前 200 行。
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
همهش به این فکر میکنم که چقدر از خونه دوریم.
آره، منم همینطور.
خوشحالم که پیدات کردم!
ما میریم خونه، باشه؟
صبح بخیر عزیزم.
حالت خوبه؟
خیلی تبت شدیده.
میشه فردا انجامش بدیم؟
میتونیم یه مدت اینجا بمونیم.
کارول؟
کارول!
معلومه داری چی کار میکنی؟
خوبی؟
هیس. نگاه کن.
خیلی بینقصن.
یهعالمه وسیله دارن.
نکن.
فقط یهخردهاش رو برمیدارم.
نه، من... من حالم بهتره.
مقاومت نمیکنن.
خب پس برای چی میخوای اینطوری کنی؟
که یخمون آب بشه.
فکر کردم از توی جاده یه چیزی دیدم.
هی، نگاه کنید!
گندش بزنن.
مثل اینکه یه نفر توی یه سفر جادهای طولانیه.
آره.
آهای!
سلام!
ببینید اینجا چی داریم.
بیاید بیرون با هم بازی کنیم!
فیلامینگو را در اینستاگرام دنبال کنید .:: filamingo.official ::.
کسی اینجا نیست؟
خجالت نکشید!
بیخیال، آروم باش!
آهای؟
«مترجم: سـپهـر» ::. Overhaul .::
::. @OverhaulSubs :کانال تلگرام .::
سلام رفقا! حالتون چطوره؟
از توی آب بیاید بیرون!
زود باشید! عجله کنید!
لطفا به این دختر کاری نداشته باشید!
هرچی میخواید ببرید. فقط لطفا به ما آسیب نزنید!
روبرتو!
اهل کجایید؟
هیچجا. یه جای دور.
اهل «آرامش دریا» هستید؟
نه آقا، نه. اهل سانتیاگو هستیم. فقط داشتیم از اینجا رد میشدیم.
همهی وسایلمون رو بردارید.
بیا بریم. اینا فقط بچهان.
آره، اما ممکنه لومون بدن.
نمیدیم! ما مسیرمون به سمت جنوبه!
خودت میدونی نمیتونیم به حرفت اعتماد کنیم، مگه نه؟
کجاست؟
حالتون خوبه؟
کمک لازم ندارید؟
اسپانیایی بلد نیستم.
انگلیسی.
اوه، عه...
- ممنون. - خوستینا...
خدا رو شکر که شما اینجا بودید. خیلی ممنون.
این حوالی دکتر هست؟ دوستم باید معاینه بشه.
ما اهل این حوالی نیستیم.
روبرتو، این زن به کمک نیاز داره.
الان فرصت داریم که بریم.
مادربزرگم میتونه بهش کمک کنه.
اگه... اگه بتونید یهخرده غذا بهمون بدید عالی میشه.
- آره، آره. - یه چیزی که سردردم رو کم کنه.
- آره. - بذار ببینم.
روستا چی؟ روستایی این نزدیکیها نیست؟
- نه. - چرا، عه...
به قیافهتون نمیخوره مدت زیادی رو توی مسیر بوده باشید.
چیز داریم... به انگلیسی چی میشه؟
سیب.
حالش بهنظر خوب نمیاد.
ما نمیتونیم برگردیم خوستینا!
اینا نجاتمون دادن.
هی، دختره چی میگه؟
گیاه و یه چندتا مسکن دارم.
مادربزرگم یه شفاگره، متوجهید؟
- شاید... - میتونی ببریمون پیشش؟
ببخشید. امکانش نیست.
شما فقط مسیرش رو نشونمون بدید.
چند کیلومتر باید اونطرفی برید.
اما اوضاع اونجا خوب نیست.
خیلی با غریبهها خوب نیستن.
اگه شما ما رو ببرید، دیگه غریبه نیستیم.
به نفعتونه نرید اونجا.
اونجا جای خوبی نیست.
آره، واقعا درست میگه آقا.
شانسمون رو امتحان میکنیم.
- داریل، عیبی نداره. - ما نمیتونیم برگردیم.
اونجایی که ازش میایم، هیچ امیدی برامون نیست.
این بیرون هم برای این دختر هیچ امیدی نیست.
