Only Murders in the Building

Only Murders in the Building

下載 Farsi Persian 字幕

第 5 季

發布資訊

Only Murders in the Building S05E07 1080p WEB h264-ETHEL
由 Overhaul 評論 Overhaul
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼𝗯𝗼𝘅.𝘅𝘆𝘇 ● ســپـهــر 🔶◢◤

標籤

webdl
發布於: 2025-10-16
下載次數: 55
聽障人士: No

Farsi Persian字幕預覽

前 200 行。

... آسون‌ترین راه برای برنده شدن توی یه بازی

... اینه که یه کاری کنی رقیبت

فکر کنه داره یه بازیِ کاملا متفاوت انجام می‌ده

تنها جرمی که بهش مرتکب شدم اینه که یه آقازاده‌ی خجالت‌آورم

که می‌خواست به یه دردی بخوره - آره، چطور پیش می‌ره؟ -

می‌خوام به همه ثابت کنم که ... داغون نیستم

کار جی نبوده از اون چیزی که فکر می‌کردم، مهربون‌تره

مردک دروغ‌گوی عوضی این انگشتِ جی نیست

از دکور جدید لذت ببر

!اون زن، ساحره‌ی دکورِ خونه‌ست

شهردار تیلمن اینجا چی کار می‌کنه؟

پادکست چطوره؟ درسته؟

من ... محض اطلاعت هنوز هم دوست دارم به‌عنوان مهمان بیام

... داریم برای متوقفِ کردن افتتاح

اولین کازینوی نیویورک، امضا جمع می‌کنیم

یکی برای خرید خونه‌ام بهم پیشنهاد داده

رقمش هم بالاست

من ... عضو برنامه‌ی دوست‌یابی برای سالمندانِ جذاب شدم

«اسمش هست «آخرین تلاش

اوه! نوتیفیکشن آخرین تلاش

پریسیلاست. خیلی بامزه‌ست - در مورد پرونده بهش گفتی؟ -

فقط ... یه کوچولو

دارن گولت می‌زنن چارلز

این پرشِ تصویر توی ویدئوی تی و سث روگن هم بود

یه چیزی رو از توش در آوردن - ... چرا لوگوی هلوی آخرین تلاش -

با لوگوی دوربین‌های نظارتی‌مون یکیه؟

این یارو داشته بهم پیام می‌داده؟

و تصویرها رو دست‌کاری کرده - و شاید لستر رو کُشته -

چی نوشته؟

چقدر شماها باهوشید

حالا باید بیام شکارتون کنم

حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم می‌کند

... وقتی توی این سیاره، بین کلان‌شهرها

... به‌عنوان غولِ صنعت زندگی می‌کنی

هیچی برات مهم‌تر از دور شدن نیست

که فکر کنی، یا بازی کنی، یا فقط ... فرار کنی

فکر می‌کنی خودش می‌دونه داره می‌ره پیش دامپزشک؟

خب، اگه نمی‌دونست هم الان می‌دونه

اوه

اوه، یکی از اون هشدارهای نقره‌ایه ... واقعا گم شدن یه سالمند

خیلی ناراحت‌کننده‌ست - ای بابا -

نوشته «مرد مذکر بالغ، در معرض خطر ... ‏74 ساله، 170 سانت، مو مشکی

آخرین بار با چکمه‌های گاوچرونی

«و شال بنفش دیده شده - !اوه! خدا رو شکر -

ننوشته چکمه‌هاش فیروزه‌ای بودن؟

!اوه، خدا رو شکر

خدا رو شکر

باید نجاتم بدید

من توی خطرم

همیشه این جمله رو می‌شنوید

هرچی خطر گُنده‌تر مزدش هم بیش‌تر

اما وقتی که زمانش می‌رسه اکثر مردم می‌ترسن تلاش کنن

... چیزی که آدم‌های موفق می‌دونن

اینه که برای رسیدن به موفقیت باید ریسک‌های جسورانه کرد

خب، بگید ببینم، حاضرید صدتون رو برای رسیدن به موفقیت بذارید؟

پرسیدم حاضرید؟ - !بله -

ببخشید. می‌دونم مظنونِ قتل‌مونه

... «اما فایل‌های صوتی «آکادمی موفقیت بَش استید

واقعا الهام‌بخشه

کلا 18 دلار پولش بود

اگه یه جا سوتی می‌داد که بفهمیم کجاست من صدِ خودم رو می‌ذاشتم

اوه، وایسا ببینم این شاید به درد بخوره

چی؟ - اوه نه -

توی وبسایت شرکتش نوشته بَش استید، شهروندِ تمام جهانه»

