前 200 行。
زیرنویس از کارادکوئیکا
جولیا، من حاضرم
قطب شمال. نزدیک قطب
الو، الو، جولیا
صدامو میشنوی؟
چاشنی دوتایی رو منفجر کردیم
داریم نتایج رو ثبت میکنیم. الان دوباره انجامش میدیم
سریع همهچیز رو متوقف کنین! طوفان داره میآد
برگردین به کمپ اصلی
همین الان! صدامو میشنوی؟ جولیا
اسکار
زمینشناسها باز دارن همهجا رو میترکونن
هیچجا آرامش نداریم
حیاتوحش رو فراری دادن. اراذل
خبردار! فرمانده روی پل
رفیق فرمانده، زیردریایی آتامان یرماک
در آبهای بیطرف، در منطقهی گشتزنی مخفی
روز از دریانوردی مستقل میگذره ۸۳
۳۰۰ مسیر ۳۸ درجه، عمق
افق آکوستیک پاکه
ناوبر، عمق زیرِ سینه چقدره؟
متر، رفیق فرمانده. فاصله تا پایگاه؟ ۲۰۰۰
مایل ۵۵۰
پالیچ
یه نگاه به این بنداز
چیه، کارپنکو؟
نویز با شدت بالا دقیقاً روبرومونه
رفیق فرمانده
کف دریا داره میآد بالا
فرار کن! سریعتر
فرار کن! جولیا
بزن بیرون! بزن بیرون! همهچیز رو ول کن! فرار کن
نه، صبر کن
یالا، روشن شو
سونار، تماس رو دستهبندی کن
اطاعت، در حال دستهبندی تماس
مسیر ۲۷۰ تأیید شد
نویز بیولوژیکی پرقدرت شناسایی شد
پیشنهاد میشه فاصله رو اندازه بگیرین
سونار فعال رو آماده کنین
آمادهست. یه پینگ بفرست
فاصله، ۱۵ کابل
فاصله داره کم میشه
۱۰۰ تمامفرمان به چپ! توربین رو
اطاعت
وضعیت قرمز! مانورهای گریز
محلهای جنگی! فرار
کمپمون
سفت بچسب
اژدرهای یک و دو در حالت آمادهباش
۴۲۰، داریم غرق میشیم! کاپیتان، نمیتونم تشخیص بدم
روآمدن اضطراری! توربینها به جلو
۵۲۰! زیردریایی داره سقوط میکنه
هوای پرفشار اضطراری رو وصل کن! تانکهای اصلی رو تخلیه کن
بویه اضطراری رو رها کن
سن پترزبورگ. ستاد کل نیروی دریایی روسیه
سکوت؟ سکوت
چطور ممکنه؟
چطور یه زیردریایی از نسل جدید ممکنه غیب بشه؟
رفیق فرمانده کل، آتامان یرماک
میدونم کیا توی آتامان یرماک هستن
پیشنهادی دارین؟
یه زیردریایی با مأموریت ویژه رو برای جستوجو میفرستیم
سورومورسک، منطقهی مورمانسک
ورونینِ کوچکتر تازه فرماندهی رو توی قطب بر عهده گرفته
رفیق فرمانده کل، دقیقاً، توی قطب
خودش رو بفرستین
اون برادرِ فرماندهست. میدونم
واسه همین داریم اونو میفرستیم
اینکه احساساتش بهش کمک میکنه
یا مانعش میشه، نمیتونیم حدس بزنیم
اولشانسکی رو با اختیارات کامل به عنوان افسر ارشد منصوب کنین
اون مثل یه سگ شکاری میمونه. بدتر از اون. واسه همینه که باید اونو انتخاب کنین
اگه لازم شد ورونین از خدمت برکنار بشه
اون برکنارش میکنه و خودش فرماندهی رو به دست میگیره
یه چیز دیگه
در صورتی که
در صورت از دست رفتن رزمناو استراتژیک
تسلیحات فوقمحرمانه داخلش باید ضبط یا نابود بشه
نباید به دستِ آدمهای اشتباه بیفته
تحت هیچ شرایطی
ویتیا، نمیفهمم
اینقدر فوریه؟
فوریه. تو مرخصی بودی
دیگه نیستم. عمو ویتیا، نگاه کن، پرندهت رو کشیدم
قشنگه. آفرین
نینا سرگیونا، باید برم
بشین. یه کم دیگه بمون
برادرم چطوره؟
ماه سومه که توی دریاست
داریم میریم
مامان
خیلی وقت بود میخواستم ازت بپرسم
چرا ساشا توی این عکسها همیشه لباس ملوانها تنشه؟
