前 200 行。
.::. ایـرانفـیـلـم تـقـدیـم مـیکـنـد .::.
تقريباً ديگه آخر عمرشه، هان؟
.نه. ميگن ممکنه چند هفته يا ماه طول بکشه
.بايد بذاريش يه جايي
...نميتونم - .بايد بذاريش يه جايي -
.خودش دوست نداره .ميخواد بيرون باشه
.ميخواد بيرون باشه
اد" وصيتنامه هم داره؟"
.نه چيز زيادي - .خيليخب، خيليخب -
.شل". ما راههاي مختلفي پيش پامونه"
.نگو. اين حرفو نزن - .همينطوره -
.خيليخب، بگو
.توي اينترنت گشتم
.بعضي وقتا توي اينترنت تحقيق ميکنم
Transparent تحقیقات اینترنتی
:ترجمه و زیرنویس رضــــا
.پس بهم دروغ گفتي
.کنفرانسی درکار نبوده
...کنفرانس بود ولی من
.شرکت نکردم...
...پس چی، تو
...یه اتاق پر مردهای دگرجنسگرا
.که لباسهای زنونه پوشیدن...
.میرقصیدن
!آه، رقص یعنی باهم؟
.آره
.زنها هم میان
چی؟
.همسرها هم میان
یعنی میگی میخوای باهات بیام؟
...مردها زنشون رو هم با خودشون میارن و
.اونجوری که فکر میکنی نیست
.یه جامعهی خیلی خیلی عالیه ...همه خیلی
.خیلی دوست دارم که تو هم توش سهیم باشی
.اوه، خدای من
چطوره به بچههای سرطانی یا همچینچیزی اهداش میکردیم؟
عزیزم، میدونم نمیتونی ،درک کنی که معتاد بودن چجوریه
ولی باید رعایت کنی که داری .با یه معتاد زندگی میکنی
خب، من فکر میکردم از کوکائین خوشت میاد؟
آره، یه مواده دیگه، خب؟ .مواد درهرصورت مواده، و من محافظهکارم
.باشه. خیلیخب عزیزم .سعی میکنم درک کنم
.باشه. و درمورد قضیهی "بیانکا" واقعاً متأسفم
آره، خب، "بیانکا" خودش .مسئول کارهای خودشه
.خیلی خیلی لطف کردی ...جای دیگهای نداشتم برم، پس
خب، حس میکنم کاملاً ،تقصیر من بود که انداختنت بیرون
.پس مطمئناً میتونی یکی دو روزی اینجا بمونی
.هی، هی، وایسا، هی، هی
.اینا آهنگهای "استیوی واندر"ـه
."شرمنده، "استیوی
هی، تخممرغ با سس تند دوست داری؟
.آره - .تخصص من پخت همین غذاست -
...بخاطر اینکه میذاری اینجا بمونم
.صبحها برات از این صبحونه درست میکنم...
.باشه. باشه، خوبه
وقتی که کیسهی صفرام رو عمل کردم، یادته؟
.آره. مریض خیلی افتضاحی بودی
.همهجای تخت رو بیسکویتشور برداشته بود
این مرغ "زانکو" هست؟ پس سیرش کجاست؟
،اوه، اینو از نزدیک خونهام گرفتم .همون سر چهار راه
.اوه، اوه، همین الان رونش رو خوردم
.اوم، خوشمزهست
،اوه، پس الان که میخوای دائمی زن باشی
هنوز دوست داری با زنها باشی؟
.آره، "شل"، من هنوز خودمم
پس لزبین هستی؟
...خب
پس ما هنوز وقتی که ازدواج همجنسگراها .مُد نبود، ازدواج همجنسگرایانه کردیم
.نمیتونم صبر کنم - .آره، لطفاً -
!بابایی! بابایی - .سلام. سلام -
.ترامپولین - اوه سلام. کدوم ترامپولین؟ -
.ما که... اوه، اون ترامپولین
.سلام
.سلام - .اینم وسایلشون -
.چند روز دیگه میام دنبالشون
.خیلیخب، باشه
.دلم برای این کاناپه تنگ شده
مگه توی "پلسیدس" کاناپههای نرم ندارن؟
تمی" یه جورایی داره" ،همهچی رو خیلی مدرن میکنه
.و یه جورایی مثل "پالم اسپرینگز" و این چیزا
.دربارهی ظاهر وسایل خیلی سختگیره
.و اینطور
...ببخشید، من نباید
،یه بحثی بینمون پیش اومد ...بخاطر همین
خدایا، مجبورم کرد همهی .ماری رو بریزم توی دستشویی
وایسا ببینم، از کی تاحالا ماریجوانا داری؟
...اوه، خب، از وقتی که
بعد از اینکه یه یارویی ...به مراسم شبات اومد و همه رو
.با کارد تهدید کرد، استرس گرفتم...
