The Borderline

The Borderline

下載 Farsi Persian 字幕

第 1 季

發布資訊

The Borderline 2026 S01E01 1080p WEB h264-NESTED
由 NESTED 評論 NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

標籤

webdl
發布於: 2026-02-13
下載次數: 149
聽障人士: No

Farsi Persian字幕預覽

前 200 行。

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

‫NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫فکر میکنی کار اون باشه؟

‫اون یه هالیه.

‫آره، ببین به کجا رسوندش.

‫- وقت داری بریم خرید بدون گمرک؟ ‫- واسه چی؟

‫خب، اون منتظرمونه، مگه نه؟

‫فکر میکنی با چیزایی که تو صندوق

‫داریم، یه بطری باز براش مهمه؟

‫- فکر کردم بیهوشش کردی. ‫- چیکار کنیم؟

‫چیزی واسه اعلام کردن دارین؟

‫فشفشه.

‫منتظرتون بودم. پاسپورتها.

‫یا خدا، پسر!

‫اصلا میفهمی چقدر نزدیک بود لو بریم؟

‫نه! باشه. ببخشید. لعنتی!

‫میتونم الان بهش شلیک کنم؟

‫رئیس فکر میکنه وقتی بندازیمش ‫تو رودخونه حرف میزنه.

‫مراقب اون...

‫- فقط مراقبش باش. ‫- این ماشین قراضه همینه که هست.

‫در رو نکوب.

‫چیزایی که دربارت میگن راسته، تامی.

‫نمیدونی کی باید دهنتو ببندی...

‫عجب...

‫تصادف وحشتناکی بود.

‫خب، یه ذره پیچیده تر از این حرفاست.

‫آره، گفتی دوتا جنازه هست ‫و اون میخواد بگرده؟

‫آره، میخواد. خیلی عجیبه.

‫بعضی وقتا فقط باید بذاری آدما کارشونو بکنن.

‫این زنه مامور مرزی 2 هفته هست اینجاست

‫و من نمیخوام تولد پسرمو ول کنم

‫تا برم چک کنم اون چیکار میکنه.

‫اگه مهم نبود ازت نمیخواستم این کارو بکنی.

‫اینا همون جور تصمیمهایی هستن که

‫وقتی جای من بشینی

‫باید همیشه بگیری.

‫پس زود انجامش بده و واسه کیک برگرد.

‫باشه.

‫همه چی دست توئه. ‫رازش توی خوب سرخ شدنه.

‫الان برمیگردم.

‫سلام.

‫شما لابد از اطلاعات مرزی هستین.

‫من هنری رولند هستم.

‫- اریکا راس. ‫- خوشبختم.

‫شما همیشه سر راهتون به صحنه جرم

‫قهوه میخورین، افسر رولند؟

‫شنیدم شما و رئیسم با هم اختلاف نظر دارین.

‫شنیدم دنی جربینو رو ‫انداختی زندان و همونجا مُرد.

‫آره. سکته قلبی کرد. حیف شد.

‫لابد چون مرزبانی اینجاست،

‫فکر نمیکنی مرگش طبیعی بوده.

‫نه وقتی بعد مرگش جنسا ‫تو هر دو طرف رودخونه زیاد شده.

‫آره. این دوتا رفیقمون هم توش دست داشتن؟

‫از مرز رد شدن و هر دو کشته شدن.

‫این یعنی... یه جور قاچاق.

‫چارلی چی فکر میکنه؟

‫فکر میکنه من موی دماغم.

‫این دقیقا اخلاق چارلیه.

‫چارلی فکر میکنه این فقط ‫یه دعوا بوده که بد تموم شده.

‫حالا ممکنه اینا توی کارهای ‫خلافی هم بوده باشن، اما...

‫...چرا میخوای تفتیش کنی؟

‫اونا مواد جابجا نمیکردن.

‫یکی توی صندوق عقب بود.

‫یه بازمانده، شایدم تیرانداز.

‫اگه کسی توی صندوق بوده،

‫پس کلی وقت داشته که خیلی دور بشه.

‫واسه همینم هست که میخوام بگردیم.

‫ما یه شهر کوچیکیم که امکانات مرزی نداره.

‫مجبوریم از بقیه بخشها نیرو بیاریم

‫اونم درست وسط شیفتشون ‫با کلی اضافه کاری.

‫باید چارلی رو راضی کرد، پس...

‫افسر گزارشگر دوتا جنازه با جای تیر میبینه.

‫ساده ترین فرض اینه که ‫به هم شلیک کردن و تموم.

‫اما...

‫آثار باروت فقط روی دستهای راننده بود.

‫این یکی رفیقمون، تیر تو صورتش خورده.

‫اگه اون شلیک نکرده...

‫...پس کی زده به راننده؟

‫رفیق دوم هنوز ریخت و قیافش معلومه؟

‫ممنون.

‫هه...

‫میشناسیش؟

‫آره، خب... ‫با هم دبیرستان میرفتیم. این...

‫...وید تامپسونه.

‫نه، نه، کیک رو ببرین.

‫کیک رو ببرین.

‫باشه.

‫هنری، این کیه؟

‫جکی رابینسون، ۵۶.

‫ایول، این کلی میارزه پسر.

‫آره. مربی بهم دادش.

‫چیزی پیدا کردی؟

‫باید خبر بدیم بگردن.

‫- آره. ‫- آره؟

‫آر... اگه من به چارلی بگم ‫بهتر قبول میکنه، پس...