همیشه با یونیفرم؟
و چرا من فقط لباس شخصی تنمه؟
هان، مامان؟
من اینطوری دوست دارم. فکر میکنم لباس شخصی بیشتر بهت میآد
میتونستی دکتر بشی. پنجهطلا هستی
وقتشه که با برادرت کنار بیای
چطوری آخه؟
یا اون توی دریاست، یا من
بیا، ساشا اینو جا گذاشت
مالِ پدرته
وقتی برگشت بهش بده. اینطوری بدشانسی میآره
پدرت هیچوقت بدون این از خونه بیرون نمیرفت
ویتیا، دلم شور میزنه
لطفاً اینو بگیر
منطقهی مورمانسک. جبههی غربی
رفیق جانشین فرمانده
فرمانده کشتی، ناخدا دوم ورونین
داد نزن، بازرسی که نیست
سلام، ویتیا
سلام، عمو اسلاو
چرا نمیآی داخل؟
اول فرمانده... میبینم که خبر نداری؟
مأموریت رزمی
احکام مهر و موم شده رو توی دریا باز کنین
اینو ببر به کابینم. چشم، رفیق فرمانده
اگه اونجا اتفاق جدیای بیفته چی؟
پرنده رو هم با خودت میبری؟
به کشتی خوش اومدین، رفیق دریادار
خبردار
آزاد
رفیق فرمانده، درود. درود
زیردریایی برای اعزام رزمی و غواصی آماده میشه
معاون اول، ناخدا دوم تاتارینوف
سلام. سلام، ویتیا. این چیه؟
اومده که روی اجرای درست نظارت کنه؟
پیرترین و ترسناکترین آدم توی کشتی؟
یه چیزی تو همین مایهها
اون زمانِ پدرم معاون اول بود
دوست خانوادگی هستیم. ادامه بدین
درود، رفیق فرمانده. درود، رفیق فرمانده
درود
هان؟ زیردریایی قشنگیه
تا حالا توی یکی از اینها نبودی
توی یه مدل مشابهش بودم
نه بابا، اونها بچهبازیان. این تا ۱۵۰۰ متری میره زیر آب
یالا، بیارش پایین، از ارتفاع میترسه
میخوای یه نگاهی به داخلش بندازی؟
بدون من هم به اندازهی کافی تنگ هست
چرا زل زدی، کاراسیک؟ کی داره نظارت میکنه؟
ناوبر بلینگسهاوزن؟ یالا، یالا، بیارش پایین
بیار پایین، پایینتر، پایینتر، جسورتر باش، جسورتر
قطب شمال
خبردار. فرمانده در اتاق کنترل. آزاد
رآکتور هستهای، قدرت ۲۰ درصدِ پارامترهای نامی
سیستمها و مکانیزمها دارن به خوبی کار میکنن
رفیق فرمانده، اجازهی صحبت هست؟
میدونم که روی دستورها بحث نمیشه
ولی واقعاً بیطاقت شدم
منو از مرخصی کشیدن بیرون
دستور فرماندهیه
ولی سؤال هنوز باقیه. دقیقاً
وقتی بسته رو باز کنیم، میفهمیم
خبردار
جانشین فرمانده در کنترل
خب
گزارش بده
ولش کن
فایدهای نداره
تا هزاران مایل این دور و بر هیچکسی نیست
سیگنال
یه سیگنال
جولیا
مواظب باش
وای نه! خدای من
کجاست؟ کجاست؟
اینجا! سیگنال رو گرفتم
زنگ بزن، سریع
دکل حفاری نروژی
الو؟
کمک! به ما کمک کنین! صدامو میشنوین؟
صداشو کم کن. دست از سرم بردار
دوباره بگو، صداتو نمیشنوم
سیگنال ضعیفه. همینجا بمون. مواظب باش نیفتی
ما به کمک نیاز داریم
نمیتونم تماس برقرار کنم. از گرند-دی به نقطه. فوری
اون سر و صدا رو هم قطع کن
الو
سیگنال
سیگنال قطع شد
نه
الو
الو؟ ما کمک میخوایم
الو
لعنتی
سیگنال
کجاست؟
اسکار
بلند شو، بیا بریم
باید به حرکت ادامه بدیم
باید یه نفر رو پیدا کنیم
۱۲۰ سرملوان، ۳۰ درجه به راست، مسیر
مرکز منطقهی غوطهوری
توربینها ۴۰ به جلو
چیه، ویتیا؟
فرمانده شدی
ولی مثل یه دانشجو خوشحالی؟
No comments yet. Be the first to leave one.