Dirty Angels

Dirty Angels

下載 Farsi Persian 字幕

發布資訊

Dirty Angels 2024 - BluRay
由 starn 評論 starn
★ هماهنگ با نسخه‌ی بلوری ★

標籤

bluray
發布於: 2025-03-22
下載次數: 108
聽障人士: No

Farsi Persian字幕預覽

前 200 行。

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@DigiMoviez

‫« افغانستان، سال ۲۰۲۱ »

‫بیارین‌شون بیرون!

‫خیال می‌کردیم با یه درس عبرت ‫عقل‌شون سر جاش بیاد.

‫ببینیم بلایی که سر تو میاد قانع‌شون می‌کنه یا نه.

‫این آمریکایی اومده سرزمین‌مون رو نجس...

‫...و اسلام رو ریشه‌کن کنه.

‫امروز، سرنوشتی رو بهش نشون می‌دید...

‫...که در انتظار کسانیه که به نام پیامبر ما بی‌حرمتی می‌کنن،

‫درود خداوند بر او باد.

‫بردارش.

‫همین الان.

‫ولشون نکن!

‫وایسا!

‫وایسا، می‌شنوی چی می‌گم؟

‫حق نداری ولشون نکنی!

‫برگرد پایین لعنتی، ‫می‌شنوی چی می‌گم!

‫وایسا!

‫نه.

‫نه!

‫« زیرنویس از: وحــید فرحناکی و امــــیر فرحناک » ‫≡ FarahSub & Night_walker77 ≡

‫« پاکستان، دبیرستان دخترانه بین‌المللی کویته »

‫« زمان حال »

‫شرمنده، ولی خیلی قد کوتاه بود.

‫آره، می‌دونم!

‫می‌خوای آخرین خبر رو بشنوی؟

‫باز یکی دیگه اومده خواستگاری؟

‫حالا دیگه داری پز می‌دی‌ها.

‫قصاب محل اومده پیش بابام

‫پیشنهاد داده هم‌وزن من گوشت بده که با پسرش ازدواج کنم.

‫اوه!

‫یعنی در حد یه دو جین همبرگر؟

‫دقیقاً!

‫پس جشن عروسی تو مک‌دونالده؟

‫یه بیگ‌مک بهم بده، با پسر قصابت ازدواج می‌کنم.

‫اوه!

‫واسه همینه که بهش می‌گن هپی‌میل.

‫- اگه سیب‌زمینی‌ سرخ کرده باشه چی؟ ‫- واسه سیب‌زمینی‌هاش که دیگه--

‫طالبان.

‫نه، داعشه.

‫برید بیرون! برید بیرون! برید بیرون!

‫پایین رو بی‌خیال!

‫بریم پشت‌بوم.

‫بدویید، بدویید، بدویید!

« تنظيـم زیـرنـويـس از: « آ‌رِن زُ‌هرابـی

‫برو.

‫آمریکایی‌ها.

‫کدومتون دختر اون جنده دورانی هستید؟

‫کدومتون دختر کامیلا دورانی هستید؟

‫همون زنیکهٔ خائن.

‫امروز نیومده بود.

‫زنگ زد گفت مریضه.

‫دارن میان بالا.

‫بریم پارکینگ.

‫من بلدم رانندگی کنم.

‫عجله کن.

‫داره میاد. داره میاد.

‫تو دختر اون جنده‌ای هستی

‫که برخلاف حکم پیامبر، ‫به زور درس و مدرسه رو به دخترا تحمیل می‌کنه

‫طالبان حداقل قرآن می‌خونن.

‫اگه داعشی هستی، ‫می‌دونی که بنیان‌گذارتون

‫حتی نمی‌تونست اسم خودش رو بخونه.

‫- پس با یه زن تحصیل‌کرده حرف می‌زنم؟ ‫- بله، همینطوره.

‫خب، لازم نیست توضیح بدم که گستاخی تاوان داره.

‫با اون والدین بزدل‌تون ‫ فرار کردین اینجا.

‫نگاشون کن.

‫می‌تونستید زن‌های خوبی بشید

‫اگه مادرش مغزتون رو مسموم نکرده بود.

‫نه! نه! نه!

‫وایسا!

‫نه! نه!

‫وایسا! نه!

‫دخترایی که بهشون امید هست، ‫ رستگار میشن.

‫برای دختران دیپلمات‌های آمریکایی

‫و اونایی که کارشون از نجات ‫و رستگاری گذشته،

‫طالبِ نفری ده میلیون دلار

‫و آزادی شیخ الشمالی،

‫یه مرد مقدس که توسط ‫دولت فاسد طالبان زندانی شده هستیم.

‫پنج روز وقت دارید.

‫می‌خوان ما رو بکشن.

‫نه، نمی‌کشن.

‫زندهٔ ما بیشتر به‌دردشون می‌خوره.

‫برعکس دوستای من.

‫مگه تو نبودی که بهشون گفتی ‫رو پشت‌بوم جاشون امنه؟

‫همه‌مون شنیدیم.

‫- چطور پیش رفت؟ ‫- ولش کن.

‫- باشه؟ تقصیر اون نبود. ‫- واقعاً؟ از دوستاش بپرس.

‫هلی، الان زنده‌ای چون بابات سفیره

‫و والدین ما معاون وزیرن.

‫ولی خب، اگه یه لحظه از اون تیک‌تاکت دل می‌کندی،

‫می‌فهمیدی که آمریکا به تروریست‌ها باج نمیده.

