前 200 行。
آنچه در سریال «بیعت» گذشت
«هیچکس نمیتونه بفهمه روح آدم چطور میشکنه
وقتی تحت فشار و قلدری باشی.»
خودت میخوای بهم بگی یا بذارم حدس بزنم؟
فکر کنم یه موش تو ماشینم انداختن
ارزش وقتت رو نداره
حال ویل چطوره؟
اونجا امنیت نداره
میگی پارتی و آشنا داری. شاید وقتش رسیده ازشون استفاده کنی
اینطور فکر میکنی؟ آدم باید هر کاری از دستش برمیاد بکنه
تا از بچهش محافظت کنه، مگه نه؟
درسته
کارآگاه سهال؟ آره، بهتره حرفت رو زود بزنی
تیجی رئیس باند «پادشاهان پارک سیتی» هستش
«پادشاهان» بهت احترام میذارن
بهت به چشم الگو نگاه میکنن
یک سال دیگه
پنج سال دیگه، هنوز هم اینجایی؟
خب، برامبیلا، گوش کن
باید میدیدی چه بلایی سر این یارو آورد
سر تا پاش رو سیاه و کبود کرد
برامبیلا رفت سراغش؟
نزدیک بود بکشتش
اون مال چه سالی بود؟
باید برم مامان. یه تماس دیگه دارم
بله! دارم. باشه
منم دوستت دارم
هی، کجایی؟
نه، پول ندارم. قبلاً هم بهت گفتم
باید این آشغالها رو پس بگیری
چون یه حرفهایی شنیدم
دروغ نمیگم
هی
هی، مسخرهبازی رو تموم کن پسر
میدونم اونجایی
اه، لعنتی. کوکائین کجاست؟
کلیدها کدوم گوریان؟
زود باش، زود باش، زود باش
گندش بزنن
انگار یه کمک لازم داری
راستش
فکر کنم تو کسی هستی که کمک لازم داره
اشتباه نمیکنی
پنج تای دیگه از اونا توی صندوقعقب دارم
ممنون
پسر، حس میکنم صد ساله ندیدمت
کم مونده بود قیافت از یادم بره
آره؟ این یادت میندازه؟
اومم. آره، این یکی رو یادمه
ببخشید
هری؟ بله؟
آره، نه، نه، من فقط... تازه وارد شدم
الان میام اونجا
واو. واقعاً داری شب و روز از خودت مایه میذاری
آره، میدونم. شرمنده. غرق پروندهی «روی» شدم
«محل» داده همهی شهادتها رو من بنویسم
اشکالی نداره، منم سرم شلوغ بوده
واسه همین فکر میکنم امشب
باید بریم رستوران «جیو» شام بخوریم
بعدش هم شاید بریم سینما «سندکستل» یه فیلم ببینیم
و بعدش هم بریم خونهی تو
واسه... دسر
فکر خوبیه
اوه
ای بابا. زکه
باید برم. آره. نه، منم همینطور
همین الانشم دیرم شده
واسه امشب پایهای؟ حتماً
به هیچ وجه از دستش نمیدم. ممنون
زمان مرگ احتمالاً اواخر دیشب بوده
زخمهای ورودی تمیز هستن
عدم وجود زخم خروجی یعنی
گلولهها احتمالاً توی بافت نرم گیر کردن
مدرک شناسایی همراهش بود؟
نه
تنها چیزی که همراهش بود یه «گلاک» بود که پیدا کردم
ضبط شده و فرستادیمش آزمایشگاه جنایی
باشه، ممنون
هی
وینس. خب، حدس میزنیم
که اون ماشین سدان متعلق به خودش باشه
ولی مدارک مالکیت توی داشبورد نبود
اما شماره شناسایی خودرو رو از ستون در پیدا کردیم
شاید اون بهمون بگه اون کیه
میگم جیلیان پیگیرش بشه
بچههای جنایی از این رد لاستیکهای تازه عکس گرفتن
ممکنه محل فرار تیرانداز باشه
خیلی خب، ممنون وینس. آره
فکر میکنی تیراندازی از داخل ماشین بوده؟
مقتول ممکنه عضو باند باشه
آره، ممکنه. تصادفی به نظر نمیاد
اینجا کاملاً تنها بوده
شاید قرار بوده با کسی ملاقات کنه
اونجا چند تا پوکه هست
تشخیص هویت گفت که اسلحه نیمهخودکار بوده
یه سوراخ هم روی سطل زباله هست
یعنی مقتول هم شلیک کرده؟
اوه. پس آمادگی داشته
ممکنه داشتن سر چیزی با هم تسویه حساب میکردن
کنجکاوم بدونم سر چی
چیزی پیدا کردی، سهال؟
فکر کنم یه حدسهایی میزنم
ماشین متعلق به «کرنیل گوپتا»ست
توی پایگاه داده باندهای تبهکار پیداش کردم
