前 200 行。
آنچه گذشت در ویل ترنت
دوستت دارم. منم دوستت دارم
فیت، خودت میدونی این قضیه فقط یه جور تموم میشه
با زندانی شدنش
اون وقت تکلیف من چی میشه؟
اگه میشد برگردیم عقب، خودم رو فیت معرفی میکردم
ولی بازم آخرش به همینجا ختم میشد
چون تو بانک میزنی
و من کسایی که بانک میزنن رو دستگیر میکنم
در مورد کرمها تحقیق کردم
نکته جالبش اینه که تا ۹ متر داخل روده آدم رشد میکنن
شش ردیف دندون دارن
اونا... اونا میتونن سالها بدون هیچ علائمی توی بدنت زندگی کنن
فکر نکنم قبلاً هم رو دیده باشیم
ویل هستم. اوه، پس ویل تویی
از دیدنت خوشبختم. سلام
این خانوادهته. من خانوادهتم
فقط تو نیستی که داری میری تو دل خطر. بهم اعتماد داری که مراقبش باشم؟
حدس میزنم مرحله عشق همینه
من احمقم
نه، مستی
یه قدم دیگه. دوباره
فکر میکنی پیام بده؟ عمراً
فکر میکردم همونیه که دنبالشم
بعد از سه تا نوشیدنی و ۱۵ ثانیه حرف زدن پشت تلفن؟
دختر، که بهت گفتم
الو؟
فکر کنم الانه که بالا بیارم. اه
روی لباسم نه. قدیمیه و باارزشه
بیا، مواظب باش نیفتی توش
خب، همه بچهها نازن، مگه نه؟ به جز این یکی
نه، همهشون ناز نیستن، ولی مال ما هست چون متعلق به ماست
اون خیلی ناز میشه
هفته آموزش احیای قلبی برای یه پلیس و یه دکتر خیلی راحت میگذره
اوه، امیدوارم. امیدوارم همینطور باشه
قنداق کردنِ هفته پیش از دانشکده پزشکی هم سختتر بود
آره، از پسش برمیایم
امنیت بچهتون براتون خندهداره؟
اوه، نه، ما فقط... ام... سلام به همگی
من اینگرید هستم. مربی این هفتهتون منم
در سال ۲۰۲۳، ۶.۴ درصد از نوزادان در اثر حوادث جان خودشون رو از دست دادن
بیاین سعی کنیم بچهتون رو زنده نگه داریم، باشه؟
۸، ۹، ۱۰، ۱۱، ۱۲، ۱۳، ۱۴... ۹، ۱۰، ۱۱، ۱۲، ۱۳... آره
خب، بچهتون میتونه نفس بکشه. هورا
اما تکلیف آتیشسوزی چی میشه؟ کدوم آتیشسوزی؟
یه آتیشسوزی راه افتاده
نزدیکترین کپسول آتشنشانی کجاست؟
توی هر اتاق یکی هست؟ اوه
نقشهتون برای تخلیه چیه؟
خیلی دیر شد، بچه مُرد
دوباره امتحان کنیم؟
شماها خیلی اهل مطالعهاید؟ آره
قفسههای کتابخونهتون ایمن هستن؟
له شد! بچه مُرد
دوباره
پنجرههاتون کرکره دارن؟ آره
نمیخواین آفتاب بچه رو بیدار کنه
خفه شد
بچه مُرد. فهمیدیم. بچه مُرد
قربانی، پاکستون کول رو میشناختین؟
بله، خیلی خوب
پاکستون کول یکی از دانشجوهای پیشرو در دانشگاه بود
شاگرد ممتاز و رئیس انجمن برادریشون
کدوم انجمن؟
دلتا کای کاپا
پسری بود با یه آینده درخشان
جناب رئیس، مراسم ناهار حامیان تا ده دقیقه دیگه شروع میشه
شیلا، حواسم به زمان هست، ممنون
اوهوم
متأسفم، دارم وقت ناهار حامیانتون رو میگیرم؟
