前 200 行。
من گروهبان توپخانه، هارتمن هستم، ارشدِ آموزشِ شما
از این به بعد فقط وقتی حرف میزنید که ازتون سوال بشه
و اولین و آخرین کلمهای که از اون لجنزارهای دهنتون میاد بیرون باید «قربان» باشه
شیرفهم شد کرمهای کثیف؟
قربان، بله قربان
زر نزن. صداتو نمیشنوم. جوری داد بزن انگار خایه داری
قربان، بله قربان
اگه از جزیرهی من زنده برید بیرون، اگه از آموزشِ استخدام جون سالم به در ببرید
اونوقت تبدیل به یک اسلحه میشید
میشید مامور مرگ که برای جنگ دعا میکنه
اما تا اون روز، شماها فقط آشغالید
پستترین موجودات روی زمین
شما حتی آدمیزادِ لعنتی هم به حساب نمیاید
شما هیچی نیستید جز یه مشت گه دوزیستِ بیخاصیت و بینظم
چون من سختگیرم، از من خوشتون نمیاد
اما هر چی بیشتر از من متنفر باشید، بیشتر یاد میگیرید
من سختگیرم ولی عادلم
اینجا تبعیض نژادی نداریم
من به سیاه و یهودی و ایتالیایی و مکزیکی به چشم حقارت نگاه نمیکنم
اینجا همهتون به یه اندازه بیارزشید
و دستور من اینه که همهی بیعرضهها رو غربال کنم
اونایی که جنمِ خدمت تو رستهی محبوب من رو ندارن
شیرفهم شد کرمهای کثیف؟
قربان، بله قربان
چرت نگو. صداتو نمیشنوم
قربان، بله قربان
اسمت چیه آشغال؟ قربان، سرباز براون، قربان
زر مفت نزن. از این به بعد اسمت سرباز «اسنوبال»ـه
از این اسم خوشت میاد؟ قربان، بله قربان
خب، یه چیزی هست که ازش خوشت نمیاد اسنوبال
تو سالن غذاخوری من، خبری از مرغ سوخاری و هندونه
به صورت روزمره نیست
قربان، بله قربان
خودتی جان وین؟ یا منم؟
کی اینو گفت؟
کدوم کثافتی اینو گفت؟
کدوم لجنِ کمونیستِ کونیِ قرتیِ زیرآبیرونی بود
که همین الان حکم مرگ خودشو امضا کرد؟
هیچکس، ها؟
لابد ننه-فرشتهی جادویی گفته. فوقالعادهست
اونقدر بهتون تمرین بدنی میدم تا ریق رحمت رو سر بکشید
اونقدر تمرین میدید تا ماتحتتون به گه خوردن بیفته
تو بودی، ای کثافتِ الدنگ؟ قربان، نه قربان
تیکهی گه. شبیه کرم میمونی. شرط میبندم کار خودت بود
قربان، نه قربان. قربان، من گفتم، قربان
عجب، چه جالب
اینجا چی داریم؟ یه کمدینِ لعنتی. سرباز «جوکر»
از صداقتت خوشم اومد
اصلاً ازت خوشم اومد. میتونی بیای خونهمون و با خواهرم بخوابی
کثافتِ لجن. اسمت رفت تو لیست. دهنت سرویسه
حق ندارید بخندید. حق ندارید گریه کنید
طبق روال یاد میگیرید. خودم بهتون یاد میدم
حالا پاشو. وایستا رو پاهات
بهتره خودتو جمع و جور کنی وگرنه سرتو میپیچونم و میرینم تو گلوت
قربان، بله قربان. سرباز جوکر، چرا وارد رستهی من شدی؟
قربان، برای کشتن، قربان. پس تو یه قاتلی؟
قربان، بله قربان. قیافهی جنگیتو به من نشون بده
قربان؟ مگه قیافه جنگی هم داری؟
آها! این شد قیافه جنگی. حالا قیافه جنگیتو به من نشون بده
