Spider-Man: Brand New Day

Spider-Man: Brand New Day

下載 Farsi/persian 字幕

發布資訊

Spider-Man Brand New Day 2026 CAM-Rip-OnlyFlix 720pNESTED
由 NESTED 評論 NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

標籤

cam
發布於: 2026-07-30
下載次數: 5813
聽障人士: No

Farsi/persian字幕預覽

前 200 行。

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

‫NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫سلام،اسم من پیتر پارکره.

‫تو منو یادت نیست، اما من یه چیزی دارم ‫بهت بگم که خیلی عجیب به نظر میرسه.

‫اما این حقیقته.

‫و می‌دونم که قراره حرفمو باور کنی

‫ چون خیلی خوب می‌تونی ‫بفهمی کِی دارم دروغ می‌گم.

‫ایوی، میشه تنظیمات سیستم ‫هدف‌گیریمو چک کنی؟

‫به نظرم زیاد دقیق نیست.

‫در حال بررسی تنظیمات هدف.

‫هی ایوی، یه کم استراحت کن.

‫در حال آماده‌باش.

‫ما همدیگر رو میشناختیم.

‫ما با هم بودیم.

‫اما یه اتفاق بد داشت می‌افتاد

‫و تنها راه متوقف کردنش این بود ‫که همه منو فراموش کنن.

‫روز اول ام‌آی‌تی، یالا!

‫وای خدای من، رسیدیم، ‫بالاخره موفق شدیم!

‫ام‌جی، یالا.

‫تو هم همین طور.

‫جوری وانمود کن که انگار این ‫خوشحال‌ترین لحظه کل زندگیت تا این لحظه هست.

‫نمی‌تونم.

‫چون من فقط پیتر پارکر نیستم.

‫من اسپایدرمنم.

‫من واقعاً، واقعاً فرهنگ اونجا رو ‫توی بوستون درک می‌کنم.

‫خیلی با اینجا متفاوته.

‫و گاهی اوقات، اسپایدرمن باید ‫کارهای سخت رو انجام بده،

‫حتی اگه قلب پیتر پارکر رو بشکنه.

‫اسپایدرمن این شکلی کار می‌کنه...

‫و شاید این مسئولیت منه.

‫که با این حقیقت تنها زندگی کنم.

‫اما حقیقت اینه ام‌جی، ‫که من دوستت دارم.

‫و امیدوارم ته دلت، یه چیزی توی وجودت ‫یادت بیاره که تو هم منو دوست داری.

‫مظنون قدش ۵ و ۸ تا ۵ و ۱۰ اینچه، ‫هیکلش متوسطه.

‫اما تا اون موقع، ‫من فقط می‌خوام اسپایدرمن بمونم.

‫حمله!

‫اعضای سندیکای جرم و جنایت روز جمعه ‫توسط اسپایدرمن دیروز دستگیر شدند.

‫هی، ما تو یه طبقه زندگی می‌کنیم.

‫اوه، باحاله.

‫هیچ وقت هیشکی اینجا بالا نمیاد؟

‫مگه اینکه از آزبست خوششون بیاد.

‫ما فقط از اینجا برای انبار کردن استفاده می‌کنیم.

‫این عالیه.

‫هی، سلام به همگی.

‫دانشجوی سال دوم اینجا شاید برگشته باشه.

‫مسن‌تر، عاقل‌تر، دروغ‌گوتر.

‫بزن بریم!

‫چیه؟

‫رو صورتته.

‫حست نسبت بهش چیه؟

‫خب، شبیه مربی‌های کمکی شدی.

‫مطمئنی می‌خوای این کارو برام بکنی؟

‫دلت برام تنگ شده بود اسپایدی؟

‫اگه از اینجا پرتت کنم پایین، به نظرت چقدر ‫ طول می‌کشه تا به زمین برسی؟

‫نمی‌دونم.

‫تو بهم بگو.

‫بیایم اینو با یه حس خوب تموم کنیم، هان؟

‫هی جانی!

‫چی شده؟

‫گرگه!

