Jane the Virgin

Jane the Virgin

下載 Farsi Persian 字幕

第 4 季

發布資訊

Jane the Virgin - S04E16 WEBg
由 warez 評論 warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 4 قسمت 16 jane the virgin 2014 زیرنویس فارسی سریال

標籤

webdl
發布於: 2026-02-23
下載次數: 23
聽障人士: No

Farsi Persian字幕預覽

前 200 行。

یادتونه که جین و رافائل

اون کلمه چهار حرفی رو به هم گفتن

دوستت دارم. حدس بزنید رافائل

عاشق کی نبود؟ این یارو

فکر کردم تمرکزت روی املاک تجاریه

آره، شرکای من این کارو می‌کنن

پس تصمیم گرفت روی خودش شرط‌بندی کنه

و یه ملک برای ساخت‌وساز پیدا کنه. اما متأسفانه

چیس منو از معامله حذف کرد. چی؟

حالا که حرف از دور زدن و خیانت شد

وکیل پترا، جِی‌آر، داشت

یه مدتی علیه‌ش کار می‌کرد، اما بعدش جِی‌آر اعتراف کرد

و همه چیز رو لو داد. به محض اینکه فهمیدم تو

خواهرت رو نکشتی، بهشون گفتم که دیگه نمی‌خوام باهاشون همکاری کنم

و بعدش این اتفاق افتاد

خلاصه که اوضاع بین پترا

و وکیل-معشوقه‌ش داره جدی میشه. اما حیف، انگار پترا

بالاخره دوباره به معشوقه‌ش به عنوان وکیل نیاز پیدا می‌کنه

من همه چیز رو دیدم

پترا با خونسردی تمام آنزکا رو کشت

می‌دونم! دقیقاً مثل صحنه‌های تله‌نوولا

که منو یاد نسخه آمریکایی سریال روخلیو

یعنی "عشق‌های سانتوس" می‌اندازه که داشت پیش می‌رفت

و "ریور فیلدز" معرکه هم قبول کرد که پارتنرش بشه

حتی بعد از اینکه این اتفاق افتاد. ابروهام

شیومارا با خبر ابتلایش به سرطان سینه

با شجاعت و وقار روبرو شد

داشت دوران نقاهت بعد از عمل رو می‌گذروند

خلاصه که همه‌چیز داره رو به راه میشه

خب، بریم سراغ اصل مطلب

وقتی جین ویانوئوا ۲۹ سالش بود

تصمیم گرفت با دوست‌پسرش، رافائل سولانو، هم‌خونه بشه

و دوستان، این اتفاق خیلی رمانتیک، هیجان‌انگیز و

پرهزینه بود. واو

یه آپارتمان یک‌خوابه تو این منطقه که مدرسه خوبی داره

ارزون گیر نمیاد، برای همین مجبوریم

یه تغییراتی تو سبک زندگی‌مون بدیم. من پایه‌م

من با عشق هم می‌تونم زنده بمونم

هه، عشق و... اوم

اینا چیزاییه که لازم داریم

اجاره ماه اول و آخر به اضافه پول پیش

اوکی. واو. آره

خیلی خب، پس بیا شروع کنیم به پس‌انداز کردن

شام نودل بخوریم؟

به نظر من که عالیه

و دوستان، اونا واقعاً پس‌انداز کردن

و ذره ذره داشتن به هدفشون نزدیک می‌شدن

کی دیگه به کلاس ورزش نیاز داره؟

که ما رو می‌رسونه به اینجا و الان

من این هفته پنج شیفت اضافه وایسادم، تو هم چهار تا

پول قبض‌های هفتگی رو کنار گذاشتم

به اضافه کلاس کاراته جدید ماتئو

و اجاره پیش‌پرداخت این آپارتمان رو هم حساب کردم

به علاوه یه جفت دکمه‌سردست که فروختم و ۵۰۰ دلار گیرمون اومد