عذر میخوام
سرِ کارهای زیادی شلوغه
هفته بازگشت به دانشگاهه
فارغالتحصیلها دارن از راه میرسن
زمان خیلی بدی برای همچین اتفاقیه
آره، میدونم، باعث دردسره، ولی این پسر جوون جونش رو از دست داده
بیاحساس به نظر میرسم، منو ببخشید
فقط مسئله اینه که الان مهمترین دوره جمعآوری کمکهای مالی برای دانشگاهه
مطمئنم درک میکنید
مأمور ویژه، شما کجا درس خوندین؟
مدرکم رو آنلاین گرفتم
اوه
خب، خوبیِ آمریکا همینه، مگه نه؟
تحصیل برای همه، فارغ از هر سطح و طبقهای
پاکستون به عنوان دانشجو چطور بود؟
تا حالا به مشکلی خورده بود؟ با همکلاسیهاش درگیری نداشت؟
فکر نمیکنید پاکستون عمداً هدف قرار گرفته باشه
اون حیاطی که توش پیدا شد، متعلق به شهرداریه
یا ازش خفتگیری شده یا وسط معامله مواد مخدر پریده
این مربوط به مسائل شهری آتلانتاست
لباسهای پاکستون کول رو تا زیرپوش درآورده بودن
و مثل یه موش مُرده جلوی دانشگاه رهاش کردن
دهنش رو هم با چسب پهن بسته بودن و روش چیزهایی نوشته بودن
هر کسی که کشتش، میخواسته پیامی برسونه
بحث سرِ دزدیدن یه کیف پول نیست
قربان، برگزارکنندههای مهمونی شام «شراب و برندگان» پیشنویستون رو پس فرستادن
کلی تغییرات توش دادن
ممنون، شیلا
مأمور ویژه ترنت، این موقعیت غمانگیزیه
دوست دارم این پرونده هر چه زودتر بسته بشه
کمکی لازم دارین؟
منابع دیگهای میخواین؟
من تمام تلاشم رو میکنم
ببین، مشکل نسل زِد همینه. تنبلن
همهش میگن «باید آرامشم رو حفظ کنم». حتی نمیتونن یه دوچرخه رو رکاب بزنن
میدونی، زمان ما... انگار ده هزار سالته
اگه بذاری این بچهها زندگیشون رو بکنن
دلتا کای کاپا دقیقاً همینجاست
وایستین احمقها، من حاملهام
هی. چطوری ما رو پیدا کردی؟
از اپلیکیشن ردیابی استفاده کردم تا فیت رو پیدا کنم
سلام رفیق. سلام
صبر کن، شماها همدیگه رو ردیابی میکنید؟ آره
من همکارتم. تو هم باید منو ردیابی کنی
کلاس بچهداری چطور بود؟
افتضاح. بچهم رو به روشهایی کُشتم که
فکرش رو هم نمیکردم ممکن باشه. اوه
اینجا خیلی باکلاسه. سالی ۸۰ هزار تا؟
آره، کاملاً پول تیغ زدنه
من حتی دانشگاه رو تموم نکردم، ولی وضعم عالیه
آره، ۳۸ سالته و هماتاقی داری
هی. باشه، مراقب باش
پلیس آتلانتا. باید در مورد برادر انجمنیتون، پاکستون کول، باهاتون صحبت کنیم
این رو بلند گفتم، نه؟
آره گفتی. باشه
مشکوکه. ممم، آره
پلیس آتلانتا، ازت سوال پرسیدیم
پاکستون فعلاً اینجا نیست
هی! تازهواردها حق حرف زدن ندارن
همین الان دهنت رو خالی کن
هی، هی، هی! داشتیم با اون حرف میزدیم
بقیه، بهش فکر کنید
گوش کنید، اگه کسی جواب نده، همهتون رو میکشم کلانتری
برادر انجمنیتون، پاکستون کول، مُرده
