前 200 行。
شــــيــــاطـــين داويــــنـــچـــي قسمت اول از فصل اول
،با من قليان ميکشي داوينچي؟
خب، بستگي داره که توش چي باشه
مخلوطي از تنباکو و خريق سياهه
و ميگن که باعث ميشه قوه ي خيال تحريک بشه
و شياطين احضار بشن
خب، من به هيچکدومش اعتقادي ندارم
پس چرا خيلي تلاش ميکني تا از هر دوي اينها فاصله ت رو حفظ کني؟
تاريخ يه دروغه که توسط افرادي که
حقيقت رو سرکوب کردن تيز و برّنده شده
دانشي که مقدّر شده تو ياد بگيري
همه چيز رو در جاي منظم خودشون قرار ميده
چطور اينو ميدوني؟
اين جمله رو شنيدي که ميگه زمان يک رودخانه ست"؟"
بله
چيزي که خيلي ها نميتونن بفهمن اينه که اين رودخونه دايره اي شکله
مرگ يک انسان دري رو
به تولد انسان بعدي باز ميکنه
ميخواي بدوني چطور
اين درِ ويژه باز شده؟
بله
پس بذار قبلش بهت اخطار بدم
بعضي از درب ها به تاريکي باز ميشن
چـهـار روز قـبـل
برو بيرون پسر !پاشو لباساتو بپوش
!زود باش، زود باش
!"چيکو"
امروز چه روزيه؟ - يکشنبه ي قبل از عيد پاک -
اوه، لعنت بهش
دوشس بزرگ و فرزندانتون در کليسا خيلي وقته منتظرن
ميتوني برام چندتا تخم مرغ نيم پز آماده کني؟
مستيِ خيلي بدي دارم و روده هام هم داره پيچ ميزنه
تا يه دقيقه ي ديگه آماده ميشم
!راحت باشيد، من رسيدم
برو کنار بي هنرِ عوضي اين لحظه، لحظه ي منه
و با تشکر از اسناد مخفي واتيکان
!آخرين لحظه ايه که ازش لذت ميبرين
يه رازت رو بهم بگو، لئوناردو
...بهم بگو که اولين خاطره ت چي بوده؟
،يا بهتر از اون
بزرگترين ترست چيه؟
...در مورد من
هر جفتشون يکي هستن
...من... آم
شش ماهم بود
هيچکس انقدر قبل رو به ياد نداره
خب، شايد من آدم خاصي ام
اوهو - ...مادرم، آم -
منو توي يه گهواره... گذاشت و وسط يه مزرعه قرار داد
و يه شاهين روي گهواره نشست هنوز ميتونم به ياد بيارمش
،اون بالا نشسته بود به من نگاه ميکرد
بيشتر انگار شبيه اين بود که سعي ميکرد
يه جور راز رو کشف کنه
مادرم اونو فراري داد
،با اينحال، همونقدر که اين خاطره برام واضحه
...چيزي که هيچوقت نميتونم به ياد بيارم
چهره ي مادرمه
من هر چيزي که ديدم رو ميتونم نقاشي کنم، حتي چيزهاي در حال حرکت
ولي وقتي نوبت به مادرم ميرسه تنها چيزي که ميبينم يه فضاي خاليه
اون همون شب ناپديد شد ...و من
از اون موقع دارم سعي ميکنم چهره ش رو به ياد بيارم
همه ي انسان ها دنبال مادرشون ميگردن
اين چيزيه که مسير راه رفتنِ ما رو راهنمايي ميکنه
من بهت پول ميدم که "ژست بگيري، "ونسا
نه اينکه بخواي عميق ترين بخش شخصيت منو کاوُش کني
اگه انتظار داري که بدنمو ،برات عريان کنم
منم انتظار دارم در قبالش تو ام روحت رو عريان کني
،خب، بگو ببينم ديگه چيزي نيست که ازش بترسي؟
فقط نقصه که ازش ميترسم
!استاد! استاد
"دير کردي "نيکو
شما دير کردين. "وريکو" دنبالتون ميگشت
خب، اون ميتونه منتظر بمونه ما آزمايشي داريم که بايد انجامش بديم
تو قراره نقش اساسي اي تو اين آزمايش ايفا کني
!زود باش بيا - سلام -
بهشون ميگن سينه، نيکو هر زني از اونا داره
!نيکو اين ونسا ـه
اون به تازگي از صومعه ي "سنت آنتوني" آزاد شده
حالا بيا کمکم کن
اون بندها رو به خودت ببند
،امروز
ميخوايم ثابت کنيم که اين کايت ميتونه مقاومت کافي در برابر باد داشته باشه يا نه
که بتونه وزن تو رو تحمل کنه
،خب استاد اگه نتونه چي؟
ونسا، ميتوني واسه چند لحظه برقصي؟
ميبيني؟ اون روبان ها
بهم اجازه ميدن که قدرت و مسير باد رو محاسبه کنم
...با ايني که من ميبينم، ميگم سرعتش در حدود 10 متر بر ثانيه
...و در جهت غربي
تغيير مسير ميده
وايسين استاد! اگه محاسباتتون اشتباه باشه چي؟
،وايسين، وايسين استاد! اوه !استاد، خواهش ميکنم، خواهش ميکنم وايسين
اوه، وايسين استاد !استــاد
!اوه، خداي من، خواهش ميکنم
!آره
!داري پرواز ميکني نيکو
!استـــــــاد
!عاليه
