Would I Lie to You?

Would I Lie to You?

下載 Farsi Persian 字幕

第 19 季

發布資訊

Would I Lie to You S19E11 The Unseen Bits 1080p iP WEB-DL AAC2 0 H 264-RAWR
由 warez 評論 warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 19 قسمت 11 Would I Lie to You? 2009 زیرنویس فارسی سریال

標籤

webdl
發布於: 2026-03-15
下載次數: 7
聽障人士: No

Farsi Persian字幕預覽

前 200 行。

شب بخیر، به یه قسمت خیلی ویژه خوش اومدید

از بخش‌های پخش‌نشده‌ی

سری نوزدهم "دروغ گفتم یا نه؟"

امشب در کنار لی مک، باب مورتیمر حضور داره

دایان بازول، یینکا بوکینی

جو برند، جوزی گیبسون

تاشا قوری، جسیکا نپت

و جیسون آیزاکس

و امشب در کنار دیوید میچل، مارک چپمن

جاملیا، هریت کمزلی

گیلز برندرث و السدر بکت‌-کینگ

ریچارد عثمان و بمیسولا ایکوملو حضور دارن

با دور اول شروع می‌کنیم: "حقایق خودمانی"

که توش شرکت‌کننده‌هامون یه جمله رو

از روی کارتی که جلوشونه می‌خونن

برای اینکه سخت‌تر بشه، اونا قبلاً اصلاً این کارتو ندیدن

هیچ ایده‌ای ندارن با چی قراره روبرو بشن

وظیفه تیم حریفه که راست و دروغ رو از هم تشخیص بدن

مارک، امشب اول نوبت توئه

"یه بار موقع مسابقه فوتبال مدرسه

به خاطر تکل با دو پا روی لیام گلگر، اخراج شدم."

تیم لی. واو! این مال کی بود؟

اواخر دهه ۸۰ بود

تکل با دو پا دیگه چیه؟

خب... راستش در واقع

روی راب امتحان کن! ...به جای اینکه

اینطوری بری تو شکمش

نه از کمر... نه در ارتفاع کمر، بلکه مثلاً مچ پا

اواخر دهه ۸۰ حدوداً چند سالت بود

اگه جسارت نباشه بپرسم؟

خب، ۱۴ یا ۱۵ سالم بود

پس تو... هم‌سن لیام گلگری؟

آره. واقعاً؟

آره

آخه یکی‌تون خیلی پیرتر به نظر میاد

آره، اون تو زندگیش خیلی بیشتر اهل خلاف و مواد بوده، واسه همینه

فکر نکنم منظورش این بود... منظورش این نبود

تو یه مدرسه بودین؟ یا مدرسه‌هاتون فرق داشت؟

نه، تو مدرسه‌های متفاوتی بودیم. درسته

اسم مدرسه‌ت چی بود؟ مدرسه گرامر منچستر

لیام کجا بود؟

اون که مدرسه گرامر نمی‌رفت، می‌رفت؟

دبیرستان برنیج

تو اخراج شدی، اونم مصدوم شد؟

نه، نشد... نشد؟

تو دهه ۸۰ تو فوتبال مدارس اصلاً کسی رو اخراج نمی‌کردن

اوه ببخشید. فکر کردم گفتی اخراج شدی

آره، فکر کردم گفتی اخراج شدی

اوه، چرا، اخراج شدم، آره

نه، نه، نه... نه، یه لحظه صبر کن! صبر کن! صبر کن! صبر کن

این قراره جالب بشه. اما خب چی، مارک؟

چون... چون چی؟ ...اون وقتا... آها؟

تو فوتبال مدرسه، فقط بهت می‌گفتن زمین رو ترک کن

تا اینکه یه کار رسمی... فکر کنم همون اخراج کردن می‌شه دیگه

آره، ولی باز می‌شد یکی دیگه رو جایگزین کنی

اوه، گذاشتن وسط بازی یکی دیگه رو بیارن جات؟ آره. خب واکنشش چی بود؟

سعی کرد منو بزنه. جدی؟ آره

چرا؟ اگه من با دو پا می‌رفتم تو قلم پات، تو نمی‌زدی؟

من؟ نه، اصلاً. نه

من می‌رفتم سراغ یه مسئول... درسته

و از اون راه انتقامم رو می‌گرفتم. درسته

پس چطور شد که لیام رو به خاطر تلافی اخراج نکردن؟

چون کلاً ۱۱ تا بازیکن داشتن

و واسه همین نمی‌شد جاش کسی رو بیارن

پس تو فوتبال مدرسه، اگه کلاً ۱۱ تا بازیکن داشتی

اجازه داشتند هر کاری بکنن

"مثلاً یکی‌شون قتل کرده"

