前 200 行。
۱۵۲۰ سوئد
لشکرکشی کریستیان، پادشاه دانمارک، علیه سوئد
به یه شکست مفتضحانه و پرهزینه تبدیل شده
استن استوره، رهبر سوئد، توی نبردها پیروز شده
اما شاه کریستیان حاضر نیست از هدفش دست بکشه
هدفی که چیزی نیست جز پس گرفتن تاج و تخت سوئد
کریستیان با یه ارتش مزدورِ قوی داره به سمت استکهلم لشکرکشی میکنه
اونا هر جا پا میذارن، فقط ویرانی و مرگ از خودشون به جا میذارن
بخش زیادی از این اتفاقات واقعاً رخ داده
اسم این چیه؟ سمبه
دقیقاً. خواهرت معلم خوبی بوده
فریا. ممنون فریا. کارت عالی بود
فریا
دوباره سرِ همش کن. باشه بابا
نظرتون درباره این چیه؟
من که خوشم اومد. مامان، تو از این خوشت میآد؟
قشنگه
یه گردنبند زمرد که مالِ مادرِ مادربزرگمون بوده
فکر میکنی به لباسم بیاد؟
چی شده، فریا؟
خونهمون؟
جنگل؟ جنگلِ نزدیک خونهمون. از وسط جنگل؟ باشه. آره
بالای تپه
اون چیه؟
سربازن؟
چه سربازایی؟ دانمارکیها
چند نفرن؟
خیلی زیاد
نباید متوقف بشی. استن استوره رو یادت هست؟
این رو فقط به خودش بده، نه هیچکس دیگه. بیا، اینم یه لقمه غذا
چه اتفاقی داره میافته بابا؟ نگران نباش
سریع بتاز. زود باید برگردی خونه و خوشگلترین ساقدوشِ عروس بشی
بیا. یه کاری داری که باید انجام بدی. باز شروع نکن بابا
دیدریک اسلگهک: مرد خبیث
سیلوستر: مردِ زخمخورده
هانس گبلین: یه برادر آلمانی
آدولف گبلین: یه برادر آلمانی دیگه
هولگر: اون غولِ دانمارکی
سیلوستر، یه وارسی بکن
چقدر وقته؟
ردش هنوز تازه است
خوکهای سوئدی. خیلی ازشون متنفرم
اینجا رو ببین، دیدریک
برای این تغییر آمادهای؟ آره، هستم
با خدا باش، همهچی خوب پیش میره
به همین راحتی؟
هیچی راحت نیست
توی دوران تاریکی زندگی میکنیم
بدون خدا غیرممکنه. من یه کم تردید دارم
تردید؟ میخوام زندگیم رو وقف یوهان کنم
و همینطور وقف خدا. اما جایگاه من کجاست؟
نباید یه هدفی توی زندگی داشته باشم؟
لابد میتونم بیشتر از اینا
مفید باشم. آره، معلومه
پدرت، اولف اریکسون، مرد قدرتمندیه
اون قراره کنار بقیه، یه کشور قدرتمند بسازه
یه سوئدِ قوی، و این قدرت از طرف خدا میآد
تو هم این قدرت رو درون خودت داری
بگیریدش
بگیریدش! بگیریدش
پیداش کنید
اینجا رو ببین. همون مونوگرامه
رفته
گوستاو تروله: اسقف اعظم
بفرمایید دوستانِ من
چرا انقدر طول کشید؟
یه ارتش ۱۰ هزار نفری کند حرکت میکنه
باید یه سال پیش منو آزاد میکردی
یا دو سال پیش. خودم میدونم
یا سه سال پیش، دیدریک. میدونم
پادشاه عاشق شده بود. و دیگه نیست؟
اون مُرد. خوشحال شدم
از دیدنت خوشحالم مرتیکه خوک. منم همینطور
خب
میتونی...؟
این رو میشناسی؟
خاندان اریکسون
واقعاً مایه عذابن
سه سال قبل
وقتی استن استوره همهچیزم رو ازم گرفت، اولف اریکسون اونجا بود
استن استوره: رهبر سوئد
اگه جلوش گرفته نشه، سوئد از اتحاد خارج میشه. اوضاع بد میشه
برای تجارت، برای کلیسا. به همه آسیب میزنه. هیچکس در امان نیست
اون یه خائنه. آره، قطعاً همینطوره
اسقف براسک، چی گفتی؟
به نام روحالقدس
بیا انجامش بدیم. بیا دخلِ اون مرتیکه خوک رو بیاریم
میبینمش! دیگه کارش تمومه
مثل سگ دنبالم کرده بودن
اسقف اعظم، گوستاو تروله
توسط خودِ شیطان
استن استوره. تو به جرم خیانت بزرگ بازداشتی
این کارت باعث مرگت میشه
لطفاً همهچیز رو بسوزونید
یالا تروله. راه بیفت
نمیتونیم اینجا وایسیم و حرف بزنیم
جاهایی هست که باید برم و آدمهایی که باید از روی زمین محو کنم
تو مُردی. من اول بهت شلیک کردم
شما دوتا آماده شید. باز هم باختی
امروز روز بزرگیه پسرا. یعنی قراره تو استکهلم زندگی کنی؟