مسخرهست. قانع نشدم. قیافه جنگی واقعیتو نشون بده
منو نمیترسونی. روش کار کن
قربان، بله قربان
بهونهت چیه؟
قربان، بهونه برای چی، قربان؟
من اینجا سوال میپرسم سرباز. میفهمی؟
قربان، بله قربان. خب، خیلی ممنون
میخوای یه مدتم تو فرمانده باشی؟ قربان، بله قربان
هول شدی؟ عصبی هستی؟ قربان، هستم، قربان
من عصبیت میکنم؟ قربان
قربان و چی؟ داشتی بهم میگفتی لجن؟
قربان، نه قربان. قدت چنده سرباز؟
قربان، ۱۷۵ سانت، قربان
سانت؟ نمیدونستم گه رو اینقدر بلند رو هم میچینن ۱۷۵
داری سعی میکنی یه اینچ هم به من بندازی؟
قربان، نه قربان. زر نزن. انگار بهترین قسمت وجودت
از لای باسنِ ننهت سُر خورده و تهش شده یه لکه رو تشک
فکر کنم سرت کلاه رفته
کدوم گوری اهل کجایی سرباز؟
قربان، تگزاس، قربان. ای گه سگ. تگزاس؟
از تگزاس فقط گاو و اوبی میان، سرباز «کابوی»
تو هم که زیاد شبیه گاو نیستی، پس تکلیف معلومه
ساک میزنی؟ قربان، نه قربان
دودولخوری؟ قربان، نه قربان
شرط میبندم از پشت به طرف حال میدی
و اونقدر شعور نداری که براش جبران هم بکنی
حواسم بهت هست
پدر مادرت بچهی زندهای هم داشتن؟
قربان، بله قربان. شرط میبندم پشیمونن
اونقدر زشتی که میتونی یه شاهکار هنر مدرن باشی
اسمت چیه خیکی؟ قربان، لئونارد لارنس، قربان
لارنس؟ لارنسِ چی، عربستان؟
قربان، نه قربان. این اسم شبیه اسمای سلطنتیه. از خاندانی چیزی هستی؟
قربان، نه قربان. ساک میزنی؟
قربان، نه قربان. زر نزن. شرط میبندم میتونی یه توپ گلف رو
از توی شلنگ باغبونی بمکی. قربان، نه قربان
از اسم لارنس خوشم نمیاد
فقط اوبیها و ملوانها اسمشون لارنسه
از این به بعد اسمت «گومر پایل»ـه. قربان، بله قربان
فکر کردی من خوشگلم سرباز پایل؟ فکر کردی خندهدارم؟
قربان، نه قربان. اون نیشخندِ کثیف رو از رو صورتت جمع کن
قربان، بله قربان
خب، هر وقتِ لعنتی که عشقت کشید، عزیزم
قربان، دارم سعی میکنم، قربان. سرباز پایل، ۳ ثانیه بهت وقت میدم
دقیقاً ۳ ثانیهی لعنتی
تا اون نیشخند احمقانه رو از رو صورتت جمع کنی
وگرنه چشماتو از حدقه درمیارم و به مغزت تجاوز میکنم
یک. دو. سه
قربان، دست خودم نیست، قربان. زر مفت نزن. زانو بزن آشغال
حالا خودتو خفه کن
لعنتی، با دستِ من، کلهپوک
دست منو نکش اونور. گفتم خودتو خفه کن
حالا خم شو جلو و خودتو خفه کن
نیشخند زدنت تموم شد؟ قربان، بله قربان
زر نزن. صداتو نمیشنوم
قربان، بله قربان
دروغ میگی. هنوز صداتو نمیشنوم. جوری داد بزن انگار خایه داری
قربان، بله قربان
کافیه. پاشو
پایل، بهتره خودتو جمع و جور کنی و جوری کار کنی که انگار داری برام جواهر میسازی
وگرنه بدجور دهنتو سرویس میکنم
قربان، بله قربان
چپ، راست، چپ، راست، چپ، راست، چپ
چپ، راست، چپ، راست، چپ
