Riverdale

Riverdale

下載 Farsi Persian 字幕

第 7 季

發布資訊

Riverdale US SEASON 07 WEBRip x264-ION10
Riverdale US SEASON 07 WEBRip x264-ELANOR
Riverdale US SEASON 07 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Riverdale US SEASON 07 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Riverdale SEASON 07 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Riverdale SEASON 07 1080p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
由 AMIRX79X 評論 AMIRX79X
🔲⫸ تمامی قسمت‌ها ⣿ DigiMoviez.com

標籤

webrip
web
x264
BRip
720p
720
1080
x265
HEVC
2CH
發布於: 2023-08-28
下載次數: 46
聽障人士: No

Farsi Persian字幕預覽

前 200 行。

‫دیجی‌موویز در شبکه‌های اجتماعی: ‫DigiMoviez@

‫الان سال ۱۹۵5ـه.

‫شماره‌ی اول جدول‌های بیلبورد ‫آهنگ «عشق و حال تا صبح»ـه

‫آهنگی که به‌قول اینا اگه ‫بگیره دیگه ول نمی‌کنه.

‫بذارید چندتا نکته جالب بهتون بگم.

‫سال ۱۹۵۵ یه همبرگر با سیب‌زمینی سرخ‌کرده

‫کلاً ۳۰ سنت می‌شد.

‫یه کمیک می‌شد ۱۰ سنت. ‫یه رمان، می‌شد ۲۵ سنت.

‫از وقتی که قرار بود ستاره‌ی دنباله‌دار ‫بیلی ما رو نابود کنه، ۲ روز می‌گذره

‫و ما به نحوی برگشتیم به دهه‌ی ۵۰.

‫دقیق مطمئن نیستم چطوری اینطوری شد.

‫و دقیق مطمئن نیستم که ‫الان توی گذشته‌ی خودمونیم

‫یا گذشته‌ی یه دنیای موازی.

‫اما اوضاع این یکی ‫ریوردیل خیلی فرق داره.

‫اول اینکه، من با هات‌داگ ‫توی یه واگن قطار زندگی می‌کنم

‫که به طرز عجیبی...بلده راهش رو پیدا کنه.

‫و توی دبیرستان هم ‫همه دوباره سال اولی هستیم.

‫بتی و کوین دیگه صرفاً دوست عادی نیستن

‫بلکه با هم توی رابطه‌‍ن.

‫برادر دوقلوی شرل زنده‌ست ‫اما جیسون نیست.

‫جولیان‌ـه.

‫هنوز رجی رو ندیدم.

‫اما آرچی هست و هنوز هم واسه ‫خودش یه رونی کلمنِ نوجوون‌ـه.

‫هیچ‌کدومشون زندگی ‫قبلی‌مون رو یادشون نیست

‫و من هم هنوز سعی نکردم یادشون بیارم.

‫داشتم از انتظار می‌مردم ‫تا با تنها کسی که

‫ممکن بود بدونه چه بلایی ‫سرمون اومده حرف بزنم.

‫چون اون هم کرونوکینتیک بود

‫و هم فرشته‌ی نگهبان ریوردیل. ‫دوست دختر من، تبتا تیت.

‫اتوبوس می‌سی‌سی‌پی رسید.

‫موندم اونقدری که توی رادیو راجع‌بهش میگن ‫اوضاع اونجا بد بوده یا نه.

‫می‌دونستم که پاپ خیلی زود خبردار میشه.

‫خیلی وضع بدتر از این حرف‌ها بود.

‫تبتا، تونی و چندتا دیگه از دانش‌آموزهای ‫رنگین‌پوست دبیرستان ریوردیل

‫برای دادگاه قتل یه ‫نوجوون سیاه‌پوست به اسم

‫اِمت تیل، به دست دو مرد، ‫به می‌سی‌سی‌پی رفته بودن.

‫نوجوونی که می‌گفتن ظاهراً برای یه ‫زن سفیدپوست سوت زده.

‫هیئت منصفه فقط ۶۷ دقیقه مشورت کردن

‫و آخرش هم قاتل‌ها رو تبرئه کردن.

‫این اتفاق یکی از شرم‌آورترین و ‫ترسناک‌ترین اتفاق‌های تمام دوران بود.

‫تبتا؟

‫رأی...

‫رأی توی رادیو اعلام شد.

‫خیلی حالم بد شد.

‫- اگه چیزی نیاز داشتی... ‫- الان هم دنبال همینیم.

‫تا ببینیم حرکت بعدی‌مون ‫چیه...اما بابت پیشنهادت ممنون.

‫جاگهد بودی، درسته؟

‫آمم، آره. ‫درسته.

‫اگه چیزی نیاز داشتیم بهت میگم.

‫واقعاً طاقت فرساست.

‫قلب آدم رو به درد میاره.

‫هر نابغه‌ای که گفته دهه‌ی ۵۰ ‫بهترین دهه بوده

‫باید بره مغزش رو بده معاینه کنن.

