前 200 行。
بگو ببینم چه خبره؟
یه پاکت دیگه برام اومد
روش نوشته بود «اولی سنت لجر»، یه شماره تلفن هم داشت
خونهای که توش بزرگ شدی مال بانکه، دیگه رسمی شد
چقدر لازم داری، مثلاً پنج هزار تا؟
به بانک بگو تا آخر این ماه ردیفش میکنی
این همه پولو از کجا میخوای بیاری؟
شاید بتونم به یه سری منابع مالی دسترسی پیدا کنم
شما «چیکی سنت لجر» هستین؟
بله
متأسفم خانم، نمیتونین به این پول دست بزنین
تا وقتی که موعدش برسه، یعنی آوریل سال بعد
همون یاروی امروز صبحه، نه؟
نمیشناسیش؟ لعنتی
نه
مطمئنم داشت بهم دروغ میگفت. امیدوارم به تو دروغ نگه
چه خبر شده، لی؟
قسم میخورم موقعی که داشتم میاومدم اینجا، یکی داشت تعقیبم میکرد
دارم بهت میگم
یکی میدونه من کیام
و داره سایه به سایه دنبالم میآد
فکر کنم خودشه
الیور سنت لجر، اهل نارگانست، رود آیلند
وای خدای من
ترسوندیم
داری چیکار میکنی؟ غیبش زد
اونم بعد از اینکه از دستگیری به جرم قتل عمد فرار کرد
بعضی وقتا بهش میگن
قاتل رودخانه نَرو
امروز سر کاری؟
آره، بعد از باشگاه میرم دفتر
آخر هفته؟
طرح اولیه نوسازی بانک
وقتش خیلی کمه
این پیراهن منه؟
آره
واسه همین تو کمد من بودی؟
آره، ببخشید نتونستم جلوی خودمو بگیرم
مگه دلیل دیگهای هم داشت که تو کمدت باشم؟
اگه داشتی به گاوصندوق نگاه میکردی
مال من نیست
وقتی اومدم تو این آپارتمان اینجا بود، قفل هم بود
منم... رمز کُدشو ندارم
اوه
نه، نگاه نمیکردم
ولی باشه
امروز صبح ساعت ۵:۳۰ جایی باید میرفتی؟
آره
رفتم پیش روانشناسم
روانشناست ساعتهای عجیبی کار میکنه
واسه من اینطوریه
حس میکنی بهت کمک میکنه؟
اینو بگم که، ضرری نداره
معمولاً وقتی کسی میگه «اینو بگم که»
یعنی یه چیز دیگه هست که نمیخواد بگه
مامانمه
فقط وقتی کار فنی یا کامپیوتری داره بهم زنگ میزنه
به هر حال، باید برم
داشتم فکر میکردم امروز واسه ناهار یه سری به محل کارت بزنم
خیلی سرم شلوغ میشه
اگه گشنهم شد، یه چیزی سفارش میدم
تو همون دفتر میخورم. میبینمت
من همینجام
میتونی پیش خودت نگهش داری
پیراهنو میگم
«قتل رودخانه نرو به قتل وحشیانهی...»
«پال اسپارلینگ، دانشآموز مدرسه خصوصی اشاره داره...»
«که جسدش در کنارهی یک آبراه جزر و مدی...»
«نزدیک خلیج نارگانست در ۵ ژوئن ۲۰۰۹ پیدا شد.»
«کالبدشکافی نشون داد که قتل بوده.»
«همکلاسیش، شین مارتین، به جرم قتل عمد دستگیر شد...»
«هرچند خیلیا معتقد بودن همکلاسیش...»
«الیور سنت لجر مسئول این جنایت بوده.»