و در تک‌تک قاره‌ها خونه

«و یه زیستگاه توی مریخ داره - وای، وای -

طرف عوضی هم هست ببخشید فحش دادم

خب، تظاهر کرد دوست‌دخترمه

هوم، فکر نکنم بتونی بگی پریسیلا دوست‌دخترت بوده

مخصوصا وقتی کلا شش ساعت به‌هم پیام دادید و هیچ‌وقت همدیگه رو از نزدیک ندیدید

اوه، چه خجالت‌آور

یه نفر با اصطلاح «سیچوئیشن‌شیپ» آشنایی نداره

خیلی‌خب پیرمردها، می‌شه انقدر با هم بحث نکنید؟

باید برای مصاحبه‌مون با شهردار آماده بشیم

باشه. من که دیگه قطع امید کردم

اما هنوز نمی‌دونم چرا داریم پادکست می‌سازیم

وقتی اجازه نداریم در مورد مظنون‌هامون صحبت کنیم

به‌خاطر اینکه طبق قرارداد موظفیم

برای واندیفای محتوا تولید کنیم

خیلی احمقانه‌ست - ... نه، نه، نه. به‌نظرم مصاحبه -

یه‌جور تکامل توی برندمونه

و اینکه شهردار، اولین مهمون‌مونه خیلی چیز مهمیه

من با تیمِ مگان مارکل تماس گرفتم

و ازشون خواستم که مهمون دوم‌مون باشن

خیلی‌خب، حتما خودشه ... راستی

ایمیل واندیفای رو دیدید؟

می‌خوان بیش‌تر مثل سلیطه‌های مست باشیم

!می‌خوان یه‌خرده سلیطه‌بازی در بیاریم

خدای بزرگ

درود - !سلام -

شهردار تیلمن اومد

چطوری چارلز؟

اوه خدای من

سلام. باعث افتخاره - سلام. چطوری؟ -

ممنون، ممنون - باعث افتخاره. من طرف‌دارتم -

ممنون. اوه، باورم نمی‌شه بالاخره اومدم

نمی‌دونستم چند بار دیگه ... باید بهتون بگم

تا بالاخره متوجه بشید و دعوتم کنید توی پادکست‌تون

اووه نه، نه

اما نگران نباشید. نگران نباشید

چند ماهه دارم روی صدای پادکستیم کار می‌کنه

نگاه کنید

من مایکل باربارو هستم

آها؟

اوه نه، همین بود

!اوه - اوه -

خیلی خوب بود - خب، بیاید بریم شروع کنیم -

خیلی‌خب

!خیلی‌خب

... اولیور و میبل، امروز یه قسمت ویژه

از پادکست فقط قتل‌های داخل ساختمان رو داریم

!همراه شهردار نیویورک، بو تیلمن هستیم

!یوهو - ممنون -

خیلی ممنون چارلز. طرف‌دار پروپاقرصتم

!اوه - آره -

... می‌دونی، یکی از وعده‌های اصلی انتخاباتیم

اینه که خیابون‌ها رو امن‌تر کنم

پس خیلی هیجان دارم که در موردش صحبت کنیم

... خب، عالیه. اولین و واضح‌ترین سوالم اینه که

اوهوم؟ - ... برنامه‌ات برای -

دکمه‌ی خط عابر پیاده‌ی خیابون 86اُم و برادوی چیه؟

اوه، عه ... خراب شده؟

نه، دکمه‌اش یه‌خرده چسبناک می‌شه

... و بعضی وقت‌ها ... سخت می‌شه تشخیص داد

که درست فشارش دادی یا نه

گفتی می‌خوای خیابون‌ها رو امن‌تر کنی

اوه، منظورم قتل بود

اوه! البته - آره، خب ... آره -

چون چند وقت پیش تیزرِ فصل جدیدتون رو شنیدم و بعد یه‌دفعه محو شدید

خب، من یه‌سری فرضیه دارم

... در مورد اون آقایی که قراره توی انتخابات

رقیبم باشه، تحقیق کردید؟

نه؟

متوجه شدید؟ - اوه! شوخی بود -

شوخی کردم - نه، نه، نه، نه -

نمی‌تونیم در مورد اون قتل، پادکست بسازیم

چی؟ - ... چون ... خب، مظنون اصلی‌مون -

شبکه‌مون رو خریده و نمی‌ذاره در موردش صحبت کنیم

