前 200 行。
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
بکری صالح...
1995
تو با مجازات هفت اژدها روبهرو میشی...
بخاطر خیانت نابخشودنیت.
از اون روزی که تو رو برادر خودم کردم پشیمونم.
در دنیای من... وفاداری همهچیز هست.
یه تصادف جلومونه. آماده باشین.
ولی بعضی وقتا...
30 سال بعد
...وفاداریت می تونه امتحان بشه...
وقتی مشتری گند دماغی مثل اون گیرت بیاد.
سلام، رئیس سام.
کالا آمادهست.
کی میرسین اینجا؟
- میای یا نه؟ - میکی، ادامه بده.
با دقت کنترل کن.
بادیگارای نخبه، چه مسخره!
حتی نمی تونین مشتریتون رو سر وقت برسونین!
اگه در امانی، رئیس، دیر کردن اشکالی نداره.
من کلی پول به داتو زول دادم که هم سریع باشم هم امن.
اگه می خواستم اینجوری دیر کنم، با قطار می اومدم!
ببخشید رئیس سام، خیلی کم پیش میاد بتونیم باهاتون بچرخیم.
ولی از یه طرف خوب نگاه کن، حداقل یه کم وقت با هم باشیم.
هی، گاز! به این داداش کوچیکت بگو،
به جای شوخیای مسخره،
بره در خودش رو بذاره!
چاقالوی احمق.
اگه اژدها نبود، خیلی وقت پیش حالشو جا می آوردم.
خوشت اومد؟
گاز، دفعه بعد بذار من مشتری رو برسونم.
حداقل دیگه شوخیای خز عارف رو تحمل نمی کنی.
گاز.
ماشین خاکستری.
ساعت هفت.
حماسه خاکستری. دو خط سمت چپ. گرفتم.
گاز.
بادیگارای نخبه، چه مسخره! حتی یه مات رمپیت هم می ترسونتون.
گاز، برام گواوا بخر.
ترش ترش کن.
الان نه، رئیس.
آی!
حالا از فروشنده گواوا هم می ترسی؟
این یارو اصلاً چی از جونش می تونه بخواد؟
- لعنتی! - رئیس سام رو ایمن کنین.
رئیس سام!
چی شد؟
بشین! بشین!
بشین!
بیا رئیس سام!
نگران نباش رئیس سام،
من اینجام.
کدوم مرتیکه می خواد منو بکشه؟!
وای خدا!
لعنتی!
شانس آوردم اینجام.
وگرنه بدجور قهوهای میشدی.
هر چی!
رئیس سام رو پوشش بدین.
داداش شم، حال مشتری چطوره؟
هی.
داری ازم محافظت می کنی یا نه؟
گاز، امروز یه جلسه بیلیارد بهم بدهکاری.
بیلیارد؟ مشکلی نیست.
گاز مثل یه داداش بزرگه.
هر چقدرم اذیتم کنه، میدونه ما یه تیم خفنیم.
ولی مهم نیست چقدر خفن باشی، از یه چیزایی نمی تونی فرار کنی.
وای، هنوز چقدر مونده؟
روز اول کارتونه یا چی؟
برام مهم نیست
که شما بادیگارای مجوزدارین یا هر کوفت دیگهای که به خودتون میگین...
یه گلوله یعنی...
یه گزارش.
فهمیدین؟
شما جماعت واقعاً دردسرین.
خیلی حال کردین خیابون اصلی رو کردین میدون تیراندازی، نه؟
مشکلت چیه؟
خب اونا اول به ما شلیک کردن. ما فقط جواب دادیم.
فکر کردی باید باهاشون میرقصیدیم؟
حالا می تونی گندهگوزی کنی گاز، با گروهت و داتو زول پشتت.
اگه داتو زول نبود،
فکر می کنی این کت و شلوارای قشنگت می تونست جونت رو نجات بده؟
اگه کت و شلوارو دوست داری قربان، برات یکی به دفترت می فرستم.
پز نده گاز.
صبر کن فقط.
روزی که بیفتی، من اولین نفرم که میام بهت خوشامد بگم.
چرا حالا بهت خوشامد نگم قربان؟
و بر تو سلامتی باد.
اراذل لعنتی.
هر چی دوست داری بپوش،
ولی هنوز یه اراذل لعنتی هستی.
بدخواها هر چی می خوان بگن.
مهم اینه که... ما کلاس داریم.
گارد خاموش.
نخبهترین آژانس بادیگارد تو کشور.