‫آرچی، میشه یه لحظه باهات صحبت کنم؟

‫چی شده مامان؟

‫یه‌سری عکس‌های دیگه از تصادف ‫ماشین جیمز دین چاپ کردن.

‫- حتی به تو هم نمی‌تونم نشون‌شون بدم. ‫- نباید این چیزها رو ببینی مامان.

‫- ناراحتت می‌کنه. ‫- نه، چیزی که ناراحتم می‌کنه

‫اینه که تو پشت فرمون حواست جمع نیست.

‫و برای همین هم...

‫ماشین رو ازت می‌گیرم آرچی.

‫دیگه خبری از رانندگی اون ماشین سریع نیست.

‫مامان...! ‫وایسا، من اتفاقاً خیلی هم با احتیاطم.

‫بعدش هم، ماشین سریع کجا بود.

‫به‌زور میشه بهش گفت قراضه نیست...

‫روی درهاش برچسب آتیش کشیدن!

‫- مامان... ‫- سویچت رو بده.

‫نظرت چیه بتی؟

‫مقاله‌نویسیت حرف نداره تونی.

‫این مهم‌ترین مقاله‌ی ‫گزارشی‌ای هست که توی

‫این ۲ سالی که سر ویراستار ‫آبی‌طلایی بودم خوندم.

‫اما ما قبلاً داستان اِمت تیل رو پوشش دادیم.

‫و هر دوبار هم آقای فدرهد ‫مقاله‌ها رو رد کرده.

‫بتی، من شنیدم میمی تیل بی‌نظیرترین

‫و الهام‌بخش‌ترین سخنرانی ‫رو بعد از اعلام رأی کرده.

‫و من هم می‌تونم از کسایی که امت ‫رو از نزدیک می‌شناختن مصاحبه کنم.

‫دوست‌هاش، همسایه‌هاش...

‫و بهشون قول دادم که کمک کنم ‫داستانش بیشتر پخش بشه.

‫من هم از ته دلم باهات موافقم.

‫هماهنگ می‌کنم با فدرهد حرف بزنیم.

‫این یه ماشین فرزه.

‫ماشین فرز یه ماشین ‫تقویت شده یا یه قراضه‌ی

‫ارتقایافته‌ست که زمانی ‫برای خودش ماشین بوده.

‫این اتفاق تقریباً برای...

‫خانم تورنتن شرمنده که مزاحم کلاستون میشم

‫اما می‌خواستم شخصاً ‫دانش‌آموز جدیدی که به

‫خانواده دبیرستان ریوردیل ‫اضافه شده رو معرفی کنم.

‫ایشون به تازگی از ‫لس‌آنجلسِ آفتابی به اینجا اومدن.

‫یا خدا...

‫حتی توی سال ۵۵ هم ورانیکا لاج خوب بلد بوده

‫چطوری توجه‌ها رو به سمت خودش جلب کنه.

‫خوشوقتم.

‫ممنون جناب مدیر فدرهد.

‫قبلا از اینکه بپرسید ‫بله، من همون ورانیکا لاج‌ـم.

‫دختر هایرام و هرماینی لاج

‫زوج ستاره‌ی برنامه تلویزیونی ‫پربیننده‌ی آمریکا، «وای عزیزم!».

‫برای مدت معینی من قراره

‫پیش خاله و شوهرخاله‌‍م ‫توی مرکز ریوردیل یعنی پمبروک بمونم.

‫می‌پرسید چرا؟ ‫خب...

‫شاید خبر فیلم اقتباسی جدید ‫استودیوی متروگلدوین‌مایر

‫از نمایش «شهر ما» رو شنیده باشید.

‫هر چند که نمی‌تونم تأیید کنم نقش دختر ‫ساده و مظلوم داستان، یعنی امیلی وب

‫از قبل بازیگرش که ‫ستاره کوچولوی مو سیاه

‫هالیوود، برای مثال که ‫بنده باشم، انتخاب شده.

‫حس کردم که زمان مناسبی هست که

‫از هالیوود یه مدت مرخصی بگیرم

‫تا به زندگی توی شهر کوچیک عادت کنم.

‫اما لطفاً، تمنا می‌کنم ‫که با من مثل خودتون رفتار کنید.

‫نه یه تافته‌ی جدا بافته ‫که اهل خونواده‌ی سلطنتی هالیوودـه.

‫ممنون.

‫مترجم: «امـیـر دلـپـسـنـد» @AMIRX79X

‫«ریوردیل» ‫«فصل: ۷ قسمت: ۱»

‫اشکال نداره پیشتون بشینم؟

‫- راستش... ‫- نه بابا، بفرما.

‫فکر کنم توی کلاس ‫خانم تورنتن اسم‌هاتون رو یاد گرفتم.

‫آرچی، بتی...

‫کوین، جولیان...

‫ببخشید، اسمت چی بود؟

‫- شرل. ‫- آها آره، شرل.

