Furious

Furious

下載 Farsi/persian 字幕

第 1 季

發布資訊

Furious S01E01 1080p WEB H264-NESTED
由 NESTED 評論 NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

標籤

webdl
發布於: 2026-07-27
下載次數: 525
聽障人士: No

Farsi/persian字幕預覽

前 200 行。

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

‫NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫ببین، یه گربه‌ست. بیا دیگه.

‫- خب، چی میگی؟ ‫- شیرین‌کاری یا شیطنت؟

‫چه ناز شدی تو.

‫بذار برم یه چیزی بیارم.

‫یه شکلاتای درشت حسابی داخل دارم.

‫کجاست؟

‫اینجاست، آره!

‫داری کجا میری؟

‫یه دقیقه دیگه برمیگردم.

‫ببخشید. شکلات ندارم.

‫ولی میتونین اینا رو داشته باشین.

‫ما فقط شکلات بسته‌بندی قبول می‌کنیم. ‫خیلی معذرت‌خواهم.

‫واقعاً زرنگین. مامانت خیلی خوب مواظبتونه.

‫خارج از خونه مراقب خودتون باشین.

‫چیکار می‌کنی؟

‫خب، این کار احمقانه‌ای بود.

‫لطفاً.

‫هیس!

‫احتمالاً وقتش شده، نه؟

‫واقعاً دوست ندارم به حرفت گوش کنم.

‫از صداهایی که در میاری خوشم نمیاد.

‫ولی عاشق لبخندت هستم.

‫مثل...

‫سلام، مأمور آلیس بلک هستم. ‫چطور میتونم کمکتون کنم؟

‫تو از اف‌بی‌آی نیستی. ‫داری به من دروغ میگی.

‫من مأمور واقعی اف‌بی‌آی هستم.

‫پس چرا با تلفن حرف میزنی؟

‫بله، من مأمور آلیس بلک ‫از اف‌بی‌آی نیویورک هستم.

‫چیزی هست که بخواین گزارش بدین؟

‫بوس بده به کونم!

‫الان نمیتونم این کار رو براتون انجام بدم، ‫ولی ممنون که زنگ زدین.

‫من تازه‌ام اینجا. مأمور شیفت هستم.

‫چیزی هست که بخواین گزارش بدین؟

‫مأمور شیفت؟ ‫می‌خوام با یه نفر بالاتری حرف بزنم.

‫کس دیگه‌ای در دسترس نیست. ‫ناچارین با من کنار بیاین.

‫سلام، من مأمور آلیس بلک هستم. ‫چیزی هست که بخواین گزارش بدین؟

‫انقدر باهوش و خوشگل به نظر میرسی.

‫- ممنون. ‫- ازدواج کردی؟

‫پسرم مجرده، و خیلی پسر خوبیه.

‫- متس یا یانکیز؟ ‫- متس.

‫- رد میشه؟ ‫- عاشقت میشه.

‫اون خودشه. بیا، بیا، بیا.

‫کاخ سفید داره همه ‫دستگاه‌های من رو هک می‌کنه.

‫- کل اینترنت من. ‫- کل اینترنتت؟

‫- این بده. ‫- آره!

‫- میتونی کمکم کنی؟ ‫- خب، پس باید

‫همه چیزی که داری رو با فویل بپوشونی.

‫- و بعدش... ‫- اون روی چه خطیه؟

‫- پنج بار دیروز زنگ زده ‫- چه خطی؟

‫دو.

‫سلام، من مأمور آلیس بلک هستم. ‫چطور میتونم...

‫ببخشید، اون راجع به فویل چی میگفت؟

‫نگرانش نباش.

‫فقط هر چی شده رو برام تعریف کن، ‫و عجله نکن.

‫می‌خواستی منو ببینی؟

‫باید تو کار خودت باشی.

‫چرا به من میگن یه کارآگاه قتل از بروکلین

‫نظر تو رو راجع به یه مرگ ناشی از ‫مصرف بیش از حد می‌خواد؟

‫من وقتی تو پلیس نیویورک بودم ‫ با گروه قتل شمال بروکلین کار می‌کردم.

‫برام مهم نیست تو پلیس نیویورک چی کار کردی.

