發布資訊

Forces spéciales 2011 1080p BluRay DD5 1 x264-playHD
由 warez 評論 warez
Translated subtitle from English to Persian Forces spéciales 2011 زیرنویس فارسی فیلم

標籤

bluray
發布於: 2026-03-16
下載次數: 19
聽障人士: No

Farsi Persian字幕預覽

前 200 行。

نیروهای ویژه

کسی که هیچ‌وقت ندیدمش ولی یه جورایی می‌شناسمش

فکر نمی‌کردم این‌قدر گیرت بیاد

از یه نمایش تصویری

طرف تو همون سکانس اول می‌میره، مردم می‌پرسن قضیه چیه؟

قرار نبود این‌جوری بشه

از هیچ بومی‌ای خوشم نمیاد، یه سری به میدون پاویس زدم

چهار دقیقه

هیچ طرفداری نیست که جیغ و داد کنه

وقتی اوباش میان تا بیرونش بکشن

کشت‌وکشتار گنگستری تو زیرزمین، باید یه هویت جدید پیدا کرد

یه مدتی تو ساحل چپ

دیوانگی به سبک بوهمن

ایده‌های آیینی، نسبیت

پیشگوییِ فقط ساختمون‌ها بدونِ آدم‌ها

لغزش زمان، جایی برای مخفی شدن

تلنگری به واقعیت

آینده‌نگری، ذهن‌های باز، تصویرسازی جادویی، آره

یه کوتوله رو دیدم که آدم بدی بود

مثل شنل قرمزی لباس پوشیده بود

عادت بدِ جون گرفتن، کارت ویزیتش یه چاقوی شش اینچیه

خیلی سریع فرار کرد

یه چیزایی درباره گذشته زیر لب گفت

بهترین رابطه‌ای بود که تا حالا دیدم

انگار که هر لحظه، لحظه آخره

قطره‌های خون، اسلایدهای رنگی

مراسم ختم برای عروسش

ولی اونی که واقعاً مرده خودشه

نوبت اونه که سوار ماشین جنازه بشه

ایده‌های آیینی، نسبیت

پیشگوییِ فقط ساختمون‌ها بدونِ آدم‌ها

لغزش زمان، جایی برای مخفی شدن

تلنگری به واقعیت، آینده‌نگری

ذهن‌های باز، تصویرسازی جادویی، آره

دراگان میلویچ، جنایتکار جنگی

کد ۳. کشیش تو کلیساست

اوه

تکون نخور

حرکت

حرکت! حرکت! تکون نخور! تو تکون نخور

تکون نخور! به من نگاه کن

پاکه

لعنتیِ... حرومزاده

اوپس. خیلی متاسفم

افغانستان، کابل

داره ضبط می‌کنه؟

آره... بله

داری چیکار می‌کنی؟

دیگه چیزی واسه پنهان کردن نمونده

اولین باری که اومدی کابل رو یادت هست؟

البته

ببخشید. اون داستان رو برات تعریف کردم

درباره اون دختربچه‌ای که برای صاف کردنِ بدهی فروخته شد

اوم‌هوم

و تو گفتی

"تنها راه برای تغییر دادن دنیا..."

