前 200 行。
خب, از كجا شروع كنيم؟
از " يكي بود يكي نبود " چطوره؟
چند بار اينو وقتي يك قصّه شروع ميشه شنيدين؟
.بذار يه كار ديگه بكنيم ,فهميدم, فهميدم
.بفرماييد !آدم اينجوري بايد يه فيلم رو شروع كنه
.نه, فكر نميكنم آشنا به نظر مياد. براي شما اينطور نيست؟
.واي, نه, نه, كتاب نه
چند نفر از شما قبلاً " باز كردن كتاب" رو ديدين؟
.كتاب رو ببند - .ما اون كار رو نميكنيم
.اين چيزيه كه ميخوايم انجامش بديم
.اين چيزيه كه ميخوايم انجامش بديم
چطوره من به اون روزي كه
همه چيز خوب پيش نرفت برگردم؟
!واسه ي جونتون بدوئيد !همگي پناه بگيريد
!هشدار! خطر! خطر
!وضعيّت قرمز! خم شيد و پناه بگيريد
!همتون در خطر هستيد
!واي
!بدويد پناه بگيريد
!واسه ي جونتون هم كه شده بدويد
!هشدار! هشدار
!واي
به خاطر حفظ جونتون بدوئيد
!بدويد پناه بگيريد
!جوجه كوچولو چي شده؟ چه خبره؟
!آسمون داره ميافته !آسمون داره ميافته
آسمون داره ميافته؟ - مخت تاب داره؟ -
نه, نه, نه! به جون ننم واقعيته! با !من بياين
نه. پسرم؟ چي؟
!اون زير درخت پير بلوط اتّفاق افتاد
.من اينارو از خودم در ميارم. اون اينجاست
...يه تكّه اي از آسمون يه جايي هست
.يه جايي روي زمين
!اون اين شكلي بود
شبيه يه تابلو ايسته؟ - !آره -
فقط روش " ايست" ننوشته و .آبيه و يه ابر روش داره
!و زدش تو ملاجم
.شبيه يه تابلو ايست بود - صبر كن! اون چيه؟ -
پسرم, اين هموني نيست كه زد تو ملاجت؟ - چي؟ -
واي, نه, بابا. مطمئنم !كه اون يه تيكه از آسمون بود
!تيكه اي از آسمون. همگي, همه چي رديفه
.نه, بابا - يه اشتباه كوچولو بود -
.اون فقط يه بلوط بود كه...كه به پسرم خورد .يه بلوط كوچيك
.نه! نه, بابا - .ساكت, پسرم -
.اين همينجوريش هم به اندازه ي كافي آبرو ريزي هست
!چي تو سرت بود؟جوجه كوچولو
پدرسوخته فسقلي،هدفت از اينکار اين بود که بزني امنيت شهر رو کلا تعطيل کني؟
تو چطور تونستي يه تابلوي ايست رو با يه بلوط اشتباه بگيري؟
.ولي اون... يه بلوط بزرگ لپ قرمزي - اون چي گفت؟ -
...يه بلوط بزرگ لپ قرمزي - اون يه بلوط بزرگ بود؟
يه سالاد كلم ميمون پرتاب كن؟ - ... يه بلوط بزرگ لپ قرمزي -
!عافيت باشه
خانوم ها و آقايان, اينا همش ,چرت و پرته
.چرت و پرت هاي يه آدم رواني - !يالا ديگه, باك -
بچّه ـت رفت و ما رو !ترسوند و نصفه جون كرد
,خب, چي بگم, ملّت, پسرم
.ميدونين... بچّه ها كارهاي مسخره اي انجام ميدن ... شما ها بچّه داريد. اون
.نه, بابا. اون يه بلوط نبود
.اون... يه تيكه از آسمون بود .به جون ننم راست ميگم
.شما ها بايد حرف منو باور كنين
يــــک ســـال بــعـــد
.يه فيلم. يه فيلم
.اونا دارن يه فيلم ميسازن
كِي؟ كِي همه اشتباه بزرگتو فراموش ميكنن؟
كِي؟ كِي همه اشتباه بزرگتو فراموش ميكنن؟
