Transparent

Transparent

下載 Farsi Persian 字幕

第 1 季

發布資訊

Transparent S01E09 [ Looking Up ] All WEBRip
由 lvlr 評論 lvlr
تـرجمه از : رضـــا | www.IranFilm.net

標籤

webrip
web
BRip
發布於: 2015-02-03
下載次數: 39
聽障人士: No

Farsi Persian字幕預覽

前 200 行。

.::. ایـران‏فـیـلـم تـقـدیـم مـی‏کـنـد .::.

تقريباً ديگه آخر عمرشه، هان؟

.نه. ميگن ممکنه چند هفته يا ماه طول بکشه

.بايد بذاريش يه جايي

...نمي‏تونم - .بايد بذاريش يه جايي -

.خودش دوست نداره .مي‏خواد بيرون باشه

.مي‏خواد بيرون باشه

اد" وصيت‏نامه هم داره؟"

.نه چيز زيادي - .خيلي‏خب، خيلي‏خب -

.شل". ما راه‏هاي مختلفي پيش پامونه"

.نگو. اين حرفو نزن - .همينطوره -

.خيلي‏خب، بگو

.توي اينترنت گشتم

.بعضي وقتا توي اينترنت تحقيق مي‏کنم

Transparent تحقیقات اینترنتی

:ترجمه و زیرنویس رضــــا

.پس بهم دروغ گفتي

.کنفرانسی درکار نبوده

...کنفرانس بود ولی من

.شرکت نکردم...

...پس چی، تو

...یه اتاق پر مردهای دگرجنسگرا

.که لباس‏های زنونه پوشیدن...

.می‏رقصیدن

!آه، رقص یعنی باهم؟

.آره

.زن‏ها هم میان

چی؟

.همسرها هم میان

یعنی میگی می‏خوای باهات بیام؟

...مردها زنشون رو هم با خودشون میارن و

.اونجوری که فکر می‏کنی نیست

.یه جامعه‏ی خیلی خیلی عالیه ...همه خیلی

.خیلی دوست دارم که تو هم توش سهیم باشی

.اوه، خدای من

چطوره به بچه‏های سرطانی یا همچین‏چیزی اهداش می‏کردیم؟

عزیزم، می‏دونم نمی‏تونی ،درک کنی که معتاد بودن چجوریه

ولی باید رعایت کنی که داری .با یه معتاد زندگی می‏کنی

خب، من فکر می‏کردم از کوکائین خوشت میاد؟

آره، یه مواده دیگه، خب؟ .مواد درهرصورت مواده، و من محافظه‏کارم

.باشه. خیلی‏خب عزیزم .سعی می‏کنم درک کنم

.باشه. و درمورد قضیه‏ی "بیانکا" واقعاً متأسفم

آره، خب، "بیانکا" خودش .مسئول کارهای خودشه

.خیلی خیلی لطف کردی ...جای دیگه‏ای نداشتم برم، پس

خب، حس می‏کنم کاملاً ،تقصیر من بود که انداختنت بیرون

.پس مطمئناً می‏تونی یکی دو روزی اینجا بمونی

.هی، هی، وایسا، هی، هی

.اینا آهنگ‏های "استیوی واندر"ـه

."شرمنده، "استیوی

هی، تخم‏مرغ با سس تند دوست داری؟

.آره - .تخصص من پخت همین غذاست -

...بخاطر اینکه میذاری اینجا بمونم

.صبح‏ها برات از این صبحونه درست می‏کنم...

