前 200 行。
« تـرجمـه از تـورج و پـدرام » .:: Pedi.Bi & Stef@n ::.
« لندن، سال 1941 »
اسمش چيه؟
خرسي
مواظبشي؟
مطمئن شو که نترسه
نميدونم تو چطوري اينکارو ميکني شب بعد از شب با اين وضع
هنوزم لبخند ميزني
مجبوري، اينطور نيست؟
« زن سياهپوش: فرشتهي مرگ »
ديگه شال رو از سرت در نيار
صبح بخير خانمِ مدير صبح بخير بچهها
صبح بخير، خانوم پارکينز
دير کردي - معذرت ميخوام، ديشب جادهام بمبباران شد -
سوار قطار بشيم؟
منتظر "ادوارد لي" هستيم
فکر ميکردم اون ميمونه
خونهشون رو منفجر کردن
اون الان يتيمه
ايناهاش
صبح بخير - صبح بخير -
ممنون که آوردينش به ايستگاه - اين حداقل کاريه که از دستمون برمياد -
اوه ادوارد، من خيلي خيلي متأسفم
،الان ديگه همراه ما مياي از تمام اين اوضاع دور ميشي
...يه کلمه هم حرف نزده از موقعي که
خيليخب، وقتشه - سفر بخير -
ممنون - سوت داره زده ميشه، همه سوار بشن -
ممنون، آقا
خيليخب، بيايد
آه، ممنون
پاهات رو از روي صندلي بردار، آلفي
حتماً از نوجواني شروع کردي
ببخشيد؟
تا چهارتا بچه داشته باشي
اينا بچههاي من نيستن
پس دزديديشون، اينطور نيست؟
،اونا پناهنده هستن والدينشون نميتونن لندن رو ترک کنند
بستگان ديگهاي ندارن، براي همين به يه خونه در بيرون شهر ميبريمشون
پس داري به همچين جايي ميري؟
،اگه تحت بازجويي قرار گرفتم حداقل ميتوني اسمت رو بهم بگي
من افسر پرواز "برنستو" هستم ولي تو ميتوني "هري" صدام کني
من "ايو" هستم، ولي شما ميتونين خانوم پارکينز صدام کنين
،خب، بسيار از آشنايي باهاتون خوشبختم خانوم پارکينز
مطمئنم که همينطوره
ما داريم به "کريتين گيفورد" ميريم
واقعاً؟ منم همينطور
واقعاً؟
اونجا چيکار داري؟
من يه خلبانم
همشون همينو ميگن
عذر ميخوام
منظوري نداشتم
مشکلي نيست
ممنون
شخصيت خاص و جالبي دارين
خانم "هاگ"، دکتر "رودز" هستم از هيئت مديرهي آموزش و پرورش
بخاطر معطل کردنتون عذر ميخوام
نگران نباشين، مسئلهاي نيست
آشناييتون باعث خوشحالي بود، خانوم پارکينز
هر وقت بتونم سر ميزنم - ...لطفاً -
ايو صدام کنين - !بيا بريم -
همين الانشم دکتر رودز رو به اندازه کافي معطل کرديم
شب خوش
صداي چي بود؟ - !لعنتي -
همگي همين نزديکي بمونين
بقيه کجان؟
لاستيک زاپاس پُشته - بذار کمکت کنم -
اين چيه؟ واسه چي بهمون زل زده؟
گير کرده
اوه، عزيزجان
بقل اتوبوس بمونين
جويس"، حواست به بقيه باشه"
فقط بذار همونجا باشه
آهاي
آهاي
کسي اونجاست؟
يکشنبه مُرد، دوشنبه ديده شد
حالتون خوبه؟ - نفر بعدي کي ميميره؟ حتماً تويي -
يکشنبه مُرد، دوشنبه ديده شد نفر بعدي کي ميميره؟ حتماً تويي
نگاه نکن، نبايد نگاه کني
عذر ميخوام، چيزي نيست
ببخشيد
مِه خيلي سريع اين لجنزار رو در بر ميگيره
ميشه چراغ جلوي ماشين رو روشن کنين؟
اينجا هنوز قوانين خاموشي به عمل مياد
ولي ممکنه از جاده خارج بشيم
همينطورم ممکنه زير يه هواپيماي بمب افکن آلماني باشيم
اگه تمام بمبهاشون رو روي شهرها ننداخته باشن، تو راه برگشت ميندازنشون
کس ديگهاي هم تو جزيره زندگي ميکنه؟
نه، اينجا زمينِ بايرـه
سالهاست که کسي درش زندگي نميکنه
"همينه، خونهي "ايل مارش
اتاقخواب بچهها اينجاست
بقيه کجان؟
بقيه؟
بله، بقيه
اعضاي بقيهي مدارس
اونا تا هفتهي ديگه به اينجا نميرسند شما اولين گروه هستيد
انتظار دارين اينطوري زندگي کنيم؟
کاملاً قابل استفادهست - اين مکان متروکهست، دکتر رودز -
شوهر من سرتيپ ارتش هستن
و اون اجازه نميده افرادش در همچين جايي بمونند