می‌دونم معمولاً این کارا تخصص توئه

اما منم توی جدول بودجه‌بندی مهارت خاصی دارم

جدی؟ هیچی؟

همین الان یه شوخی با جدول و محاسبات کردم

فکر می‌کردم کلی ازش استقبال کنی

ببخشید. غرق کارم بودم

خب، باید یه لحظه کار رو متوقف کنی تا اینو بشنوی

ما به اندازه اجاره ماه اول و آخر پس‌انداز کردیم

واسه اون واحد یک‌خوابه طبقه بالا

وای خدای من

تو... اوه

ایول! به اندازه کافی جمع کردیم

آره، ۱۷۳ دلار هم اضافه آوردیم

ایول

می‌تونی یه ساعت دیگه بیای بریم خونه رو ببینیم

تا میخ‌مون رو بکوبیم؟

اوه. اوه! میخ‌مون رو بکوبیم

آره! آره آره! دقیقاً دنبال همین اصطلاح

می‌گشتم

ببخشید. انگار شیر آب توی مغزم

باز شده و حالا نمی‌تونم ببندمش

خوشحالم که نوشتن‌ت انقدر خوب پیش میره

از خوب هم اون‌ورتره

بالاخره افتادم رو دور

خب، این خونه ارزشش رو داشت که کار رو تعطیل کنیم

مگه نه؟ در مقایسه با سوئیت من خیلی بزرگ به نظر میاد

آه. مبل اینجا. یه جای خوب هم واسه بازی ماتئو

و میز تحریرت هم می‌تونه دقیقاً اینجا باشه

کنار پنجره

از همین الان می‌تونم تصورش کنم

ماچ

بلند بخونش رفیق

برای مدرسه آماده‌م

کی تخم‌مرغ می‌خواد؟

خب، نظرت چیه؟

فکر کنم به یه میز ناهارخوری نیاز داریم

پس این خونه رو می‌خوای؟ خیلی می‌خوامش

و یه میز ناهارخوری

به نظرم باید اون ۱۷۳ دلار رو برداریم و بریم جمعه‌بازار

حالا بیا، یه سلفی برای مامانم بگیریم

واو. انگار یکی حالش بهتر شده

دویدنت چطور بود؟

سه مایل. بدون هیچ دردی

احساس قدرت می‌کنم. برای شیمی‌درمانی آماده‌م

از پسش برمیام. حتماً برمیای

طرز فکرت هم درسته

قدرت تفکر مثبت

دقیقاً. خودم رو می‌بینم که از خط پایان رد میشم

واسه همینه که تصمیم گرفتم از اون کلاه‌های سرد استفاده کنم

مطمئنی؟

دکتر گفت اون کلاه‌ها ممکنه دردناک باشن

از پسش برمیام

و اگه شیمی‌درمانی رو با موهای خودم تموم کنم، حالم خیلی بهتر میشه

که بعد از شکست دادن سرطان، به زندگی عادیم برگردم

پس پایه‌ای مربی کلاه سرد من باشی؟

سعی کن سه بار سریع اینو بگی

باید یکم تمرین کنی

ظاهراً گذاشتنشون قلق داره

البته. من کماندوی کلاه سردت میشم

رفیقِ فولیکول‌هات

و دستیارِ موهات

ممنون. حالا برو برای جلسه‌ت آماده شو

نباید دیر برسی

واقعاً معذرت می‌خوام که دیر کردم

واو. ابروهات حتی پرپشت‌تر و باشکوه‌تر به نظر میان

مگه چطوری ممکنه؟

بهترین تیم بین‌المللیِ

متخصصان کاشت ابرو

بریم سر اصل مطلب؟

این جلسه رو ترتیب دادم

تا درباره فیلمنامه حرف بزنیم، چون تایید نهایی با منه

الان اتفاقات عجیب‌وغریب خیلی زیاد شده

آدم نمی‌دونه باید به چی توجه کنه

چی؟

یکی از موهای ابروت خیلی بلنده

آه، بله. درسته

عوارض جانبی یه کرم ابروی جدیده