صبر کن، اینا رو از کجا میاری؟
از ویکیپیڈیاست. ویکی
هیچ خبرگزاری رسمیای رو نمیبینم که سنت لجر رو به این پرونده ربط داده باشه
ولی یه سری تاپیک تو ردیت پیدا کردم
یه چیزایی در مورد اینکه... اوم
چطوری دانشآموزای مدرسه حقیقت رو میدونستن
ولی هیچکس سوالای درست رو نپرسیده
نه، اینجا پیداش کردم. اینجا یه چیزایی نوشته
آره، اسم باباش کسپر سنت لجر هست
هوم
تو لیست «مایدس» سال ۲۰۱۸، جزء پولدارترین سرمایهگذارای جسور دنیا بوده
داراییش نزدیک به یک میلیارده. لعنتی
اینبو ببین. اسم مامانش چیکییه
خب
درسته. همینه. آره
بقیهش هم درباره اینه که کجاها دیده شده
تو شهرهای مختلف و این حرفا
انگار یه پا «پاگنده» روانیه
آخرین جایی که دیده شده چند ماه پیش تو بوستون بوده
کنجکاوم بدونم پلیس نارگانست دربارهی اینا چی میگه
پرونده کوفتی مختومه شده
خب... کسپر و چیکی
سالها پیش قضیه رو ماستمالی کردن
اینترنت هنوز یادشه. و هر کسی که اینو نوشته
اوه
فقط یه شماره تلفن گذاشته
یعنی طعمه رو خورده؟
آره، البته نه اگه تو سطل آشغال پیداش کرده باشی
هوم، درسته
شما با جین میلر تماس گرفتین. پیغام بذارین
و من در اولین فرصت باهاتون تماس میگیرم
خانم میلر، من لی ریردون هستم از اداره پلیس بوستون
لطفاً هر وقت تونستین باهام تماس بگیرین. چندتا سوال داریم
شمارهمو برات پیامک میکنم
جین میلر در نیویورک
باشه. شماره رو برام بفرست
میرم... چِکش میکنم. داخل میبینمت؟
منم زنگ میزنم به پزشک قانونی ببینم کالبدشکافی رو به کی دادن
اون موضوع رو یادم نمیره
هی
اوه، لعنتی
من فکر کردم سر کاری
میخواستم برات پیغام بذارین
نه، تو بازار محلی منتظر مامانم
فکر کنم اگه الان بوی سبزیجات به دماغم بخوره، بالا بیارم
چرا اینقدر هیجانزدهای؟
چون انجامش دادم پسر
پولو گرفتم
چی؟
صبر کن... - آره
شوخی میکنی؟ - نه
حواله بانکیه
یه یکی دو هفتهای طول میکشه تا بشینه به حساب، ولی لعنتی بالاخره ردیفش کردم
چی؟
واقعاً از طرف خانواده سنت لجرِ؟
آره
به مامان چیزی نگو
نه نه، خدا نکنه، عمراً
وای خدای من
وایسا، کلِ اون پنج هزار تاست؟
آره، تازه یه خرده بیشتر هم هست
اوه، عجب
ام... چطوری میخوای لو نری؟
چون مثل یه چکی نیست که به اسم ما باشه
پیچیدهست، وقتی اومدم خونه بهت میگم
کی میآی؟
حس میکنم باید صبر کنم تا پول جابهجا بشه، خب؟ پس
نمیدونم، فعلاً فقط چکش کن
ولی به محض اینکه نشست به حساب، برمیگردی خونه دیگه، نه؟
آره. شایدم یه کم بیشتر بمونم، چون کارم تموم نشده
خب ولش کن دیگه
نمیدونم دلم میخواد یا نه
بیشتر از اون چیزی که فکر میکردم دارم ازش خوشم میآد
همهش هم به خاطر پول نیست
مگ، اسمش روشه، کاره
واسه پول انجامش میدی که گفتی گرفتیش، پس دیگه چی؟
آره، خب... اینقدر سوال نپرس
خبرت میکنم
کنجکاوم بدونم این یارو اسلحه داشته یا نه
خب، ۳۲ درصد آمریکاییا دارن
هی گوش کن، شنیدم تکنسینها داشتن درباره تیکه جمجمه حرف میزدن
به نظرشون قربانی یه زنه
کی کالبدشکافی رو انجام میده؟
پزشک قانونی دادش به «هیپو»
بله. آره، هیپو کارش درسته. سریع جوابو بهمون میده
از من خوشش میآد
گوش کن، دوباره به جین میلر زنگ زدم
صندوق صوتیش الان دیگه پر شده
خب که چی؟ مال تو هم پره
چی؟ نه، نیست
تو از کجا میدونی؟ تو که هیچوقت پیغام نمیذاری
هیچکس پیغام نمیذاره. پس چطوری صندوق صوتی پر میشه؟
نمیدونم، مثلاً با هشت میلیون بار قطع کردن تماس؟
فقط برام سواله که آیا صندوق صوتی پر، این فرضیه رو تقویت میکنه
که اون واقعاً به طور رسمی مفقود شده یا نه
ولی میدونی، اون داشت با دمِ «قاتل رودخانه نارگانست» بازی میکرد
پس حالا انگیزه هم داریم
میدونم. هی
هی، شماره تلفن جین میلر رو استعلام گرفتم
فکر کنم همین اطراف باشه
آره، آره، میدونیم یه زمانی اینجا بوده
نامه از طریق پست فرستاده نشده
خودش باید اونو میانداخت اونجا
یه ماه پیش گزارش تخریب اموال به پلیس بوستون داده، مربوط به یه پلاک نیویورک
یه فیات آبی
آدرسی داریم؟ - آره
همینه
وقتی میگی «تخریب اموال»، ذهن من میره سمت خط انداختن با کلید یا تخممرغ پرت کردن
یا نوشتنِ «هرزهی سالدومی»
با اسپری روی بدنه ماشین؟
هی
تخریب اینجا اتفاق افتاده
هوم
کیسههای خرید چندبار مصرف و یه کارت ورودی
قطعاً توی همین ساختمون زندگی میکرده
۷ آپارتمان شماره
نوار زرد بکشین
پلیس! کسی خونه هست؟
جین؟
الیور؟
خب
کدوم گوری داری میری؟ کجا داری میری؟
کجا میری؟ کجا میری؟
کجا داری میری؟
کجا داری میری؟
نه، اصلاً راه نداره
لعنتی
No comments yet. Be the first to leave one.