.باشه. باشه، خوبه

وقتی که کیسه‏ی صفرام رو عمل کردم، یادته؟

.آره. مریض خیلی افتضاحی بودی

.همه‏جای تخت رو بیسکویت‏شور برداشته بود

این مرغ "زانکو" هست؟ پس سیرش کجاست؟

،اوه، اینو از نزدیک خونه‏ام گرفتم .همون سر چهار راه

.اوه، اوه، همین الان رونش رو خوردم

.اوم، خوشمزه‏ست

،اوه، پس الان که می‏خوای دائمی زن باشی

هنوز دوست داری با زن‏ها باشی؟

.آره، "شل"، من هنوز خودمم

پس لزبین هستی؟

...خب

پس ما هنوز وقتی که ازدواج همجنسگراها .مُد نبود، ازدواج همجنسگرایانه کردیم

.نمی‏تونم صبر کنم - .آره، لطفاً -

!بابایی! بابایی - .سلام. سلام -

.ترامپولین - اوه سلام. کدوم ترامپولین؟ -

.ما که... اوه، اون ترامپولین

.سلام

.سلام - .اینم وسایلشون -

.چند روز دیگه میام دنبالشون

.خیلی‏خب، باشه

.دلم برای این کاناپه تنگ شده

مگه توی "پلسیدس" کاناپه‏های نرم ندارن؟

تمی" یه جورایی داره" ،همه‏چی رو خیلی مدرن می‏کنه

.و یه جورایی مثل "پالم اسپرینگز" و این چیزا

.درباره‏ی ظاهر وسایل خیلی سختگیره

.و اینطور

...ببخشید، من نباید

،یه بحثی بینمون پیش اومد ...بخاطر همین

خدایا، مجبورم کرد همه‏ی .ماری رو بریزم توی دستشویی

وایسا ببینم، از کی تاحالا ماریجوانا داری؟

...اوه، خب، از وقتی که

بعد از اینکه یه یارویی ...به مراسم شبات اومد و همه رو

.با کارد تهدید کرد، استرس گرفتم...

...اوه، اون عوضی

کی بوده حالا؟... - .یه آدم عجیب‏غریب -

.هیچوقت که با من مواد نکشیدی

.در واقع برای آروم شدن، می‏کشم

.با لول خودکار و این چیزا

.ملت برای ماری کشیدن از خودکار استفاده می‏کنن - .می‏دونم، عجیبه -

.می‏دونم

از کجا میشه از اون مدل خودکارها گرفت؟

.بیخیال بابا

.اوه

.سلام - .سلام -

،حدوداً نیم ساعت دیگه کلاس تلمود دارم

.پس فقط یه ربع ساعتی وقت داریم

.خیلی‏خب - .باشه. خوبه -

.عالیه - خیلی‏خب، کلاست درباره‏ی چیه؟ -

جاش". چی می‏خوای؟"

.من حسابی گند زدم

،تو هوامو داشتی .یه غذای عالی برام درست کردی

...من عوضی‏بازی درآوردم

و درگیر یه سری مسائل... .احمقانه‏ی خونوادگی شدم

.حق داشتی بری. متأسفم

.ممنون. ممنون

می‏خوای بریم غذایی چیزی بخوریم؟

.نیم ساعته دیگه کلاس دارم

.درسته، درسته - ...پس -

می‏تونم منتظرت بمونم؟

...فقط .ببین، همینجا منتظر می‏مونم

..."و بعدش رفتم توی خونه‏ی "دیل

.و کاملاً فرق می‏کرد...

منظورم اینه که تاحالا همچین اتفاقی برات افتاده؟

آره. همه بعد از اینکه با یه غریبه .سکس می‏کنن، همین حس رو دارن

،نه، گوش کن، فقط اینجوری نبود ،اینکه بخوام از شرش خلاص بشم

.واقعاً عجیب بود

،مثلاً نمی‏دونستم کجا هستم

.کی هستم، یا اینکه چطوری رفتم اونجا

.هی، می‏دونم بخاطر چیه

بخاطر چیه؟ - .چون رفته بودی اونجا که یاد بگیری -

معلم مهدکودکم بهم می‏گفت ...که بگم مامانم حروف الفبا رو برام ببُره

.تا بتونم توی حموم بگیرمشون دستم...

.چون یادگیری من لامسه‏ای هست

.تو، یادگیری تو واژنی هست

واقعاً؟

...یعنی باید چیزا رو بکنی تو کُست

.تا بفهمی چی به چیه...

