前 200 行。
يالا ، اسبهاي تنبل
يه لحظه نگهدار
يالا
يالا
تو کاملا حالت خوب نشده
براي يه بار هم شده بيخيالش شو
اگه يه ساعت به اسبت استراحت بدي دوباره جون ميگيره
تو آشغال کي هستي؟
هي
من ديدمش تو لندن سخنراني ميکرد اون ويليام ويلبرفورسه
حالا چي؟ ولش کن
به خونه خوش اومدي قربان - خيلي دير کردي
گل و شل نصف روز وقتمون رو گرفت
ولي ماريان نگاه برات يه چيز اوردم جا بخوري.
اميدوارم شخص مهربوني باشه ويلبر توئي؟
آره منم، بدن احمقم دوباره داره با من بازي ميکنه
بهت قول ميدم برات خوبش ميکنيم بريم يه چيزي بخوريم
شايد صبحونه زود نيست من تو تعطيلاتم
درست نيست پسر عمو هنري؟
مگه با هم صحبت نکرديد؟ بهش نگفتي داره خودش رو ميکشه؟
اون الان پيش ماست ، اون خوب ميشه
ساعت چنده؟
سه صبحه وقت قرصتونه
پسر عمو منوبيدار ميکني که بهم قرص بدي راحتتر بخوابم
حالا تو تحت مراقبت پزشکي هستي کاملا مثل ديگران
خوابت برد؟
خواب منو بيشتر از بيداري خسته ميکنه
ترياک خوابت رو بهتر ميکنه
اون باعث شد زندگيم دوباره منو بسازه و بهم نشون داد کارهايي انجام بدم که نميدادم
ويلبر مجلس در شان تو نيست
لايحه اخير شما تصويب نشده چون چهار تا از پشتيبانان وفادارت
براي گرفتن بليط رايگان يه اپراي کمدي راي ندادند
تو خوابم من مخالفشون بودم
ميدوني چي از همه بدتره من ديگه نميتونم بخونم
يادت هست چي خوب ميخوندم؟
من و ماريان يه راهي پيدا ميکنيم تا صداتو بهت برگردونيم
رومي ها اعتقاد دارند که اين آب مرده رو زنده ميکنه
بيشتر آبهايي که من بررسي کردم چپکي کار کرده اند
خب؟
چرا اينقدر عجله؟ يادت مياد اون عجوله؟
ماريان تو منتظر کسي ديگه اي هستي؟
در کنار اين ساختمان تو رمز سلامتي و زندگي پر از خوشي رو پيدا ميکني
توي يه ليوان آب؟
ممکنه شما متوجه شده باشيد
از زمانيکه با ماريان ازدواج کردم هميشه سلامت بودم
خوش به حالت تقريبا يه واقعيت علميه
ازدواج و سلامتي با همند ملزوم همند
مردان مجرد خشک ميشند و ميميرند در اتاقي که بوي پا و زير بغلشون مياد
هنري چرا چرت ميگي؟
عشق ويلبرفورس بيا ديرمون شده
آب يکميليون ساله اينجاست چطور ديرمون شده؟
خب ديگه راجع به چي حرف بزنيم؟ نميدونم
لغو تجارت برده داري چطوره؟
ماريان اگه ميدونستم تشنه بحثهاي سياسي هستي
يه درخواست عضويت مجلس براي اون ميفرستادم
تا از خوشحالي جيغ بزني
اونجا رو
ما داريم اينجا در مورد لغو تجارت برده داري حرف ميزنيم
و شوهرم با ويليم ويلبرفورس داره قدم ميزنه
سر سخترين طرفدار لغو برده داري در انگلستان البته
معروفترين فرد مجرد
اونجا رو ماريان اونجاست
و اون خانم دلربا کيه همراهش؟
ماريان اينجاست؟ اون مهم نيست
به اون خانم که همراهشه نگاه کن باربارا اسپونر
متعهد به خيلي از اصول اخلاقي
