前 200 行。
یونانیهای باستان معتقد بودن آدما یه زمانی چهارتا دست داشتن
چهارتا پا و یه سر که از دوتا صورت درست شده بود
ما خوشحال بودیم
کاملِ کامل
اونقدر کامل که خداها
از ترس اینکه این کمال باعث بشه دیگه نیازی به پرستششون نداشته باشیم، ما رو دو نیم کردن
و نیمههای جداشدهمون رو رها کردن تا با بدبختی روی زمین سرگردان باشن
در تمنایی همیشگی
تمنا
حسرت
برای نیمهی دیگه روحمون
میگن وقتی یه نیمه، اون یکی رو پیدا میکنه
یه درک متقابلِ ناگفته به وجود میاد
یه یگانگی
و برای هیچکدومشون لذتی بالاتر از این نیست
که به هم برسن
البته
یونانیهای باستان هیچوقت دبیرستان نرفته بودن
خوش گذشت
هر چی
وگرنه میفهمیدن
گندش بزنن
ما واسه گند زدن به همهچیز، نیازی به خداها نداریم
اگه از من بپرسی
آدما خیلی وقتشون رو تلف میکنن دنبال کسی بگردن که کاملشون کنه
مگه چند نفر عشق واقعی رو پیدا میکنن؟
یا اگه پیدا کنن
چقدر میتونن نگهش دارن؟
یه مدرک دیگه برای نظریه کامو که میگه زندگی غیرمنطقی
و پوچه
و این، دوستای من، دقیقاً یه فلسفهی عاشقانهی نمره بیسته
یا نوزده، اگه حالِ خانم «جی» بد باشه
در هر صورت، نمرهش عالیه، وگرنه پولی لازم نیست بدی
بیرون از اینجا سگها، جادوگرها و آدمهای فاسد هستن
و هر کسی که دروغ رو دوست داره و بهش عادت کرده
الی چو
چاگا چاگا چو چو
عالیه. فرشتهها دارن از خوشحالی گریه میکنن
مورد بعدی
نمایش استعدادیابی زمستانه
برای همهی سالآخریها اجباریه
این آخرین فرصتتونه که خودی نشون بدین. اجباریه
بازم میگم، شیپورهای دیواری قبل از استفاده باید چک بشن
اینا سازهای خیلی ظریفی هستن و دریچههاشون گیر میکنه
یه خبر بد
یکی نوشابهش رو توی کمد انبار جا گذاشته
دنیایی رو بدون فلوت تصور کنین
بروس، صدام رو قطع کردی؟ نه کیتلین، نکردم
بروس، من میفهمم کی صدام رو قطع میکنی. میفهمم
پدر و مادر جری رفتن اسپوکن
من ایکسباکس رو میارم
لطفاً برگردونش
بیچون و چرا
مشکلی پیش اومده؟
نه، آقای فلورس
مورد بعدی، یه مشکلی داشتیم
شنیدم خواهرش با کلیسا رفته سیاتل
رشتهش جامعهشناسیه
هی، اینو برسون به دست اون گندهبک
فکر کنم دارم کر میشم. اوه، خیلی ممنون
نه، ولی جدی پسر، اون مردی که میخوام در آینده باشم
این آدمی نیست که امروز هستم، میفهمی چی میگم؟
آستر
پس باید فقط به زندگی ادامه بدی پسر. همیشه سرش تو کتابه
باید فقط به زندگی کردن ادامه بدی. گروه کر، بلند شین
۴۹ همگی بریم صفحهی
اگه تا حالا حدس نزدین
این یه داستان عاشقانه نیست
شما مَردین یا یه مشت بازنده؟
یالا خانما، بریم! راه رو باز کنین
یا حداقل از اونایی نیست که همه به خواستهشون برسن
مانسکی
به نبودِ آتش و گوگرد در نمایشنامه «خروج ممنوع» دقت کنین
ما خودمون منشأ جهنمِ خودمون هستیم
پانصد کلمه دربارهی استفادهی سارتر از «میل سرکوبشده»، تا دوشنبه
شش برداشت متفاوت از افلاطون. تحسینبرانگیزه. فقط یکی
این همون چیزیه که به متصدی بار میگم
چطور هیچوقت لوَم نمیدی؟
که مجبور بشم مقالههای واقعیای رو که خودشون مینویسن بخونم؟
میدونی که میخوام برم دانشگاه واشینگتن. واقعاً حیف شد
با بورسیهی کامل، لعنتی
میتونم خونه بمونم و تازه، توی اسکوامیش دوستداشتنی موندگار بشم
جهنم-امیش. اونقدرها هم بد نیست
باشه، اونقدرها هم خوب نیست ولی فعلاً اوضاع اینطوریه
من چهارتا از بهترین سالهای عمرم رو توی کالج گرینل گذروندم
و حالا ببین خودت رو که برگشتی به همین جهنم-امیش
حق با توئه. دورِ علوم انسانی رو خط بکش
سعی کن آخر هفته اخراج نشی. شوخی میکنی؟
همه توی این شهر از خدا میترسن، اما میدونی خدا از کی میترسه؟
اتحادیهی معلمها
چاگا چاگا چو چو
هی
هی
هی
هی
وایسا
اوه
چِته تو؟
ببخشید. من، اِ
اِ
ده دلار واسه سه صفحه، بیست دلار واسه سه تا ده صفحه
بالای ده صفحه کار نمیکنم
نه، نمیخوام تقلب کنم
هیچکس نمیخواد. واسه کلاسِ کیه؟
نه، اون... اونطوری نیست... اوم
این چیه؟ یه نامه
این روزا کی نامه مینویسه؟ فکر... فکر کردم رمانتیک باشه
نمیتونم کمکت کنم. من... من فقط چندتا کلمه میخوام. کلمههای قشنگ
من واسه آستر فل... نامه نمینویسم
واسه یه دختره
کار درستی نیست. نامه یه چیز شخصیه. قراره واقعی و از ته دل باشه
اینطوری که عالی میشه. نه! من نمیتونم جای تو باشم و از ته دل
برو لغتنامه بگیر، غلطگیر هم بزن. موفق باشی رومئو
نه، واسه «از ته دل» بودنش پول بیشتری میدم
به اداره برق زنگ زدی؟
اونا لهجهی منو نمیفهمن
امتحان کردی؟
هیس
بهترین جاش اینجاست
«فکر کنم این شروع یه دوستیِ قشنگه.»