‫...تو، تو سعی کردی منو منصرف کنی،

‫ولی ما، ما قراره بگیم بگردن.

‫چرا؟ جایی میری؟

‫آره. آره.

‫ام... من...

‫میرم با اونایی که وید رو میشناختن حرف بزنم.

‫باشه.

‫هنک رولند. چه عالی.

‫سلام اولیویا.

‫قصد نداشتی بهم بگی اون برگشته؟

‫باید بدونم درباره کی حرف میزنی؟

‫لیو.

‫زیر یه کپه جنازه پیداش کردن.

‫اون اینجاست؟

‫نه هنک. اون اینجا نیست. ‫و میدونی چیه؟

‫تو هم نباید اینجا باشی. ‫واسه کاسبی خوب نیست.

‫چرا برنمیگردی پیش زن خوشگلت ‫و زندگی بی نقصت؟

‫خیلی وقته برگشته؟

‫بدجوری تو دردسره.

‫مگه کی تو دردسر نبوده؟

‫این دفعه جدیه.

‫چند نفر مُردن.

‫وید تامپسون.

‫میخوای با من یه سیگار بکشی؟

‫نه.

‫یا خدا، هنک.

‫داری منو میترسونی. ‫بیا، یه سیگار با من بکش.

‫یادت میاد از اون بازی ورق آوردمت؟

‫آره.

‫سرشو آوردی بالا و بهم گفتی نگاه کن.

‫صورتش خونی و کبود بود.

‫ازم پرسیدی واقعا این ‫همون چیزیه که تو زندگیم میخوام؟

‫تو خودت عقلت نمیرسید ‫اینو از خودت بپرسی.

‫خب، تنها چیزی که میتونستم ‫فکر کنم این بود که،

‫این خوشگلترین مردیه که تا حالا دیدم.

‫همونطور که گفتم، ‫عقل درست و حسابی نداشتی.

‫حالا بهم بگو، فکر میکنی اون مُرده؟

‫مثلا کاری از دست من برمیاد؟

‫نگفتم مُرده.

‫اما اگه میدونی تو چه کاریه و با کیه...

‫...باید بهم بگی.

‫همین الان.

‫اگه اوضاع همونقدر که میگی بده، ‫واسه چی فکر میکنی زندست؟

‫چون میشناسمش.

‫هوم.

‫خیلی خب.

‫خب، پس بهم قول بده هنک...

‫بیارش خونه.

‫باشه.

‫اوضاع کثیفیه. همه خوبن؟

‫اینجا صحنه جرمه، باید از اینجا برین.

‫آه، البته. معذرت میخوام.

‫ام... حالا که اینجایین. ‫من تو این شهر تازه واردم.

‫میخانه هرون رو میشناسین؟ ‫چیزی دربارش شنیدین؟

‫باید دور بزنین،

‫خیابون هنپین بپیچین به راست.

‫مسیریاب ندارین؟

‫اونا کیسه جنازن؟

‫ممنون که نگرانین، اما نمیتونین اینجا باشین.

‫لطفا برین.

‫ببخشید.

‫فکر میکنی یکیشون ‫همون آقای هالی ما باشه؟

‫هوم. برو گیز، زود باش تمومش کن.

‫البته خانم.

‫بعد از آگهی، دالی پارتن.

‫میدونی اون آهنگهای جولین ‫و من همیشه عاشقت میمونم رو

‫توی یه شب نوشته؟

‫روی یه دستمال کاغذی توی یه بار.

‫کی؟ دالی پارتن؟ من عاشق دالیم.

‫میتونی اون همه استعداد رو تصور کنی؟

‫فکر میکنی میدونست اون آهنگها ‫زندگیشو عوض میکنن؟

‫من همیشه این خیالو دارم، ‫که پیشخدمتش هستم،

‫و دارم نگاه میکنم که مینویسه.

‫اما فقط من میتونم ببینمش. ‫اینکه چقدر خاصه.

‫حتی خود دالی هم اینو نمیبینه.

‫دالی نمیدونه خاصه؟

‫خب، معلومه که الان میدونه. ‫ اما آدم به اون نفر اول نیاز داره، مگه نه؟

‫که یه چیزی تو وجودت ببینه؟

‫شاید اون آدم من باشم.

‫این قضیه دستمال کاغذی رو کجا شنیدی؟

‫تو اینترنت؟ نمیدونم.

‫هر دوتا آهنگ توی یه شب؟

‫آره... به نظر من که چرت و پرته، شرمنده.

‫آه، باشه. میشه ۱۰ و ۷۵. نقدی یا با کارت؟

‫ام...

‫بقیه پول مال خودت.

‫هی، هی!

‫هی!

‫استیو؟

‫داشتم بهت زنگ میزدم...

‫واسه امشب همه چی ردیفه؟

‫استیو؟

‫استیو؟

‫والت، اصلا نتونستم انجامش بدم.

‫چون اون حتی داستان ‫شروع زندگیش رو هم نمیدونست.

‫آره، اما این مثل دفعه های قبل نیست.

‫این اولین حضور بلو بیتل هست.

‫نه، نه. فقط...

‫نه، اصلا فروشی نیست.

‫والت.

‫چون!

‫واقعا اولین حضور بلو بیتل رو داری؟

‫آره. چطور، مگه ازش خوشت میاد؟

More Farsi Persian subtitles for The Borderline

評論

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left