...اوه، اون عوضی
کی بوده حالا؟... - .یه آدم عجیبغریب -
.هیچوقت که با من مواد نکشیدی
.در واقع برای آروم شدن، میکشم
.با لول خودکار و این چیزا
.ملت برای ماری کشیدن از خودکار استفاده میکنن - .میدونم، عجیبه -
.میدونم
از کجا میشه از اون مدل خودکارها گرفت؟
.بیخیال بابا
.اوه
.سلام - .سلام -
،حدوداً نیم ساعت دیگه کلاس تلمود دارم
.پس فقط یه ربع ساعتی وقت داریم
.خیلیخب - .باشه. خوبه -
.عالیه - خیلیخب، کلاست دربارهی چیه؟ -
جاش". چی میخوای؟"
.من حسابی گند زدم
،تو هوامو داشتی .یه غذای عالی برام درست کردی
...من عوضیبازی درآوردم
و درگیر یه سری مسائل... .احمقانهی خونوادگی شدم
.حق داشتی بری. متأسفم
.ممنون. ممنون
میخوای بریم غذایی چیزی بخوریم؟
.نیم ساعته دیگه کلاس دارم
.درسته، درسته - ...پس -
میتونم منتظرت بمونم؟
...فقط .ببین، همینجا منتظر میمونم
..."و بعدش رفتم توی خونهی "دیل
.و کاملاً فرق میکرد...
منظورم اینه که تاحالا همچین اتفاقی برات افتاده؟
آره. همه بعد از اینکه با یه غریبه .سکس میکنن، همین حس رو دارن
،نه، گوش کن، فقط اینجوری نبود ،اینکه بخوام از شرش خلاص بشم
.واقعاً عجیب بود
،مثلاً نمیدونستم کجا هستم
.کی هستم، یا اینکه چطوری رفتم اونجا
.هی، میدونم بخاطر چیه
بخاطر چیه؟ - .چون رفته بودی اونجا که یاد بگیری -
معلم مهدکودکم بهم میگفت ...که بگم مامانم حروف الفبا رو برام ببُره
.تا بتونم توی حموم بگیرمشون دستم...
.چون یادگیری من لامسهای هست
.تو، یادگیری تو واژنی هست
واقعاً؟
...یعنی باید چیزا رو بکنی تو کُست
.تا بفهمی چی به چیه...
حداقل ظاهراً که اینطور به نظر میاد. درسته؟
هی، این چیه؟ .یه لحظه وایسا، یه لحظه صبر کن
.اوه، هی، صفحهی آهنگه - .درسته -
اینجوری؟ - "مثلاً اینجوری که "اوه، این چیه؟ -
این چیز گنده توی کسم چیه؟
.مجسمهی آزادیه
.اوخ. لطفاً مجسمهی آزادی رو نکن توی کسم
.خیلی چیزا هستن که نباید بکنیشون اون تو
من و "جاش" همیشه .این آهنگ رو گوش میکردیم
.میدونم
.راستش این صفحه مالِ "جاش"ـه
منظورت چیه؟
.اون دادش به من
"واقعاً؟ تو و "جاش از همدیگه صفحه میگیرین؟
.حتی نمیدونستم شما باهم حرف زدین
آره، منظورم اینه که این قضیهی ،صفحه گرفتن تقریباً جدیده، ولی
.آره، باهم میگردیم
واقعاً؟ :مثلاً مثل صبح شنبه یا اینجوری
سلام "جاش"، چیکار میکنی؟ میخوای بریم بیرون؟
.هان
اگه زمان به عقب برمیگشت .خیلی از کارهام رو تغییر میدادم
،مثل حرف زدن با بچهها در مورد بابام
.باید اینکار رو باهم میکردیم
.آره
.آره
،خب، خودم میدونستم که شاد نیستیم
.ولی فکر نکردم که باید دربارهاش یه کاری بکنم
منظورم اینه که .دلم میخواست که زن شادی باشی
.من باید حاضر بشم دیگه
.امشب با یکی قرار دارم
چی؟ قرار داری؟
چی شده، از همین الان دنبال یکی دیگه گشتی؟
.نه، "ملانی"ـه
."تورِس"
."ملانی تورس" منظورت دستیارته؟
.اوه خدای من. خیلی حالبهمزنه
...تو حدوداً چهار ساله که باهاش
...همکار هستی، و این همه وقت...
داشتی به این فکر میکردی... که با اون باشی؟
.ولی کاری که نکردم - .ولی دلت میخواسته -
...بخش مهمش همینه، تا زمانی که
.خودت بهم چراغ سبز ندادی، کاری نکردم...
سینههاش چه شکلی هستن؟ - .نه -
.بیخیال - .نه -
سینههاش چه شکلیه؟
بزرگ هستن؟ یا کوچیک؟
.تقریباً کوچیکن
ازشون خوشت میاد؟ خدای من، ازشون خوشت میاد، نه؟
.خوبن دیگه - ازشون خوشت میاد؟ -
.عادیه دیگه
خیلیخب، میخوام یه چیزی .ازت بپرسم، و دروغ نگو
این سینهها برات طاقتفرسا بودن؟
این... سینههام برات سخت بود؟
آره، مشکل اصلیمون همین بود که .سینههات زیادی برای من بزرگ بودن
.نه، فکر کنم خوب باهاشون کنار میومدم
.بذار یه چیزی رو بهت بگم
.هیچ سینهای به پای سینههای تو نمیرسه
.تمی" عاشق این ممههای گندهست"
.حداقل من و "تمی" یه نقطهی مشترک داریم
...خب - .البته نه کاناپه -
...نقطهی مشترکمون - .سینهست -
.دوتا نقطهی مشترک - اون یکی چیه؟ -
.هر دوتای سینههات
،باید جای دفتر رو جور کنم .باید یه دستیار هم پیدا کنم
،هیچکدوم از اینا واقعاً مهم نیست
...چون تنها چیزی که مهمه اینه که
نفر اولی باشی که یه گروهِ... .کشفنشده رو پیدا میکنی
،و بعد وقتی پیداشون کردی ...به واسطهی این غریزه که
No comments yet. Be the first to leave one.