The Institute

The Institute

下載 Farsi Persian 字幕

第 1 季

發布資訊

The Institute S01E02 2160p WEB-DL DD+5 1 HEVC
The Institute S01E02 1080p WEB-DL DD+5 1 H 264
The Institute S01E02 720p WEB-DL DD+5 1 H 264
由 NESTED 評論 NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSub 🔥

標籤

webdl
發布於: 2025-07-13
下載次數: 165
聽障人士: No

Farsi Persian字幕預覽

前 191 行。

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫آنچه گذشت...

‫- مامان؟ ‫- آره عزیزم، هر چی تو بخوای.

‫به موسسه خوش اومدی.

‫اسمت لوک الیسه. ‫از مینیاپولیسی، درسته؟

‫و خیلی هم زرنگی.

‫تو TK هستی یا TP؟

‫TP یعنی تله‌پاتی. TK یعنی...

‫تله‌کینزیس.

‫خب، بعضی وقتا چیزا ‫دور و برم تکون می‌خورن.

‫ولی... این نباید کافی باشه که...

‫که بیارنت اینجا؟

‫الان تو بخش جلویی هستیم.

‫- بخش پشتی هم هست؟ ‫- آره.

‫جایی که وقتی از بخش جلویی ‫فارغ‌التحصیل بشیم می‌ریم.

‫خوش اومدی، لوک.

‫با آقای استک‌هاوس، ‫رئیس امنیت، آشنا شدی.

‫و اینم دکتر هندریکسه.

‫اون طراح علم پیشرفته‌ایه ‫که اینجا انجام می‌دیم.

‫اسم من خانم سیگسبيه، و من...

‫رئیسم، می‌دونم.

‫تو، بدون شک،

‫داری می‌ری که تو نجات دنیا ‫مشارکت کنی.

‫و بعد، وقتی ماموریتت تموم شد،

‫حافظه‌ت رو پاک می‌کنیم، ‫می‌فرستیمت خونه.

‫ما هیولا نیستیم.

‫خب، پسرم،

‫تو برای این کار ‫بیش از حد بااستعدادی.

‫موضوع اینه که ما یه تیم خوبیم.

‫تو فقط یه غریبه‌ای از خیابون.

‫بعضی‌ها شوخی می‌کنن ‫درباره نگهبان شب،

‫ولی برای یه نیروی کوچیک مثل ما ‫این خیلی مهمه.

‫هر روز تو این دنیا ‫چیزایی اتفاق می‌افته

‫که اصلاً باور نمی‌کنی.

‫راست می‌گی. ‫اون غیرقابل اعتماد بود.

‫ بود؟

‫حلش کردیم.

‫لوک، این نیکیه.

‫آره، اگه بخوایم در بریم، ‫خودمون راهش رو پیدا می‌کنیم.

‫خب، بچه باهوش،

‫چطور از اینجا در بریم؟

‫تـرجـمه از مـرتـضـی راکـی

‫راستی، تا حالا آبله‌مرغون گرفتی؟

‫- مامان؟ ‫- آره عزیزم، هر چی تو بخوای.

‫بلند شو تنبل! مهمونی شروع شده.

‫نمی‌خوای خوشی رو از دست بدی!

‫قراره آرزو کنم یا چی؟

‫اگه دوست داری.

‫چی می‌شه اگه آرزو کنم ‫سنم رو درست حساب کرده بودی؟

‫فقط 13 تا شمع اینجاست.

‫اوه، ببخشید عزیزم.

‫اینا برای 13 روزیه ‫که تو بخش جلویی بودی.

‫ولی حالا داری می‌ری.

‫کیک تولد ساعت هشت صبح؟

‫ جزیره خوشی یادته؟

‫آره، ولی این یعنی

‫که من بخوام برای صبحونه ‫خامه بخورم، نه؟

‫خیلی عجیبه.

‫هی.

‫امروز اولین روز تستاته، درسته؟

‫- آره. ‫- کیک رو بخور. شکر کمک می‌کنه.

‫- کمک به چی؟ ‫- فقط به من اعتماد کن.

‫همه‌چیز درست می‌شه.

‫خب، نیکی...

‫نیکی می‌گه قراره یه راهی ‫برای کمک بهش پیدا کنی؟

‫قراره به همه‌مون کمک کنی.

‫این‌قدر از خودت مطمئنی؟

‫چه حس خوبی باید باشه.

‫آیریس، وقتشه.

‫اون خیلی بهش علاقه داره.

‫می‌دونی، خنده‌داره. ‫اون کلی زحمت می‌کشه

‫که از من تو سرش قایمش کنه، ‫ولی...

‫من می‌گم، عزیزم، رو صورتت معلومه.

‫پس شما دوتا با همید؟ تو و نیکی؟

‫آره، مطمئن نبودم.

‫فکر کنم این دوتامون رو شامل می‌شه.

‫راستش نمی‌دونم ‫من و نیکی با همیم یا نه.

‫نمی‌دونم چی هستیم.

‫یعنی، هنوز دو هفته‌ام ‫ازش نمی‌شناسمش.

‫فکر کنم چند روز دیگه می‌بینمتون.

‫- آره. ‫- باشه.

‫آره. به‌زودی می‌بینمت.

‫وای!

‫اولین روز بزرگ، نه، ببر؟

‫خودتو آماده کن.

‫یه ساعت یا دو ساعت دیگه ‫برمی‌گردم دنبالت.

‫بیا، آیریس.

‫ دیگه نمی‌بینیمش.

‫- سلام. صبح بخیر. ‫- هی، می‌تونی یه کمکی بهم بکنی؟

‫- خب، داشتم... ‫- لطفاً.