‫تنها کاری که باید بکنی اینه که ‫سرنخ تو صندوق عقب ماشینش ببینی.

‫داری سعی می‌کنی کار منو بدزدی، اسپایدرمن؟

‫هی، شماها حرفه‌ای‌های متفاوتی هستین.

‫من فقط یه داوطلبم.

‫این یه نیویورک جدیده.

‫به لطف اسپایدرمن، آمار جرم و جنایت ‫به پایین‌ترین حد تاریخ رسیده.

‫پلیس کنترل خسارت زیادی رو ‫برای این افت آمار به عهده گرفته.

‫شروع تست‌های ذهنی.

‫سرقت مسلحانه.

‫مربوط به مرد جوانه.

‫در شش ماه گذشته، ‫اون تمام باندهای بزرگ جرم و جنایت رو

‫در هر پنج منطقه از پا درآورده،

‫از جمله گروه نینجای فوق‌قدرتمند دست.

‫اون مایه افتخار نیویورکه، همون قهرمانی که ‫هر بزرگسالی روش حساب می‌کنه،

‫و هر بچه‌ای می‌خواد مثل اون باشه.

‫ترم آخر تو ام‌آی‌تی.

‫وای خدای من، ‫یک ماه دیگه فارغ‌التحصیل میشیم.

‫خاطرات خیلی زیادی ساختیم.

‫کی شروع کنم؟

‫شب‌شنایی توی رودخانه چارلز با جیم و وایلی.

‫دعوای غذای معروف توی سالن موز.

‫شب ‌زنده‌داری‌های تمام‌وقت ‫تو استودیو ۵ با ام‌جی و نیت داو.

‫انگار همین دیروز بود داشتم ‫روی پشت‌بام با ام‌جی می‌نشستم

‫و رویاپردازی می‌کردیم که با هم بیایم اینجا.

‫هنوزم باورم نمیشه که انجامش دادیم.

‫خیلی ممنون از تمام دوستایی هستم که پیدا کردم.

‫نمی‌تونستم تصور کنم ‫ این راه رو با کس دیگه ای طی کنم.

‫به نظرت واقعاً کی داره اینو نگاه می‌کنه؟

‫امم، نمی‌دونم.

‫شاید یه نفر؟

‫خدای حافظ یه نفر!

‫چی؟

‫نه!

‫منظورم اینه که داریم درباره مرکز بروکلین ‫ وسط روز روشن حرف میزنیم.

‫من برای یه همچین کاری کار کردم، ‫خودت می‌دونی فازول دست داشت تو کار.

‫آره، ازت متنفرم، ولی می‌تونی ثابتش کنی؟

‫آره، داشتم سوابق مالیشو چک می‌کردم

‫و هر شب دارم اکیپشو تعقیب می‌کنم.

‫تو غیر از کار کردن کار دیگه ای هم بلدی؟

‫می‌دونی، می‌گن کاری رو بکن ‫که دوست داری.

‫اونوقت حتی یک روز هم تو زندگیت کار نمی‌کنی.

‫- مامان، ماشین حسابم کجاست؟ ‫- نمیدونم

‫باور کن، ازدواج کردن با کار ‫هیچ‌وقت عاقبت خوبی نداره.

‫نگران نباش، حالم خوب میشه.

‫این‌طوریاست؟

‫هنوز هم سردرد میگیری مگه نه؟

‫امم، آره، ولی خوب میشم.

‫نمی‌دونم، مرد.

‫فکر کنم بدنت داره یه چیزی بهت میگه.

‫مثلا اینکه هر از گاهی ‫باید از اون لباس بیرون بیای.

‫مامان، می‌دونی ماشین حسابم کجاست؟

‫نمی‌دونم، توله سگ.

‫چیزی که بهش احتیاج داری ‫یه ارتباط انسانی واقعیه.

‫اوه، چی، یعنی ما با هم ارتباط نداریم؟

‫نه داداش.

‫من اسم تو، صورتت، ‫یا هیچ چیزی درباره تو رو نمی‌دونم.

‫فکر نکنم تا حالا از من هیچ سوالی ‫درباره زندگیم پرسیده باشی.

