發布資訊

Blood Brothers Bara Naga 2025 1080p NF WEB-DL DDP5 1 H 264
Blood Brothers Dragons Embers 2025 NF WEBDL
Blood Brothers Bara Naga 2025 NF WEBDL
由 NESTED 評論 NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSub 🔥

標籤

webdl
發布於: 2025-08-10
下載次數: 331
聽障人士: No

Farsi Persian字幕預覽

前 200 行。

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫بکری صالح...

‫ 1995

‫تو با مجازات هفت اژدها روبه‌رو میشی...

‫بخاطر خیانت نابخشودنیت.

‫از اون روزی که تو رو ‫برادر خودم کردم پشیمونم.

‫در دنیای من... وفاداری همه‌چیز هست.

‫یه تصادف جلومونه. آماده باشین.

‫ولی بعضی وقتا...

‫30 سال بعد

‫...وفاداریت می تونه امتحان بشه...

‫وقتی مشتری گند دماغی مثل اون گیرت بیاد.

‫سلام، رئیس سام.

‫کالا آماده‌ست.

‫کی میرسین اینجا؟

‫- میای یا نه؟ ‫- میکی، ادامه بده.

‫با دقت کنترل کن.

‫بادیگارای نخبه، چه مسخره!

‫حتی نمی تونین مشتری‌تون رو ‫سر وقت برسونین!

‫اگه در امانی، رئیس، دیر کردن اشکالی نداره.

‫من کلی پول به داتو زول دادم ‫که هم سریع باشم هم امن.

‫اگه می خواستم این‌جوری دیر کنم، ‫با قطار می اومدم!

‫ببخشید رئیس سام، خیلی کم پیش میاد ‫بتونیم باهاتون بچرخیم.

‫ولی از یه طرف خوب نگاه کن، ‫حداقل یه کم وقت با هم باشیم.

‫هی، گاز! به این داداش کوچیکت بگو،

‫به جای شوخیای مسخره،

‫بره در خودش رو بذاره!

‫چاقالوی احمق.

‫اگه اژدها نبود، ‫خیلی وقت پیش حالشو جا می آوردم.

‫خوشت اومد؟

‫گاز، دفعه بعد بذار ‫من مشتری رو برسونم.

‫حداقل دیگه شوخیای خز ‫عارف رو تحمل نمی کنی.

‫گاز.

‫ماشین خاکستری.

‫ساعت هفت.

‫حماسه خاکستری. دو خط سمت چپ. گرفتم.

‫گاز.

‫بادیگارای نخبه، چه مسخره! ‫حتی یه مات رمپیت هم می ترسونتون.

‫گاز، برام گواوا بخر.

‫ترش ‌ترش کن.

‫الان نه، رئیس.

‫آی!

‫حالا از فروشنده گواوا هم می ترسی؟

‫این یارو اصلاً چی از جونش می تونه بخواد؟

‫- لعنتی! ‫- رئیس سام رو ایمن کنین.

‫رئیس سام!

‫چی شد؟

‫بشین! بشین!

‫بشین!

‫بیا رئیس سام!

‫نگران نباش رئیس سام،

‫من اینجام.

‫کدوم مرتیکه می خواد منو بکشه؟!

‫وای خدا!

‫لعنتی!

‫شانس آوردم اینجام.

‫وگرنه بدجور قهوه‌ای میشدی.

‫هر چی!

‫رئیس سام رو پوشش بدین.

‫داداش شم، حال مشتری چطوره؟

‫هی.

‫داری ازم محافظت می کنی یا نه؟

‫گاز، امروز یه جلسه بیلیارد بهم بدهکاری.

‫بیلیارد؟ مشکلی نیست.

‫گاز مثل یه داداش بزرگه.

‫هر چقدرم اذیتم کنه، ‫میدونه ما یه تیم خفنیم.

‫ولی مهم نیست چقدر خفن باشی، ‫از یه چیزایی نمی تونی فرار کنی.

‫وای، هنوز چقدر مونده؟

‫روز اول کارتونه یا چی؟

‫برام مهم نیست

‫که شما بادیگارای مجوزدارین یا ‫هر کوفت دیگه‌ای که به خودتون میگین...

‫یه گلوله یعنی...

‫یه گزارش.

‫فهمیدین؟

‫شما جماعت واقعاً دردسرین.

‫خیلی حال کردین خیابون اصلی رو ‫کردین میدون تیراندازی، نه؟

‫مشکلت چیه؟

‫خب اونا اول به ما شلیک کردن. ‫ما فقط جواب دادیم.

‫فکر کردی باید باهاشون میرقصیدیم؟

‫حالا می تونی گنده‌گوزی کنی گاز، ‫با گروهت و داتو زول پشتت.

‫اگه داتو زول نبود،

‫فکر می کنی این کت و شلوارای قشنگت ‫می تونست جونت رو نجات بده؟

‫اگه کت و شلوارو دوست داری قربان، ‫برات یکی به دفترت می فرستم.

‫پز نده گاز.

‫صبر کن فقط.

‫روزی که بیفتی، من اولین نفرم ‫که میام بهت خوشامد بگم.

‫چرا حالا بهت خوشامد نگم قربان؟

‫و بر تو سلامتی باد.

‫اراذل لعنتی.

‫هر چی دوست داری بپوش،

‫ولی هنوز یه اراذل لعنتی هستی.

‫بدخواها هر چی می خوان بگن.

