The Flesh

The Flesh (La carne)

下載 Farsi Persian 字幕

發布資訊

La carne 1991 1080p Remux AVC DTS-HD MA 5 1-KRaLiMaRKo
由 PhilAsefi 評論 PhilAsefi

標籤

1080
TS
HD
REMUX
BluRay
x264
720p
720
Blu-ray
blu-ray
Blu-Ray
發布於: 2023-11-18
下載次數: 65
聽障人士: No

Farsi Persian字幕預覽

前 200 行。

‫گوشت

‫مامان نمی‌گذاره تو اولین شام خداوند*م شرکت کنم! ‫(مراسمی که در آن برای اولین بار به کودکان مسیحی نان و شراب خورانده می‌شود)

‫فاجعه‌ست! تو مدرسه، همه می‌رن

‫مامان می‌گه ما بی‌خداییم، راست می‌گه؟

‫بیشتر خودش رو می‌گه. پدر من ‫رهبر یه گروه سوسیالیستی محلی بود

‫سر تهیه کت‌شلوار مراسم شام خداوند من، ‫باید ازش پول می‌دزدیدیم

‫کسی نباید از اولین شام خداوند* محروم بشه

‫کجا می‌ری؟ بیا ببینم. ‫به چیزی دست نزن

‫- اینها که کائوچویی ان بابا! ‫- آره، درسته

‫- اما به هر حال نباید نزدیک‌شون بشیم ‫- حتما شوخی می‌کنی

‫آخه کی از تو می‌ترسه، هان؟

‫کی؟

‫آفرین باباجون، از تارزان هم قوی‌تری

‫دیگه نگی ترسیدی ها!

‫البته از اون‌یکی‌ها می‌ترسیدم

‫یه دایناسور راستکی! قد یه ساختمون 30 طبقه

‫بابا، باید یه رازی رو به‌ت بگم

‫من رعشه دارم، مامان می‌خواد ببردم دکتر

‫- رعشه‌ی راستکی؟ ‫- آره، رعشه

‫- سکس چطور؟ ‫- بابا، این‌قدر مستهجن نباش!

‫مستهجن؟ این کلمات رو از ‫قوطی کدوم عطاری می‌آری؟

‫راستی که دوست دارم بدونم!

‫چه سرآذین قشنگی، ‫کاش تو کاتالوگ هم باشه

‫تا یه کپی ازش بزنیم

‫سرآذین؟ این که سرآذین نیست

‫این اسکلت مردیه که

‫تو غار کاویون، نزدیک منتونِ فرانسه، کشف شده

‫بابا، یه کوکاکولا برام می‌خری؟

‫کوکاکولا؟ مامان‌تون شما ‫رو چجور جاهایی می‌بره؟

‫می‌بره آموزش کاراته!

‫بیا

‫بابا، بیا و گره از کار من باز کن

‫بگو بچه می‌خواد بره ش.خ

‫اگه نرم، خودم رو می‌کُشم!

‫تو این خانواده هم که همه تراژدی‌ساز ان!

‫چرا اجازه نمی‌دی بچه بره مراسم ش.خ؟

‫- چرا هوار می‌کشی؟ ‫- ساکت شو ببینم

‫هیچکس حق نداره از نخستین ش.خ ‫محروم بشه

‫- کیه؟ ‫- باید حرف بزنیم

‫آره، درباره‌ی پول. ‫الان دو ماه شده که...

‫منظورم تو نبودی، ‫بگو سگه بیاد پشت گوشی

‫جوآنی*؟

‫آره، پایین منتظرت ام. ‫بگو اون کفتار بیاد پشت خط

‫خفه شو، ابله

‫اگه سگه رو نفرستی پایین، ‫بچه‌ها پیش من می‌مونن

‫باباجون، همین‌جوری که نمی‌شه بچه‌ دزدید!

‫خدیا، من تب دارم، سگه رو بفرست پایین

‫پتیاره‌ی پلشت پلید!

‫داد نزن، همسایه‌ها می‌شنون

‫داره صبرت رو سرمی‌آره

‫او کارمند دولته، مثل تو هنرمند نیست

‫جوآنی!

‫به داداش‌های کوچکت سلام کن!

‫شوخی نداره!

