The Deal

The Deal

下載 Farsi Persian 字幕

第 1 季

發布資訊

The Deal 2025 S01E06 Endgame 1080p PLCH WEB AAC2 0 H 264
由 NESTED 評論 NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSub 🔥

標籤

webdl
發布於: 2025-10-25
下載次數: 186
聽障人士: No

Farsi Persian字幕預覽

前 200 行。

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫آقای وزیر، آماده‌این که نتایج رو قبول کنین؟

‫و ظرفیت ‌هاتو کم کنین؟

‫بله

‫- من دارم میرم تهران. ‫- داری میری تهران؟

‫از وقتی پامو گذاشتم اینجا ‫یکی داره دنبالم میکنه.

‫بهت گفتم، مواظب خودت باش.

‫تونی رو دزدیدن ‫تا مذاکرات رو بهم بزنن.

‫ایرانی ها قبول کردن ‫یه تبادل زندانی راه بندازن.

‫اگه این خرابش کنه، ‫فقط خودتون مقصرید.

‫اینجا موساد همه‌چیزو میبینه و میشنوه

‫تو این هتل داغونتون!

‫برو ببین وایس ‫قراره با سنجابی چیکار کنه.

‫باید با پورتر امتحان کنیم.

‫داری میری،

‫بیست‌وچهار ساعت.

‫کجا قراره برم؟

‫آمریکا.

‫قسمت ششم ‫

‫- سلام، لاله. ‫- سلام.

‫- من الكساندرام. ‫- خوشبختم.

‫- خوشبختم. به سوئیس خوش اومدی. ‫- مرسی.

‫- گرفتیش؟ ‫- نه.

‫داری میری.

‫یادت میاد بالکن، تو تهران؟

‫- حالا؟ ‫- بله، اوکیه.

‫میخوام نزدیکتر به ساختمون بشم.

‫چراغو خاموش کن، نزدیک شدی.

‫اوکیه.

‫اونا سیستم امنیتی رو عوض کردن.

‫نمای شرقی، طبقه چهارم. میبینی؟

‫این مهندسه.

‫داره چی‌کار میکنه؟

‫داره شناسایی میکنه.

‫داره برای فرار آماده میشه.

‫اون داره چی‌کار میکنه؟

‫به صورتش نگاه نکن.

‫وگرنه هیچوقت نمیتونی بکُشیش.

‫جدی میگم، نگاهش نکن.

‫فهمیدم.

‫در حالی که یک منبع داخلی ‫میگفت یک پیش‌ توافق

‫قراره است بزودی امضا بشود، ‫مذاکرات انگار به بن ‌بست خورده است.

‫شایعه ربوده شدن روزنامه ‌نگار ‫آنتونی ریس در تهران تأیید شده،

‫چراکه یک تبادل زندانی ‫احتمالا قرار است انجام بشود،

‫با میانجیگری سوئیس.

‫دارم میرسم محل.

‫اوکی، خوبه.

‫ایرانیا الی ریس رو تحویل دادن، ‫الان تو فرودگاهه.

‫هواپیماش با یه ساعت تأخیر بلند میشه.

‫عالیه.

‫هر طرف باید یه نماینده انتخاب کنه. ‫برای شناسایی زندانی ها.

‫- تو هواپیما؟ ‫- نه، بیرون، تو اتاق های جدا.

‫دقیقا

‫کی دیگه از تیم ما اونجاست؟

‫شما، دایر.

‫آقای برونر، با سفیر ها میمونه؟

‫نه، تو همه ‌چیزو مدیریت میکنی.

‫من فقط اینجام که تبادل رو جور کنم.

‫الکساندرا رئیس ماموریته،

‫مسئولیت گردنشه، ‫این کار ایده‌ی خودشه.

‫خانم وایس، قبلش ‫یه پروتکل کامل میگیرید.

‫بله، فقط برای مطمئن شدن

‫بعد از سوار شدن خدمه، ‫باز یه چک دیگه میکنیم؟

‫نه، نه، فقط تأیید سفیر ها لازمه.

‫- بعدش تبادل انجام میشه. ‫- دقیقا

‫وقتی آمریکایی ها آزادسازی رو ‫تأیید کردن، بهتون زنگ میزنم.

‫باشه، مرسی.

‫اینا دیگه چیه؟

‫- ببخشید؟ ‫- مگه تو کمپیم؟

‫این دیگه خیلی مسخره‌ هست.

‫خانم دیویس، این ها دستورای امنیتیه ‫برای آخر این مرحله.

‫منو میبینی تو چادر ‫یه توافق امضا کنم؟

‫اینجا اردوی تابستونی نیست.

‫همه ‌مون آخرش میریم وین.

‫شاید برم با کوهن حرف بزنم.

‫بعدش چی؟

‫یه گشت با شتر؟

‫یه پرنده مُرده اونجاست!

‫ببین این ایرانی ها چه پارانوئیدن ‫با این چادرشون.

‫جاستین، لطفاً درو نگه دار.

‫حتماً.

‫پورتر، میتونم باهات حرف بزنم؟

‫حتماً.

‫من هنوز منتظرم ‫خزانه‌ داری توافقو تأیید کنه.