اوّلش كه توي روزنامه ها بود, بعدش ,يه كتاب دربارش نوشتن
,بعد نسخه ي صوتي كتاب ,بعد يه ورژن از ايروپولي درست كردن
.قاشق هايي كه صورتت روش بود
,و وب سايت... .بشقاب هاي يادگاري
,و وب سايت... .بشقاب هاي يادگاري
اونا رو ديدي ديگه,درسته؟ - .آره. ديدمشون -
.نميتوني از روي اونا بخوري
.اونا با مايكرو فر مشكل دارن - بيلبورد ها رو ديدي؟ -
.اونا رو ديدم
.بفرما! يه برچسب سپر .ميدونستم خيلي زمان نميبره
.با بيلبورد ها ميتونم كنار بيام .حتّي با پوستر ها هم ميتونم كنار بيام
.ولي يه برچسب سپر .انگار... انگار واسه ي هميشه چسبيده
مهم نيست. ميدوني چرا؟ .به خاطر اينكه من يه نقشه دارم
.خب, راجه به اون ميخوام بگم خب, يادت مياد بهت گفتم
بهتره كه آروم بگيري
و توجّه بقيه رو جلب نكني؟
...آره, ولي من - .ببين, مثل يه بازيه -
,آره, يه بازي قايم با شك
فقط هدفش اينه كه !هرگز نبايد پيدا بشي, هيچ وقت
!چه عالي
خب, ما يه نقشه داريم, درسته؟
.بعداً ميبينمت! يادت باشه, آروم بگير
.آره. باشه
. خداحافظ
!ببين مامان! جوجه ي ديوونه اونجاست
آره, اونجاست! جوجه ي ديوونه. تو چقدر باهوشي !باهاش چشم تو چشم نميشيم. خداحافظ
.ديگه كافيه. امروز يه روز جديده
:متـــرجـمـيـــن
کيــارش اميــر عليــرضا
:تنظيم کننده Farid87
کـــوچــولو جــوجـــه
چه خبر؟
.اِهِم
.خيلي خب. لاكسي روباهه - .هميشه حاضر, زيبا, وقت شناس -
.غاز گشاده
.استاد رانت اهل زمين آشغال
حاضر و خود مختص, آقاي .پشمك پشمالو
!آخ! مدادم رو انداختم
!واي! آااا
!مُنگل - .مرغك خصيصه -
.حاضر - .اردك خوش شانسه -
حاضر - .ملوسك پشمي -
.حاضر - .جوجه تيغي مو قشنگ -
.هي - .ماهي اينور آب -
.ساکت. اَبي مرغابي
.اردك ايكبيري
بچّه ها! من اعصاب معصاب رفتار زشتتونو ندارم
...به قيمت جون يكيتون تموم ميشه - .نگران نباشيد, آقاي پشمك پشمالو -
!يا قمر بني هاشم
,تو نبايد يواشكي بياي پيشم ايكبيري... اِ, اَبي
خب, كجا بوديم؟ - .اردك ايكبيري -
.اُه, بله
جوجه كوچولو
باز دير كرده - .باز دير كرده. همم -
بچّه ها, بريد صفحه ي 62 و تمام .كلمات رو به گوسفندستاني ترجمه كنيد
.او يک مَرد - .بَــــع -
.او يک زن - .بــــع -
.آنها - بـَـــع -
.ما - .بـَـــع -
!خب, همگي گوش كنن
!خب, همگي گوش كنن
من نميخوام هيچ صداي اردك, جيك جيك, خوك, اسب
.يا قوقولي قوقو بشنوم وقتي ميگم... داج بال
.واي, پسر
!بادش كن! باد كن,باد كن, بادكن
.به 2 تا تيم تقسيم شيد .مشهور در برابر نا مشهور
استاد؟ - بله, نا مشهور؟ -
ما نبايد اول دستور العمل هاي ايمني رو مرور كنيم؟
!حتماً! بچّه ها, پدر خوك رو در بيارين
!واي
!بـِپّا
... آروم باش, رانت. فقط
.اون كاريو كه ماهي ميكنه بكن
!اُه
صبح سختي بود؟ - .يه كل كل با دشمن قديميم بود -
آدامس تو پياده رو چسبيده بود؟ - .اون اين دور رو برد -
