The Walking Dead: Daryl Dixon

The Walking Dead: Daryl Dixon

下載 Farsi Persian 字幕

第 3 季

發布資訊

The Walking Dead Daryl Dixon S03E02 720p WEB H264-JFF
由 Overhaul 評論 Overhaul
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼𝗯𝗼𝘅.𝘅𝘆𝘇 ● ســپـهــر 🔶◢◤

標籤

webdl
發布於: 2025-09-14
下載次數: 144
聽障人士: No

Farsi Persian字幕預覽

前 200 行。

حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم می‌کند

‫همه‌ش به این فکر می‌کنم ‫که چقدر از خونه دوریم.

‫آره، منم همین‌طور.

‫خوش‌حالم که پیدات کردم!

‫ما می‌ریم خونه، باشه؟

‫صبح بخیر عزیزم.

‫حالت خوبه؟

‫خیلی تبت شدیده.

‫می‌شه فردا انجامش بدیم؟

‫می‌تونیم یه مدت اینجا بمونیم.

‫کارول؟

‫کارول!

‫معلومه داری چی کار می‌کنی؟

‫خوبی؟

‫هیس. نگاه کن.

‫خیلی بی‌نقصن.

‫یه‌عالمه وسیله دارن.

‫نکن.

‫فقط یه‌خرده‌اش رو برمی‌دارم.

‫نه، من... من حالم بهتره.

‫مقاومت نمی‌کنن.

‫خب پس برای چی می‌خوای این‌طوری کنی؟

‫که یخ‌مون آب بشه.

‫فکر کردم از توی جاده یه چیزی دیدم.

‫هی، نگاه کنید!

‫گندش بزنن.

‫مثل اینکه یه نفر توی یه سفر جاده‌ای طولانیه.

‫آره.

‫آهای!

‫سلام!

‫ببینید اینجا چی داریم.

‫بیاید بیرون با هم بازی کنیم!

فیلامینگو را در اینستاگرام دنبال کنید .:: filamingo.official ::.

‫کسی اینجا نیست؟

‫خجالت نکشید!

‫بی‌خیال، آروم باش!

‫آهای؟

«مترجم: سـپهـر» ::. Overhaul .::

::. @OverhaulSubs :کانال تلگرام .::

‫سلام رفقا! حال‌تون چطوره؟

‫از توی آب بیاید بیرون!

‫زود باشید! عجله کنید!

‫لطفا به این دختر کاری نداشته باشید!

‫هرچی می‌خواید ببرید. ‫فقط لطفا به ما آسیب نزنید!

‫روبرتو!

‫اهل کجایید؟

‫هیچ‌جا. یه جای دور.

‫اهل «آرامش دریا» هستید؟

‫نه آقا، نه. اهل سانتیاگو هستیم. ‫فقط داشتیم از اینجا رد می‌شدیم.

‫همه‌ی وسایل‌مون رو بردارید.

‫بیا بریم. اینا فقط بچه‌ان.

‫آره، اما ممکنه لومون بدن.

‫نمی‌دیم! ما مسیرمون به سمت جنوبه!

‫خودت می‌دونی نمی‌تونیم ‫به حرفت اعتماد کنیم، مگه نه؟

‫کجاست؟

‫حال‌تون خوبه؟

‫کمک لازم ندارید؟

‫اسپانیایی بلد نیستم.

‫انگلیسی.

‫اوه، عه...

‫- ممنون. ‫- خوستینا...

‫خدا رو شکر که شما اینجا بودید. ‫خیلی ممنون.

‫این حوالی دکتر هست؟ ‫دوستم باید معاینه بشه.

‫ما اهل این حوالی نیستیم.

‫روبرتو، این زن به کمک نیاز داره.

‫الان فرصت داریم که بریم.

‫مادربزرگم می‌تونه بهش کمک کنه.

‫اگه... اگه بتونید یه‌خرده ‫غذا بهمون بدید عالی می‌شه.

‫- آره، آره. ‫- یه چیزی که سردردم رو کم کنه.

‫- آره. ‫- بذار ببینم.

‫روستا چی؟ ‫روستایی این نزدیکی‌ها نیست؟

‫- نه. ‫- چرا، عه...

‫به قیافه‌تون نمی‌خوره مدت زیادی رو ‫توی مسیر بوده باشید.

‫چیز داریم... به انگلیسی چی می‌شه؟

‫سیب.

‫حالش به‌نظر خوب نمیاد.

‫ما نمی‌تونیم برگردیم خوستینا!

‫اینا نجات‌مون دادن.

‫هی، دختره چی می‌گه؟

‫گیاه و یه چندتا مسکن دارم.

‫مادربزرگم یه شفاگره، متوجهید؟

‫- شاید... ‫- می‌تونی ببری‌مون پیشش؟

‫ببخشید. امکانش نیست.

‫شما فقط مسیرش رو نشون‌مون بدید.

‫چند کیلومتر باید اون‌طرفی برید.

‫اما اوضاع اونجا خوب نیست.

‫خیلی با غریبه‌ها خوب نیستن.

‫اگه شما ما رو ببرید، دیگه غریبه نیستیم.

‫به نفع‌تونه نرید اونجا.

‫اونجا جای خوبی نیست.

‫آره، واقعا درست می‌گه آقا.

‫شانس‌مون رو امتحان می‌کنیم.