متوجه نیستی. خوستینا رو میبرن و من رو میکُشن.
بیا. تمام داروها و هرچی دارم رو بهت میدم.
آبمون. همهش مال شما فقط...
نمیذارم دوستم اینجا بمیره.
بلند شو!
راه بیفت.
الان چی بهش گفتی؟
میخواد یه راهی پیدا کنه که دوباره از اونجا بریم.
واقعا ممنونم که دارید این کار رو میکنید.
حتی اگه چارهی دیگهای ندارید.
مشکلی نیست.
اصلا داشتید کجا میرفتید؟
میرفتیم دنیا رو ببینیم.
دنیا الان خیلی دیدنی نیست.
اونجا هم خیلی تعریفی نداره.
عجله کنید!
عجله کنید! زود باشید!
هی!
عجله کنید!
چه اتفاقی افتاده؟
راهزنها بهمون حمله کردن.
این آمریکاییها بهمون کمک کردن.
کمکتون کردن؟
حال این خانم خوب نیست پاز.
نیاز به مراقبت داره.
به کمک نیاز داره.
بدجور آسیب دیده.
گوستاوو...
بذار رد شن!
دروازه رو باز کنید!
خوستینا، کجا بودی؟
رفته بودیم لب رود که شنا کنیم...
اما یهدفعه سروکلهی راهزنها پیدا شد.
این دو نفر بهمون کمک کردن.
حالِ این خانم خیلی بده.
با خودت غریبه آوردی اینجا؟
نیاز به مراقبت داره.
خواهش میکنم عمو فِده.
گاز نگرفتنش؟
نه.
نه، قایقشون دچار سانحه شده.
اسلحهات رو بیار پایین دوستِ من.
میگه اسلحهات رو بیار پایین.
اول اونا.
به آرامشِ دریا خوش اومدید.
باید بجوی.
- این چی هست؟ - دارو.
مادربزرگم یه جادوگره.
بلده چطور آدمها رو شفا بده.
بخور.
نصفِ شب، بیخبر گذاشتید رفتید...
بدون اجازهی من و برادرزادهام رو هم با خودت بردی.
ببخشید قربان. ما فقط...
فکر کردی نمیدونم چه نقشهای داری؟
من رو نگاه کن!
قبل از مراسم پیشکش فرار میکنید؟
ما فقط میخوایم با هم باشیم.
مگه کار اشتباهیه؟
وقتی نزدیک بوده بمیری، آره. کار اشتباهیه.
باید دراز بکشه.
من فِدِریکو دِ ریورا هستم.
من...
خب... انگلیسیش چی میشه؟
شهردارم.
یه جای آروم ندارید که...
دوستم بتونه یهخرده استراحت کنه؟
معذرت میخوام دوستِ من
- اما اجازه نمیدیم غریبهها توی شهرمون بمونن. - نه، نه.
نمیتونیم بفرستیمشون برن.
فقط یک شب.
تا تبش قطع بشه.
میتونیم برای سفرتون بهتون یهخرده آذوقه بدیم.
خواهش میکنم عمو فده...
لطفا.
شب رو میخوان کجا بمونن؟
میتونن پیش من بمونن.
ما اتاق داریم.
اینا بچههامون رو نجات دادن، مگه نه؟
آره، درسته.
خیلیخب. خودت حواست بهشون باشه.
دو روز.
انقدری هست که حال خانم خوب بشه.
ممنون.
من پدر روبرتو هستم.
اسمم آنتونیوئه. بریم.
دنبالم بیاید.
قصد مزاحمت ندارم.
نه. اصلا...
مزاحمتی نیست.
سلام.
«بدرود آمریکایی»؟
یه وسترن اسپاگتیـه.
واقعا فیلم افتضاحیه
اما خیلی دوستداشتنیه.
میرم ضدعفونیکننده و پانسمان پیدا کنم.
شام تقریبا آمادهست.
باید برای درست کردن قایق، چندتا ابزار قرض بگیرم.
میرم دم چاه.
زود برمیگردم.
بعدا در موردش صحبت میکنیم.
الان دیگه چهارچشمی ما رو میپائن.
اینکه شبونه فرار کنی،
فقط یه بار جواب میده.
No comments yet. Be the first to leave one.