前 169 行。
اين سريال مخصوص افراد بزرگسال ميباشد و الفاظ رکيک سريال هم زيرنويس شده
!باباي آمريکايي
اخبار ظهر کانال سه "با گويندگي همکاران "گرگ کوربن" و "تري بيتز
اخباري مستقل و با افتخار و بدون شرمندگي
امروز خبرهاي خوبي داريم که بگيم - درسته -
ميزان تهديد از زرد به آبي اومده پايين باعث کاهش نيروهاي امنيتي ميشه
اين اولين باريه که ميزان تهديد آبي بوده
هم رنگ چشمهاي همکار خوشتيپم - بس کن -
يالا، ياد بگير که چطوري جواب تعريف کردن رو بدي - ممنون -
چقدر سخت بود؟ بيا بريم جاده ها رو بررسي کنيم
هي، اونا تازه ميزان ترور رو آوردن پايين الان تو اخبار ديدم
عاليه. ميخواي تخته نر بازي کني؟ - معلومه -
کارتون خوب بود بچه ها کشورمون با همه رنگها امنه
هي. بچه ها، الان رييس گفت ما ميتونيم نصف روز رو فقط کار کنيم
ايول، من يه کارهايي دارم
ميخواي سوار پله هاي برقي فروشگاه بشي؟ - معلومه -
راجر، يه چيزي بردار با در يخچال رو ببند - هيچي بنظرم خوب نمياد -
ميدوني چي بنظر خوب مياد؟ فرانسين روي ظرف شويي خم بشه
کلاوس، آروم باش خب، تو زودتر اومدي خونه
خب، اين جايزه مه که دنيا رو يه جاي امن تر کردم
اون و اين چک حقوق عالي
اين مرد منه - اينم پول تو جيبيت، قهرمان -
َ5 دلار - آره، من پول خورد ميخوام -
من نميتونم با اين يه پلي استيشن بگيرم - ... ميدوني، وقتي من بچه بودم، 5 دلار -
يه چيزي ، من بهت 10 دلار ميدم که اين داستان رو تعريف نکني
اين چيه؟ بو گوه ميده - بايد خالي باشه، من سوپ رو واسه ناهار خوردم -
عزيزم، چرا روي فلاکسهات علامت بيولوژيک هست؟
بذار اينو ببينم
اين سوپ نيست
اين تصوير خيابون "لگنلي فالز" در ويرجينياست
جايي که خونواده اسميت توي خونه ي سبک گرجستاني قرنطينه شدن
در واقع اين مدل بروز شده "کيپ کاد"ـه دوربين کامل تصوير رو نداره
درست ميگي گرگ، ممنون که حرفم رو تصحيح کردي اينطوري من ياد ميگيرم
خونواده اسميت در معرض يه عامل بيولوژيک قرار گرفتن که در نتيجه اعضاي داخليشون رو ذوب ميکنه
ما يه عکس کامپيوتري داريم که ممکنه چه شکلي بشه
ولي بايد بهتون اخطار بدم که اين حالتون بهم ميزنه - من نگاه نميکنم -
اوه، نه، اين يه کابوسه
نگران نباش عزيزم تو ميدوني که رسانه ها پياز داغ همه چي رو زياد ميکنن
هي، رفيق، واقعا چي ميشه؟ - ... خبر خوب اينه که شما نميميرين -
شنيدي؟ - راحت شدم - خدا رو شکر -
واسه 24 ساعت ...
