Unfamiliar

Unfamiliar

下載 Farsi Persian 字幕

第 1 季

發布資訊

Unfamiliar S01E01 1080p WEB h264-NESTED
由 NESTED 評論 NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

標籤

webdl
發布於: 2026-02-06
下載次數: 83
聽障人士: No

Farsi Persian字幕預覽

前 200 行。

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

‫NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫- سرآشپز؟ ‫- بله.

‫آره.

‫- عالی هستن. ‫- آره؟

‫میدونم لینکشو فرستادی، ‫ولی اینا خیلی ارزونتر بودن.

‫و به هرحال همشون یکی هستن، درسته؟

‫وای ببین، حتی بیسیم هم هستن.

‫- حاضری، یول؟ ‫- آره.

‫باشه، بریم.

‫والنتین؟

‫خوشحالم دیدمت.

‫- مواظب باش، حواستو جمع کن. ‫- باشه.

‫مشکلی پیش اومده؟

‫نه. عالی هستن، ممنون.

‫هم؟ چیه؟

‫خیلی بدجنسی.

‫و خیلی ساده‌ای.

‫- ممنون مامان. ‫- بوس، تولدت مبارک.

‫مرسی بابا.

‫- دوستشون داری؟ ‫- آره.

‫- عاشقشونم. ‫- خوبه.

‫مرسی مرسی.

‫- خواهش میکنم. ‫- تولدت مبارک نینا.

‫خب، نینا.

‫- خدای من. ‫- آره.

‫وقت سخنرانیه، هان؟

‫- نگران نباش، سریع تمومش میکنیم. ‫- آره.

‫وقتی کوچیک بودم، ‫بالای رستوران بابام زندگی میکردم،

‫بیشتر وقتمو صرف کمک به کارای اونجا میکردم.

‫و تنها چیزی که میخواستم فرار بود. ‫پس به ارتش پیوستم، دکتر شدم…

‫سخنرانیت اینه؟

‫من، اه… فقط میخواستم بگم ‫طبق تجربه،

‫عجله ‌ای نیست.

‫آمین.

‫آره، پس…

‫- بیا بخوریم. ‫- باشه.

‫بعدش شاید بازی کنیم؟

‫آره، ولی زیاد نه.

‫مم، من ساعت ۱۰ میرم بیرون.

‫یادته، مامان دربار‌ش حرف زدیم؟

‫آره، ولی میدونی ما هم میایم، درسته؟

‫چرا؟

‫- فقط که خجالت بکشم. ‫- چه باحالی.

‫پس میخوام خوش بگذره، ولی گوش کن…

‫اگه لازم شد کسی بیاد دنبالت یا هر چیز دیگه…

‫الو؟

‫الو؟ این شماره بهم داده شد.

‫به کمکت نیاز دارم.

‫میتونی تا فردا بیای؟

‫نه. وضعیت من بحرانیه.

‫چقدر بد شده؟

‫اه، گلوله تو ران چپ، ‫ضربه چاقو تو پایین شکم سمت چپ.

‫- گروه خونی O. ‫- کدوم سرویس؟

‫امنیت.

‫پزشکی هم.

‫و احتمالاً حمل و نقل…

‫میتونی انجامش بدی؟

‫میدونی روند چیه؟

‫آره، وقتی به مخفیگاه رسیدم ‫پولو انتقال میدم.

‫محلت؟

‫اسپیتل‌ مارکت. نزدیک پل هستم.

‫- باشه، دارم میام. ‫- باشه.

‫جدی میگم. این وقت رفتنه.

‫باشه، مرت…

‫ببخشید، سارا بود. فکر کنم شاید لازمه…

‫ ‫قسمت اول

‫فعلا از اورژانس خبری نیست.

‫- و رسانه ‌ها؟ ‫- هیچی. خبری نیست.

‫تقریباً رسیدیم.

‫- میخوای برات انجامش بدم؟ ‫- نه.

‫باشه.

‫نمیتونم هیچ چیزی ‫از این مرد تو اینترنت پیدا کنم.

‫فعلا هم هیچ نتیجه‌ای ‫از شناسایی چهره نیست.

‫داستانش هم چرته.

‫لعنتی! بازم کن!

‫آروم باش. بخیه ‌هاتو پاره میکنی.

‫کجام؟

‫جایی امن.

‫پس بذار برم.

‫اینو نخریدم.

‫باقیمونده گلوله پیدا کردیم

‫تو زخم پاهت.

‫درگیری بود. فاصله کم بود.

‫اون احمق موفق شد اسلحمو بگیره

‫و روی پام بگیره.

‫کی مامورت هست؟

‫بذار برم.

‫بیا! همین الان بازم کن!

‫آه، لعنتی!

‫نه!

‫بهش اعتقاد داری؟

‫هم… فکر کنم فعلا آره.

‫قابل قبول به نظر میرسه.

‫تو؟

‫مطمئن نیستم.

‫یکی از ما باید برگرده.

‫دخترمون تولدشه، بخدا.

‫۱۶ ساله شد.

‫ای بابا.

‫میتونی بهم بگی این چطور شد؟

‫روزا طولانی، سال ها سریع میگذشتن.

‫دیونه‌ کننده، نه؟

‫ولی ما دیوونه ‌ایم که گذاشتیم ‫تنهایی بره بیرون؟

‫- منظورم اینه که دیره. ‫- تنها نیست. یول کنارش هست.

‫آره، ولی…

‫واقعا آمادست براش؟

‫مرت، تو سن اون، تو قبلا رفته بودی به غرب.

