با چندتا از دوستاش صحبت کردم.

‫به نظر نمیاد دعوای خانوادگی باشه.

‫ظاهرا اوضاع بینشون خیلی خوب بوده.

‫آره، ولی میدونی که،

‫آدم نمیدونه پشت ‫درهای بسته چی میگذره.

‫درسته.

‫یا خدا، جفت والدین ‫توی یه بعدازظهر از دست رفتن.

‫ایوی، من بازرس مونرو هستم.

‫آره. لولا کجاست؟ خواهرم کجاست؟

‫مامانم رو پیدا کردین؟

‫قول میدم داریم هر کاری ‫از دستمون برمیاد میکنیم.

‫یه مددکار اجتماعی قراره بیاد و از تو

‫و لولا توی خونه خودتون مراقبت کنه ‫تا وقتی که مامانت رو پیدا کنیم.

‫صبر کن، نه، من خودم میتونم ‫از لولا مراقبت کنم. نوزده سالمه.

‫باشه. ولی با توجه به شرایط لولا، ‫باز هم باید تایید بشی.

‫لطفا بشین.

‫خب گوش کن، باید سریع پیش بریم،

評論

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left