که به اندازه کافي بهتون وقت ميده که ياد بگيرين
وسط حرف کسي نپرين
نگران نباش توني ما يه جايي واسه پناهگاه بي خانمان ها پيدا ميکنيم
واسه زحمتي که کشيدي ممنون، هيلي و ممنون که باهام تا خونه ام اومدي
اوه خداي من
اونا گذاشتن که بيام خدافظي کنم
من دلم واستون تنگ ميشه - چطور اون بتونه زنده بمونه؟ -
چون وقتي که من بيرون ... کمک بيخانمان ها ميکردم
تو اينجا بيچاره شدي
اوه، آره
الان بيچاره کيه؟ بيچاره
مامان، استيو الان منو مريض کرد - هيچکس از يه جاسوس خوشش نمياد -
باورم نميشه، ما همه ميميريم
آره، چه بد شانسي ميتوني اينو نگه داري؟
داري چه غلطي ميکني؟ - واسه پرده ها اندازه ميگيرم -
به محض اينکه شما مُردين من کاملا اينجا رو عوض ميکنم
تو فکر يه چيز با طراوتم مثل کف سبز دريا
چون خيلي خوشحالي لازم دارم که از اين غمگين بودن در بيام
اوه، کليد کم کردن نور، کليد کم کردن نور - چطور فکر ميکني که تو زنده ميموني؟ -
نژاد من از همه بيماري انسانها مقاومه - پس اون تاول مال چيه -
سرت به کار خودت باشه - دعوا رو بس کنيد. وقت با ارزشه -
ما بايد آخرين 24 ساعت عمرمون رو با هم باشيم
مامانتون راست ميگه ما بايد مثل يه خانواده بشينيم پيش هم
فصل سريال 24 رو ببينيم DVD و اولين
اين سريال باحالي بود ما هنوز يه دقيقه اضافه داريم
باورم نميشه که بدون اينکه سکس کنم، ميميرم - اوه، عزيزم -
هفتاد - هشتاد درصد احتمالش بود که اينجوري بميري
بابايي - گريه نکن، لعنتي. خونواده اسميت با افتخار ميميرن -
بچه ها، من بهتون سخت ميگرفتم ... ولي فقط بخاطر اينه که خيلي خيلي دوستون
درسته ...من بايد احتمالا صبر کنم
همينه
ببين
من فقط چرت زدم - تو زنده اي، همه مون زنده ايم -
اين ساعت هميشه سريع ميره بياين يه چند دقيقه صبر کنيم
خبر خوب. انگار اون بسته ويروس فاسد بوده
... پس اين يعني - ما مشکلي نداريم -
آره، انگار خيلي وقته که ادب نداري
قابل نداشت
چي شده عزيزم، ما زنده ايم - ميدونم، و اين خوبه -
ولي، خب، وقتي که فکر کردم که ميميريم
اين باعث شد که بفهمم که کارهاي زيادي تو زدگيم انجام ندادم
و الان انگار حس کمبود دارم
کمبود؟ من هر چيزي که خواستي بهت دادم
تو تميز ميکني، آشپزي ميکني، و يه بار تو هفته بعنوان زن و شوهر توي سکس به هم دروغ ميگيم
چه خبر شده؟ - سلام، "بارب هنسون"، عرضه کننده املاک هستم -
بذاريد که سريع شما رو مطلع کنم
ويروس شما اين خونواده رو وادار کرد که خونشون رو واسه فروش بذارن
سئوال هست؟ - نه، اين خيلي مختصر بود-
اگه نماينده املاک خواستين بهم زنگ بزنيد من مدل دست هم هستم
چقدر خوشگل، دستات خيلي قشنگن
بيا، فرانسين - اوه، پسر، اون بنظر خيلي با اعتماد بنفس ميومد -
و اونجور که اون ژاکت قرمز با آرم شرکت روش رو پوشيده بود. زندگيش بايد خيلي هيجان انگيز باشه
خب، تو ميتوني کاري رو که اون ميکنه بکني - اينطور فکر ميکني؟ -
صد در صد. ما مطمئنا واست لباس مشاور املاک ميخريم، اوه خيلي خوشگل ميشي
و منم لباس کاپيتان دريا رو ميپوشم و عکس ميگيريم
منظورم کار واقعيه - نه، نه، خيلي عالي ميشه -
من "آدميرال فينچ" ميشم و تو خانوم "کنستانتينا" مشاور املاک من ميشي
و ما اينور اونور ميگرديم و با شوخيهامون پير و جوون رو خوشحال ميکنيم
استن، من نميتونم فقط به خاطر اينکه تو ميگي مشاور املاک بشم
اين سالها وقت ميبره که جواز بگيرم
اينو بسپار به من، خانومم
بارب هنسون"؟" - بله -
برو
صبر کن، برو
اينجا چه خبره؟ - تبريک ميگم، تو مشاور املاک شدي، خوشگل شدي -
اينا وسايل "بارب" هستن. چه اتفاقي واسه اون افتاد؟ - اون حالش خوبه -
سلام، "بارب هنسون"، عرضه کننده املاک
اجازه هست يکي از دستمال هاتون رو قرض بگيرم؟ ممنون
