Spider-Man Unlimited

Spider-Man Unlimited

下載 Farsi Persian 字幕

第 1 季

發布資訊

Spider-Man Unlimited S01E10 480p MULTI WEBRip H264 AAC CBR 256K-MiDWEEK
由 AMIRX79X 評論 AMIRX79X

標籤

webrip
web
BRip
480p
480
發布於: 2024-03-10
下載次數: 48
聽障人士: No

Farsi Persian字幕預覽

前 161 行。

‫بیسبال، تفریح تمام آمریکایی‌ها.

‫آخرین باری که با مری جین ‫رفتیم ورزشگاه رو یادمه.

‫انقدر هم سرد بود که با هات‌داگ ‫خودمون رو گرم می‌کردیم.

‫موندم هات‌داگ‌های اینجا محتویاتشون چیه.

‫حالا که فکرش رو می‌کنم ‫به‌نظرم چیز خوبی نیست.

‫شاید اسمش همون باشه ‫ولی مثل هم نیستن.

‫سانتینو امتیازها رو مساوی می‌کنه!

‫انسان‌ها سرکش شده‌اند.

‫باید آن‌ها را بیرون کنیم.

‫بگذار بمانند، رم.

‫آن‌ها هم مانند ما برای لذت ‫از مسابقه آمده‌اند.

‫میزان تحمل‌تان برای این گونه‌های ناچیز ‫شگفت‌انگیز است، سرورم

‫اما آیا عاقلانه است؟

‫دید مرا کور کرده‌ای.

‫لرد تایگر توی جایگاهشه.

‫همه‌ی بازی‌ها رو میاد.

‫به‌نظرت می‌تونی راضیش کنیم ‫برگرده بخش پایینی شهر؟

‫نمی‌دونم.

‫اما از بین کل شوالیه‌های وانداگور...

‫اون همیشه بهترین گزینه‌مون ‫برای رام کردن تکامل‌دهنده بوده.

‫البته اگه بتونیم سالم ‫از این نگهبان‌ها رد شیم.

‫بهتره بری چک کنی.

‫خبری بود؟

‫چارلی، صدام رو می‌شنوی؟

‫ما دنبال دردسر نیستیم. ‫فقط می‌خوای لرد تایگر رو ببینیم.

‫ردیفی براملی؟

‫از این ردیف‌تر نمیشه.

‫هرچند رفیق‌مون یه‌کم ناخوشه.

‫حواست به اطراف باشه.

‫ما میریم داخل.

‫می‌بینم که اهل ورزش دیدنی، لرد تایگر.

‫چطور جرأت کردی!

‫ما نیومدیم به کسی آسیب بزنیم

‫در ازاش هم نمی‌خوایم آسیبی ببینیم.

‫لرد تایگر، میشه چند کلام حرف بزنیم؟

‫نمی‌دانم چه فکری در ‫سر داری، ای شورشی

‫اما مزاحم لذت بردن من ‫از این بازی مهم شده‌ای.

‫به همه هشدار فرستاد!

‫زود باشید، عقب نشینی کنید!

‫زود باشید!

‫از اینجا!

‫مترجم: «امـیـر دلـپـسـنـد» @AMIRX79X

۱۴۰۲/۱۲/۲۰ ۲۰۲۴-۰۳-۱۰

‫«مردعنکبوتی بی‌حد و مرز»

‫«قسمت دهم» ‫«مسائل احساسی»

‫براملی! ‫اگه براملی رو گرفته باشن...

‫بعداً هر کاری از ‫دستمون بیاذ می‌کنیم.

‫فعلاً باید فرار کنیم!

‫بقیه‌شان فرار کردند، اما ‫توانستیم این یکی را دستگیر کنیم.

‫بگو ببینم، شورشی.

‫هدف از این تهاجم بیهوده چه بود؟

‫مشخص است که آن‌ها ‫به‌خاطر شما به اینجا آمده بودند.

‫اقدام برای دزدیدن شما.

‫دزدیدنش؟ ‫ای مرتـ...

‫دریافت باجی در ازای آزاد کردن شما

‫مطمئناً بسیار به مذاق این ‫حیف نان‌ها خوش می‌آید.

‫خوشبختانه من توانستم ‫نقشه‌شان را نقش بر آب کنم.

‫بله، به گمانم ناکام ماندند.

‫زخم‌هایش را ببندید و او ‫را به بازداشتگاه بیاندازید.

‫تکامل‌دهنده‌ی عالی باید از ‫این موضوع خبردار شود.

‫موقع جنگیدن با ونوم ‫انگار مدارهای لباسم آسیب دیدن.

‫تا الان امواج صوتی ‫لباسم باید درست شده باشن.

‫بذار با چندتا هدف‌گیری چک کنم.

‫امواج صوتی، روشن.

‫انگاری همه چیز عین روز اولش شده.

‫این یکی هم کار من بود؟

‫آتیش‌بازی؟

‫جشنواره‌ی خیابونی یادم رفته بود.

‫بگید سیــب.

‫هیچ جوره نمیشه دورش زد.

‫هرچی بیشتر اینجا موندگار بشم

‫نائوکو و شین بیشتر برام ‫حکم خونواده رو پیدا می‌کنن.

‫اگه ام‌جی منتظرم نبود...

‫بسه دیگه پیتر.

‫باز شروع کردی پارکر.

