前 199 行。
داداش. داداش، اتوبوس رو نگه دار
مجبوری بری؟
نه، میخوام همینجا پیاده بشم
داداش، مگه دیوونه شدی؟
اگه اینجا پیاده بشی، تا فردا صبح هیچ اتوبوس دیگهای گیرت نمیآد
این دور و بر هم هیچ جایی برای موندن نیست
تا صبح اتوبوس گیرت نمیآد
تو نگران من نباش
نه بابا، کی نگرانه؟
بیا، همینجا نگه میدارم
«الله اکبر...»
«الله اکبر...»
هی، کجا داری میری؟
فقط میرم باهاشون حرف بزنم
از همهتون خواهش میکنم آرامش خودتون رو حفظ کنید
همهی ما گرفتار یه مشکل خیلی جدی شدیم
باید منتظر این تروریست بمونیم
باید منتظر بمونیم تا خودش بیاد بیرون
اگه بخوایم، خیلی راحت میتونیم درهای معبد رو
بشکنیم و بریزیم داخل
اما نه! ما نمیتونیم این معبد باستانیمون رو
با خون این تروریست نجس کنیم
کف بزنید
زنده باد! مادر هند
و واسه همینه که از همهتون خواهش میکنم
که همگی با آرامش منتظر بمونیم تا این تروریست بیاد بیرون
در هر صورت، ما نمیدونیم که
چند تا تروریست داخل معبد قایم شدن
زنده باد! مادر هند
زنده باد! مادر هند
بگید
زنده باد
کف بزنید
من به همهتون میگم که توی کیف این تروریست چیه
یه دفتر نقاشیه
که توش نقاشیهای
خداها و الهههای معبدهای مشهورمون هست
یه سری کلمات رمز هم هست
مثل میرا، کریشنا
و غیره و غیره
که فرستادیمشون آزمایشگاه برای بررسی
کف بزنید
ساکت باشید، همهتون ساکت باشید
یه مداد و یه پاککن هم پیدا کردیم
که من اونا رو به رسم یادگاری دادم به این پسر
کف بزنید! چقدر عالی
چند روز پیش جناب فرماندار به من گفت
من و اون توی مدرسه با هم درس میخوندیم
و دوستای خوبی هم هستیم
و زنش هم زن خیلی خوبیه
ببخشید، یکم احساساتی شدم
بیخیال. جناب فرماندار بهم گفت
درباره کشورها و قدرتهای خارجی که دارن علیه ما توطئه میکنن
اونایی که میخوان میراث کشورمون و معبد باستانیمون رو نابود کنن
و این تروریست با همین نیت وارد این معبد شده
و مطمئنم که «مهرو»، «میرا»، «کریشنا» همهشون کلمات رمز عملیاتشن
این اسم مأموریتشه. (صدای جیکجیک پرندگان)
حالا حتماً میخواید بدونید که
چرا تروریست این معبد رو انتخاب کرده
اون وقت بهتون میگم که مردم «دولپور» چقدر خوششانسن
این معبد، هزاران سال پیش
محل زندگی خداها و الهههای ما بوده
شما این رو نمیدونید، اما من میدونستم
فقط منتظر یه موقعیت خاص بودم
و امروز اون موقعیت از راه رسیده
من برای این معبد تقاضای ۲ کرور روپیه بودجه کردم
کف بزنید
تا عزت و افتخار این معبد بهش برگرده
کف بزنید
برادرها! با تشویقهاتون به این پسر شجاع خوشآمد بگید
بیا جلو پسرم، بیا
کار خیلی بزرگی کردی. بیا جلو
کف بزنید
چقدر عالی! خیلی خوبه
به همه سلام کن پسرم، یالا
کف بزنید! بله، خیلی خوبه. به همه سلام کن پسرم. کف بزنید
این پسر کوچولو ثابت کرد که ما هندوها خیلی وطنپرستیم
این پسر بدون اینکه نگران جونش باشه
کیف رو آورد و تحویل پاسگاه پلیس دولپور داد
و ما رو از وجود این تروریست خطرناک باخبر کرد
کف بزنید
آفرین پسرم
زنده باد! مادر هند
زنده باد! مادر هند
دوستان، من به زودی با جناب رئیسجمهور صحبت میکنم
و این پسر جایزهی ملی شجاعت امسال رو میگیره
کف بزنید
قربان، گوشیتون داره زنگ میخوره
میکروفون رو از دهنت دور کن
پسرم، بیا اینجا
الو پالتو، لطفاً باهاش حرف بزن. امتحان کن. نگران نباش
بیا، بیا. بیا اینجا
یه چیزی به من میگی؟
اسامه بن لادن تروریست چه شکلیه؟
ریش داره؟ قدبلنده؟
نکنه اون اسامه بن لادن نباشه و صدام باشه؟