حرفم اینه که توی این سریال

اتفاقاتِ دیوانه‌وارِ زیادی میافته

پس توی نسخه بعدی باید داستان رو واقعی‌تر و ملموس‌تر کنیم

من عاشقِ ملموس کردنم. کاملاً باهاش موافقم

بیا تا جایی که میشه ملموسش کنیم

اما این یعنی چی؟

یعنی از نظر عملی توی فیلمنامه چه تغییری می‌کنه؟

داشتم فکر می‌کردم چی میشه اگه اون خدمتکاره

در واقع همون مادری نباشه که سال‌ها گم شده بوده؟

چی میشه اگه اون

فقط یه خدمتکار باشه؟

اوه، چه جالب. خوشم اومد

اوه، چقدر ملموس

عالیه

و توی پرده پنجم

وقتی استیو موقع پیاده شدن از هواپیمای اختصاصی، بعد از برگشتن از بازدیدِ نیروها، سرش به جایی می‌خوره

و دچار فراموشی میشه

بیخیالش بشیم

سفر با هواپیما

یا بازدید از نیروها رو؟

فراموشی رو

اوه ریور، خواهش می‌کنم

این یه چرخش داستانیِ کلیدی و از کلیشه‌های کلاسیک تله‌نوولاست

باید بگم که من با ریور موافقم

منم همین‌طور

چه غافلگیریِ بزرگی

باشه. فراموشی پر

عالیه. منم که از همین الان فراموشش کردم

حالا بیاید درباره لباس‌ها حرف بزنیم

بلوز مامان رو پوشیدی؟

من بهش می‌گم تاپِ بندی

اوه، اینجایی

خب دخترا، برید کفش‌هاتون رو بپوشید

یه لحظه وقتِ وکیل‌بازی

امروز صبح یه ایمیل از دادستان گرفتم

می‌خواد روز پنجشنبه درباره پرونده جلسه داشته باشیم

فکر کنم معنیش اینه که اونا رسماً

اتهامات علیه تو رو لغو می‌کنن

اوه. بالاخره

تعجب می‌کنم انقدر طول کشید تا بفهمن

مادرم غیرقابل‌اعتمادترین شاهدِ دنیاست

امشب برای جشن گرفتن بریم مرکز شهر شام و نوشیدنی؟

اوم. باید دیر وقت باشه

کارام خیلی زیاده و پرستارِ بچه‌ها هم کنسل کرده

مگر اینکه تو بتونی دخترا رو بعد از کاراته برداری

ببخشید. نمی‌خواستم پام رو از گلیمم درازتر کنم

فقط فکر می‌کنم باید حد و مرزها رو

در مورد بچه‌ها حفظ کنیم. فعلاً

کاملاً. متوجهم

اصلاً فرض کن حرفی از کاراته نزدم. هیاااا

هی! درباره کاراته چی گفته بودیم؟

فقط توی باشگاه

درسته. دستات رو برای خودت نگه دار

به کی پیام میدی؟

هیچ‌کس. ببخشید

داشتم یه سری ایده‌ها رو یادداشت می‌کردم

برای نوشته جدیدم. کتابِ بعدیته؟

اه. بیا نفوس بد نزنیم

همه چیز روبراهه؟

آره، ببخشید. اون چیس بود

همون یارویی که تو رو از معامله ملکی که

خودت ردیف کرده بودی انداخت بیرون؟ خب، حالا می‌خواد

دوباره منو برگردونه به معامله. چی؟ یهو بی‌مقدمه؟

اه، ماتئو، یواش‌تر

آره، خب اون نیاز داره چند تا

از زمین‌های اطراف رو بخره

و یه پیرمردِ کله‌شق به اسم هرولد هست

که رفیقِ بابامه. سال‌هاست می‌شناسمش

چیس فکر می‌کنه شاید من بتونم راضیش کنم بفروشه

More Farsi Persian subtitles for Jane the Virgin

評論

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left