آره. با یوهان، ولی زود به زود میآیم بهتون سر میزنیم
فریا کی برمیگرده؟
به زودی عزیزم، به زودی
کمکشون کن بیان بیرون
یوهان! خوش اومدی! اولف، ماریا
سفر چطور بود؟ خوب بود، گذشت
آن
فوقالعاده شدی
ولی ما که نباید همدیگه رو ببینیم. بیخیال یوهان
من که نگاه نمیکنم. این مسخرهبازیها چیه
نه، عقلانیش همینه. کمک کن دکمههام رو باز کنم
نمیخوای کمک کنی؟
باشه. ممنون
این یکی
دو تا. ای بابا
نباید...؟
فکر کنم بهتره صبر کنیم. آره، باید صبر کنیم
آن، آمادهای؟
خوبه. آره، همون بهتر که صبر کنیم
تا وقتی که... رسمی بشه. آره، رسمی
خداوند به این عروس و داماد برکت بده
و از سرِ رحمتش به ما کمک کنه
در محضر خدا و در مقابل این شاهدان
شما را زن و شوهر اعلام میکنم
حالا میتونی عروس رو ببوسی
به سلامت برید و بذارید زندگیتون جلالبخش پروردگار باشه
فریا کجاست؟
جالبه که چطور بعضی آدمها رو نمیشه دوست داشت
بیاید برای عروس و داماد جشن بگیریم و براشون آرزوی خوشبختی و عمر طولانی کنیم
تا زمانی که مرگ ما رو از هم جدا کنه
هنوزم فکر میکنم حیفه که آدم بیاد اینجا
و روز عروسیِ دخترش انقدر بدرفتاری کنه
این الان مثلاً کنایه بود؟
بیاین شروع کنیم. این شد یه چیزی
بابا
کمک! کمکم کنید
چیزی نیست، آروم باش
بیا رفیق قدیمی. بیا شروع کنیم
گوش کنید مرتیکههای کثافت
اولف اریکسون
تو حکمی رو امضا کردی که منو به خیانت محکوم کرد
آره، همین کارو کردم. باز هم اگه لازم باشه انجامش میدم
که اینطور؟ بفرما
نه، نه، نه. نه
دیگه کافیه! خفه شو مرتیکه آشغال
لارس
خب، انگار خیلی کلهخوری، ها؟ بیا. ببینم چند مرده حلاجی
دقیقاً همینجا
یالا. بیا جلو
آره. میتونی
بدو برو پیش بابا. بابا
بابا
لارس
نه
خفه شو مرتیکه کثافت
نه
متأسفم. نه! نه
دانیال! نه! دانیال
دانیال، تمومش کن! دانیال
مامان گفته نباید پیرهنم لک بشه
اگه بتونیم، سعی میکنیم پیرهنت لک نشه
دانیال! دانیال
بکشش، وگرنه خودت و اون داداشِ احمقت رو میکشم
مرتیکه سوسیسخورِ احمق
انگار خوب پیش نرفت
پدر، گناهانم را ببخش
سیلوستر، به این کشیش رحم کن
ما که هیولا نیستیم
زنده میمونی
قاتل
عجب قهرمانی. با خودتون بیاریدش. شاید به درد بخوره
فکر کنم کارمون اینجا تمومه
تو و اون داداشِ احمقت
با خودتون بیاریدش. خوک چاق
عجب عروسیِ قشنگی بود. کمکم داشتم از اولف خوشم میاومد
عجب بساطی شد
بیاین از اینجا بزنیم به چاک! باشه، یالا بریم
کریستیان دوم: پادشاه دانمارک
از کنترل خارج شد، سرورم. شنیدم یه عروسی بوده
همهشون دشمنِ اتحاد بودن
اون یارو چی؟ اون یوهان نات او داگـه
اون به استوره وفاداره. آدمِ کلهگندهای توی اپوزیسیونه
فکر کردم شاید بتونه به دردمون بخوره
تو بدون اجازه تصمیم گرفتی
ولی این دفعه رو نادیده میگیرم. همهمون میدونیم روزای سختی داشتی
ولی دفعه بعد که خواستی منو ببینی، یه فکری به حال اون ریشت بکن
حتماً
اسلگهک، تو از سوئدیها متنفری، نه؟
ازشون خوشم نمیآد، ولی نمیدونم اسمش تنفر هست یا نه
خیلی مغرورن. واقعاً رو مخن
آره. واقعاً رو مخن
دیدریک، باز داری به همون فکر میکنی؟
بهم نگاه کن. باز قضیه باباته؟
میتونی اینجوری به قضیه نگاه کنی؟
خیلی از مردهایی که نامشروع به دنیا اومدن، کارهای بزرگی کردن
ولی وقتی بمیریم، میریم به جهنم
فکر نکنم حتمی باشه. بستگی داره توی زندگیت چیکار کنی
و کاری که تو میکنی، خدمت به منه. تو داری برای پادشاه کار میکنی
و با این کار، به خدا خدمت میکنی و اون رو خشنود میسازی
تو اینطور فکر میکنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.