اوه، حراج واندیفای. آره

وایسا ببینم

بش استید یکی از مظنون‌هاتونه؟

آره، می‌شناسیش؟

... عاشقشم. واقعا عجیبه که

مظنونِ این پرونده‌ست

راستش، می‌دونی رومی ... حسابی هوس قهوه‌های

اون مغازه توی خیابون 74اُم رو کردم - باشه -

خیلی‌خب، ممنون

بش استید صد درصد قاتله

فیلامینگو را در اینستاگرام دنبال کنید .:: filamingo.official ::.

باید دست بجنبونیم

رومی، برادرزاده‌ی بش‌ـه

مجبورم کرد استخدامش کنم تا همیشه حواسش بهم باشه

و آره، از قضا بهترین دستیاریه که تا حالا داشتم

باید ببینید چقدر سریع قهوه می‌گیره

عین میگ‌میگ می‌مونه

رسید توی حیاط

خب پس توضیح بده چرا فکر می‌کنی بش مظنون‌مونه؟

خب، راستش مطمئن نیستم

!لعنت بهت شهردار

اما اگه برای چیزی دارید ... در موردش تحقیق می‌کنید

احتمال اینکه اون کار رو کرده باشه، زیاده بهم اعتماد کنید

این مرد حاضره هر کاری بکنه تا از بقیه جلوتر باشه

میلیون‌ها دلار به کارزارم کمک مالی کرده

پس چرا می‌خوای لوش بدی؟

... اولین بار که نامزد شده بودم

رقبام کسایی بودن که خیلی پول داشتن

در برابرشون هیچ شانسی نداشتم تا اینکه بش بهم کمک مالی کرد

اما معلوم شد که وقتی یه نفر بهت پول می‌ده بعدا یه چیزی ازت می‌خواد

قشنگ درک می‌کنم ... یه بار یه وام کوچک

... از رابرت بلیک گرفتم. بعدش - !اولیور -

عه ... زود جمعش می‌کنم

مجبورم کرد با اینکه سوگند خورده بودم، دروغ بگم ادامه بده لطفا

عه ... خیلی‌خب خب، اولش خواسته‌های کوچک بود

پروانه ساخت، پلاکِ دیپلماتیک

اما بعدش خواسته‌هاش هِی بزرگ و بزرگ‌تر شد

... حالا انقدر وقتم رو صرف انجام اوامرش می‌کنم

که اصلا نتونستم وعده‌های انتخاباتی خودم رو عملی کنم

برای همین می‌خواستم بیام توی پادکست‌تون

... که بتونم دل مردم رو به دست بیارم و انقدر

پادویی یه میلیاردر دیوونه رو نکنم

چرا یه کاری نمی‌کنی؟ با رئیس پلیس صحبت کن

فکر می‌کنی بزرگ‌ترین حامی مالی پلیس نیویورک کیه؟

طرف عملا از قانون هم بالاتره

... مطمئنم بش اون پلیس‌های فاسدی که

بالای سر جسد نیکی توی خشک‌شویی دیدم رو استخدام کرده

... شک نکنه و در این حین

من بی‌قدرتم

صرفا یه عروسک خیمه‌شب‌بازی‌ام

انقدر دستش رو کرده توی کونم و هِی تکونم داده که کونم بدجور می‌سوزه

تازه هیچ حالی هم نکردم

... عالیه. پس وقتی شهردار نیویورک هیچ قدرتی نداره

ما چی کار باید بکنیم؟

تحقیق

اگه یه چیزی پیدا کنید شاید بتونیم با هم بش رو کله‌پا کنیم

اوه خدای من، این‌طوری رای‌هام خیلی می‌ره بالا

مردم شهر الان از میلیاردرها متنفرن

داریم تلاش‌مون رو می‌کنیم اما حتی نمی‌تونیم بش رو پیدا کنیم

خب، اون روز شنیدم رومی داشت با تلفن حرف می‌زد

ظاهرا قراره یه جلسه بزرگ مخفیانه برای پول‌دارها برگزار کنه

بذار حدس بزنم با کامیلا وایت و جی فلوگ؟

評論

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left