前 200 行。
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
این برنامه بر اساس وقایع واقعی ساخته شده
که در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ رخ داد
و بر اساس تجربیات ناجیان.
نامها تغییر کرده و برخی صحنهها بازسازی شدهاند.
ایپون!
نذار قسر در بره، یه درس حسابی بهش بده!
باید تمرکز کنی.
کوبی، این انرژیتو واسه امشب نگه دار.
امشب چه خبره؟
یه مهمونی، قراره برن رقص.
چه مهمونی ایی؟ من چی؟
فقط یه ماموریت مخفی برای مواد مخدره.
یه ریو تو رِعیم.
قرار بود شیفت صبح رو با هم باشیم.
از تغییر شیفت شب ناراحته.
نه، همهچیز روبهراهه.
قاچاقچیا رو بگیرید، من مصرفکنندهها رو جمع میکنم.
ایپون. آره!
یه بچهست.
جدی میگین، بچهها؟
تو کلاس چی یادت دادن؟
اگه میرفتی کلاس، میدونستی.
میدونی مامانت کراو ماگا هم بلده؟
قبلاً خوب بود.
جدی، مامان؟
حالا به دردسر افتادی، نوفار.
نذار اون افسر خوب گولت بزنه،
اون یه نینجاست.
ولی هنوز میتونم بزنمش.
- مواظب باش! - از پهلو برو.
- نوفار، بی رحم باش! - می کشمت.
میدونی که دیوونهوار دوستت دارم.
حواست پرت نشه، عزیزم.
گروگانا!
تروریستا تو خونهان!
تو خونه راشل!
گروگانا!
برین داخل!
اونجا چه خبره؟
وکنین، حداقل پنج تا تروریست تو خونهان.
- خونه عویاتاره. - بذار برم داخل.
خونه منه، بذارین برم!
- چی شده؟ - پدر و مادرمو کشتن.
- چی؟ - اون توئن!
- میدونیم تو خونه چه خبره؟ - تیراندازی و جیغ شنیدیم.
برگرد، تو دیدرسی!
نمیدونی اگه مردن.
- مردن. - آروم باش.
- عویاتار، کمک! - مادرم! مامان!
آتیش بس!
باید بریم داخل! تیم رو آماده میکنم، میریم.
پوشش آتیش ترتیب میدم.
میتزپه رامون تلآویو
- الو، عایوب؟ - جمیله، گوش کن،
باید با همسایه، قاید، افسر، حرف بزنی.
- کمک لازم دارم. - چی شده؟ کجایی؟
نزدیک کیبوتس، لوکیشنم برات میفرستم.
- فقط با املم. - نور کجاست؟
بهش تیر زدن.
چی؟ حالش خوبه؟
- خدا رحم کنه! - گوش کن، جمیله،
فوری برو پیش قاید،
نشونش بده کجاییم و بگو ارتشو بفرسته اینجا.
فهمیدی؟ جمیله؟
آره، فهمیدم.
باید قطع کنم.
هشدار قرمز. هشدار قرمز.
- به بابابزرگم تیر زدن! - ارتش کجاست؟
تروریستا دارن در خونمو باز میکنن!
چی میگن؟ عربیه، نه؟
الان حرف نزن.
- ولی... - یاعلی،
اگه ساکت بمونیم، از خونهمون رد میشن.
نه، بابا؟
آره، و ارتش میگیرتشون.
گوش کن. دارن میرن.
اوهادی،
تامار خیلی بیحاله، اینجوری نیست معمولاً.
چیزی خورده؟
شاید کمآب شده.
شیشه شیرش مدتهاست تموم شده.
- منم تشنمه. - کوله ات کجاست؟
بطری آبتو چک کن، تونی.
خالیه.
باید صبر کنیم.
- میرم پرش کنم. - به هیچ وجه.
بچهها آب لازم دارن.
ارزش ریسکشو نداره، چت گروه رو دیدی.
چند ساعت میتونیم تحمل کنیم.
- مواظب میرم. - اوهاد، خیلی خطرناکه.
شوشکا، اشکال نداره.
