Unfamiliar

Unfamiliar

下載 Farsi Persian 字幕

第 1 季

發布資訊

Unfamiliar S01E03 1080p WEB h264-NESTED
由 NESTED 評論 NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

標籤

webdl
發布於: 2026-02-07
下載次數: 81
聽障人士: No

Farsi Persian字幕預覽

前 200 行。

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

‫NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫ ‫16 سال قبل

‫ببخشید که انقدر تکون داشت. چاره ای نبود.

‫- گرگور. ‫- خوش اومدی.

‫چه خبره؟

‫داریم میریم خرید. ‫و اینکه یه بسته رو تحویل بگیریم.

‫- خرید چی؟ کابینتها که پره. ‫- آره، ولی اون میخواد ما سد راهش نباشیم.

‫باشه.

‫فردا دیگه بالاخره توی برلین هستیم.

‫هر سه تامون.

‫خب، وقت جشن گرفتنه.

‫نه تا وقتی که برسیم برلین.

‫به سلامتی آینده کاتیا

‫و به سلامتی بچه ات.

‫و یه زندگی جدید توی غرب.

‫اونم همینطور.

‫ما هیچوقت حرفی از پرواز نزده بودیم.

‫مگه جور دیگه ای هم میتونی برگردی مسکو؟

‫خیالت از کاتیا و بچه راحت باشه، جاشون امنه.

‫پس من چی؟

‫تو قراره برای من کار کنی.

‫- این کار اشتباه بود. بیا بریم. ‫- کجا بریم؟

‫ساشا تا اون دنیا هم دنبالت میاد.

‫کل سازمان اطلاعات روسیه میفتن دنبالت.

‫اسلحه داره.

‫روی مچ پاشه.

‫اون بهت چه قولی داده بود؟

‫اسلحه رو بده بهش.

‫صبر کن!

‫- نکن! تمومش کن! یوزف! ‫- اینا همش تقصیر توئه!

‫- بسه دیگه! ‫- تقصیر تو!

‫- یوزف! ولم کن! ‫- بشین سر جات!

‫بذار برم!

‫تمومش کن. بچه ام. دخترمون. نکن.

‫من هر کاری بگی برات میکردم!

‫یوزف،

‫خواهش میکنم ازت. این...

‫بچه خودته.

‫- میکشیش. ‫- ای خدا!

‫اونم فقط تماشا میکنه.

‫لطفا، نکن. من نمیخورم. نه!

‫- نمیخورم! ‫- بخورش.

‫مجبوری بخوری. بخور!

‫بخورش!

‫سلام، گرگور.

‫وقت جشن گرفتنه.

‫از این یکی خوشت میاد، نه؟

‫تو امروز قراره بمیری.

‫ولی حق انتخاب داری ‫که چقدر کند و زجرآور باشه.

‫بستگی به این داره که همکاری کنی یا نه.

‫خوبه.

‫چطور ممکنه دختر من هنوز زنده باشه؟

‫یکی از مامورها

‫دکتر بود.

‫منو نجات داد.

‫و همینطور بچه ات رو.

‫کاتیا چی؟

‫نه.

‫نه. کاتیا...

‫تو موفق شدی. کاتیا مُرده.

‫به سزای اعمالش رسید.

‫و این مامورها...

‫اونا همینجوری بچه من رو دزدیدن؟

‫آره.

‫اسم دخترم چیه؟

‫نمیدونم.

‫اونا توی جعل هویت استادن.

‫اصلا نمیدونم الان اسماشون چیه و...

‫با دخترت چیکار کردن.

‫اون موقع اسماشون چی بود؟

‫همه چی رو بهم بگو

‫وگرنه از پایین تا بالا شکمت رو سفره میکنم.

‫مثل یه خوک سر بریده جون میدی.

‫کارل برمه.

‫و...

‫هلنا کوهن.

‫ستاره دریایی، همین الان پرونده های ‫هلنا کوهن و کارل برمه رو برام بفرست.

‫میخوام مو به مو همه چی رو بدونم.

‫کجا غذا میخورن، کجا میخوابن، ‫کجا دستشویی میرن. همه چی.

‫ ‫قسمت سوم

‫درست میگفتی. یه سئات ایبیزا مشکی ‫پشت سرته. منم پشت هر دوتاتونم.

‫باشه، بریم.

‫لعنتی.

‫- بله؟ ‫- چرا تماسم رو رد کردی؟

‫سرم شلوغه.

‫قرار بود با هم بریم دنبال واسطه کلوئیف.

‫خواب بودی. خودم تنها رفتم.

‫بعد از دیشب، واقعا حوصله نداشتم ‫با تو توی یه ماشین باشم.

‫آره، حق داری.

‫- خب، اوضاع چطوره؟ ‫- ای، بدک نیست.

‫دیدت.

‫آره، تیمش هم همینطور.

‫دارم میام. لوکیشن بفرست.

‫باشه.

‫میتونی بپیچونیشون؟

‫اگه یکی بود شاید میشد.

‫برو سمت جنوب. منم میام اونوری.

‫مرت، چه خبر؟

‫بن بست بود.

‫باشه، برو سمت بزرگراه کمربندی.

‫حالا بپیچ چپ.

‫- کجایی؟ ‫- تقریبا رسیدم.

‫ای ول، دمت گرم مرد!

‫بپیچونشون و ماشین اجاره ای رو هم ‫یه جا بذار. خودم میام دنبالت.

‫توی پارکینگ طبقاتی حومه شهر هم رو میبینیم.