چپ، راست، چپ، راست، چپ
جزیره پاریس، کارولینای جنوبی
پادگان آموزشیِ تفنگداران دریایی ایالات متحده
یه دانشکدهی هشت هفتهای برای اونایی که ادای لاتی درمیارن و دیوانههای شجاع
مامان و بابا تو تخت خوابیده بودن
مامان و بابا تو تخت خوابیده بودن
مامان غلت زد و اینو گفت
مامان غلت زد و اینو گفت
اوه، یه ذره به من بده، یه ذره به من بده
تمرین بدنی، تمرین بدنی
تمرین بدنی، تمرین بدنی
برای تو خوبه، برای تو خوبه
برای منم خوبه، برای منم خوبه
اممم، خوبه، اممم، خوبه
صبح زود وقت طلوع خورشید
صبح زود وقت طلوع خورشید
تمام روز رو میدویم تا دویدن تموم شه
تمام روز رو میدویم تا دویدن تموم شه
هوشیمین یه حرومزادهست
هوشیمین یه حرومزادهست
دردِ بیضه و شپش و خارشِ هفتساله داره
دردِ بیضه و شپش و خارشِ هفتساله داره
چپ، راست، چپ، راست، چپ
شونه چپ. هاه
چپ، راست، چپ. به پیش. هاه
چپ، راست. حمله. ایست
شونه چپ. هاه
سرباز پایل، داری با رستهی محبوب من چیکار میکنی؟
قربان، نمیدونم، قربان. تو احمقی سرباز پایل
ولی انتظار داری باور کنم چپ و راستتو بلد نیستی؟
قربان، نه قربان. پس قصدی اون کارو کردی
میخوای متفاوت باشی. قربان، نه قربان
اون کدوم سمت بود سرباز پایل؟ قربان، سمت چپ، قربان
مطمئنی سرباز پایل؟ قربان، بله قربان
اون کدوم سمت بود سرباز پایل؟ قربان، سمت راست، قربان
دیگه با من بازی نکن، پایل
کلاه واموندهتو بردار
قربان، بله قربان
شونه چپ. هاه
چپ، راست، چپ. به پیش. هاه
شونه چپ. هاه
شونه راست. هاه
چپ، راست، چپ، راست. شونه چپ. هاه
چپ، دو، سه، چهار
شونه راست. هاه
امشب شما آشغالها با تفنگهاتون میخوابید
باید یه اسم دختر بذارید روی تفنگتون
چون این تنها چیزیه که قراره بهش ور برید
دورانِ حال کردن با مری جینِ بدکاره
از روی اون شورتهای صورتیِ خوشگلش تموم شده
شما با این قطعه ازدواج کردید
این اسلحه از آهن و چوبه
و باید بهش وفادار باشید
اسلحه به دوش. هاه
آماده برای سوار کردن
سوار کنید
به پیش. هاه
دعا کنید
این تفنگ منه
خیلیهای دیگه مثل این هستن ولی این یکی مال منه
تفنگم بهترین دوست منه
تفنگم زندگی منه
همونطور که باید بر زندگیام مسلط باشم، باید بر تفنگم هم مسلط باشم
تفنگم بدون من بیفایدهست
من بدون تفنگم بیفایدهام
باید درست شلیک کنم
باید دقیقتر از دشمنم که قصد کشتنم رو داره شلیک کنم
باید قبل از اینکه اون بهم شلیک کنه، من بهش شلیک کنم
همین کار رو خواهم کرد
در پیشگاه خدا به این آیین سوگند یاد میکنم
من و تفنگم مدافعان کشورم هستیم
ما بر دشمنمان مسلط هستیم
ما نجاتدهندگان زندگیِ من هستیم
چنین باد تا زمانی که دشمنی نباشد و فقط صلح باشد
آمین
اسلحه به دست. هاه
آزاد
No comments yet. Be the first to leave one.