‫معلومه که پرسیدم.

‫اسم بچه‌ام چی بود؟

‫امم، خب برای شروع، ‫ اسم پسرت پاپیه.

‫نکنه اسپایدرمنه؟

‫نمی‌تونم اینو بهت بگم، عزیزم.

‫یعنی همون اسپایدرمنه؟

‫ای خدا.

‫یه تانک ربوده شده ‫داره به سمت جنوب

‫و از خیابان سی و چهارم گذشته حرکت می‌کنه.

‫تمام واحدهای موجود پاسخ دهند.

‫هی، اینو میشنوی؟

‫کار بیشتر.

‫خوش به حالت.

‫باشه، اونجا می‌بینمت.

‫خیلی شرمنده‌ام، باید برم.

‫واو!

‫وای!

‫وای!

‫وای!

‫دارمت، اسپایدرمن!

‫نه، نه، نیازی به تو ندارم!

‫حالت خوبه؟

‫آره، حالت خوبه.

‫بعدا میبینمت

‫شاید با نگاه کردن بهش متوجه نشی، ‫اما همین خیابان به طور کامل

‫در نبرد نیواورلئان تخریب شده بود.

‫یالا!

‫یالا!

‫دیوونه‌ای فرانک؟ به من زدی

‫غر نزن.

‫دیگه اون کارو تکرار نمی‌کنیم، فرانک.

‫صد در صد راست می‌گی تکرار نمی‌کنیم.

‫این دفعه باید گورتو گم کنی ‫و از سر راهم بری کنار.

‫چی، منظورت اینه که ‫به جای نجات دادن جونت؟

‫باز میخوای درباره اون ‫مزخرفات استاتن آیلند حرف بزنی؟

‫نه اون چیزی که گفتی، و نه من.

‫ببین مرد، نمی‌تونی تو هر شرایطی ‫با شلیک کردن خودتو نجات بدی.

‫مردم بی‌گناه صدمه می‌بینن.

‫به نظرت برد اون تانک چقدره، دونالد؟

‫به خودت شلیک کن!

‫دلقک!

‫ازش متنفرم!

‫حرومزاده‌ی...

‫برو خونه، فرانک!

‫الانست که این بچه رو بکشم.

‫دوولف

‫دخالت نمی‌کنی یا چی؟

‫داره به سمت زندانِ کنترلِ خسارت میره.

‫دارم تلاش می‌کنم!

‫بیشتر تلاش کن، ‫کلی بلوک ترسناک اون بالا هست.

‫فکر می‌کنی کی اونا رو گذاشته اونجا؟

‫بزن بریم، اسکورپیون.

‫باشه.

‫از اینجا برین، اون مسلح و خطرناک هست!

‫از ماشین پیاده شو، خانم.

‫منم داشتم به همین فکر می‌کردم.

‫اسپایدرمن؟

‫من کجام؟

‫بازجوئیش کنین و ساختمون رو تخلیه کنین.

‫از مسیرت لذت ببر، اسکورپین!

‫تو سوپرماکس روز رو نمیبینی

‫عقرب ها شب زنده دارن

‫ساختمان مورد حمله قرار گرفته، ‫زندانی رو فورا خارج کنین

‫فورا پرواز کنید!

‫ورود غیرمجاز به ساختمان شده! ‫برو برو

‫تغییر برنامه! اونو به هلی‌پورت بلووی ببرید.

‫چی؟

‫دستور مدیر متزگر.برو

‫چطور سر از اینجا درآوردم؟

‫اسپایدرمن

‫ممکنه نجاتم بدی؟

‫تو کی هستی؟

‫تو می‌تونی منو ببینی.

‫بگو ببینم کی هستی.

‫اول تو.

‫هی.

‫منو بیرون انداختی.

‫جالبه.

‫اون چه کوفتی بود دیگه؟

‫الان سعی کردی بپری تو ذهن من؟

‫نه.

‫تمام مدتی که داشتم تعقیبت می‌کردم.

More Farsi/persian subtitles for Spider-Man: Brand New Day

評論

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left