‫چی شده؟

‫من تحلیلمو به رئیسام دادم.

‫یعنی چی؟

‫توافق خوب نیست. ‫ما خیلی امتیاز دادیم.

‫ما هیچ تضمینی برای کنترل نداریم،

‫تازه، اسرائیلی ها کاملاً مخالفن.

‫انگار جمهوری ‌خواه شدی.

‫توضیح میخوای، اینم توضیح.

‫منم یه توضیح دیگه دارم.

‫- واقعاً؟ ‫- بله.

‫- میشه موضوعو عوض کنیم؟ ‫- حتماً.

‫وانگ از ماجرای تو ‫تو اتاق هتلت بهم گفت.

‫نمیفهمم چه ربطی داره.

‫زندگی شخصیم به خودم ربط داره.

‫تو لو رفتی.

‫و به شدت مشکوکی ‫که داری به اسرائیلی ها اطلاعات میدی.

‫دیوونه شدی؟

‫بدون مدرک منو متهم میکنی.

‫وانگ یه گزارش مفصل نوشته.

‫خب، حالا تو یه انتخاب داری.

‫یا از ما حمایت میکنی

‫و تحلیلت درباره توافقو عوض میکنی.

‫یا این گزارش فردا صبح ‫رو میز وزیر خارجه‌ هست.

‫انتخاب با توئه.

‫به‌هرحال، ما کشور آزادی ‌ها هستیم.

‫هرزه.

‫از خائن بهتره.

‫شانس بیاری با این توافق

‫با این رژیم گند.

‫وانگ بهمون کمک میکنه، ‫از آمریکایی ها اجازه داره.

‫اگه خراب بشه، هیچکس پشتت نمی ‌مونه.

‫این عملیات واسه ما و آمریکایی ها ‫اصلاً وجود نداره

‫رهات میکنیم.

‫میدونم.

‫هنوز میتونیم کنسلش کنیم.

‫یا حالا یا هیچوقت.

‫جونش در خطره.

‫هیچی رو کنسل نمیکنیم.

‫آقای مهدوی؟

‫همه‌ چیز روبراهه؟

‫بله.

‫هواپیماها تو راهن، خبر خوبیه.

‫بازی ساعت ششه.

‫مرسی.

‫- خانم وایس؟ ‫- بله؟

‫فکر میکنی من پدر خوبی‌ هستم؟

‫نمیدونم.

‫پدرت، پدر خوبی بود؟

‫هر کاری از دستش برمی ‌اومد کرد.

‫کِی اتفاق افتاد؟

‫نیم ساعت پیش مرگشو اعلام کردن.

‫باشه.

‫مرسی.

‫آقای وزیر، همه‌ چیز خوبه؟

‫خانم وایس...

‫عالیه، خیلی ممنون.

‫خوبه، مرسی.

‫طرفدار کی هستی؟

‫بعد سه سال تو تهران،

‫تیم مورد علاقه نداری؟

‫باورم نمیشه.

‫پرسپولیس؟

‫یا استقلال؟

‫من بی‌ طرفم.

‫شرط میبندم طرفدار استقلالی.

‫خلاصه.

‫بازی خوبی داشته باشین.

‫هیچوقت نمیفهمیم ‫قلبت برای کی میزنه؟

‫هر کی بهتره، ببره.

‫استقلال.

‫ببخشید، قربان.

‫یه لحظه وقت دارید؟

‫برای پروتکل امنیتی، برای فردا.

‫کدهای جدید رو دارید؟

‫من چیزی نگرفتم.

‫مشکلی نیست، من برای اینم اینجا.

‫سریع براتون توضیح میدم. باشه؟

‫خیلی مهمه.

‫ببخشید، آی ‌پد کنده.

‫- چادر سه تا ورودی وی ‌آی ‌پی داره. ‫- وی ‌آی ‌پی ‌ها؟

‫وی‌ آی‌ پی‌ ها

‫- وزیراتون. ‫- آه، بله.

‫این کار من نیست.

‫ارتباط انگار درست برقرار نمیشه.

‫- فقط یه نکته آخر. ‫- باشه، ولی سریع.

‫اون اینجاست.

‫بله.

‫آماده باش.

‫حالا.

‫- چیه؟ ‫- یه نکته مهم.

‫- مرسی که وقت گذاشتی. ‫- مرسی از شما.

‫زود باش. سمت چپ.

‫دارم میرم پست بازرسی.

‫سی ثانیه دیگه میری بیرون.

‫فهمیدم

‫بجنب.

‫آمریکاییه اونجاست.

‫پشت ماشین بمون.

‫نزدیکتر میشم که منو ببینه.

‫صبر کن، یه چیزی داره میشه.

‫یه مرد پیداش شده،

‫یه کم عجیبه.

‫سوار شو.

‫یه دقیقه.

‫داره خروجی رو چک میکنه.

‫با یکی داره حرف میزنه.

‫وانگ، میتونیم بریم؟

‫میتونیم بزنیم به چاک؟

‫یکی اونجاست.

‫نه، نه، اوکیه.

‫میتونیم بریم؟

‫صبر کن، اینو میشناسم.

‫میرم ببینمش.

‫خوبه، داره دنبالم میاد...

評論

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left