‫مهم اینه که... ما کلاس داریم.

‫گارد خاموش.

‫نخبه‌ترین آژانس بادیگارد تو کشور.

‫و همه اینا...

‫به خاطر داتو زوله.

‫کماندو سابق،

‫رهبر هفت اژدها،

‫و پدرخوانده همه ما.

‫ارتباطاتش شوخی‌بردار نیست.

‫از رئیسای مافیا تا رهبرای سیاسی.

‫همه می خوان یه تیکه از ‫این کیک گیرشون بیاد.

‫و بچه‌هاش؟ اونا هم بد نیستن.

‫دخترش؟ شیلا.

‫“قلب تپنده” این آژانس،

‫و عشق این احمق ریش‌دار اینجاست.

‫و پسرش؟ فدلان.

‫فوق‌ستاره این خانواده.

‫بیخیال رئیس.

‫تو پرونده‌های حقوقی ‫میلیون دلاری رو هندل کردی.

‫نمی تونی عارف رو برام محاکمه کنی؟

‫این گند رو نگاه! ‫قرار بود منو پوشش بده!

‫آروم باش داداش.

‫کی عقلش میرسه ‫از شرکت خودش شکایت کنه؟

‫پابلو!

‫هنوز داری زار می زنی؟

‫آه، یادم رفت. این دست شکسته‌ست، نه؟

‫برو به جهنم.

‫بسه بچه‌ها.

‫فقط یه خراشه.

‫عارف، امروز شامش رو تو حساب می کنی.

‫هی، امروز یه داستان شنیدم.

‫شنیدم داداش کوچیکه اینجا، ‫داداش بزرگه رو نجات داده.

‫راسته؟

‫خودت میدونی فد،

‫این یارو پیره.

‫اگه من هواشو نداشته باشم کی داشته باشه؟

‫هی، بچه! کی داره هوای کی رو داره؟

‫تا حالا من بودم که هواتو داشتم، اوکی؟

‫آه، باز شروع شد. قصه‌های داداش بزرگه.

‫گاز راست میگفت.

‫اون هوامو داشت.

‫ولی اولین باری که همدیگه رو دیدیم...

‫یه کم فرق داشت.

‫همینه همه دار و ندارت؟!

‫پولای بابام کجان، حرومزاده؟!

‫نمیدونم احمق!

‫مادر ج...ت پولای بابامو دزدید!

‫چون اون اینجا نیست، ‫تو باید تاوان بدی، حرومزاده!

‫نمیدونم چرا،

‫ولی حس گاز رو می فهمیدم.

‫چرا اصلاً می خوای به من کمک کنی، ها؟

‫فایده نداره تو همچین ‫گندخونه‌ای کار خوب کنی!

‫اون مثل من بود، ‫گیر کرده تو یه خانواده داغون.

‫این داداش واقعیمه، جکی. ‫مهربون‌ترین داداش دنیا.

‫اگه بابا بفهمه، حسابی حالتو جا میارم!

‫هی، بچه!

‫اینو برام نگه دار!

‫نذار گیرت بیارن! اگه گیر بیفتی، میری جهنم!

‫هی!

‫حرومزاده!

‫بابام.

‫اونم خیلی “مهربونه”.

‫بی‌معارفت!

‫از کجا پول آوردی همچین گوشی بخری!

‫تو مدرسه احمق! دزد!

‫دروغگو!

‫پولای بابا؟ ‫داداش جکی برای سرمایه‌گذاری بردش.

‫آخرشم گندش دراومد.

‫لعنتی!

‫هی!

‫بیا.

‫هی.

‫چرا بهش نگفتی گوشی مال منه؟

‫میدونی که من اینو دزدیدم.

‫میدونم مجبور بودی.

‫چون داری بدهیای مادرتو میدی، نه؟

‫فکر کن چقدر باحال میشد ‫اگه خانواده‌های بهتری داشتیم؟

‫بعد مرگ بابا خیلی چیزا عوض شد.

‫- ولی جکی... ‫- رئیس.

‫بابامو تازه خاک کردم! ‫هفته دیگه پولتو میدم!

‫هفته پیش خاله‌ت، ‫امروز بابات. چند تا گور کندی؟

‫- خانواده‌ت خیلی بدشانسن! ‫- جکی!

‫رئیس.

‫تـرجـمه از مـرتـضـی راکـی

‫- کی بدشانسه؟ ‫- وای خدا!

‫پس داداش بزرگه هم قبر خودشو می خواد!

‫تا کی می خوای این‌جوری زندگی کنی، عارف؟

‫اول زندگی خودتو عوض کن، بعد برو سراغ بقیه.

‫گرفتی؟

‫عارف. هی.

‫گاز کمکم کرد یه فصل جدید ‫با داتو زول شروع کنم.

‫از اون موقع...

‫تا حالا...

‫اونا خانواده من بودن.

‫مالک، باختی، نه؟ شلوارتو دربیار.

‫برای چی آخه؟

‫هی، سه بار پشت سر هم باختی. چته داداش؟

‫این‌دفعه فقط بهش یه فرصت دادم.

‫باحال!

‫هی، پابلو.

‫چته مرد؟ نوبت توئه، داداش!

‫گمشو.

‫نوبت توئه.

‫چقدر حساسی! چی می خوای؟

‫سیگار؟

‫نوشیدنی؟

Blood Brothers: Dragon's Embers subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Blood Brothers: Dragon's Embers

評論

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left