و همه اینا...
به خاطر داتو زوله.
کماندو سابق،
رهبر هفت اژدها،
و پدرخوانده همه ما.
ارتباطاتش شوخیبردار نیست.
از رئیسای مافیا تا رهبرای سیاسی.
همه می خوان یه تیکه از این کیک گیرشون بیاد.
و بچههاش؟ اونا هم بد نیستن.
دخترش؟ شیلا.
“قلب تپنده” این آژانس،
و عشق این احمق ریشدار اینجاست.
و پسرش؟ فدلان.
فوقستاره این خانواده.
بیخیال رئیس.
تو پروندههای حقوقی میلیون دلاری رو هندل کردی.
نمی تونی عارف رو برام محاکمه کنی؟
این گند رو نگاه! قرار بود منو پوشش بده!
آروم باش داداش.
کی عقلش میرسه از شرکت خودش شکایت کنه؟
پابلو!
هنوز داری زار می زنی؟
آه، یادم رفت. این دست شکستهست، نه؟
برو به جهنم.
بسه بچهها.
فقط یه خراشه.
عارف، امروز شامش رو تو حساب می کنی.
هی، امروز یه داستان شنیدم.
شنیدم داداش کوچیکه اینجا، داداش بزرگه رو نجات داده.
راسته؟
خودت میدونی فد،
این یارو پیره.
اگه من هواشو نداشته باشم کی داشته باشه؟
هی، بچه! کی داره هوای کی رو داره؟
تا حالا من بودم که هواتو داشتم، اوکی؟
آه، باز شروع شد. قصههای داداش بزرگه.
گاز راست میگفت.
اون هوامو داشت.
ولی اولین باری که همدیگه رو دیدیم...
یه کم فرق داشت.
همینه همه دار و ندارت؟!
پولای بابام کجان، حرومزاده؟!
نمیدونم احمق!
مادر ج...ت پولای بابامو دزدید!
چون اون اینجا نیست، تو باید تاوان بدی، حرومزاده!
نمیدونم چرا،
ولی حس گاز رو می فهمیدم.
چرا اصلاً می خوای به من کمک کنی، ها؟
فایده نداره تو همچین گندخونهای کار خوب کنی!
اون مثل من بود، گیر کرده تو یه خانواده داغون.
این داداش واقعیمه، جکی. مهربونترین داداش دنیا.
اگه بابا بفهمه، حسابی حالتو جا میارم!
هی، بچه!
اینو برام نگه دار!
نذار گیرت بیارن! اگه گیر بیفتی، میری جهنم!
هی!
حرومزاده!
بابام.
اونم خیلی “مهربونه”.
بیمعارفت!
از کجا پول آوردی همچین گوشی بخری!
تو مدرسه احمق! دزد!
دروغگو!
پولای بابا؟ داداش جکی برای سرمایهگذاری بردش.
آخرشم گندش دراومد.
لعنتی!
هی!
بیا.
هی.
چرا بهش نگفتی گوشی مال منه؟
میدونی که من اینو دزدیدم.
میدونم مجبور بودی.
چون داری بدهیای مادرتو میدی، نه؟
فکر کن چقدر باحال میشد اگه خانوادههای بهتری داشتیم؟
بعد مرگ بابا خیلی چیزا عوض شد.
- ولی جکی... - رئیس.
بابامو تازه خاک کردم! هفته دیگه پولتو میدم!
هفته پیش خالهت، امروز بابات. چند تا گور کندی؟
- خانوادهت خیلی بدشانسن! - جکی!
رئیس.
تـرجـمه از مـرتـضـی راکـی
- کی بدشانسه؟ - وای خدا!
پس داداش بزرگه هم قبر خودشو می خواد!
تا کی می خوای اینجوری زندگی کنی، عارف؟
اول زندگی خودتو عوض کن، بعد برو سراغ بقیه.
گرفتی؟
عارف. هی.
گاز کمکم کرد یه فصل جدید با داتو زول شروع کنم.
از اون موقع...
تا حالا...
اونا خانواده من بودن.
مالک، باختی، نه؟ شلوارتو دربیار.
برای چی آخه؟
هی، سه بار پشت سر هم باختی. چته داداش؟
ایندفعه فقط بهش یه فرصت دادم.
باحال!
هی، پابلو.
چته مرد؟ نوبت توئه، داداش!
گمشو.
نوبت توئه.
چقدر حساسی! چی می خوای؟
سیگار؟
نوشیدنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.