‫کفتاره به‌ت گفته گازم بگیری؟

‫باهاش برو

‫چون من نمی‌دونم...

‫لباس بپوش و باهاش برو

‫باورنکردنیه

‫تفنگداران دریایی ‫مسلسل در دست وارد نیم‌دایره شدند

‫نمایندگان سازمان ملل دستور گرفتند ‫بدون شلوار روی زمین دراز بکشند

‫مُشتی بر صورت نماینده‌ی بریتانیا

‫که پیشنهاد ایستادگی داده بود، نِشست

‫نماینده ایتالیا بلافاصله

‫به هواداری از تفنگداران پرداخت

‫دکتر؟

‫سلام، پائولو ام

‫بدموقع که زنگ نزدم؟

‫خیلی مزاحم نمی‌شم، درباره‌ی...

‫عصر خوشی رو گذروندم، آرام و ساکت

‫پیش بچه‌ها بودم

‫سگه رو هم دیدم، مثل همیشه باهام جوشید

‫یه بحثی هم با کفتار پیش اومد، ‫اما جای نگرانی نیست

‫برگشتم خونه، ‫یه چیزی آماده کردم تا بخورم، نون

‫نه نه، بریوش با شیر

‫اصلا از بریوش و شیر سیر نمی‌شم

‫پاش بیفته کل روز می‌خورم

‫یک‌مرتبه، بدون هیچ هشداری

‫و بیخود و بی‌جهت

‫آریتمی شروع شد

‫بنابراین، سوالم از تو اینه:

‫چرا؟

‫این کفتار اجازه نمی‌ده

‫بچه به اولین شام خداوند بره

‫عجب پتیاره‌ایه!

‫خیال کرده هنوز داریم تو ‫دوران استالین زندگی می‌کنیم

‫دن کامیلو و پپونه

‫مامان، به پسرت می‌بالی؟

‫یه چُرت دو ساعته زدم

‫حالا می‌رم سر کار، خوش و خرّم

‫نمی‌گذاره به اولین ش.خ بره

‫یادته چه کتکی خوردی؟

‫پائولو...

‫باید امشب با نیکُلا حرف بزنیم

‫باید رک و پوست‌کنده به‌ش بگی

‫که اگه فردا ساعت 11 صبح

‫تن به جراحی نده...

‫مگه حل نشد؟

‫نه نظرش عوض شد، می‌شناسیش که

‫هر چی هم که بگم، گوشش بدهکار حرف من نیست

‫- باید حرف بزنیم ‫- دوست من

‫می‌نشینم نگاه می‌کنم ملت ‫چطور خودشون رو مچل می‌کنن

‫لنین از میدان سرخ حذف شده

‫یه مشتی آدم تو گورستون‌ها ‫مضحکه راه انداختند

‫حتما عنکبوت‌ها پاهاش رو خورده ان

‫بدنش لامصب از کاغذهای چاشنی‌زده درست شده

‫نمی‌دونم، داشتم غذا می‌خوردم

‫می‌خوام یه چیزی نشونت بدم، یه موبوری اون‌طرفه که...

‫- امروز چی خوردی؟ ‫- شیر و نون

‫جوآنا رو باش!

‫جوآنای حشری

‫راستی که یه پا معجزه‌ست

‫نگاه چه پر و پاهایی داره

‫- می‌شه ببوسم‌شون؟ ‫- داری قلقلکم می‌دی

‫نون و شیر. برای تسهیل گوارش، سبوس هم...

‫داخلش زدی؟

‫حالا ریدن یا نریدن من این‌قدر برات مهمه؟

‫من می‌رینم، تو می‌رینی، ‫او می‌رینه، ما می‌رینیم

‫ریدی به حال‌مون بابا!