‫باشه.

‫- ای لعنتی. گندش بزنن. ‫- سیمون؟

‫سیمون؟ هی!

‫همه چی ردیفه. فقط...

‫عصبم گرفت.

‫یهو خیلی تند پیچیدم.

‫ردیفه.

‫توی پارکینگ میبینمت.

‫سه دقیقه دیگه اونجام، باشه؟

‫میام اونجا.

‫رسیدم. طبقه سوم.

‫- گفتی نمیشناسیش. ‫- آره.

‫برات دست تکون داد.

‫آره. عجیب بود.

‫حتما میخواسته رو مخم راه بره.

‫خب، موفق هم شد؟

‫خوبی؟

‫خبری از گرگور داری؟

‫- چطوری مخفیگاه رو پیدا کردی؟ ‫- کار سختی نبود.

‫قضیه رو چسبوندم بهم. ‫سال، مکان، مهره های اصلی...

‫چرا تنها رفتی؟

‫سوال اصلی اینه که،

‫اون مزدورها چطور قبل از من اونجا بودن؟

‫یه نفر آمارش رو فروخته.

‫تنها کسی که خبر داشت بن بود.

‫چی؟

‫چرا به ما گفت تا صبح صبر کنیم؟ ‫اصلا با عقل جور در نمیاد.

‫یولیکا، این تهمت خیلی سنگینیه ها.

‫فقط یه احتماله.

‫...اینکه چرا بی خبر رفتی.

‫یه فرضیه هایی هست که...

‫داری بازجویی میکنی یا راهنمایی؟

‫فرضیه من اینه.

‫تنها رفتی چون من بهت گفتم نرو.

‫فکر نمیکردم صبر کردن جایز باشه، ‫معلوم شد که حقم با من بود.

‫مگه نه؟

‫تو احتمالا اوضاع رو بدتر کردی.

‫اگه میخواستیم به روش تو پیش بریم،

‫حتی نمیفهمیدیم که بردنش، ‫یا کی بُردش.

‫به پلیس اروپا هشدار داده شده.

‫همین الان داریم ‫تشخیص چهره میکنیم.

‫و روی تماسهای عمومی ‫هم تشخیص صدا میذاریم.

‫باید گرگور رو پیدا کنیم.

‫مطبوعات چی؟ تلویزیون؟

‫۲۴ ساعت بهشون وقت میدیم.

‫خب، با کی طرف هستیم؟

‫مایته اولسن، ۳۴ ساله. ‫عضو سابق ارتش نروژ. واحد عملیات ویژه.

‫پلیس اروپا مشخصات بیومتریکش رو داشت.

‫داریم لیست شرکتهای امنیتی رو که ‫ممکنه استخدامش کرده باشن چک میکنیم.

‫گفتی یوناس آکن همون جایی بود ‫که جنازه مارک سینکلر پیدا شد.

‫- بله، درسته. ‫- خب پس دست به کار بشید.

‫شاید چیز مهمی نباشه، شایدم باشه.

‫یوناس آکن امروز صبح ‫توی یه تعقیب و گریز توی شهر بوده.

‫فیلمهای دوربین مداربسته رو ‫ چک میکنم تا ببینم چیزی پیدا میشه

‫که بشه باهاش بهش فشار آورد یا نه.

‫- اون موقع میتونیم ازش چند تا سوال بپرسیم. ‫- چه سوالهایی؟

‫مثلا اینکه به مزدورا پول میده که آدم بکشن؟

‫آره، مثلا همین.

‫و اینکه چه رابطه ای با کلوئیف داره.

‫باشه، فیلما رو با هم میبینیم.

‫- این کیه؟ ‫- این هلنا کوهنه.

‫برای گرگور کار میکرده. ‫توی پرونده اش زدن مُرده، ولی...

‫ما اثر انگشتش رو توی ‫معده مارک سینکلر پیدا کردیم.

‫چرا من الان دارم این رو میشنوم؟

‫آلیس گذاشتش روی میزت.

‫ولی با شناختی که ازش دارم، ‫احتمالا گذاشته ته پوشه نامه هات.

‫شما دو تا اصلا احترام سرتون نمیشه.

‫اون یکی از معدود ‫آدمهایی هست که میتونه

‫بهمون بگه توی ‫بلاروس چه اتفاقی افتاده.

‫میخوام بدونم الان کیه، کجا زندگی میکنه،

‫و حتی صبحانه چی خورده.

‫هی!

‫کلوئیف!

‫کلوئیف!

‫دخترت!

‫غافلگیر شدی.

‫نه خیلی.

‫خارج شد.

‫دیر یا زود بهمون میگه.

‫همه شون میگن.

‫خوبه.

‫بهم بگو چطور با اون جیب بر کوچولوت ‫ارتباط میگیری.

‫آه، لابد برات سواله که من از کجا میدونم

‫که اون درست بعد از اینکه به غرب فرار کرد، ‫سعی کرد ازت دزدی کنه.

‫شاید لقبش همون رمز عبوره باشه.

‫"شاهین."

‫تو نفوذی داری.

‫توی سازمان امنیت آلمان نفوذی داری.

‫کاری رو کردم که تو هیچوقت نتونستی.

‫و وقتی برگردم، ‫تو رمز رو بهم میدی.

‫سیمون، من به بیمارستان زنگ زدم.

‫دکترت میتونه بین وقتا بهت وقت بده.

‫ولی باید همین الان راه بیفتیم.

More Farsi Persian subtitles for Unfamiliar

評論

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left