!دشمن قديميت - .همم. آره -
.راستت رو بپا - !قربون دستت -
آره, درباره ي فيلمه شنيدم. بد جور .شكست خورد
.آره - .شايد مستقيماً بره روي بلو-ري -
.اون كه ديگه عددي نيست نسبت به بقيّه ي مشكل هام
امروز صبـ... امروز صبح بابام بهم گفت بايد .رسماً ناپديد شم
.ولي اين منو متوقّف نميكنه
چون من يه نقشه دارم ميخواي بشنويش؟
.واي خدا - .نه, نه, نه! اين يكي خوبه -
ببين, فقط يه لحظه زندگيمو به فنا داد ديگه, درسته؟ .يه لحظه
!سمت راستت يه گرازه - !ميبينمش -
.آره - ...خوب فكر كنم من همش يه فرصت -
همش يه فرصت لازم دارم تا يه كار عالي بكنم
تا اينكه بقيّه رو مجبور كنم قضيّه ي " افتادن آسمون " رو . تا ابد فراموش كنن
.و آقا جونم بالاخره يه دليل پيدا ميكنه كه بهم افتخار كنه
!اِستُپ
!پرستار
!سلام, تيفاني - هي, داداشي, چه خبر؟ -
خب, نظرت چيه؟
.خيله خب, گوش كن
.تو گفتي آسمون داره ميفته
.بابات تو رو حمايت نكرد - ...من -
و از اون موقع درونت هميشه درد ميكرد, درسته؟
اون زخم شده. ميسوزيد. درسته؟ - .زخم شده, ولي... آره -
.پوسته ي فندق و ظاهرش اينه - ...باشه. آره, ولي -
...ولي نداريم - ...ولي اين -
اون چيزي كه الآن بايد رخ بده اينه كه .فندق رو بشكني تا باز شه
!و ذره به ذره هم نبايد باشه, بلكه... زارت
!بــوم! تيكه هاي از احساسات همه جا دارن پرواز ميكنن !عصبانيت! اضطراب
!پشيموني! ترس! در واقع, افسردگي عميق
ميفهمي چي دارم ميگم؟
... اِ
.خب, اون قسمت فندق رو بيخيال. نكته ي اصلي اينه
تو بايد كمتر زرت و پرت كني, و .با مشكلت روبرو بشي
...باشه, بله, ولي - .راه حل واقعي اينه -
!تو و بابات حرف ميزنين... والسلام ختم كلام
ختم كلام؟ - ,ختم كلام -
درباره ي يه چيز حرف ميزنين .تا اينكه حل بشه
.صبر كن! وايستا! ميبيني؟ ببين
.يه قسمت كلّي دربارش توي اين ماهنامه ي مرغابي مدرن هست
!به طور وحشتناكي مناسبه - .بهت گفتم كه, من يه نقشه دارم -
,آره, ولي طبق ماهنامه ي اردك فضايي
".تو بايد " جيغ نزني و سعي كني حرف بزني
,ماهنامه جوجه اردك زيبا ميگه
طفره رفتن از ختم كلام با اوليا ممكنه باعث " ".بلوغ زودرس بشه
.ميبيني؟ ختم كلام
...بعد از من تكرار كن. تو, بابات, حرف-حرف-حرف
.اَبي گوش بده! حرف زدن وقت تلف كردنه
بايد يه كار عالي بكنم تا پدرم .فكر نكنه كه من مُنگلم
.تو رو خدا. تو كه منگل نيستي
...تو مبتكر و زيرك و بامزه و ملوس و
چي؟
!خب... اِ , رانت
بايد يه گپ درست جوجه كوچولو و حسابي با باباش داشته باشه تا همه چي رو حل كنه
يا اينكه دنبال راه حل هاي درمان بگرده و هيچ وقت با مشكل روبرو نشه؟
!دنبال راه حل هاي درمان بره
!رانت - !خب, شرمندم -
من خيلي دير اشاره و اينا رو ميفهمم
.ماهي, بيا اينجا كمكم كن
No comments yet. Be the first to leave one.