چه برسه به گروهي از بچههاي مدرسهاي
درسته که مدتي خالي از سکنه بوده ولي به زودي دوباره جان ميگيره
به اندازه کافي بدردبخور نيست، دکتر رودز
تنها چيزيه که در اختيار داريم، خانم هاگ
زودباشين بچهها، بياين وسايلمون رو در بياريم
ميتونيم اطراف رو ببينيم؟
بيا اول وسايلمون رو در بياريم
...ولي
...حتماً بايد - ديگه کافيه -
خانم پارکينز
برين تا دکتر رودز اطراف رو بهتون نشون بدن
من بچهها رو مرتب ميکنم
چشم، خانم مدير
خيليخب
زود، زود، بياين تختهامون رو مرتب کنيم
اونجا آشپزخونهست، غذاخوري پُشته
شما دکتر چي هستين؟
طبابت، بازنشستهام
براي هيئت مديرهي آموزش و پرورش کار ميکنين؟
سرپرست حمله هوايي هم هستم
همهمون هر کاري که از دستمون برمياد انجام ميديم
کلاس درس در کتابخونه سمت چپه
هنوز هيچ چراغي اين بالا زده نشده ولي کُلي شمع و فانوس هست
اين دوتا اتاقخوابهاتون هستن
در بقيهي اتاقها رو تا رسيدن بقيه باز نکنين
اون يکي؟
بايد درش قفل ميبود
فکر کنم اتاق کودک بوده
اينجا خيلي سرده
بخاريها رو گذاشتم طبقهي پايين ولي اينجا سيستم گرمايشي مرکزي نداره
منظورم اين نبود
...احساس
نميدونم... غمگيني داره
اتاقها غمگين نيستن، خانم پارکينز آدمها غمگينن
بياين
خب کِي ميتونين کسي رو براي تعميرات خونه بفرستين؟
مثلاً چه کسي، خانم پارکينز؟
خب، ما نهايت استفاده رو از خونه ميبريم
من بهتره برم
تخت من چهار گوشه دارد - تخت من چهار گوشه دارد -
چهار فرشته بر دور سَرَم هستند - چهار فرشته بر دور سَرَم هستند -
يکي براي محافظت، ديگر براي دعا - يکي براي محافظت، ديگر براي دعا -
و دو فرشته که روحم را ببرند - و دو فرشته که روحم را ببرند -
اکنون که به خواب ميروم - اکنون که به خواب ميروم -
خدا را دعا ميکنم که روحم را نگه دارد - خدا را دعا ميکنم که روحم را نگه دارد -
اگر اين باشد که قبل از بيداري جان دهم - اگر اين باشد که قبل از بيداري جان دهم -
خدا را دعا ميکنم که روحم را بگيرد - خدا را دعا ميکنم که روحم را بگيرد -
آمين - آمين -
همگي برين تو تختهاتون
خوب بخوابي. آفرين
اينم از اين. خوب بخوابي
آفرين پسر خوب
اون مامانته؟
خيلي خوبه
بهم قول بده امشب خوب ميخوابي
خواب بد نميبيني
ميدوني کابوس چيه؟
نحوهي ذهنت براي آزاد کردن تمام افکار بد
وقتي تو خواب ببينيشون، از بين ميرن
مزخرفه
اوه، واقعاً؟
مامان ميگه بايد با افکار خوب جلوي خوابهاي بد مبارزه کرد
پس فقط همينکارو کن، خب؟
فردا در اين مورد حرف ميزنيم، خب ادوارد؟
نبايد اين مزخرفات زيادي طول بکشه
ميذارمش زير تختت
بياين، خانم پارکينز
ادوارد
نگران نباش
دستش رو ول کن
آفرين پسر خوب
بايد ياد بگيره
ميشه لطفاً شب ژنراتور رو خاموش کني و در و پنجرهاي خونه رو قفل کني؟
بله
شب بخير
خوب بخوابيد، بچهها
کجا داري ميبريش؟
!بذار ببينمش
آهاي
آهاي
« تو ولش کردي »
کسي اينجاست؟
به نظر مياد شب بدي داشتي؟
اومدن به جاي جديد يخورده آشفتهم کرده
ادوارد کجاست؟
داخله، داره نقاشي ميکشه
خانم پارکنيز، اونو به حال خودش بذار وقتي آماده بود مياد پيشمون
ميرم تا کلاس درس رو آماده کنم
دارين چيکار ميکنين؟
گرگم به هوا بازي ميکنيم جيمز" گرگ بود"
نبايد همينجوري تو خونه بدوئين
ادوارد کجاست؟
روي تختش نشسته
جيمز، فکر ميکردم با ادوارد دوست خوبي هستي
...ميدونم اوضاع عوض شده، ولي
ميخوام اونو هم تو بازيهاتون شريک کنين
اون الان به دوست نياز داره
فهميدين؟
No comments yet. Be the first to leave one.