‫کار تو الان اینه که تو لیست متقاضیا بمونی

‫و جواب تلفن رو بدی وقتی ‫مردم دیوونه گوگل اف‌بی‌آی می‌کنن

‫و به شماره پایین صفحه‌شون زنگ میزنن.

‫میدونم که درخواست دادی ‫به گروه جرایم جنسی اختصاص داده بشی،

‫ولی مدیریت وقتی تو رو آماده بدونن ‫ به یه گروه عملیاتی میدن.

‫- اینو میدونم. ‫- کارآگاهی به اسم...

‫دنی کلی میشناسی؟

‫- چون درخواست کمک تو رو کرده. ‫- میشناسمش.

‫با هم تو قتل شمال بروکلین کار می‌کردیم.

‫این همون افسریه که گفتین ‫ باهاش رابطه عاطفی داشتین؟

‫اون اون نبود. یکی دیگه بود.

‫چی شد؟

‫جدایی بدی بود، ‫پس فرار کردی اومدی اینجا؟

‫چون دوست دارم این چیزا رو از قبل بدونم.

‫آره، و الان بهت گفتم.

‫دوست داری چیکار کنم؟

‫اطلاعاتی که فرستادن رو بخون، ‫برو محل جرم، گزارش رو بنویس،

‫و بعد برگرد اینجا و کار اصلیت رو انجام بده.

‫و، تو راه برگشت یه سر به کاستکو بزن.

‫نوبت توئه که تنقلات بخری.

‫اف‌بی‌آی لعنتی اومده اینجا.

‫چیکار می‌کنی؟ تو که استعفا دادی.

‫روزای هفته نه. الان فقط ‫روزای هفته سیگار می‌کشم.

‫آره؟ این که خیلی خوب جواب میده.

‫چرا من اینجام؟ سرم شلوغه.

‫نشستی داری چک‌های سابقه انجام میدی؟

‫نه.

‫- درد نداره؟ ‫- چرا.

‫نمیدونم چرا این کار لعنتی رو کردم.

‫بیخیال. این چیه؟ از من چی می‌خوای؟

‫از تو چی می‌خوام؟

‫اگه می‌خواستی با من حرف بزنی، ‫میتونستی سکته قلبی رو دسته کنی.

‫- نه، اونوقت نمی‌اومدی. ‫- راست میگی.

‫برات گل می‌فرستادم.

‫گل لعنتی نمی‌فرستادی.

‫طلاقم نهایی شد. دیروز.

‫دیروز؟

‫وای، برگشتی.

‫برنگشتم. الان اف‌بی‌آی هستم.

‫برگشتی دیگه. مارشال میگه "سلام."

‫- برو گمشو. مایکی. ‫- گمشو تو هم، دنی.

‫- بیا برو. ‫- جنده.

‫نمیدونستم همه اینقدر دلم براشون تنگ شده.

‫زودتر برمیگشتم.

‫آره، خب، الان هم منو دوست ندارن.

‫به خاطر من؟

‫اسم فرد مُرده کیلب ایستون هست.

‫آره، پسر جی ایستون.

‫پدرش میلیاردره.

‫پس داره تو این خونه ولگردی می‌کنه؟

‫میدونم، یه جای افتضاحه.

‫نمی‌خواست تو شرکت پدرش کار کنه؟

‫پدرش قاضیش کرد. خودش کنار رفت.

‫یهو مصرف بیش از حد، به گفته خواهرش.

‫آره، خب، اگه یه چیزی هست که همه آدمای دنیا

‫درباره‌ اش روراستن، مصرف مواد مخدره.

‫این رو تو کوانتیکو یاد گرفتم.

‫- براش نمره عالی گرفتی؟ ‫- پلاس.

‫دلت برای این تنگ نمیشه؟

‫بوی جسد تو راهرو؟

‫روی انگشتاش خراش داره.

‫کنار بازو کبودی مُردگی داره. ‫جای سوزن خیلی مرتبه.

‫میدونی این مصرف بیش از حد نیست.

‫- صحنه سازی شده. ‫- معلومه دیگه.