"خب آره، ولی نمی‌شه تیم رو ۱۰ نفره کرد"

"بازی لنگ می‌مونه!" نه

ولی آخه کل تیم «برنیج» حتماً یه مشت لات و لوت بودن

نه، این... این خیلی... این برنیجه ها

این در حق «برنیج» خیلی بی‌انصافیه. این

اون زمونا... مخصوصاً که من هنوز همون‌جا زندگی می‌کنم

تو اون سن و سال، اسم و رسمی داشت؟

چون اون طرز راه رفتن خاص و اینا رو داره

نه بعد از اینکه با دو پا رفتم تو قلم پاش، نه

با کاپشن بازی می‌کرد؟

کلاهش هم سرش بود؟

لی، تو که عشق فوتبالی

واسم سواله که تا حالا برخوردی داشتی

با حریف‌های گردن‌کلفت و مشهور. اوه

با کسی محکم برخورد کردی؟

اوه، باب! باب مورتیمر، باب مورتیمر

بیل دافی، از گروه «دِ کالت». بله

بهش تکل زدم. از بازی خارجش کردم

معرکه‌ست! واو. همه دارن همین کارو می‌کنن. دیوید

قضیه اون موقع رو براش بگو

که تو بازی لاکراس، برای «آلد جونز» زیرپا کشیدی

خب، نظرتون چیه؟ دایان، تو چی فکر می‌کنی؟

اوه، به نظر من که راسته

باب؟ فکر کنم راسته. تو فکر می‌کنی راسته؟ آره، همین‌طوره. آره

تو این برنامه همیشه یه نشونه هست که می‌فهمی طرف داره دروغ می‌گه

اونم وقتیه که دارن داستان تعریف می‌کنن و یهو

شاید داره بلوف تو بلوف می‌زنه

نمی‌دونم. لیام گلگر چند سالشه؟

من تا مدت‌ها اصلاً نمی‌شناختمش

راستش با اون حرفا

تو لیام گلگر رو نمی‌شناختی؟! نه، نمی‌شناختم

حتماً تو «استریکتلی» کلی گوگل می‌کنی! آره، واقعاً همین‌طوره

اگه لیام گلگر رو نشناسی

اگه نمی‌دونی لیام گلگر کیه

خب، تیمم می‌گه راسته، پس ما هم می‌گیم راسته

خب مارک، راست یا دروغ؟

اون یه

دروغ بود.

خب یینکا، نوبت توئه

«یه بار از زیر کار جیم زدم

ولی مچم رو گرفتن چون توی تلویزیون دیده شدم.»

خب، تیم دیوید

کارت چی بود و توی چه برنامه‌ای بودی؟

توی یه هتل کار می‌کردم... اوهوم

به عنوان مهماندار توی رستوران، به... آدم‌های رستورانی خوش‌آمد می‌گفتم

و، اممم... بیا بهشون بگیم «مشتری‌ها». مرسی

می‌دونستم یه دلیلی داره این اینجا نشسته

اممم، و در واقع خواهرِ صمیمی‌ترین دوستم

توی برنامه «بیگ برادر» بود

و قرار بود از مسابقه حذف بشه

و منم می‌خواستم موقع حذف شدنش اونجا باشم، واسه همین رفتم

این مالِ کی بوده، یینکا؟

و تو اون موقع مهماندار هتل بودی. از اون باکلاس‌هاش؟

توی نایتس‌بریج

خب، تو می‌گی مهماندار

ولی چیزی که توصیف کردی بیشتر شبیه «سرمیزبان» به نظر می‌رسه

ولی آخه من بچه پکام‌ام

فکر کن وضع مالی لی اونقدری خوب شده که بیاد به این هتلِ تو

با کسی مثل اون که میاد توی هتل چطوری برخورد می‌کنی؟

«سلام. من رزرو کرده بودم.»

«اسم‌تون؟» «نه، منظورم اینه که رومیزی‌هاتون کثیفه.»

«لی مَک.» «میز برای یک نفر؟ تنهایی میل می‌کنید؟» «یه میز برایِ...»

«...آره، اون ترکم کرده! دستت درد نکنه!»

«یه میز دقیقاً کنار دستشویی براتون داریم، جناب.»

«ببین، دلم می‌خواد بگم "چطور جرئت می‌کنی؟"»

«ولی در واقع اونجا خیلی دم دسته. ممنون.»

خب، بعدش چی شد؟

من اون شب شیفت بودم. آره. و گفتم

«خب، من نمی‌تونم بیام مراسم حذف، چون سر کارم.»