‫باز میوه‌ی ممنوعه داره وسوسه‌‍ت می‌کنه.

‫تو قرار بود از جشنواره ‫عکس بگیری، یادت رفته؟

‫فکر نکنم دیلی بایت زیاد به ‫عکس‌های من و شین علاقه داشته باشه.

‫اگه سلیقه داشته باشن ‫خوششون میاد.

‫تا نرفتیم خونه ‫کسی بستنی نمی‌خواد؟

‫من، من!

‫برید کنار ببینم!

‫هیچکس خوشش نمیاد شما نکبت‌ها اینجا باشید!

‫بوی دردسر میاد.

‫می‌تونیم ما هم قاطی شیم.

‫خودمون کار داریم.

‫وقتی که جوَون‌ها توی ‫مخفی‌گاه جدید جاشون درست شد

‫اینجور دردسرها دیگه ‫اصلاً به چشم‌مون هم نمیان.

‫هیچکس خوشش نمیاد شما اینجا باشید!

‫چی شده؟

‫هر چی هست ‫چیز خوبی نیست.

‫مثلاً اومدیم بیرون حال و هوامون عوض شه.

‫انگار باید تا اوضاع خطری نشده ‫سر و تهش رو هم بیارم.

‫اینطوری پیش بره ‫حتماً یکی صدمه می‌بینه.

‫شاید بهتره بر...پیتر؟

‫آره! ‫بزن، دِ بزن دیگه!

‫انسان‌ها، متفرق شید!

‫شهرمون رو پس بدید!

‫کسی داور خواسته بود؟

‫از اینجا گم شو، عجیب غریب.

‫این به تو مربوط نیست.

‫توی ورزش به این میگن ‫رفتار ناجوانمردانه، گاوولی‌خان.

‫کارت قرمز، اخراج.

‫چرا همیشه اوضاع باید قر و قاطی بشه؟

‫وقتشه جیم شیم.

‫باورم نمیشه پیتر انقدر ترسوئه ‫که اینطوری گذاشت در رفت.

‫فرار نکرد مامان. ‫رفته عکس بگیره. حالا خودت می‌بینی.

‫مقر جدیدتون اینجاست؟

‫فکر نکنم زیاد پیشرفت کرده باشید.

‫همونطور که ننه‌‍م همیشه می‌گفت

‫هر جا احساس راحتی کردی ‫همون‌جا خونه‌ست، دنی کوچولو.

‫امیدوارم شوخ‌طبعیت هم به مامانت رفته باشه.

‫حالا بقیه کجان؟

‫جدیداً اینطوری به مهمون‌ها خوش‌آمد می‌گید؟

‫حالا می‌فهمم ماهی تُن ‫توی کنسرو چه حسی داره.

‫یا ایکس-۵۱ از خودش چندتا ساخته

‫یا اینا واقعاً از طرف دولتن.

‫تو بازداشتی مردعنکبوتی. ‫مقاومت بی‌فایده‌ست.

‫مشخص شد اون قوطی حلبی که ‫می‌شناسیم و دوستش داریم نیستن.

‫عنکبوت کوبیده اصلاً خوشمزه نمیشه.

‫مطمئنم بد دردت گرفت.

‫البته نه به اندازه‌ی این!

‫بریم تا بیشتر نشدن.

‫هنوز زوده، مردعنکبوتی.

‫براملی، چیـ...

‫شرمنده رفیق.

‫خصومت شخصی باهات ندارم.

‫مطمئنم پیترـه.

‫خدا کنه.

‫بعضی وقت‌ها که اینطوری غیبش می‌زنه ‫خیلی دلم شور می‌زنه.

‫الو؟

‫تو که پارکر نیستی. ‫پارکر کجاست؟

‫شما؟

‫همونی‌ام که پای چِک حقوقش رو امضا می‌کنه.

‫قرار بود یک ساعت پیش ‫از اون جشنواره برام عکس بیاره.

‫پس اون به‌درد نخور کجاست؟

‫خودم هم دارم دنبالش می‌گردم.

‫پس به محض این که دیدیش

‫بهش بگو سریع گم شه بیاد اینجا

‫وگرنه یه اسکل دیگه رو پیدا می‌کنم ‫بیاد جاش رو بگیره.

‫عنکبوت به‌هوش آمد.

‫به‌هوش؟

‫من رو بگو فکر کردم توی یه کابوسی‌ام ‫که مثل رمان‌های فرانتس کافکاـه.

‫نگران نباش مردعنکبوتی. ‫قول می‌دهم که نااُمید نمی‌شوی.

‫تله‌ی مرا دوست داری؟

‫آن را مخصوص تو ساخته‌ام.

‫خوشبختانه شورشیان خیلی زودتر از ‫آنچه پیش‌بینی می‌کردم، طعمه را فراهم کردند.

‫براملی؟ ‫تو من رو فروختی؟

‫اما تو که حالِت از اینا به‌هم می‌خوره!

‫سِر رم، بانو ارسلا...

‫- اعلی‌حضرت. ‫- اعلی‌حضرت.

‫تبریک می‌گویم، شوالیه‌های من.

‫و همینطور به تو، آقای براملی

‫که هم قدردانی مرا کسب کردی

‫و هم پاداش خود را ‫برای این که ثابت کردی

‫درباره‌ی حقیر دانستن ‫انسان‌ها درست فکر می‌کردم.

Spider-Man Unlimited subtitles in other languages

評論

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left