و همچنين کاملا مجرد
ماريان خيلي پستي
من به هيشکي احتياج ندارم برام همسر پيدا کنه
درشکه چي بيا اينجا
من هرگز نميبخشمش من هرگز نميبخشمش
اگرچه آقاي ويلبرفورس ما اگه تو يه شرايط ديگه همديگه رو ميديديم
من محترمانه تلاشتان رو تو مجلس تحسين ميکردم
مجلس چرتمان که لغو برده داري رو تصويب ميکني
اگه ميشه موضوع رو عوض کنم راجع به گياه شناسي حرف بزنيم
گياه شناسي؟ چرا گياه شناسي؟
هر چي به جز سياست من از سياست ضربه زياد خوردم
خب بحث گياه شناسي هم منو خسته ميکنه
پس در موضوعات ديگه هم ممکنه مصيبتي به بار بياد
روزت به خير روزت به خير
مقدار از حقايق ساده از اين جنگ وحشتناک
لازمه مجددا بيان بشه به نفع دوستان عزيزم
حقيقت ساده است ما ياغيان داريم آب تو هونگ ميکوبيم
شکي نيست که قواي مسلح ما
خيلي از آمريکا قويتره
اما ما بايد تمييز قائل بشيم بين قدرت و عدالت
اين سگ رو از کجا اوردي؟
به نظرم اون سگ يورکشايره قربان
به جاي اينکه دولتمردان تواناي ما
مطمئنا در اين هنگام براي جناب بشکه و هم قطارانش و دوستان مخالفش
مجالي نمونده تا تا صلاح کشورشون رو بخواهند
چون از منافع شخصيشون مهمتره
ميدوني چه خطري در پي کسي هست که اينجا اينطور حرف بزنه؟
فکر ميکنم اين معادل همون خطر شده
دوست عزيزمون پيشنهاد ميکنه ما تسليم انقلابيون بشيم
انقلابي که مثل آبله از يه شخص به يه شخص ديگه منتقل ميشه
من از معلومات و دانش دوست عزيزمون تقدير ميکنم
اطلاعات کاملشون در مورد آبله
چرا از آمريکا عقب نشيني کنيم
وقتيکه نصف آمريکايي ها به سلطنت وفادارند
کمتر از يک چهارم اونها وفادارند
اگه اينو ميگه نصف من از اينکه زنش باشم متنفرم چون نصف تخت رو بايد به من ميداد
وزير خارجه مان
دوست عزيز و جوانمان بايد براي مجلس روشن کنند
تفاوت بين صلح و تسليم شدن رو
گوش کن
تفاوت بين صلح و تسليم شدن را فقط زمان معلوم ميکنه
شايد بيش از ده هزار جوان
بيگناه کشته بشند
ادامه بده
دو تا گينه اي
پراسپوروي عزيز چرا منو تنها ميذاري؟
شجاع در مجلس ولي موش پشت ميز
عاليجناب، تو اين بازرگانان رو ميشناسي کسي از ما ثروتمندتره
من ده تا گينه اي ميذارم
خب اين ده تاست
هستي يا نه ويلبر فورس؟
مداد و کاغذ نه
قواعد کلوب بروکس ،من بهت مديونم
مقابل آدم حسابي ها آره ولي نه ويلبرفورس که يه تاجره
تو قمارت رو بکن چيکار داري
ويلبرفورس تو بدهي هاي منو ميگيري؟
ما اينها رو تقسيم ميکنيم کاملا عادلانه به جهنم يه جور ديگه حساب ميکنيم
من علاقه اي به چربي ندارم ، عاليجناب
تارتون سياه مال من
کالاسکه ران من بريد بيدارش کنيد بياريدش داخل
من اين سياه رو تو اسپانيا خريدم
اون بهتر از من ميخوره و مثل يه گاو قويه
اون به اندازه بيست و پنج گينه اي دکل بلند ميکنه
بازي تمومه
چته ويلبرفورس؟