اگه ببینن کسی تو خونهست...
باید الان برم.
قبل اینکه دیر بشه.
پنجره بازه.
تو دستشویی پرش میکنم.
- بابا، منم میام. - یاعلی.
زود برمیگردم.
- اتاق امن پر دوده. - تروریستا تو خونمن.
خونه رو آتیش زدن.
اتاق امنمون آتیشه. کمک!
لعنتی. باتری گوشیم تموم شد.
شارژر دارم.
مرسی، تونی.
- برق قطع شد؟ - چرا برق نیست؟
صدا نکنیم، باشه؟
چراغ اضطراری داریم.
یاعلی، بیارش نزدیکتر.
خوبه، بذارش اینجا.
خدا خیرت بده.
چطور شارژش کنیم؟
بابا یه شارژر پرتابل داره.
ولی اینجا نیست.
میدونم کجاست.
یاعلی، داری چیکار میکنی؟
دیوونه شدی؟
- داری چیکار میکنی؟ - بتشوا!
آروم باش.
بیا اینجا.
آب بخور.
هیچکس از این اتاق نمیره بیرون، باشه؟
با هم میمونیم تا تموم شه.
یاعلی...
ببخشید، باشه؟
اینجا پزشک هست؟
- آمبولانسا کجان؟ - برام لباس بیار،
هر چی!
وایسا!
تیر نزن!
زخمیها رو ببر تو ماشین!
بجنب!
کمکش کنین!
- کی بد زخمیه؟ - ببرش.
اینجا تو.
- آروم باش. - زود!
- بذارش اینجا. - اون طرف...
کسی ایتامار حدد رو دیده؟
ببرش تو ماشین.
- خدا فرستادتت. - پسرمو دیدی؟
نه، ببخشید.
مواظب رانندگی کن.
زود!
در رو ببند، عقب.
ببندش.
بجنب.
به من نگاه کن.
اسمت چیه، عزیزم؟
- ویتالی. - ویتالی چی؟
بیدروف.
بیدروف؟
ویتالی بیدروف؟ باورم نمیشه. منو نمی شناسی؟
من تالیام، معلم مهدت!
- تالی مهد؟ - ببینش، پلیس شدی.
شوکه شدم.
همیشه میگفتی میخوای پرنسس بشی.
نمیتونیم از اینجا بریم.
از مدرسه میریم.
فکر نکن نمی بینمت! چشماتو باز کن!
باهام بخون.
شادی کن و خوشحال باش تو عیدا...
تنهام نذار. بخون!
بخون و بازی کن با صدای بلند...
کی دیگه ماشین داره؟
کی ماشین داره؟ سوار شو، لطفاً.
هر چقدر جا داره.
چطور اومدین اینجا؟
- با اتوبوس، نمیتونیم برگردیم. - کی دیگه میخواد سوار شه؟
آره، هنوز اینجاییم.
میخواستم بگم دوستت دارم.
فکر نکنم بتونم از اینجا دربیام.
مواظب مامان باش، نذار وقتی فهمید تنها بمونه.
لیات، محیط رو امن کنیم.
یولیا، منطقه مهمونی رو بگیر، من غرب رو میگیرم.
من شمال رو.
- این اسلحهها به درد نمیخورن. - هر چی داریم همینه.
نمیتونم حرف بزنم.
عشقم، تیراندازی داره نزدیک میشه.
گروگان دارن، داریم میریم داخل. اگه کمک نکنم، آدما میمیرن.
نمیای؟
معلومه که میام،
ولی باید پدر و مادر عویاتارو دربیارم.
باشه...
نوفار؟
کوبی، سهشنبه باید واکسن رمی رو بزنیم،
و پونزدهم لیام وقت ارتوپد داره.
چی داری میگی؟ با هم میریم.
وکنین، داریم میریم داخل!
باید برم.
داریم میریم داخل. میام دنبالت، قسم میخورم.
دوستت دارم، عزیزم.
به دیوار!
بجنب!
فرار کنین!
نارنجک!
بهم زدن!
No comments yet. Be the first to leave one.