前 200 行。
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
ورودی و خروجی ها همه شون امن هستن،
24 ساعته نگهبان دارن.
رختشویی مشترک طبقه سومه،
آب هم همیشه حساب شده.
- یخچال هم داخل واحده. - همسایه ها چطورن؟
- توی همین واحد؟ - آره.
باحالن یا از اون مدل آدمان که جلسه کتابخونی میذارن
و سگای موشی کوچولو نگه میدارن؟
نمیدونم بشه اینو گفت یا نه.
خب من پلیسم. قانونیه.
واقعا هست؟
سگ موشی دارن؟
نه. خیالت راحت.
اینه دیگه.
بفرما.
خب این تنها دیوار مشترکه.
همه وسایل به روزن.
کولر و گرمایش مرکزیه و مال خود واحده.
کِی دردسترسه؟
الان.
الان یعنی باید درخواست بدم، یه چیزی امضا کنم و صبر کنم،
یا الان یعنی میتونم پول نقد بدم و امشب اسباب کشی کنم؟
وقت لازم نداری خونه قبلیت رو جمع کنی؟
قراردادم تموم شده. کوتاه مدت بود.
وسیله نداری جمع کنی؟
همه وسایلم همراهمه.
اول و آخر اجاره و پول پیش رو نقد میدم
اگه بتونم امشب بیام تو.
اعتبارمو چک کن. بقیش با منه.
سلام، چه خبر؟
چیز جدیدی برام داری؟
سلام.
نه، ندارم. هیچی درباره خواهرت نیست.
ولی خواستم ببینم، الان داری چیکار میکنی؟
هیچی، سر کارم. چرا؟
من فقط...
امیدوار بودم یه لطفی بهم بکنی.
- حالت خوبه؟ - آره، به من ربطی نداره.
من... ببخشید زنگ زدم.
یکی از خانواده های سازمانه، فقط...
میشه الان بیای؟
آره، الان میام.
آدرس رو بفرست.
هی، چی شده؟
ممنون که اومدی.
ببخشید. نمیدونستم چیکار کنم.
اشکالی نداره.
اینجام به عنوان پلیس؟
نمیدونم. یه ساعت پیش اومدم اینجا.
یکی از خانواده هام زنگ زد.
پسرش نگران مامانش بود.
اوضاعش خوب نبوده.
ولی وقتی رسیدم، گفت که...
اون خونه شه؟
- خدایا. - سارا؟
آره، خونه اونه.
بهش گفتم بهت زنگ زدم و عصبانی شد.
گفتم غیر رسمی میای، ولی بعد...
اون کیه؟
میبینی داری چیکار میکنی؟
پلیس!
پلیس!
نه، گفتم گریدی، نباید اینجا باشن!
- مامان! - هی!
داد نزن!
- چی شده اینجا؟ - برو بیرون!
مامان، فقط بذارش زمین!
میخوای با اون چیکار کنی؟
- برو بیرون! - نه، نه، نه. عقب بمون.
- دوستمه، جما. - اومدم کمک کنم.
خواهرش گم شده. با من کار میکنه.
- فقط میخوام کمک کنم. - باید بری بیرون.
خواهش میکنم.
اون... اون گفت پلیس نه.
- گفت پلیس نه! - خانم.
اصلا نباید هیچی بهت میگفتم!
مامان!
هی! هی! هی!
مامان، آروم باش!
باشه، باشه.
- خوبی، خوبی. - خواهش میکنم!
مامان! دیوونه بازی در نیار!
میذاریمت بازداشت 24 ساعته!
- کسی این کارو نمیکنه. - نه!
دوباره نگهت میدارن!
کسی قراره این کارو نکنه، باشه؟
تو هم یه نفس عمیق بکش.
همه باید آروم بشن.
باشه؟
باشه.
سارا، لطفا شیشه ها رو جمع کن.
باشه، باشه.
هی.
خوبی. یه نفس عمیق بکش.
- نباید اینجا باشی. - نفس بکش.
فقط اومدم کمک کنم، باشه؟
نباید اینجا باشی.
خدای من.
تو... تو قراره باعث مرگش بشی.
باشه.