یالا. بگو
صدام که دستگیر شده
این آمریکاییها دروغگوهای خیلی بزرگی هستن
حتماً یه صدام قلابی رو گرفتن
تو بگو پسرم. بگو، بگو دقیقاً چی دیدی
مرتیکهی الدنگ، کلهی سحر مست کردی؟
به الهه ساراسواتی قسم
اگه وسط حرفم بپری میکشمت
برو پی کارت. داری به من میگی چی کار کنم
جرأت داری دست به یقه من بشی
حسابت رو میرسم
بعداً
میکشمت! روزگارت رو سیاه میکنم
اول اون به من زد
ساکت شو عینکیِ دائمالخمر
من از تمام کشور خبرنگار صدا کردم
اون وقت شما دارید مثل سگ و گربه به هم میپرید
بیشخصیتها
داشتم وظیفهم رو انجام میدادم
اسمت چیه؟ گوپینات
اسمت گوپیناته. آخرین بار کی صورتت رو شستی؟
داشتم وظیفهم رو انجام میدادم
چرا نمیفهمی؟ به من گوش کن، گوش کن
برو خونه صورتت رو بشور
من خبرنگارها رو از کل کشور خبر نکردم
که ریخت تو رو تماشا کنن
یالا از اینجا برو. برو
میدونم که اسامه بن لادن تروریست اونجا قایم شده
اما همهشون میخوان از این قضیه به نفع خودشون استفاده کنن
عینکت رو خرد میکنم. میکشمت
نترسید، هیچکدومتون نترسید
ببینید، ما باید از طریق این تروریست، گروهش رو پیدا کنیم
این تروریست کشته میشه، این حتمیه
اما پیدا کردن گروهاش خیلی مهمتره
ما گروهش رو پیدا میکنیم و ریشهکنش میکنیم
کف بزنید
کف بزنید
و واسه همینه که از همهتون میخوام آرامش خودتون رو حفظ کنید
و این تروریست رو داخل معبد نکشید
قداست معبد رو در نظر بگیرید
نباید معبد نجس بشه
این تمام چیزی بود که میخواستم بهتون بگم
من الان میرم و زود برمیگردم
ممنون، ممنون
جاوید هند
جاوید هند
حزب وحدت ملی. جاوید باد
من دارم میرم، بعد از ملاقات با جناب فرماندار برمیگردم
تو فقط حواست به همه چیز اینجا باشه
برای وزیر کف بزنید، بلندتر تشویق کنید
زنده باد. انقلاب
بله، ما هنوز خونهی جناب سرهنگ هستیم. هنوز راه نیفتادیم
بله، همهی پاسبانها رو فرستادیم
پسر قوی من، سونو
حالا بابا باید بره عزیزم
باید بره سر کار، باشه؟
ببین، یه مدت دیگه حال مامان کاملاً خوب میشه
اون وقت وقتی حال مامان خوب شد
همگی با هم میریم سینما فیلم ببینیم
بعدش که رفتیم فیلم ببینیم
خوشمزهترین خوراکیمون رو میخوریم
میدونی کدوم؟
بستنی وانیلی. بستنی وانیلی
اون وقت، بابا چی واسهت میگیره؟
فرشته
جناب سرهنگ، باید به رئیسجمهور زنگ بزنم تا تو رو بکشونه اینجا؟
باید براش فکس بفرستم؟
زود بیا
تمام دنیا اینجا جمع شدن
اون وقت تو اونجا داری چی کار میکنی؟
و گوش کن، با خودت روحانی رو هم بیار
وقت ما رو هدر نده
نظم، نظمه
باشه. باشه، دارم میآم
بله
باشه عزیزم، اگه چیزی شد به بابا زنگ بزن
آفرین، نترسیا باشه؟
بابا، لطفاً ما رو تنها نذار
گریهم میگیره
خب، یه چیزی به من بگو، اشکهای ما چه مزهای دارن؟
مزه کن. شورن
و آب دریا چه مزهای داره؟
شور
درسته؟
پس اگه گریه کنی، کل دریا خالی میشه
و اگه کل دریا خالی بشه، همهی ماهیها میمیرن
و «نیمی» ما هم میمیره
واسه همین، گریه نکن
پسر قوی من، پسر قوی من
این میمونه اینجا چی کار میکنه؟
داره میخنده؟
عالیه
نیمی، نیمی، نیمی
«بیتو آرام و قراری ندارم.»
«بیتو آرام و قراری ندارم.»
«بیتو آرام و قراری ندارم.»
«بیتو آرام و قراری ندارم.»
«چون تنها امید منی، من...»
«چون تنها امید منی، من...»
«...بیتو آرام و قراری ندارم.»
قربان
فهمیدید چند نفر اونجا هستن؟
بله قربان، طبق اطلاعات ما حداقل ۲ تا تروریست اونجان
No comments yet. Be the first to leave one.