‫- داریل، عیبی نداره. ‫- ما نمی‌تونیم برگردیم.

‫اونجایی که ازش میایم، ‫هیچ امیدی برامون نیست.

‫این بیرون هم برای این دختر هیچ امیدی نیست.

‫متوجه نیستی. خوستینا رو ‫می‌برن و من رو می‌کُشن.

‫بیا. تمام داروها و هرچی دارم رو بهت می‌دم.

‫آب‌مون. همه‌ش مال شما فقط...

‫نمی‌ذارم دوستم اینجا بمیره.

‫بلند شو!

‫راه بیفت.

‫الان چی بهش گفتی؟

‫می‌خواد یه راهی پیدا کنه ‫که دوباره از اونجا بریم.

‫واقعا ممنونم که دارید این کار رو می‌کنید.

‫حتی اگه چاره‌ی دیگه‌ای ندارید.

‫مشکلی نیست.

‫اصلا داشتید کجا می‌رفتید؟

‫می‌رفتیم دنیا رو ببینیم.

‫دنیا الان خیلی دیدنی نیست.

‫اونجا هم خیلی تعریفی نداره.

‫عجله کنید!

‫عجله کنید! زود باشید!

‫هی!

‫عجله کنید!

‫چه اتفاقی افتاده؟

‫راهزن‌ها بهمون حمله کردن.

‫این آمریکایی‌ها بهمون کمک کردن.

‫کمک‌تون کردن؟

‫حال این خانم خوب نیست پاز.

‫نیاز به مراقبت داره.

‫به کمک نیاز داره.

‫بدجور آسیب دیده.

‫گوستاوو...

‫بذار رد شن!

‫دروازه رو باز کنید!

‫خوستینا، کجا بودی؟

‫رفته بودیم لب رود که شنا کنیم...

‫اما یه‌دفعه سروکله‌ی راهزن‌ها پیدا شد.

‫این دو نفر بهمون کمک کردن.

‫حالِ این خانم خیلی بده.

‫با خودت غریبه آوردی اینجا؟

‫نیاز به مراقبت داره.

‫خواهش می‌کنم عمو فِده.

‫گاز نگرفتنش؟

‫نه.

‫نه، قایق‌شون دچار سانحه شده.

‫اسلحه‌ات رو بیار پایین دوستِ من.

‫می‌گه اسلحه‌ات رو بیار پایین.

‫اول اونا.

‫به آرامشِ دریا خوش اومدید.

‫باید بجوی.

‫- این چی هست؟ ‫- دارو.

‫مادربزرگم یه جادوگره.

‫بلده چطور آدم‌ها رو شفا بده.

‫بخور.

‫نصفِ شب، بی‌خبر گذاشتید رفتید...

‫بدون اجازه‌ی من و برادرزاده‌ام رو هم با خودت بردی.

‫ببخشید قربان. ما فقط...

‫فکر کردی نمی‌دونم چه نقشه‌ای داری؟

‫من رو نگاه کن!

‫قبل از مراسم پیشکش فرار می‌کنید؟

‫ما فقط می‌خوایم با هم باشیم.

‫مگه کار اشتباهیه؟

‫وقتی نزدیک بوده بمیری، آره. ‫کار اشتباهیه.

‫باید دراز بکشه.

‫من فِدِریکو دِ ریورا هستم.

‫من...

‫خب... انگلیسیش چی می‌شه؟

‫شهردارم.

‫یه جای آروم ندارید که...

‫دوستم بتونه یه‌خرده استراحت کنه؟

‫معذرت می‌خوام دوستِ من

‫- اما اجازه نمی‌دیم غریبه‌ها توی شهرمون بمونن. ‫- نه، نه.

‫نمی‌تونیم بفرستیم‌شون برن.

‫فقط یک شب.

‫تا تبش قطع بشه.

‫می‌تونیم برای سفرتون ‫بهتون یه‌خرده آذوقه بدیم.

‫خواهش می‌کنم عمو فده...

‫لطفا.

‫شب رو می‌خوان کجا بمونن؟

‫می‌تونن پیش من بمونن.

‫ما اتاق داریم.

‫اینا بچه‌هامون رو نجات دادن، مگه نه؟

‫آره، درسته.

‫خیلی‌خب. خودت حواست بهشون باشه.

‫دو روز.

‫انقدری هست که حال خانم خوب بشه.

‫ممنون.

‫من پدر روبرتو هستم.

‫اسمم آنتونیوئه. بریم.

‫دنبالم بیاید.

‫قصد مزاحمت ندارم.

‫نه. اصلا...

‫مزاحمتی نیست.

‫سلام.

‫«بدرود آمریکایی»؟

‫یه وسترن اسپاگتی‌ـه.

‫واقعا فیلم افتضاحیه

‫اما خیلی دوست‌داشتنیه.

‫می‌رم ضدعفونی‌کننده و پانسمان پیدا کنم.

‫شام تقریبا آماده‌ست.

‫باید برای درست کردن قایق، ‫چندتا ابزار قرض بگیرم.

‫می‌رم دم چاه.

‫زود برمی‌گردم.

‫بعدا در موردش صحبت می‌کنیم.

‫الان دیگه چهارچشمی ما رو می‌پائن.

‫اینکه شبونه فرار کنی،

‫فقط یه بار جواب می‌ده.

評論

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left