前 200 行。
.::. ایـرانفـیـلـم تـقـدیـم مـیکـنـد .::.
.سلام، بابا .اومدم کمکت کنم وسایلتو جمع کنی
.خیلیخب
فکر کنم باید بعد از تو .قضیه رو به "جاشی" بگم
خیلیخب. میخوای منم باهات باشم؟
.نه، خودم... تنهایی انجامش میدم
.خیلیخب، پس بهش میگم بیاد اینجا
به نظرت آمادگیشو داره؟ - .نه، هیچوقت آمادگیشو نداری -
.مثل بچهدار شدنه
میدونی، یهو سروکلهی بچه پیدا میشه .و تو متوجه میشی
عزیزم؟ - چیه؟ -
تو که مشکلی با من نداری؟
.اوه خدایا، نه
.نه، من خوشحالم - جداً؟ -
...آره، خیلی
.خیلی الهامبخشه
منظورم اینه که خیلی خوشحالم .که میتونی اونی باشی که میخوای
.همهمون باید خوشحال باشیم
به من ربطی ندارهها، ولی چند وقته تو و "تمی" دارین دوباره ادامه میدین؟
.به من ربطی ندارهها
.همهاش دارم به اون فکر میکنم
،انگار... مثل اینه که
،تازه دوباره همدیگه رو پیدا کردیم ،بعد از این همه وقت
.و یهویی اتفاق افتاد دیگه
.الان تقریباً همیشه باهم در ارتباطیم
.همهاش دارم بهش اساماس میدم
:میدونی، مثلاً اینجوری « داری چیکار میکنی؟ »
« .ساندویچ میخورم »
« چطوره؟ » « خیلی خوشمزهست »
...میدونی... مثل وقتی که
عاشق میشی؟...
.راستش نه
پس "لن" رو دوست نداری؟
.نه. یعنی، حالا هرچی
...منظورم اینه که .لن" رو ترک نمیکنم"
.با "لن" میمونم .خودم میخوام که با "لن" بمونم
...فقط... میدونی، نمیدونم
...اینکه کسی که بخاطر عشق تو...
پیشرفت کرده، دوستت داشته باشه، چطوریه؟...
چرا بهش نمیگی چی میخوای؟
.نمیخوام مجبور باشم بهش بگم
...این... کل قضیه
.همچین چیزهایی رو نمیشه به یکی گفت
کدومتون قراره دایرهالمعارفها رو بردارین؟
.هیچکدوممون، بابا
.تو کل دنیا هم هیشکی اونا رو نمیخواد
.اینا دایرهالمعارفهای دویستساله هستن
اشکالی نداره من امشب همینجا بمونم؟
.البته که نه، عزیزم
Transparent اکستازی زدن
:ترجمه و زیرنویس رضــــا
ولی میخواستم بدونی که ،داشتم بهت فکر میکردم
،و پیغامت رو خیلی دوست داشتم ...پس
،لطفاً بیشتر برام پیام بذار
،چون وقتی صدات رو میشنوم
.حالم بهتر میشه
.خب، من دیگه برم
.ببخشید که هی بهت زنگ میزنم
،سلام، "کایا". نمیدونم چرا بهم زنگ نمیزنی
و از این متنفرم که همهاش ،پیام صوتی میدی، بهرحال
احیاناً نمیخوای به ...یه جواب دادن و سلام کردنی
فکر کنی؟...
،نمیخوام دیده بشم # # نمیخوام صدام شنیده بشه
چه مرگته؟
# چی میخوای، "جاش"؟ #
.بیا اینجا. بیا
# الان وسط تمرینـم #
.یالا
.خیلیخب
.یه ثانیه بچهها چی شده؟
کایا" کدوم گوریه؟" .جواب تلفنم رو نمیده
.جواب اساماس هم نمیده - .نمیدونم، رفیق -
داره ازم فرار میکنه؟ - .چهمیدونم -
بهت نگفت که ممکنه باهم ازدواج کنیم؟
ازدواج؟ - .آره -
عاشقش بودم. ازش خواستگاری کردم، خب؟ - .اوه، خدای من -
.مردیکهی پیرِ غمگینِ عجیبغریب
ازدواج؟ توهم زدی کسخل؟
یعنی تو اونقدر نینی هستی که تاحالا عاشق نشدی؟
.چرا، یه هزار باری - !مرسی واقعاً -
چرا بهم کمک نمیکنی ...و بهش بگی بهم زنگ بزنه
و مطمئن بشی که خودشو... .برای قرارمون با "رایان" برسونه
چی میخوای؟ - ،باید بیای اینجا -
هرچی زودتر، چون بابا منو واداشت ...آت و آشغالهاشو جمع کنم
،که اهداشون کنه به انجمن یهودیها... .اگه الان نیای، همهشون رفته
.نه، امروز که نمیتونم اینکار رو بکنم
جعبههای سریل چی؟
.جرأت نداری نزدیکشون بری یا بازشون کنی
آره، راستش دیگه برای این حرفا .خیلی دیره، چون بازشون کردم
عکسها و نامههای تو .و "ریتا"یِ چندش باحال بود
نزدیک بود تو و اون دخترهی .پرستار بچه رو یادم بره
خیلیخب. خیلیخب، میدونی چیه؟