اگه من پسره رو به لندن نمياوردم
اون بايد اونقدر تو مزرعه نيشکر کار ميکرد تا ميمرد
من زندگيش رو نجات دادم
من بيشتر گرو ميذارم
ويلبرفورس بازي ميکني يا نه؟
شب به خير
تو يه جوري برخورد ميکني انگار تا حالا برده داري نديدي
براي من مثل سم آرسنيکه هر چي کمتر ميشه بيشتر اثر ميکنه
از کلارنس نمي ترسي چون اون شاهزاده است؟
پس ميخواي بيني ها خونين و تاج هاي شکسته رو ببيني؟
شکسپير ، هنري چهارم يه بازي براي تغيير انگلستان
به زودي تغيير ميکنه حتي اگه ما نخواهيم
باورت نميشه من و تو ميتونيم همه چي رو تغيير بديم
من اول ميخوام خودم رو تغيير بدم
بيلي يادته تو کمبريدج
من يه خواننده مشهور بودم
يادمه
فکر ميکنم ميخوام برم با اونها يه دهن بخونم
ساکت
ساکت
مثل يه دسته گربه خونخوار ميخونيد
حالا بذاريد براتون کسي رو معرفي کنم که بهتر ميخونه
ميخواستم اين آهنگ رو تقديم کنم به دوست عزيزم
عاليجناب دوک کلارنس
اونو مرشد پيرم نوشته
اونبيست سال کاپيتان يه کشتي برده داري بوده
اون توبه کرد سپس اين رو نوشت
لحظات سختي براي مبارزينه
خداي عزيزم ميدونم که اين خواسته ام خيلي مزخرفه
اما احساس ميکنم بايد تو رو تو پنهاني ميديدم
متاسفم مزاحم شدم قربان يه گدا تو آشپزخانه است
ميخواستم ردش کنم بره قربان اما شما مصر هستيد که بهتون بگم
بهش فقط صبحونه بدهيد
خيلي عاليه قربان
ريچارد؟ قربان؟
ميدونم دراز کشيدن روي چمن هاي خيس عاقلانه نيست
به من مربوط نيست قربان
واقعيت اينه که
اخيرا گاهي اوقات خيلي غير عادي ميشم نه؟
اون خداه
من امروز ده هزار ملاقات داشتم
اما من ترجيح ميدم آخر روز روي چمن هاي مرطوب دراز بکشم
راجع به قاصدکها و تارهاي عنکبوتهاي خونخوار مطالعه کنم
تو خدا رو پيدا کردي قربان؟
فکر ميکنم اون مرا پيدا کرده
نظري نداري اين کار چقدر نا مناسبه
مثل ديوونه ها نشدم؟
من يه شغل سياسي دارم که توي سرم دارم
ولي تو قلبم تارهاي عنکبوتها رو ميخوام
اين ناراحت کننده است براي يه مرد بميره در حاليکه بين مردم خيلي معروفه
و هنوز خودش رو نشناخته
فرانسيز بيکن
من فقط کتابهايت رو تميز نکردم قربان
وقتي پانزده سالم بود با سيرک فرار کردم
ميگفتند ممکنه يه بند باز حرفه اي بشم
صبح بخير آقاي پيت صبح به خير
ببخشيد قربان
نامه ام رو خوندي
تو اون نامه رو ننوشتي
اونو يه سخنران قوي که تو سرته نوشته
نه
خب آيا جوابش رو داده؟ کي؟
خدا ، تو از خدا خواستي که سياست رو برداري يا دين رو
تو هميشه رک حرفت رو ميزدي بيلي
لازمه سريعا من بدونم که قلبت کجا دروغ ميگه
چرا سريعا؟ من
دارم برنامه ريزي ميکنم نخست وزير بشم
چند روزه نه منظورم اينه خيلي زود
به خاطر نقشت تو مجلس ممنون فوکس و نورث استعفا ميدند
No comments yet. Be the first to leave one.