اين کافر دستمال منو دزديد
امشب دستهاي خوشگلش رو ميبريم
تو گذاشتي زنت بره سر کار؟ - نه، نه، بيشتر شبيه سرگرميه -
ميدوني، يه چيزي که سرش رو گرم کنه تا مرد خونه استن برسه خونه
من قبلا توي مشاور املاک کار ميکردم - تو چي هستي، همجنس باز؟ -
وقتي که تو مشاور املاک بودم، همجنس باز بودم
به محض اينکه دست از فروش خونه ها برداشتم
لواط کردنم سريعا تموم شد
ميدوني کجاي همجنس بازي اشتباست؟ با دو تا مرد، کي کُس داره
راست ميگي. آدم به کُس نياز داره - آره، کُس ها عالين، کاشکي من يکي داشتم -
من اينکار رو کردم، اولين خونه ام رو فروختم
دختر خوب من کيه؟ و چه خانواده خوبي
اونا کسايي ان که دارن ميرن صاحب هاي جديد "گرگ" و "تري" هستن
تو به چي فکر ميکردي؟ ما از اين جنس افراد تو محلمون نميخوايم
تو داري بيش از حد واکنش نشون ميدي - واکنش بيش از حد نشون ميدم؟ -
تو ميدوني اون دو تا چي هستن؟
خبرنگارن. درسته، فرانسين اعضاي رسانه روشنفکر
استن، همه خبرنگارها بد نيستن تو از "بريت هيوم" خوشت مياد، مگه نه؟
تو خوب ميدوني من از "بريت هيوم" خوشم مياد
فقط به "گرگ" و "تري" يه فرصت بده - خيلي خوب، ولي اگه من ... چه کوفتيه؟ -
کليد کم کردن نور
معذرت ميخوام. خيلي خوشگله؟ از اينجا متنفرم
من هنوز بهترين قسمتش رو نگفتم چک کميسيونم رو ببين
فوق العاده است اين بيشتر از حقوق يه ماه "استن" ـه
و اين فقط مال يه خونه است
تو با قدرت گرفتن اون خونه دار کوچولو از مردونگي افتادي
اوه، خدا، ميخ، ميخ، زدم به ميخ
خب، تو توي دردسر افتادي - موافقم. توي روابط، پول يعني قدرت -
اين فقط يه مشکل کوچيکه فرانسين مثل يه توله سگ ميمونه
معلومه که اون داره با گاز زدن استخونش حال ميکنه چند تا خونه ميفروشه
ولي خسته ميشه و بر ميگرده به اتو کردن لباسام و کونش رو روي قالي سر ميده
چشمات رو باز کن استن. مردونگيت به خطر افتاده - اين احمقانه است -
احمقانه است؟ وقتي که زنم شروع به کار کرد من موافق بودم
ولي همش پول بيشتري بدست مياورد و يهو يه روز، بووم
و حتي نتونستم ازش خدافظي کنم
مردونگيت به خطر افتاده .... مردونگيت به خطر افتاده. مردونگيت
اوه، تموم شد ما ديگه با ماشين من سر کار نميريم
به سلامتي مامان. اون بالاخره خودشو از قيد بردگي خونواده رها کرد
و پتانسيلش رو بعنوان يه زن مستقل باهوش درک کرد
هيلي، دوست داري بزنم توي صورتت؟
من يه سوپرايز کوچولو واستون دارم واسه ات همه تون هديه خريدم
پول واسه پناهگاه بيخانمانهام - َ 50 دلار واسه پلي استيشن ام -
يه کراوات؟ من کي کراوات ميزنم؟
خيلي ممنون خانوم اسميت - تو صورتحساب رو دادي؟ تو که گفتي ميري دستشويي -
هر دو کار رو کردم - تو همه کار رو با هم مبکني، مگه نه؟ -
آره، و ما هنوز 100 دلار ديگه واسه اون پلي استيشن ميخوايم
نگران نباش، من يه نقشه دارم توشي تو يه دوربين فيلمبرداري داري، درسته؟
اينطور فکر ميکني چون من آسيايي ام
تو يه نژادپرستي
"کلي حرف زدي واسه اينکه بگي، "معلومه
فهميدم، ما ميتونيم دوربين توشي رو بفروشيم و پول گير بياريم
چرا هميشه چيزها رو سخت ميکني؟ نقشه کاملا راحته
توشي يه دوربين از پدر مادرش قرض ميگيره
در اين حين، "اسنات" يه چند تا خانوم خوشگل پيدا ميکنه
که واسه يکم مايه، سينه هاشون رو نشون ميدن
ما يکم فيلمبرداري ميکنيم
بعد از اون ، ما هزار تا کپي ازش ميگيريم و آخرشب توي تلويزيون تبليغ ميکنيم
و بعد بازنشسته ميشيم و همه روز بيرون پلي استيشن بازي ميکنيم
بايد اعتراف کنم، من در مورد شما مطمئن نبودم ولي بعضي وقتا آدم ميخواد که دور و بر مردها ديگه باشه
منم خوشحالم که ميبينمت - آره، ممنون که بهمون سر زدي -
No comments yet. Be the first to leave one.