!خيلي بالا بردينش خيلي بالا نبرش
!نيکو
!جواب داد !جواب داد استاد
اصلاً کوچکترين شکي نداشتم
،اوه، خدايا !از اينجا متنفرم
چي؟ غير از "فلورانس" ديگه کجا ميتونيم پروازمون رو تمرين کنيم؟
جاهاي ديگه، ممکن بود بخاطر اين تلاشمون ما رو بسوزونن
ولي اينجا؟ من يه مرتد آزاد انديش ديگه م
بي نظمي فرهنگ
همش در بين اين ديوارها جشن گرفته ميشه
فلورانس فقط يک چيز از مردمش ميخواد
اينکه واقعاً بيدار باشن
!درست مثل خيال اون فرشته
حتي فکرش رو هم نکنين اون "لوکريشيا دوناتي" ـه
"بانوي "لورنزو دي مديک کاملاً در جريانم که اون کيه
،اگه ببينه حتي بهش نگاه ميکنين با چرخ شکنجه شما رو ميکشه
ولي اگه اون به من نگاه کنه چي؟
خبر بدي از ميلان رسيده، نيکو
از کجا ميدونين؟
اون مار بزرگي که روي شنل اون سوار کاره "بيسکياني" ـه
"نشان خانواده ي "سفورزا
،اگه خبر خوبي آورده بود لباسش يه جور ديگه بود
پوشش سنتي ميلان، به رنگ قرمز و سفيد
،پيغامش هرچي که هست
لورنزو از شنيدنش خوشحال نميشه
!بريد بيرون
!بيرون! همتون
!لورنزو؟ لورنزو
دوکِ ميلان کشته شده
به قتل رسيده - به دست کي؟ -
ويسکانتي" و دو نفر ديگه" - پس يه قتل شرافتمندانه بوده -
ميگن دوک با دختر برادرش خوابيده
سفورزا خوکي بود که اشتهاي حماسي اي داشت
!آره، ولي خوکِ ما بوده
احساس ميکنم دست واتيکان پشت اين قضيه ست
زمانبنديشون فوق العاده بوده
اگه چيزي که ميگي درست باشه، اين اتفاق تعادل قدرت در ايتاليا رو بهم ميزنه، لورنزو
،"اوه، بخاطر خدا "بکي اين بيشتر از بهم خودن قدرته
اين چيزي جز گردن زدن عقايد
!و گند زدن به پايه هاي اون نيست
بايد حمايت عمومي داشته باشيم
ما تعطيلات عيد پاک رو پيش رو داريم
بياين يه کارناوال راه بندازيم
بذاريم مردم فلورانس پايانِ 4 روزه ي پرهيز رو، مثل فرا رسيدنش جشن بگيرن
،هرچي زرق و برق بيشتري داشته باشه
قدرتمندتر ظاهر ميشيم
،ما طاووس نيستيم "جيليانو"
،پيشنهاد کارناوال خيلي خوبه
،ولي اگه حمايت بزرگي پشتش نباشه
ممکنه ما هم جونمونو از دست بديم
ترسيدي؟
نه، مقدس ترين پدر
دروغ گفتن يه گناهه، پسر
ما رو از رحمت خداوند دور ميکنه
بله، ترسيدم
،ولي اينم يه دروغه مگه نه؟
لااقل، يه دروغ ناقصه
شايد هم يه گناه قابل بخشش
...بنابراين
کدوم درسته؟
هان؟
حرف بزن بچه
نميخواي وارد بهشت بشي؟
...جواب درست
خواهش ميکنم! اعليحضرت ورود هر ملاقات کننده اي رو ممنوع کردن
!افراد ما موفق شدن، سرورم
سفورزا مُرده
فلورانس آماده ي تصاحب کردنه، عاليجناب
به من اعتماد کنين
و اينو از کجا ميدوني؟
بخاطر اينکه من يه عامل اطلاعاتي بين مقامات لورنزو دارم
،مديچي" ها دارن يه کارناوال راه ميندازن"
اونم به يه روش رقّت انگيز که حمايت مردم رو جلب کنن
اونها ضعيفن، اعليحضرت
اين موقعيت خوبي براي شماست که حمله کنين
براي من نه، برادرزاده
براي خدا
يه دليل ديگه هم براي تعجيل کردن هست
اون مرد تُرک به فلورانس رسيده
اون به دنبال "کتاب برگ ها" ست
من واقعاً متأسفم
چرا؟
بخاطر اينکه نبايد اينو ميشنيدي
طرح هاي اون "فاخته" رو داري يا نه؟
داريم
و اونها نفس رو در سينه حبس ميکنن
پس اين تعابير معجزه آسا رو ارائه کن و بذار ما اونا رو ارزيابي کنيم
...متأسفانه
نميتونم
!بخاطر اينکه اصلاً وجود ندارن
به خدا قسم، اگه فکر کردي ميتوني ...خاندان مديچي رو فريب بدي
،نه، نه، نه، اونا وجود دارن !بهتون قول ميدم
اونا توي اين صندوقچه ن
بازش کن - قفله -
خب، پس از شمشيرم استفاده ميکنم
اين صندوقچه طوري طراحي شده که اگه کسي به زور بخواد بازش کنه، منفجر ميشه
ديوونه اي؟
چرا کسي بايد همچين اختراع شيطاني اي رو طراحي کنه و بسازه؟
!واضحه، چون از ايده هاي من محافظت کنه
آقايون، لئوناردو داوينچي
آه، درباره ت شنيدم
ميگن تو يه جورايي يه آزاد انديشي
No comments yet. Be the first to leave one.