حداقل ظاهراً که اینطور به نظر میاد. درسته؟

هی، این چیه؟ .یه لحظه وایسا، یه لحظه صبر کن

.اوه، هی، صفحه‏ی آهنگه - .درسته -

اینجوری؟ - "مثلاً اینجوری که "اوه، این چیه؟ -

این چیز گنده توی کسم چیه؟

.مجسمه‏ی آزادیه

.اوخ. لطفاً مجسمه‏ی آزادی رو نکن توی کسم

.خیلی چیزا هستن که نباید بکنی‏شون اون تو

من و "جاش" همیشه .این آهنگ رو گوش می‏کردیم

.می‏دونم

.راستش این صفحه مالِ "جاش"ـه

منظورت چیه؟

.اون دادش به من

"واقعاً؟ تو و "جاش از همدیگه صفحه می‏گیرین؟

.حتی نمی‏دونستم شما باهم حرف زدین

آره، منظورم اینه که این قضیه‏ی ،صفحه گرفتن تقریباً جدیده، ولی

.آره، باهم می‏گردیم

واقعاً؟ :مثلاً مثل صبح شنبه یا اینجوری

سلام "جاش"، چیکار می‏کنی؟ می‏خوای بریم بیرون؟

.هان

اگه زمان به عقب برمی‏گشت .خیلی از کارهام رو تغییر می‏دادم

،مثل حرف زدن با بچه‏ها در مورد بابام

.باید اینکار رو باهم می‏کردیم

.آره

.آره

،خب، خودم می‏دونستم که شاد نیستیم

.ولی فکر نکردم که باید درباره‏اش یه کاری بکنم

منظورم اینه که .دلم می‏خواست که زن شادی باشی

.من باید حاضر بشم دیگه

.امشب با یکی قرار دارم

چی؟ قرار داری؟

چی شده، از همین الان دنبال یکی دیگه گشتی؟

.نه، "ملانی"ـه

."تورِس"

."ملانی تورس" منظورت دستیارته؟

.اوه خدای من. خیلی حال‏بهم‏زنه

...تو حدوداً چهار ساله که باهاش

...همکار هستی، و این همه وقت...

داشتی به این فکر می‏کردی... که با اون باشی؟

.ولی کاری که نکردم - .ولی دلت می‏خواسته -

...بخش مهمش همینه، تا زمانی که

.خودت بهم چراغ سبز ندادی، کاری نکردم...

سینه‏هاش چه شکلی هستن؟ - .نه -

.بیخیال - .نه -

سینه‏هاش چه شکلیه؟

بزرگ هستن؟ یا کوچیک؟

.تقریباً کوچیکن

ازشون خوشت میاد؟ خدای من، ازشون خوشت میاد، نه؟

.خوبن دیگه - ازشون خوشت میاد؟ -

.عادیه دیگه

خیلی‏خب، می‏خوام یه چیزی .ازت بپرسم، و دروغ نگو

این سینه‏ها برات طاقت‏فرسا بودن؟

این... سینه‏هام برات سخت بود؟

آره، مشکل اصلی‏مون همین بود که .سینه‏هات زیادی برای من بزرگ بودن

.نه، فکر کنم خوب باهاشون کنار میومدم

.بذار یه چیزی رو بهت بگم

.هیچ سینه‏ای به پای سینه‏های تو نمی‏رسه

.تمی" عاشق این ممه‏های گنده‏ست"

.حداقل من و "تمی" یه نقطه‏ی مشترک داریم

...خب - .البته نه کاناپه -

...نقطه‏ی مشترکمون - .سینه‏ست -

.دوتا نقطه‏ی مشترک - اون یکی چیه؟ -

.هر دوتای سینه‏هات

،باید جای دفتر رو جور کنم .باید یه دستیار هم پیدا کنم

،هیچکدوم از اینا واقعاً مهم نیست

...چون تنها چیزی که مهمه اینه که

نفر اولی باشی که یه گروهِ... .کشف‏نشده رو پیدا می‏کنی

،و بعد وقتی پیداشون کردی ...به واسطه‏ی این غریزه که

More Farsi Persian subtitles for Transparent

評論

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left