‫خب، در مورد چی غیبت می‌کردین؟

‫- من رو هم در جریان بذارید. ‫- فوت جیمز دین دیگه.

‫من مدیر انجمن طرفدارهاش توی دبیرستانم.

‫سریال مامان بابات واقعاً خنده‌داره.

‫هر هفته نگاه می‌کنیمش.

‫هم شما هم بقیه همینن

‫البته اگه آقای نیلسن باور کنه.

‫کجای لس‌آنجلس می‌نشستی؟

‫بل‌ایر.

‫توی یه عمارت قدیمی و ترسناک ‫که قبلاً مال وینسنت پرایس بوده.

‫نزدیک خونه‌ی جیمز دین بودی؟

‫جیمز دین رو که نمی‌شناختی، می‌شناختی؟

‫انقدر دهاتی نباش کوین.

‫جیمز دین ستاره‌ی سینما بوده.

‫با الیزابت تیلور و راک هادسون دوست بوده.

‫راستش من و جیمی‌جان خیلی با هم دوست بودیم.

‫ما توی استخر شاتو مارمادوک ‫با هم لخت شنا می‌کردیم.

‫- لخت شنا می‌کردی؟ ‫- با جیمز دین؟

‫فقط یه‌بار بود ‫یا عادت داشتید؟

‫لابد الان می‌خوای بگی ‫با جیمی‌جان توی رابطه هم بودید.

‫نه، اما باید بگم کلاً دوست داشت ‫هر دو طرف زمین بازی کنه.

‫هم دخترونه...هم پسرونه.

‫وایسا ببینم، یعنی داری میگی جیمز دین...

‫آخه اون که انگار...

‫آدم عادی‌ای بود. ‫مثل یه گاوچرون بود، تقریباً.

‫چطور جرئت می‌کنی اینطوری ‫آبروش رو زیر سؤال ببری؟!

‫یکی به خودت بگه دهاتی نباش.

‫نمی‌دونم چرا از شنیدن همچین ‫دروغ‌های کثیفی از دهن

‫یه دختر بی‌بند و بار

‫که وسط یه مشت منحرف جنسی بزرگ شده

‫و سکس پارتی می‌رفته و ‫عیاشی می‌کرده تعجب کردم!

‫حالا اگه من رو ببخشید ‫اشتهام از بین رفت!

‫سال مینئو چی؟

‫یادتون باشه که دورهمی انجمن ستاره‌شناسی ‫امروز بعد از مدرسه برگزار میشه.

‫چندتا ایده می‌دیم براش ‫بوجه جمع می‌کنیم تا بتونیم یه

‫تلسکوپ جدید بخریم و برای ‫ستاره‌ی بیلی آماده باشیم.

‫ستاره‌ی دنباله‌دار بیلی باز داره میاد؟!

‫بچه‌ها!

‫کِی؟

‫هنوز ۲ سال مونده آقای جونز.

‫اما تلسکوپ خیلی گرونه

‫و این تنها فرصتیه که می‌تونیم

‫توی زندگی‌مون اون ستاره رو ببینیم.

‫نباید از دستش بدیم.

‫ورانیکا، میشه تا خونه‌تون باهات راه بیام؟

‫راه؟

‫به‌نظرت من شبیه دختری‌ام ‫که پیاده میره خونه؟

‫حاضری رانی؟

‫بابت پیشنهادت ممنون آرچی

‫اما همونطور که می‌بینی ‫از قبل یه سواری آماده دارم.

‫ببخشیدا!

‫به‌نظرت من چطوری باید برم خونه داداش‌جان؟

‫مگه پا نداری؟

‫انقدر فلج‌بازی در نیار.

‫واقعاً متأسفم...

‫خانم توپز، خانم کوپر.

‫اما من مقاله‌ی شما رو به دکتر وردرز دادم ‫تا بررسی کنه

‫و هر دوی ما موافقیم که

‫برای انتشار مناسب نیست.

‫مقاله‌ی تونی کامل، آگاه‌کننده و متعادله.

‫حتی با این تفاسیر باز هم ‫بنده به‌عنوان روان‌شناس کودکان

‫نظر حرفه‌ای من اینه که ‫جزئیات پرونده‌ی امت تیل

‫برای ذهن‌های جوان و تأثیرپذیر

‫زیادی خشن و آزاردهنده‌ست.

‫مردم و دانش‌آموزهاتون باید عمق فاجعه ‫رو بفهمن تا دوباره همچین اتفاقی نیوفته.

‫حداقل اینجا.

‫اینجور اتفاق‌ها توی ریوردیل نمیوفتن.

‫و باید بهتون یادآوری کنم که ما

‫یکی از اولین دبیرستان‌های کشور هستیم ‫که تبعیض نژادی نداریم.

‫- یعنی این کافی نیست؟ ‫- اصلاً.

‫ما هیچ دبیر سیاه‌پوستی نداریم.

More Farsi Persian subtitles for Riverdale

評論

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left