‫- داشتم... ‫- عالیه، اگه بتونی.

‫- داشتم... ‫- آره.

‫...می‌خواستم بگیرم...

‫- باشه. باشه. ‫- نگهش دار، آره.

‫- ایناهاش. ‫- این... آره.

‫- آره. ‫- آره.

‫هی.

‫اون از تو خوشش میاد.

‫مجرده.

‫امیدوارم به مشتریای ثابت ‫یه آرامش خاطر بده

‫که یه پلیس بینشون زندگی می‌کنه.

‫گرچه ممکنه کار شبای جشن فارغ‌التحصیلی

‫و بچه‌های محلی که برای ‫علف و دعوای بالشتی میان کم بشه.

‫آره.

‫باور کن دوست‌مون افسر گلیک‌سون

‫چند سال پیش خودش ‫تو این خوش‌گذرونی‌ها بود،

‫اگه حافظم درست کار کنه.

‫اوه، این یادم انداخت. ‫یه کم پیش زنگ زد

‫و گفت بری کلانتری

‫همین که پاشدی و راه افتادی.

‫خب، فکر کنم باید برم...

‫راستش اولش

‫می‌خواست مستقیم ‫با اتاقت تماس بگیره،

‫ولی تو تابلوی ‫ مزاحم نشید رو گذاشته بودی.

‫و ما تو هتل استنتون

‫به خودمون افتخار می‌کنیم که هیچ‌وقت ‫خواسته‌های مهمونامون رو زیر پا نمی‌ذاریم.

‫باشه، می‌بینمتون.

‫- درسته، بدلیا؟ ‫- می‌بینمت.

‫باشه.

‫بفرما.

‫خونه شیرین خونه.

‫امروز صبح یه خبر فوری ‫از پلیس ایالتی اومد.

‫یه گروه دو نفره دزد ‫که فکر می‌کنن دارن میان این‌ور.

‫یه هفته پیش یه مغازه تو نیوهمپشایر زدن،

‫بعد دوشنبه صبح یه جا تو کیستری،

‫و دیشب یه جا نزدیک بنگور.

‫به سمت مرز دارن فرار می‌کنن ؟

‫شاید. مگه اینکه برن شرق،

‫جاده شماره یک باید ‫اونا رو بیاره سمت ما.

‫گرفتم.

‫فهمیدم.

‫پس فقط منو کشوندی اینجا ‫که بهم هشدار بدی؟

‫نمی‌تونستی تلفنی بگی؟

‫اینجور مشاهداته که

‫تو مدرسه پلیس شهرای بزرگ یاد می‌دن؟

‫رئیس بهم گفت ببینم ‫می‌خوای اسلحه ببری یا نه.

‫تا وقتی گیرشون بیاریم.

‫چند تا گلاک اضافی تو گاوصندوق داریم.

‫من تو این مورد باشه ام.

‫اسلحه خودت رو داری؟

‫نه، ندارم.

‫هر جور راحتی.

‫و معلومه، اگه چیزی پیش بیاد،

‫تنها کارت اینه که گزارش بدی.

‫بله، خانم.

‫یه چیزی هست که شاید ‫بتونی باهاش بهم کمک کنی.

‫کجا تو این شهر می‌شه ‫لته با شیر جو دوسر گیر آورد؟

‫یه استارباکس تو واتروویل هست.

‫حدود 98 مایله.

‫نه، این شوخی پلیس شهرای بزرگ بود.

‫من لته نمی‌خورم.

‫هه، خیالم راحت شد. ببین...

‫امشب فقط مراقب باش.

‫اگه اون اراذل از اینجا رد بشن،

‫گچ به دردشون نمی‌خوره.

‫شاید. ولی نگران نباش.

‫اونا حریف شوخ‌طبعی ‫و جذابیت من نمی‌شن.

‫قهوه قوی می‌خوای،

‫رستوران سان‌رایز رو امتحان کن، ‫چند تا کوچه اون‌ورتر، سمت راست.

‫مرسی، خانم.

‫ خانم؟

‫دوشیزه؟

‫افسر.

‫باشه

‫اون رئیس تیم ربایش بود؟

‫بله، قربان. پارسال ترفیع گرفت.

‫معلومه روش‌های بررسی‌مون

‫نیاز به یه کم بهتر شدن داره.

‫قربان، همون‌طور که ‫با خانم سیگسبی حرف زدم،

‫بررسی یعنی زمان.

‫اون چند بار بهم گفته ‫نیازای پرسنلیش

‫باید سریع‌تر انجام بشه...

‫نه. چیزی که من می‌خوام ‫بچه‌های بیشتریه.

‫و به‌عنوان رئیس تیم ربایش،

‫اون به همه جنبه‌های ‫ماموریت ما دسترسی داشت؟

‫نه، قربان. فقط دسترسی به بخش جلویی.

‫این اصلاً دلگرم‌کننده نیست.

‫و این زن رو چقدر دنبال کردی؟

‫این برای شماست، آقای استک‌هاوس.

‫نظارت غیرفعالم رو در مارچ تقویت کردیم.

‫اقدامات فعال ‫هفته پیش مجوز گرفتن.

‫ اقدامات فعال یعنی... ‫گزارشگرت؟

‫قربان، فکر نمی‌کنم همه تو ‫این کنفرانس اجازه دسترسی...

‫آقای استک‌هاوس، ‫اگه می‌خواستم خانم سیگسبی نباشه

‫تو این مکالمه، نبودش.

‫حالا، مطمئنی که این خیانتکار ‫فقط با گزارشگرت

‫سعی کرد تماس بگیره؟

‫- هستم. ‫- حالا، خانم سیگسبی،

More Farsi Persian subtitles for The Institute

評論

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left