فردا زنگ میزنم
اداره برق و روشنایی اینلند
بابتِ حساب شماره 460A38 تماس میگیرم
لطفاً منتظر بمونید
لطفاً گزینهی خود را دوباره وارد کنید
قبض. تمدید مهلت
لطفاً منتظر بمونید
این راهروها آدم رو میکُشن
من الی چو هستم
آره، میدونم
تقریباً چهار ساله که هر یکشنبه داری توی مراسمای بابام ساز میزنی
تو کافرِ محبوبشی. اون نمیتونه نوازندههای همراهِ متوسط رو تحمل کنه
حتی اگه رستگار شده باشن
بازماندهی روز
عاشقش بودم
اون همه تمنایی که به زور سرکوب شده بود
«من الی چو هستم»؟
بله، میدونم. خانم چو، پرداخت قبضتون سه ماه عقب افتاده
اگه حداقل ۵۰ دلار پرداخت نکنین، فردا برقتون قطع میشه
دلار، واسه یه نامه. بعدش دیگه خودتی و خودت ۵۰
آره
«آستر فلورس عزیز، به نظر من تو واقعاً زیبایی»
«حتی اگه زشت هم بودی، باز دلم میخواست بشناسمت»
«چون هم باهوشی و هم مهربون.»
«سخته که همهی اینا رو توی یه دختر پیدا کنی»
«ولی حتی اگه فقط دوتا از این ویژگیها رو هم داشتی، باز ازت خوشم میاومد»
«ولی جهت اطمینان بگم که تو هر سه تاش رو داری.»
اون هر سه تاش رو داره
ممنون که شفافسازی کردی
«دربارهی خودم...»
«بعضیها فکر میکنن من جذابترین عضو خانوادم هستم»
«منظورم از اون بعضیها، مادربزرگمه»
«که البته الان فوت شده»
«بیخیالِ مادربزرگِ خدابیامرزم»
«فقط میخواستم بگم که سیبزمینی سرخکرده دوست دارم. دوست دارم بزنمشون توی میلکشیکم»
«عجیبه؟»
«واقعاً خوشمزهست»
«دوست داری یه بار با هم امتحانش کنیم؟»
«من پارهوقت کار میکنم و یه وانت دارم. هر وقت خواستی خبرم کن»
«ممنون»
«پل مانسکی، بازیکن ذخیره»
«فوتبال.»
پس چیزی که سعی داری بگی اینه که من عاشقشم
اصلاً تا حالا باهاش حرف زدی؟
من توی حرف زدن خوب نیستم
ولی مطمئنی که دوسش داری؟
اینو میدونم که وقتی از خواب بیدار میشم بهش فکر میکنم
و وقتی دارم تمرین دو انجام میدم
و وقتی دارم سوسیسهای مامانم رو میخورم و وقتی دارم دعا میخونم
این فقط یعنی تو کلهشقی. نه اینکه عاشقی
نه، این عشقه
عشق آدم رو خل میکنه
تو هیچوقت خل نمیشی؟
نه
تمام این بخش نیاز به
البته، اون قضیهی سیبزمینی جالب به نظر میرسه
یه وابستهی معلق
آهان، فهمیدم
چیو فهمیدی؟
تو هیچوقت عاشق نشدی
نامهی عاشقانه میخوای؟ برات یه نامهی عاشقانه مینویسم
یه نامهای که باعث بشه عاشقم بشه، نه اینکه مثل تو با عصبانیت بذاره بره
این فیلم که اصلاً آمریکایی نیست. چطوری میخوای انگلیسی یاد بگیری؟
هیس
بهترین جاش
«تمنا...»
«تمنای موجی از عشق که در من خروشان بشه.»
درش رو چسبوندی
نه، مطمئنم که خوبه
هاشمو می
هی
هی
هی
جواب داد
«منم از ویم وندرس خوشم میاد.»
«ولی ازش سرقت ادبی نمیکردم.»
ویم وندرس دیگه کیه و چرا ازش تقلب کردی؟
من ازش تقلب نکردم. نه، معنی «سرقت ادبی» رو توی لغتنامه دیدم
یه جورایی ازش تقلب کردم. من که بهت پول دادم
ولی این خوبه. چطوری؟
No comments yet. Be the first to leave one.