و اونا هم... منظورم دوستامه

«بی‌خیال! باید بیای! حتماً باید بیای!»

واسه همین توی زمان استراحتم داشتم به «درو» پیام می‌دادم

«باشه. باید یه جور وضعیت اضطراری جور کنی...»

«...تا بتونم از زیر کار جیم بزنم.» درسته

بعدش اون‌یکی خواهرِ صمیمی‌ترین دوستم

زنگ زد محل کارم و بهشون گفت که دزد زده به خونه‌م

چون آدم که به پلیس زنگ نمی‌زنه، می‌زنه؟

من که... اونی که زنگ زد من نبودم

«دزد اومده! زود باش، به یه رستورانِ الکی زنگ بزن!» آره دیگه

آره. از کجا می‌دونست که همون لحظه دارن دزدی می‌کنن؟

خب، من که جواب تلفن رو ندادم، واسه همین نمی‌دونم. آره

ببخشید، الان گفتی

"از کجا می‌دونست همون موقع دارن به خونه‌ش دستبرد می‌زنن؟"

آره. اصلاً خبری نبود

فکر کنم... تو اصلاً داری می‌فهمی چی می‌گه؟

خلاصه مدیرم اومد پیشم و گفت: "دارن به خونه‌ت دستبرد می‌زنن."

آره، آره. منم گفتم "باید برم!" بعدش رفتم بیرون

دوستام تو ماشین منتظر بودن و راه افتادیم سمت بورهام‌وود

پس تو ماشین منتظرت بودن؟ آره، یه پژو کوچیک

آخر داستان قراره اینو به رئیست بگی که

"باورت نمی‌شه کی دزدی کرده؛ داوینا مک‌کال!"

خب، سوار ماشین شدی... رفتیم مراسم اخراج

رفتی مراسم، آره. ...بعد واسم یه پلاکارد درست کردن

فکر کنم اسمش جان بود؟ "جان رو بندازید بیرون!" منم داد می‌زدم "بندازیدش بیرون! هورا!"

"دوستم رو از اخراج شدن نجات بدید." صبر کن ببینم... اوه

پس فرداش دوباره یه شیفت دیگه داشتی؟

آره، صبح شنبه. خب چی شد؟

خلاصه، رفتم سر کار

خیلی عجیب بود، چون وقتی داشتم تو راهرو می‌رفتم

همه ازم می‌پرسیدن حال و روز خونه‌ت چطوره

منم می‌گفتم "آره، خوبه. واسه شما چطور؟" چون خب، طبیعتاً یادم رفته بود

آخه واقعاً به خونه‌م دزدی نزده بودن

بعدش مدیرم منو صدا کرد تو دفترش

و پرسید دیروز چی شد؟

منم گفتم "خب، می‌دونید که، همه‌چی رو بردن."

بعد اونم دکمه پخش تلویزیون رو زد و من... من

اوه! از اون تلویزیون‌هایی که دکمه "پخش" دارن، آره؟

آره. چون حتماً ضبطش کرده بود یا یه همچین چیزی

ای وای، چه وحشتناک! آره، داستان جالبیه

تو تو تیم منی! می‌دونم، ولی داستانش بدجور منو گرفته

واقعاً مجذوب داستان شدم

بعد یهو خودمو دیدم... "ای وای!" ...با همون پلاکارد تو دستم

بعدش چی شد؟ گفتم "فقط وسایلم رو برمی‌دارم و می‌رم."

یعنی بلافاصله... شکست رو قبول کردی؟ ...اخراج شدی؟

نگفتی "ببخشید، می‌شه هنوز اینجا کار کنم؟"

ولی پشیمون نبودم. پشیمون نبودی؟

نه، باز هم همین کار رو می‌کردم

نظرت چیه؟ ممکنه راست باشه؟

یه جای کار با عقل جور درنمی‌آد

اووه، کارآگاه کلمبو وارد می‌شود

"فقط یه سؤال دیگه."

خب، پس رئیست تو دفترش تلویزیون داشت... آره... آره

آره، داشتن

"ممنون آقای کلمبو. خبرتون می‌کنیم."

فکر کنم می‌گیم "راسته". راسته

فکر می‌کنن راسته. ینکا، راست بود یا دروغ؟

این داستان

راست بود

الستیر

"اسم میانی من سه تا حرف O پشت سر هم داره."

تیم لی

اسم میانی‌ت سه تا O پشت سر هم داره؟

مال تو هم همین‌طور؟! نه

Would I Lie to You? subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Would I Lie to You?

評論

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left