‫خب چیه؟ نمی‌خوای اونی باشی

‫که به سروان بگی شما یه جسد دیگه پیدا کردین؟

‫قبلاً به مارتی گفتم. ‫فکر کنم حرفاش دقیقاً این بود،

‫"بهتره یه راهی پیدا کنی که ‫مجبور نباشیم اونی رو پیدا کنیم

‫که پسر جی ایستون رو کشته."

‫پس انداختی گردنم؟

‫میتونیم با هم انجامش بدیم.

‫واکس سفید.

‫یکی واقعاً خواسته این اتاق تمیز باشه.

‫تو دستشویی هیچوقت اتفاق خوبی نمی‌افته.

‫این تنها چیزی تو این جهانه ‫که میدونم حقیقته.

‫با آدمای زیادی رفت و آمد نداشت. ‫یه دوست دختر داشت، جدید.

‫خواهرش هنوز ندیده بودش، ‫ حتی اسمش رو نمیدونست.

‫- یه فروشنده؟ ‫- میتونه فروشنده باشه.

‫داریم همه فیلم‌های ‫ دوربین‌های امنیتی رو بررسی می‌کنیم.

‫خوبی؟

‫چیکار می‌کنی؟

‫یه لحظه نشستم زمین. به نظر چی میاد؟

‫متاسفم که تو رو آوردم اینجا.

‫فکر نکردم برگشتن و دیدن بقیه چه حسی داره.

‫هی.

‫روی انگشتاش خراش؟

‫ای خدا، باید به مارتی زنگ بزنم.

‫- برو به مارتی زنگ بزن. ‫- لعنت بهش!

‫ببینیم چی داریم.

‫جینی، حالت خوبه امشب تست الکل بدی؟

‫خب، نه. بیا این کار رو بکنیم.

‫یه دور بلوک پیاده‌روی کن، برگرد،

‫و تختت رو برات نگه میدارم، باشه؟

‫همه چی درست میشه عزیزم. ‫فقط پیاده‌روی کن آروم بشی.

‫سلام، ورا. برو داخل، باشه؟

‫بقیه، جا پر شده.

‫مرکز خانواده شاید تخت داشته باشه.

‫دیروز اینجا بودی، آره؟

‫باید زودتر بیای.

‫هی، جینی.

‫یکی می‌خوای؟

‫بزن به من میدم بهت.

‫گمشو.

‫بزن به من!

‫بزن به من!

‫بزن به من لعنتی!

‫بزن به من!

‫فاحشه لعنتی!

‫گمشو!

‫جینی! ولش کن!

‫- هی، اون کیف منه! ‫- هی!

‫- هی، برگرد اینجا! ‫- کیفمو برد.

‫سلام؟ این...

‫خط تلفن خشونت خانگی.

‫- جایی امن هستی؟ ‫- نه.

‫- لطفاً کمکم کن. لطفاً. ‫- بله، میتونیم کمکت کنیم.

‫- کمکم کن. ‫- خوبه. خوبه.

‫خیلی ترسیدم.

‫- خیلی ترسیدم. ‫- می‌فهمم.

‫رفتم پیشش.

‫بذار آدرس نزدیکترین پناهگاه رو برات بفرستم.

‫فقط باید بدونم کجایی تا بتونم پیداش کنم.

‫واقعاً؟ ممنون!

‫ممنون، ممنون، ممنون!

‫و کارت شناسایی داری؟

‫تازه فرار کردم. نداشتم...

‫فقط این کیف رو برداشتم.

‫خدایا، یعنی نمیتونم...

‫- نه، نه. خوبه. ‫- خدای من...

‫- این اتفاق می‌افته. ‫- میدونی، فکر کنم که...

‫منظورم اینه که، دارم...

‫- کارت اسنپ دارم. ‫- آره، آره. آره، خوبه.

‫- خوبه، آره، اسمت روشه. ‫- آره؟

‫خوبه.

‫و اگه به اندازه کافی اینجا بمونی، ‫برات نامه می‌فرستیم

‫تا نشونی رو ثابت کنه، و بعد ‫برات کارت شناسایی جدید میگیریم.

‫- واقعاً؟ ‫- آره.

More Farsi/persian subtitles for Furious

評論

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left