前 200 行。
دلار و ۵۰ سنت سهم تو، ۱۶ و ۵۰ هم سهم من ۱۶
لورتا، من دارم میرم
منظورت چیه؟
به محض اینکه چکم رو بگیرم، رفتم
برمیگردم
دوایت، چکم رو میخوام. روز پرداخت که آخر ماهه
حقوق ماه پیش رو هنوز ندادی. پول لازمم، لورتا بچه داره
با مدیریت مشکل داری؟ یه یادداشت بنداز تو صندوق پیشنهادات
جدی میگم. دارم استعفا میدم. واسه شیفت شام برمیگردم
ولی من عمراً برنمیگردم
داری چیکار میکنی؟
دارم چیزی که بهم بدهکاره رو برمیدارم، نه یه قرون بیشتر
اگه اون پول رو برداری، میفته دنبالت
اول باید پیدام کنه. تو میخوای چیکار کنی؟
اینم برای پول اون دوچرخهی کیت کوچولو
دیرت شده بری دنبالش
برو. من اینجا حواسم به همه چی هست
واقعاً داری میری؟
واقعاً دارم میرم
اون دوچرخه تا کریسمس میتونه صبر کنه
طلب خودت رو نگه دار. من با دوایت یه جوری کنار میام، باشه؟
بعداً میبینمت
تا لسآنجلس چقدر میشه؟
یه طرفه یا رفت و برگشت؟ داری شوخی میکنی دیگه، نه؟
هی، کوکو. کوکو پاف، نوبت توئه. یالا. برو روی سِن، برو دیگه
شاید پنجره نداشته باشیم
ولی بهترین منظرهی خیابون "سانست استریپ" رو داریم
بیست دلار
اینجا دیگه کجاست؟ کلوب رقص برهنهست؟
"رقص برهنه"؟
باید دهنت رو با "یاگرمایستر" بشورم
تنها "لهستانی"ای که اونجا پیدا میکنی، ناتاشاست، همون دختری که نوشیدنی میاره
عزیزم، من اینجا باید کلوب رو پر کنم
باشه، ببخشید
خوش بگذره
یه کم بیشتر نشون بده
یه کم کمتر نشون بده
یه کم هم دود اضافه کن
به "برلسک" خوش اومدی
هر چیزی که تو رویاهاته
ولی هیچوقت نمیتونی مالکش باشی
هیچچیزی اونجوری که به نظر میاد نیست
به "برلسک" خوش اومدی
همه دارن میخرن
پولت رو بذار تو دست من
اگه یه کم اضافه داری
خب، بدش به گروه نوازندهها
شاید گناهکار نباشی
ولی آمادهی اعترافی
بهم بگو چی لازم داری
به "برلسک" خوش اومدی
میتونی خواب کوکو رو ببینی
ولی با مسئولیت خودت
"سهقلوها" بهت رحم میکنن
ولی نه به هر آرزوت
جسی تو رو تو کَف میذاره
خیلی سرد و مثل یه مجسمه
جورجیا میگه: «مواظب رفتارت باش»
به "برلسک" خوش اومدی
همه دارن میخرن
پولت رو بذار تو دست من
اگه یه چیز اضافهتر میخوای
خب، میدونی کجا پیدام کنی
یه چیز خیلی تاریک
داره با ذهنت بازی میکنه
آخرالزمان نشده که
فقط یه کم قِر و فِره
یه کم بیشتر نشون بده
یه کم کمتر نشون بده
یه کم هم دود اضافه کن
به "برلسک" خوش اومدی
میتونم برات نوشیدنی بیارم؟ فقط اگه مهمون تو باشم
به ال.ای خوش اومدی. ممنون
اهل کجایی؟ آیووا
کنتاکی. پس عملاً فامیلیم. فکر کردم قیافهت آشناست
هی، خوشگله؟ نمیخوای کارت رو انجام بدی؟ یالا راه بیفت
یه دختر باید با کی لاس بزنه تا از اینجا برسه اون بالا؟
این مثلاً لاس زدنته؟
با کسی که از منم بیشتر خط چشم کشیده؟ آره
از اون در برو تو
سراغ "تِس" رو بگیر
اون رئیسه. برو لاس بزن. ممنون
آیووا. آره؟
اسم منو بیار
ممنون، جک
صبر کن! همونجا نگهش دار. خوبه
پنج دقیقهی دیگه میریم روی سن. پنج دقیقه، خانما
برو اونجا. باشه، اومدم
خانما! زود باشین، بجنبین
کسی میدونه نیکی کجاست؟
هر دوتا نورافکن باید بیان روی مرکز
جورجیا، دوستپسرت خیلی بانمکه
پس امشب، غذای بیرونبر و فیلم؟
هردو
کازابلانکا و بیسکویت اوریو. ایول
تس! لنزم روی سن افتاد
خب، اگه از روی سن افتادی، پاهات کشیده و سینههات بالا باشه
یادت باشه، تو یه الههای
ممنون، شان. خواهش میکنم
«ممنون، شان.»