.دارم میام
اون کریستالها رو گرفتی؟
.آره - میتونم ببینمشون؟ -
.آره
.ایناهاشن
پس واقعاً مثل همون اکستازیه؟ - .آره -
ولی دیدی که وقتی ...اثر اکستازی داره از بین میره
،باید زاناکس بخوری... وگرنه مغزت آسیب میبینه، خب؟
.چی؟ نه، هیچکس تاحالا بهم نگفته بود
عالی شد، یعنی چندین ساله .اکستازی رو بدجور میزدم
خب، برنامه چیه؟
.من شنبه و یکشنبه رو بیکارم
میخوای بریم پارک "جاشوا تری"؟
.من تازه فهمیدم از وقتی بچه بودم اونجا نرفتم
.واقعاً متأسفم .حس میکنم خیلی لاشیام
.من یه برنامهای برای سکس و این چیزا داشتم
...و بهت هم نگفتم که
اینکار رو میخوام با اون یارویی... که تو پارک بود بکنم، نه؟
کدوم یارویی که تو پارک بود؟
.همون مربی
با اون هستی؟
،آره، بعد اون روز برگشتم اونجا ،و تمرین کردیم
.و بعدش باهم سکس کردیم و این داستانا
،و بعدش هماتاقیاش رو دیدم ،که خیلی سکسیه
.و میخوام برم تو کارِ یه شب حماسی سهنفره
سهنفره چیه دیگه؟ .به نظر میاد حالبهمزنه
واقعاً نمیدونی سه نفره چیه؟
.آم، در مورد غذا میدونم چیه
خدایا، مگه تو پورن نمیبینی؟ - .نمیدونم -
یه جورایی یکم رو مُخه، نیس؟
.ببخشید. صبر کن
.خیلیخب، تصور کن که من اینم
،من شمع هستم ،شمعِ سفیدِ خوشگل
،و این نمکدون یکی از مردهاست
...این نمکدون هم
.اون یکی دیگهست
.خیلیخب، پس هماتاقیاش سیاهپوسته - .اوه، آره -
."خیلی عالیه "الی
...این نمکدون از پشت با کُسم
،مشغوله...
،و این نمکدون هم با دهنم مشغوله
.و منم بینشون
.خیلی چندشی
.میدونم
.خیلیخب - .خیلیخب -
.جاشی" تو راهه" - .اوه، خوبه -
این چیه؟ اینا چی هستن؟
.اوه، فقط همینا رو میخوام ببرم
فقط همینا؟ - ،آره. منظور اینه که -
،یهو نصف شب بیدار شدم
:و پیش خودم گفتم « میدونی، اینا فقط وسایلن، نه؟ »
تنها چیزی که میخوام .یه جای امنه که راحت باشم
.اوه، "جاشی"ـه
...نه، نه. اون
.کامیون اثاثکشیه
.جاش" هم الان میادش"
مطمئنی که همهچی مرتبه؟
.چیزیه که باید بگم دیگه
.من خوبم
.خیلیخب
.دوستت دارم
.سلام بابا، من اومدم
بابا؟
!بابا - .آره -
.سلام - .سلام، ممنون که اومدی -
...سارا" بهم گفت میای. اوه
گوش کن، میخوای برات یکم... چای بیارم؟
.نوشابه هم دارم
.آب هم هست، اینو میدونم
مزاحم کارت که نشدم، نه؟ دیرت نمیشه؟
.آهنگسازی مثل کارخونه که نیست که دیرم بشه
.اوه، خیلیخب
میخوای کمکم کنی یه سری از این وسایلو ببرم تو ماشین؟
اینا؟ - .آره -
چرا بهم نگفتی؟
چی؟
...همچین بوی عطر میدی که شدی
.عین قفسهی عطرها توی داروخونه...
.دوستدختر پیدا کردی
کی هست حالا؟
قراره باهاش یه جا زندگی کنی؟
.یکم... آه، پیچیدهست
.آره، مطمئنم که پیچیدهست
میخوای اینو ببری تو ماشین؟
،آره، و اگه از روی بوش درست حدس بزنم
حدوداً 30 سال ازت جوونتره .و یکم عجبغریبه
درست میگم؟ - .عجیبغریب نیس -
.اون نسخهی ماهِ قبله
.میدونی، میتونی... یه صندوق پستی بگیری
.آه، زنم صورتحسابها رو میپردازه
.منم همینطور
.ببین. من کلی راهکارهای بدآموزانه دارم
میدونی میتونی چیکار کنی؟
...میتونی جلدشو عوض کنی و جلد مجلهی
...دک اند پاتیو" یا "اَوتدور لیوینگ" رو"
.بچسبونی بهش...
.من "مارک"ـم - ."مورت" -
# درونت، زمان حرکت میکنه #
# و اون از بین نمیره #
# روح درونت، اون از بین نمیره #
گرفتیش؟ - .خیلیخب -
خب کی شکلات بادومدار میخواد؟
.اوه، لطفاً من - .خیلیخب -
کی شکلات کرهی بادومزمینی میخواد؟
.من برش میدارم - تو میخوایش؟ -
.من بادومداره رو میخوام
.نه، همهی دندونهاتو کرم خورده
.بیا با این عوضش کن
No comments yet. Be the first to leave one.