جما، میشه... میشه لطفا توضیح بدی
داری درباره چی حرف میزنی؟
نه.
چیه؟
جما میگه پسرش امشب اومده پیشش.
18 ساله گم شده بوده.
نه، نه.
و باور داری این مرد پسرت بوده؟
بود.
باشه. گریدی، تو اینجا بودی؟
نه. دیگه اینجا زندگی نمیکنم.
فقط اومده بودم یه سری خرید بیارم.
باشه، پس این مرد رو ندیدی؟
اون بن بود.
با اسمش صداش کن.
نه، ندیدمش.
خب چون باور نداره بن اینجا بوده.
فکر میکنه من دیوونه ام.
که همه شو از خودم ساختم.
باشه، بن اومد دم خونت؟
الان 25 سالشه؟
دقیقا چی بهت گفت، جما؟
گفت کمک لازم داره.
گفت هنوز پیش همون مردیه که دزدیدتش
و فقط چند دقیقه وقت داره
چون اون مرد میفهمه رفته.
و برای همین باید زود میرفت.
و نمیخواست پلیس خبر کنه؟
نه، نمیتونست.
اون مرد بچه های دیگه ای هم دزدیده.
میکشتشون.
پسر من داره سعی میکنه نجاتشون بده، پس نه، نمیتونه همینجوری بره.
اون... پول نقد میخواست. به زمان احتیاج داشت.
باشه.
اه، این کارو نکن.
نه، نگو باشه انگار که میفهمی.
فکر میکنی دارم دروغ میگم.
فکر نمیکنم.
اون اینجا بود.
قبلا هم اینجا اومده بوده.
چی؟
منظورت از قبل چیه؟
3 بار اینجا بوده.
داره سعی میکنه فرار کنه.
این بنه.
اون آهنگی که هر شب براش میخوندمو میشناسه،
اون که اسمشو بابی صدا میزدم،
که توسط سرسره تو پارک گرفته شده بود.
پسر منه.
دوباره برگشته و باید کمکش کنیم.
لطفا، این پسر منه.
و هر دوربین دیگه ای که نزدیک 3551 وینتروپ دارین.
ممنون.
اینجا چیکار میکنی؟
یه لطفی. دارم یه فیلمو بررسی میکنم.
چه جور لطفی؟
یه زن باور داره که پسرش امشب اومده خونه
بعد از 18 سال گم شدن.
حالش خوب نیست، این...
امشب یه نفر تو خونه اش بود.
چیزی پیدا کردی؟
اینو ببین.
با ماشین رفته اونجا؟
آره.
ماشینشو دنبال کن. ببین از کجا اومده.
همینه. تگای موقت همونای فیلمته.
یه گشتی زدم.
ون جلوی 2213 پارکه.
و خونه مال یه شرکت با مسئولیت محدوده.
سیستم میگه خالیه 6 ماهه اینجا خالیه.
ممکنه اونجا باشه.
جما میگه بن گفته
هنوز پیش آدمیه که دزدیدهش زندگی میکنه،
که فقط میتونسته کوتاه مدت بره بیرون،
که بچه هم اونجا بوده.
پرده ها کشیده شده.
یه چراغ روشنه، یعنی کسی خونه هست.
ولی حکم نداریم. باید بزنیم به در.
پلیس شیکاگو. درو باز کنین.
پلیس شیکاگو.
نمیتونیم از ملک بریم تا با کسی حرف بزنیم.
چه خبره؟
سلام آقا.
پلیس شیکاگو.
من افسر ایمانیم. اینم گروهبان وویت.
میشه بیاین بیرون؟
چرا؟
فقط میخوایم حرف بزنیم. همینجا، نزدیک.
اممم...
نه، حتما یه اشتباه شده.
ببخشید. نمیدونم چرا اینجایین.
فقط میخوایم یه حرفایی رو روشن کنیم،
چند تا چیزو حل کنیم.
- میشه بیاین بیرون؟ - نه.
نه، نمیتونم.
ما... اومدیم کمک کنیم، باشه؟
- باید بری. - نمیتونیم.
لطفا بیاین بیرون.
No comments yet. Be the first to leave one.