پروندهی سوابقش خیلی قطوره
اتهامات مواد مخدر، سرقت و حمل سلاح داره
به نظر آدم خیلی حسابیای میاد
کرنیل یکی از همکارهای شناختهشدهی
دوستان خوبمون، «پادشاهان پارک سیتی» بود
مچش رو گرفتیم
وقتی حدود یک سال پیش داشت براشون مواد جابهجا میکرد
خب، ما جسدش رو پیدا کردیم
خیلی نزدیک به قلمروی «عقربها»
شاید داشته جایی جنس میفروخته که نباید میفروخته
شاید ساقی بوده ولی قطعاً خودش مصرفکننده نبوده
جواب سمشناسی منفی بود
کوکائینی که در صحنه پیدا شد، برای آزمایش توی آزمایشگاهه
ممنون، تنیل
رد لاستیکهای صحنه جرم از نوع «ان-اسپک» هستن
اونا فقط روی ماشینهای پورشه استفاده میشن
خب، خیلی از اعضای باندها ماشینهای مدلبالا سوار میشن
در مورد... اثر انگشتها چی؟
همونهایی که از روی پوکهها برداشتیم؟
توی سیستم نبودن
هر کی بهش شلیک کرده، سابقه نداره
باندها گاهی از اعضای جدید میخوان که برای ورود به باند، آدم بکشن
به عنوان بخشی از مراسم شروع کارشون
خب، سوال اینجاست که
کلاً چرا دستور قتلش صادر شده
برامبیلا محله رو پرسوجو میکنه
تا ببینه کف خیابون چه خبره
در همین حین، شما دوتا برید ببینید
رئیس پادشاهان، تیجی اقبال، این اواخر چه غلطی میکرده
میدونی
قدیما با یه یارویی همشیفت بودم که سه تا ساعت زنگدار داشت
با زم هر بار برای شیفت دیر میاومد
آره میدونم، فهمیدم. دیر کردم
دیشب شب طولانیای داشتم
آره
از ویل خبری داری؟
حالش چطوره؟
میدونی، داشتم فکر میکردم که چه کاری از دستت برمیاد
هی وینس، میشه در این باره حرف نزنیم؟
یه کم سردرد دارم
اوه
کدوم یکی از اینا آدم مورد نظرته؟
رکابی آبیه. توپ دست اونه
سام گالانی؟
حکم بازداشتت فعاله
شوتش نکن
بیا اینجا
بیخیال پسر. آروم باش
اصلاً چیکار کرده؟
اوه، میخوای بدونی چیکار کرده؟
باشه
برهنهگرایی در ملأ عام
آره
توی خانهی سالمندان
کسی از شماها میخواد همراهش بیاد؟
نه؟ فکرشم نمیکردم
«برهنهگرایی»؟
بیخیال وینس، آخه این چه اتهامیه
هی، چرا اراذل و اوباشت رو میفرستی دنبال من، هان؟
مگه همکاری نکردم؟
اوه سمی، سمی، سمی
بیخیال. باید یه جوری جلوه میدادیم که واقعی به نظر بیاد
دلت نمیخواد اون آدما
فکر کنن داری با پلیسها حرف میزنی
این بهتر از اینه که فکر کنن یه منحرف جنسیِ لعنتیام
«ها، ها.»
خیلی خب. گوش کن
دیشب یه تیراندازی شده
دلایلی داریم که نشون میده مربوط به باندها بوده
خب، کی تیر خورده؟
کرنیل گوپتا
میشناسیش؟
آره. میشناسمش
ولی من هیچی دربارهی تیراندازی نمیدونم! باشه؟
چیزی دربارهی شروع درگیری با «عقربها» شنیدی؟
دربارهی یه درگیری شنیدم
ولی نه با اونا
اوه؟ پس با کی بوده؟
شنیدم که کرنیل با «پادشاهان» مشکل پیدا کرده بود
حله؟
یعنی میگی این یه مسئلهی درونیه؟
میدونی
حدود نصف بلوک اون طرفتر، یه رستوران «وایت اسپات» هست
حالا، من رو نمیدونم شماها رو
ولی خودم بدجور هوس یه «پایریت پک» کردم
«پایریت پک» میخوای؟
آره، چنتا ناگت میچسبه
منم پایهی «پایریت پک» هستم
کارآگاه سهال
برای کار اومدی اینجا
یا شاید هم فقط دلت برام تنگ شده؟
دلم برات تنگ میشد، تیجی
البته اگه غیبت میزد، ولی انگار بیخیال بشو نیستی
همکارم کارآگاه کالایانی رو که یادته؟
خب؟ موضوع چیه؟
امروز صبح جسد کرنیل گوپتا رو پیدا کردیم
No comments yet. Be the first to leave one.