پس لازم دارم همهتون حرف بزنید وگرنه به جرم آزار و اذیت تازهواردها دستگیرتون میکنم
که توی ایالت جورجیا غیرقانونیه
صبر کن، جنازهای که پیدا کردن، پاکستون بود؟
تو، اسمت چیه؟ شان، ولی بچهها بهم میگن «میراث»
تقصیر من نیست
خب، گریفین، لقبت «گورکن»ـه
جالب است
میدونی، گورکنها وقتی تهدید بشن خیلی وحشی میشن
تا حالا از طرف پاکستون احساس تهدید کردی؟
قسم میخورم من بهش صدمه نزدم
همم. پس چرا مثل دوستدختری که بهش خیانت کردی، داشتی از ما فرار میکردی؟
میترسیدم که
کسب و کارم لو بره
چه کسب و کاری؟ غیرقانونیه؟
خب، به عنوان دانشجوی رشته مدیریت بازرگانی با گرایش طراحی گرافیک
همیشه دنبال خلأهای بازارِ عرضه هستم
تا از مهارتهای خاصم برای رفع نیازهای ویژه دانشجوها استفاده کنم
کارت شناسایی جعلی میسازی
این یه جرم فدراله، گورکن
لطفاً به پدر و مادرم نگید. حالا ببینیم چی میشه
میخوام در مورد پاکستون بدونم
اونم توی این بیزنس کوچیکت دست داشت؟ نه خانم
ولی دیشب توی مهمونی، آبجومون داشت تموم میشد
واسه همین اون و شارکی گفتن که میرن... شارکی؟
اسم واقعی و کاملش رو میخوام
اوه. گرگ شارکنز، اونم یکی دیگه از بچههای دیکی هست. رفتن که چند تا بشکه آبجو بگیرن
با استفاده از کارتهای جعلی
آره، آخرین باری بود که دیدمشون
هر دوتاشون رو؟
میدونی کجا؟ برای گرفتن آبجو. نمیدونم کجا
بین اون دوتا اختلافی بود؟
منظورم اینه که نه، تا جایی که من میدونم. هه
میتونم برم؟ نه، گورکن
جرم فدرال، یادت که هست؟
هیچ خبری داری که برادرت شارکی کجاست؟
نه قربان. ندیدمش
نمیدونم کجا رفتن آبجو بگیرن
ما همیشه نمیتونیم بریم به یه مغازه مشروبفروشی، چون
کارتهای جعلی. میدونیم
شارکی؟
نه، ندیدمش
یه مدتی هست خبری ازش ندارم
تا حالا دیدی پاکستون و شارکی با هم بحث کنن؟
سرِ یه دختر دعوا کنن؟
اون دوتا رفقای فابریک بودن. صمیمیترین دوستای هم بودن قربان
شارکی؟
نه، اون هیچوقت به «دوربل» صدمه نمیزد
دوربل؟ منظورت پاکستونه؟
همه اینطوری صداش میکردن. چرا؟
از اینجا برو بیرون
برو. برو بیرون
امروز هیچکس از شارکی خبری نداره
همه میگن خیلی با هم جور بودن و مشکلی نداشتن
لقب مقتول «دوربل» بوده. این تنها چیزیه که داریم
این شد نتیجه کارِ سه تا کارآگاه آموزشدیده
شاید باید از قلمروی خودشون بکشیمشون بیرون تا به حرف بیان؟
من یه راه بهتر سراغ دارم
شکم
کمند حقیقت
بفرما مامانخانم
وای خدای من. اوه، صبر کن
خانم، یه لحظه صبر کنید. حالتون
باید به کسی زنگ بزنم؟
اوه، نه
هنوز خیلی مونده. فقط
میدونی، بعضی وقتا باید بدنم رو کش بدم
No comments yet. Be the first to leave one.