‫باشه.

‫ما آماده ‌ایم براش؟

‫هم. اگه نتونیم زمانو متوقف کنیم،

‫مطمئن باش نمیتونیم ‫یه ۱۶ ساله رو متوقف کنیم.

‫- تو برو. ‫- نه نه. تو.

‫- آه، بیخیال. ‫- بریم.

‫من شانسو میگیرم.

‫یکی، دو، سه.

‫لعنتی.

‫گرفتمت.

‫- از طرف من بوس براش بفرست. ‫- باشه.

‫ ‫مقر مرکزی برلین

‫- آره، امروز صبح دریافت کردم. ‫- جولیکا؟

‫لطفا اطلاعات پس‌ زمینه درباره ‫هر دو بازیکن اصلی بدین.

‫- حاضری؟ ‫- آره.

‫- نمایش بده. ‫- بفرما.

‫۴۲ دقیقه پیش خبر رسید

‫که یکی از اهداف اصلی ما ‫در ترمینال اتوبوس برلین دیده شده.

‫باشه، برو.

‫یوسف کولئیف،

‫یک افسر ارشد GRU.

‫پس میتونی تصور کنی، ‫مدتیه زیر نظر ماست.

‫اسمش به چندین عملیات ‫جاسوسی در آلمان مرتبط شده،

‫ولی هیچ وقت به اندازه کافی ‫مدرک نداشتیم که دستگیرش کنیم.

‫و این خانمش،

‫ورا یا والریا کولئیوا.

‫فعلا قراره سفیر جدید روسیه در برلین بشه.

‫هیچ تجربه دیپلماتیک قبلی نداره،

‫که این انتصابو خیلی مشکوک و غیرعادی میکنه.

‫اون یه پوشش برای استفاده ‫از شوهرش به عنوان جاسوس در برلینه.

‫برای جلوگیری از این کار، ‫وزارت خارجه میتونه ورا رو رد کنه

‫و کولئیف‌ ها رو از کشور اخراج کنه.

‫ولی نیاز به دلیل دارن و…

‫ما باید اون دلیلو فراهم کنیم.

‫ورا پاکه، مثل سوت.

‫ولی شوهرش، از طرف دیگه، ‫قطعاً رازای تاریکی داره.

‫و پس باید تمرکز کنیم روی اون.

‫یه آشنا قدیمی دعوت کردم کمکمون کنه.

‫رئیس سابق بخشمون، گرگور کلاین.

‫آقای کلاین! باعث افتخاره دوباره دیدنتون، آقا.

‫منم خوشحالم دیدمت، فردی.

‫قراره اینو بهتون بدم.

‫فقط برای سطح دو اجازه دارین، آقا.

‫مثل اینکه میتونن کاری کنن که جلومو بگیرن.

‫کولئیف‌ ها قرار نبود ‫چند روز دیگه برسن برلین،

‫پس دیدن یوسف یه سورپرایز بود.

‫گرگور!

‫تبریک میگم.

‫سریع بالا رفتی.

‫مرسی. خوشحالم اومدی.

‫این کِی گرفته شده؟

‫متاسفانه، این بالاتر از دسترسی توئه، آقا…

‫این فیلم دوربین مداربسته هست ‫که نیم ساعت پیش

‫در ترمینال اتوبوس برلین گرفته شده.

‫تو کولئیف رو بهتر از همه ما میشناسی.

‫پس سوال اینه،

‫چرا این همه مخفی کاری و کلک

‫وقتی اومدنش قبلا تو برنامه بود؟

‫لعنتی، تو اینجا تو برلین چه کار میکنی؟

‫منابع ما تو مسکو میگن کولئیف ها سخت دارن

‫مجوز امنیتی از کرملین بگیرن.

‫پاشنه آشیل کولئیف همیشه ‫همین مامورای خودش بودن.

‫آره.

‫ظاهرا مربوط میشه به چیزی از اوایل 2000 ها.

‫زمان تو.

‫اگه چیزی میدونی که… ‫که میتونی بهم بدی؟

‫شاید… حتی غیر رسمی.

‫بن، اگه مدرک داغی درباره کولئیف داشتم،

‫همون موقع استفاده میکردم ‫که گیرش بیارم، ها؟

‫ببخشید.

‫موفق باشی.

‫میخواستم بابت قبل عذرخواهی کنم.

‫خودم نبودم. ببخشید.

‫زخم تو شکمت نشون میده ‫یه ترنسپوندر درآوردن.

‫سربازای مزدور معمولاً قبل از ‫مخفی شدن این کارو میکنن.

‫یا مامورا.

‫شاید من فقط یه برده جنسی باشم.

‫ربوده شده توسط یه گروه قاچاق انسان.

‫واسه یه شرکت امنیتی سطح بالا کار میکردم.

‫و یه چیزی برداشتم.

‫فکر کنم خوششون نیومد، ‫و اینجوری تیر خوردم.

‫کی تو رو با ما در تماس گذاشت؟

‫کسی که قول داده بود ‫سوال نپرسی.

‫هم.

‫کسیو میشناختم، و اون…

‫یه بار لازم داشت ناپدید بشه.

‫بهم دربارتون گفت ‫و… درباره کاری که شما می‌ کنین.

‫و اینکه واضحا این کار هزینه داره.

‫پس، نقد یا کارت؟

‫گرسنه ‌ای؟

‫مم.

‫میدونم مزخرفه.

More Farsi Persian subtitles for Unfamiliar

評論

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left