بیا اینجا، بده من
وایسا. چی؟ پا رو؟
آره، پا، کمر، گردن
باسن، سینهها، صورت
وینس، سینکِ بالا باز خراب شده
من زنگ نمیزنم به لولهکش، کوکو
تس، این نامهی بانک رو خوندی؟
چند بار بهت گفتم؟ وقتِ کار، حرف از بیزنس نزن
مارکوس گربر امشب داره میاد اینجا. خب که چی؟
این مشکل خودبهخود حل نمیشه
نه قبل اجرا باهام حرف میزنی، نه بعدش
انگار داری ازم فرار میکنی
من ازت طلاق نگرفتم که وقتِ بیشتری باهاف بگذرونم
شاید دیگه "آقایِ تس" نباشم، ولی هنوز صاحب نصف اینجام
"آقایِ تس"
چه جذابیتی
قشنگه، ولی باهاش نمیشه قبضها رو داد
صبر کن. صبر کن. زیپم رو بکش
ببخشید، دنبال تس میگردم
سلام، شما تس هستین؟
و شما به چه دلیلی توی آینهی منی؟
اوه، ببخشید. من با جک دوستم و دنبال کار میگردم
و کجا رقصیدی؟
بیشتر توی خونه. ولی میتونم خوب حرکت کنم
باشه، اسم و شمارهت رو بده به شان
هروقت تست داشتیم بهت خبر میدیم
دقیقاً کی قراره باشه؟
شان؟
نیکی کدوم گوریه؟ نمیدونم. باز دیر کرده
اوه، من هیچوقت دیر نمیکنم. هیچوقت
چه عالی
ما داریم سعی میکنیم اینجا یه نمایش اجرا کنیم. یه وقت دیگه بیا
من تا حالا چیزی شبیه این ندیده بودم
من کار لازم دارم. میخوام اینجا کار کنم. اشتیاقت عالیه، ولی زمانبندیت افتضاحه
پس اسم و شمارهت رو پیش جک، همون دوستت طبقه پایین بذار
و ما بهت زنگ میزنیم. باشه؟ قول میدم
هی، میتونی اینو برام درست کنی؟
بجنبین خانما، حرکت کنین
سلام. وای خدای من. نیکی
احتمالاً باورت نمیشه
ولی من و شان داشتیم حرف میزدیم و اون گفت
من گفتم: «خیلی ناراحتکننده ست که نیکی نتونست واسه شمارهی اول بیاد...»
«...ولی خیلی خوب میشه اگه واسه شمارهی بعدی بیاد.»
ناخن و مژه. بیشتر از اونی که فکر میکردم طول کشید
پیدا کردن یه کار جدید وقتی اخراجت کنم هم طول میکشه
آره، تو گفتی و منم باور کردم
حاضر شو. باشه
هی. برام یه مارتینی بیار
خیلی خشک، بدون یخ، با سه تا زیتون
و زود برگرد. اون اینجا کار نمیکنه
پس سرش خلوته
بیست دقیقهی دیگه برمیگردیم
مامانت بهت نگفته زل زدن کارِ مودبانهای نیست؟
آخه تو خیلی زیبایی، من
خب، اگه اینطوره، بیخیالِ حرف مامانت و راحت زل بزن
هیچکس هیچوقت نمیفهمه
چی رو نمیفهمه؟
که تو پسری
خدایا. میتونم از این استفاده کنم؟
لعنتی! به وسایل من دست نزن
هی، گارسون
عزیزم؟ هی، اینجام
یه ثانیه
یوهو
خانما؟ من یه ودکا میخوام
چی میل دارین؟
یه شات "پاترون"
و اون قلدره که اونجا کلاه سرشه، یه "کازمو" میخواد
داری چیکار میکنی؟ فقط یک شب
اگه از این مغزفندقیهایی که فقط سینه دارن بهتر نبودم، لازم نیست بهم پول بدی
این همون دختری نیست که پشت صحنه بود؟
فکر کنم خودشه
هی جک، اون اینجا چیکار میکنه؟
خیلی کار میخواست
و حالا شده گارسون جدیدمون
و من کی تو رو کردم رئیس کارگزینی؟
خودش سینی رو برداشت و شروع کرد به کار
واقعاً؟ خب، اسمش آلیئه
آلی
هی، آلی
ببین، این کارت بامزهست ولی تمومش کن
اون سینهها رو بده بالا. داریشون، نشونشون بده. باهاشون کار کن
و دیگه هیچوقت پشت سر من کاری انجام نده
بله خانم. و دیگه هیچوقت به من نگو "خانم"
بله آقا. یعنی خانم. یعنی تس. برو سر کارت
"خانم"؟
مگه من مامانتم؟
بله خانم
برو بابا
ببخشید
یه "دوئرز" با یخ و یه بطری از بهترین شامپاینتون
اوه، و به نیکی میگی که من اینجام؟
و شما...؟
از سال ۹۱ مشتری اینجام
مارکوس گربر. و شما؟
آلی. آلی
من اینجام
دیر کردی، واسه یه قرار خیلی مهم دیر کردی
جورجیا به جای تو رفت رو سن
اون گارسونه اینجا چیکار میکنه؟ همین الان اون سلیطه رو بنداز بیرون
No comments yet. Be the first to leave one.