‫بهتره بعد از این نگران گوارش خودت باشی

‫این داستان کلینیک نرفتن و ‫عمل نکردن و این‌ حرف‌ها چیه؟

‫اون‌وقت نشستی برای ما از سبوس حرف می‌زنی؟

‫بنا داری برینی به برادر خودت؟

‫نمی‌رینم، می‌خوام برم گالاپاگوس

‫یه جای ساده

‫من هم باهات می‌آم

‫اول باید سرطان بگیری بعد

‫من پیانونواز ام

‫و اجرای امشب رو تقدیم شما می‌کنم

‫پایین منتظرت می‌مونم

‫فردا می‌ری کلینیک

‫آره، با اردنگی هم که شده می‌برمت، ساعت 11

‫دیر نکنی ها، گالاپاگوس هم جایزه‌ته

‫می‌رم گالاپاگوس، تک و تنها

‫از پیش همه‌تون می‌رم، تنهاتون می‌گذارم

‫شب همگی خوش

‫- حال‌تون چطوره؟ ‫- خوب

‫- گرم‌تونه؟ ‫- داریم می‌سوزیم

‫دل به کار بدید، ‫دل به کار بدید

‫ایشون معشوقه منه

‫دوست داره با فرانچسکا تن‌آمیزی کنه، ‫اما من که دیگه با این کارها به وجد نمی‌آم

‫از این آهنگ خوشم نمی‌آد. ‫«گل‌های کاغذی» رو بلدی؟

‫آره، پاریس که بودم فیلمش رو هم دیدم، ‫تو اورسولین

‫فیلم خیلی قشنگیه

‫اما پارتیتور ندارم، حفظ نیستم

‫من شیفته‌ی تمام چیزهای هندی ام، ‫تا حالا هند رفتی؟

‫از بخت بد، نه

‫اما گمونم دیر یا زود می‌رم

‫هند یه سرزمین معنویه، ‫نیازی نیست بری اون‌جا، چون که همه‌جا هست

‫بارتالی!

‫- بارتالی؟ ‫- بله

‫می‌شه دلش رو برد، ‫با یه دسته گل سرخ

‫یا با صدای زنگ تلفن

‫اما تو روزی شرجی مثل امروز

‫یه آبِ جو از همه‌چی بهتره

‫نشسته ام رو جدول خیابون

‫فکر می‌کنم به کار و بار یکسره

‫میون دو تا موتور، سکوت برقراره

‫این‌جور نگاه کردنت، جونم رو درمی‌آره

‫چنین مسیری، با کفش صندل

‫چه سفرها رفت، بارتالِ تنبل

‫اون بینیِ غمگین، رَهی دشواره

‫چشمونت هم غمناک ان، آره

‫پونزده روز پیش یه عمل داشتم

‫به هر حال، الان خوش‌تر ام

‫یادت نره که من همسرش ام، و تو معشوقه‌ش

‫پس برو

‫- می‌تونی کمکم کنی؟ ‫- نه

‫یه فنجون شکلات برات آوردم، ‫می‌دونم دوست داری

‫نیکُلا دائم داره از گالاپاگوس حرف می‌زنه

‫باید راضیش کنی عمل کنه

‫یک لحظه!

‫وسط کار که نمی‌شه

‫فراموش کردم، من فرانچسکا ام

‫پائولو

‫آه، خدای من

‫مثل کتاب دانته: پائولو و فرانچسکا

«عشق، که هیچ معشوقه‌ای را از عشق ورزیدن معاف نمی‌دارد»

‫ 600 هزار لیر دادم کفش خریدم

‫همه از دم پاشنه‌بلند

‫مُرشدم می‌گفت کَفِشون باید تخت باشه، ‫اما من می‌خوام آراسته باشم

‫مرشد؟

‫سایناندا، تو هواپیما باهاش آشنا شدم

‫مال وقتیه که هواپیمای شخصیش خراب شده بود

‫همراه استادش تو تمام ‫دنیا مراکز تانترا* دارند

‫سایناندا؟

‫چه شکلیه؟ پیر، دیلاق، با ریش سفید

و چشم‌های آتشین؟

‫نه، خیلی بانمکه، 22 سال‌شه

‫با نگاهی که یه گرمای حسانی ازش ساطع می‌شه

‫تو 22 سالگی مُرشد شده؟

‫عجب آدمی!

‫خانم‌ها و آقایان

‫امشب...

‫دوست عزیزم، فَریدِ کبیر! تقدیم به شما

‫فریدِ یکی یک‌دونه!

‫حواس‌تون باشه، این یکی شوخی نداره

‫از این دست سرگرمی خوشم نمی‌آد، ‫دوست دارم برقصم

‫همم؟

‫راستی که دلم رقص می‌خواد

More Farsi Persian subtitles for The Flesh

評論

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left