"...تغییر دادنِ داستانشه." آره، یادمه

پس حالا

می‌خوام داستانِ خودم رو برات تعریف کنم

مادرم عاشق یه مرد بود

اما خانواده‌ش مجبورش کردن با یکی دیگه ازدواج کنه

ما بچه‌هاش بودیم و هر روز تماشا می‌کردیم

که چطور سعی می‌کرد

ننگِ خیانتش رو پاک کنه

تا این‌که یه روز

رفت توی باغ

و روی صورتش بنزین ریخت

و یه کبریت کشید

همون شب، شوهرِ خواهر بزرگ‌ترمون، عایشه

یه چاقو گذاشت

روی صورتش، تا به‌خاطر داشتنِ همچین مادرِ ضعیفی مجازاتش کنه

پس اون دختربچه‌ای که فروخته شد، تو بودی؟

چرا الان داری این رو به من می‌گی؟ برای این‌که ازت در مقابل زایف محافظت کنم

چه ربطی به زایف داره؟

فکر می‌کنی چطور این‌قدر درباره‌ش می‌دونم؟

من به خانواده زایف فروخته شده بودم

پس چرا ریسک می‌کنی و صورتت رو جلوی دوربین نشون می‌دی؟

چون این آخرین باریه که همدیگه رو می‌بینیم

منظورت چیه؟ السا، زایف می‌دونه

فهمیده

متاسفم، الان باید برم. ماینا، لطفاً صبر کن

لطفاً بمون. من می‌تونم از اینجا ببرمت. خواهش می‌کنم با من بیا

تو باید بری و داستانِ من رو عوض کنی

برگرد و دیگه هیچ‌وقت نیا

امین، الان نه! ماینا! خونه رو شناسایی کردن

ماینا! باید از اونجا بیای بیرون

تو و ماینا باید همین الان از اونجا برید

"اونا" کی‌ان؟ صدام رو می‌شنوی؟

اه، لعنتی

السا، همین الان برو! باشه

آره، ماشین رو نگه دار

جیم شد

باید بریم پیداش کنیم

اصلاً حرفش رو هم نزن. گوش کن، اون تو خطره

باید بریم جلوی خونه‌ش

اگه بری اونجا، بیشتر تو خطر می‌افتی

امین، فقط انجامش بده

اینجا بپیچ راست

بخواب کفِ ماشین! قایم شید، قایم شید

فرانسه، پایگاه نیروهای ویژه

نمی‌تونستم بگم بله

قرار بود مامانم رو ببینم

مامانت از من متنفره

لطفاً در رو نکوب

تنفر؟ نه. فکر می‌کنه بچه‌ای

من بچه نیستم

نیستی؟

با در مدارا کن

این فقط یه تیکه آهن‌پاره‌ی بوگندوئه

چشم‌های مست، آه‌های سنگین

خیره به کفِ اتاق، شمردنِ روزهای گریه

گذشته مرده، تو آزادی

اون نمی‌دونه؟ نه

من بچه‌ام؟

بچه؟

تمومش کن

مشکل چیه؟

لیزا می‌خواد با هم زندگی کنیم

چی؟

اونم فقط بعد از ۶ سال با هم بودن؟

می‌دونم

زمان مثل برق و باد گذشت

باید ماشین رو بفروشم

بعدش یه سگ لابرادور می‌گیریم

بعدش هم یه اتاق خواب رو تزیین می‌کنیم

تولدت مبارک! مرسی

کابل، هتل مرندی

می‌خوای چیکار کنی؟

السا، شاید وقتشه اون تعطیلاتی که

درباره‌ش حرف می‌زدی رو بری. دو ساعت دیگه بیا دنبالم

تو مایه دردسری

این قطب‌نما جون یه واحد رو تو نبرد نرماندی نجات داد

یه عتیقه‌ی موزه‌ایه

همه‌مون پول گذاشتیم تا این رو بخریم

تولدت مبارک، برادر

واو

آه

امیدوارم سلیمانی بتونه تو پیدا کردنش بهمون کمک کنه

ماینا رفته. دیگه هیچ کاری نمی‌تونی براش بکنی

نمی‌تونم همین‌طوری ولش کنم

سلیمانی؟

سلیمانی؟ اینجاست

السلام علیکم

علیکم السلام

خواهش می‌کنم سلیمانی

به کمکت نیاز دارم

می‌خوام با زایف حرف بزنم

باید ماینا رو پیدا کنم

من زایفی نمی‌شناسم

خیلی متاسفم السا. چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم

هیس-هیس-هیس

سر و صدا نکن! بیا دیگه

خوبی؟ آره

عقب بکش

باورم نمی‌شه این اتفاق داره می‌افته

صورتت رو بپوشون

ژاک رو دیدی؟

همون‌جاست

پاریس، تحریریه السا کازانووا

وزیر امور خارجه باهات کار داره

بله، ژاک بوره گارد

صبح بخیر آقای وزیر

ببخشید؟

چی؟

چه خبر شده؟ هیچ ایده‌ای ندارم

بله؟

بله، امیرال

بسیار خب

السا توسط طالبان ربوده شده

پاریس، کاخ الیزه

شورای امنیت ملی، اتاق سبز

کارشناس اطلاعاتی ما می‌تونه بیشتر توضیح بده؟

زایف یه آدم متعصبه

کاملاً غیرقابل پیش‌بینی

می‌خوام زنده برگرده

روشنه؟

هیچ ایده‌ای داریم که کجا هستن؟

تو پناهگاه قبیله‌ای‌ش

زایف فکر می‌کنه دست هیچ‌کس بهش نمی‌رسه

می‌تونیم یه واحد از نیروهای ویژه رو بفرستیم

چند نفر؟

حدوداً شصت نفر

کی؟

همین الانشم بعضی‌هاشون راه افتادن، آقای رئیس‌جمهور

افغانستان، ولایت وردک

هلیکوپترت

تجهیزاتت رو بعداً می‌فرستیم

مرز افغانستان و پاکستان، کمپ گندمک

اون یارو چاقه رو اونجا می‌بینی؟

بیا یه شوخی باهاش بکنیم

روش من ساده‌ست

یه خط سمت چپ

یه خط سمت راست

اگه پات رو کج بذاری

خودم آدمت می‌کنم. به روشِ خودم

همه‌تون یاد می‌گیرید که از جلو رعد و برق تف کنید

و از عقب صاعقه در کنید

دوباره برگشتیم به این خراب‌شده

پسرِ نیروی هوایی تو تعطیلات ساحلیه؟

اون با ماست

More Farsi Persian subtitles for Special Forces (Forces spéciales)

評論

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left