‫پس بهتره اون نگاه متکبرانه‌ت رو کنار بذاری

‫و بفهمی که همه‌مون یه قدمی مرگیم.

‫یا اینکه می‌دنمون به جنگجوهای داعش.

‫چی؟

‫به اطرافت نگاه کن.

‫شاید پنجاه تا دختر رو از مدرسه بردن.

‫فکر می‌کنی الان کجان؟

‫هوم؟

‫گمشو بابا.

‫« کالیفرنیا، مرکز نظامی فورت ایروین »

‫- این مورد ساعت ۱۱:۰۶-- ‫- صبر کن یه لحظه.

‫سروان، یه ساله که دنبال زمین زدن منی ‫و حالا فرصتش رو داری

‫ولی قبل از اینکه خودت و ارتش رو تحقیر کنی،

‫یه فرصت دیگه بهت می‌دم که شکایتت رو پس بگیری.

‫- با احترام، قربان-- ‫- گور بابای احترامت.

‫ستوان کالینز رفت تو منطقه دشمن و جونت رو نجات داد.

‫مأموریتی که به قیمت جون خلبان همکارش و چهار تا تکاور تموم شد،

‫دو نفر دیگه هم زخمی شدن ‫ و نزدیک بود هواپیماش رو بزنن.

‫و حالا می‌خوای به جرم ترسو بودن محاکمه‌‌ش کنی.

‫شاید اگه سرهنگ می‌دید

‫چطور افرادش رو سلاخی کردن،

‫وقتی گروهبان کالینز امنیت خودش رو به وظیفه‌ش ترجیح داد.

‫امنیت؟

‫حق با توئه، سروان.

‫باید تصمیم سختی بوده باشه.

‫شاید شبیه تصمیمی که خودت یه هفته قبلش گرفتی.

‫همون که بعضی‌ها فکر می‌کنن ‫باید به خاطرش محاکمه می‌شدی.

‫- حالا هر شرایط خاصی هم که داشت. ‫- بله قربان.

‫ولی حاضری همه چی دوباره رو بشه ‫ و خودت هم بری زندان.

‫من حاضرم مسئولیت کارهام رو قبول کنم.

‫اون هم باید همین کار رو بکنه.

‫باشه.

‫من که تا دوشنبه صبر می‌کنم.

‫چون حوصله ندارم آخر هفته‌‌م رو خراب کنم.

‫می‌تونیم برگردیم سر جلسه.

‫جلسه ساعت ۱۱:۰۸ تموم شد.

‫گمشو بیرون از اینجا.

‫تسلیم شو.

‫تسلیم شو، لاشی!

‫تو تسلیم شو، جنده خانوم.

‫شنیده بودم داری با همه دوست می‌شی.

‫خوشحالم که با چشم‌های خودم می‌بینم.

‫گمشو تراویس.

‫باید می‌گفتی گمشو قربان،

‫ولی بعد اون صحنه، ‫ فکر نمی‌کنم دعوا راه بندازم.

‫باختم.

‫آره، به نظر می‌رسه داره از پیروزیش لذت می‌بره.

‫برو دوش بگیر.

‫نمی‌تونم با کسی که بوی اسب میده حرف بزنم.

‫می‌دونم واسه چی اومدی اینجا.

‫- و نمی‌تونی جلوم رو بگیری... ‫- که زندگی کاری‌ات رو نابود کنی؟

‫وقتم رو تلف نمی‌کنم.

‫برو حموم. ‫جدی می‌گم.

‫کی؟ ‫یه ساعت دیگه میرم واشنگتن.

‫امیدوارم بیشتر از دیشب بدونن.

‫برات تو یه هواپیمای سی-۵ که ساعت ۱۶ ‫از ویسبادن پرواز می‌کنه جا گرفتم.

‫از اونجا با پرواز تجاری می‌ری.

‫و این هیچ ربطی به نگرانی کله گنده‌ها نداره

‫که فکر می‌کنن شهادت من قراره ‫ شهرت درخشان ارتش رو لکه‌دار کنه.

‫این یه جلسه محرمانه‌ست.

‫هر چی بگی از اون اتاق بیرون نمیره،

‫خودت هم می‌دونی.

‫تنها کسی که این‌ وسط قربانی میشه، خودتی.

‫پس اومدی من رو از دست خودم نجات بدی.

‫نمیگم برام مهم نیست،

‫چون هر دومون می‌دونیم دروغه.

‫ولی الان بیشتر نگران اونام.

‫این کارهای مسخره سازمان سیاست.

‫دلتا رو بفرستید.

‫فرستادیم، ‫سه روز پیش برای عملیات نجات رفتن.

‫هیچکس زنده نموند.

‫پس این کارهای مسخره‌ی سیا ‫تنها امید این دخترها برای زنده موندنه.

‫‌قراره به عنوان ‫یه سازمان امداد بین‌المللی وارد عمل بشیم.

‫برای باورپذیر بودن، باید ۶۰ درصد زن باشن.

‫تکاورهای خوب زیادن.

‫تعجب می‌کنی اگه بدونی چندتاشون زنن.

‫بین‌المللی.

‫چندتا مزدور از کردستان؟

‫مطمئنم حرف ندارن.

‫وقتی با این دو نفر آشنا شدی،

‫می‌تونی ازشون بپرسی تو اوکراین چند نفر رو کشتن.

‫کدوم طرفیا رو کشتن؟

‫انتخاب با خودته.

‫فقط فکر کردم شاید ترجیح بدی ‫این همه عصبانیت رو

‫سر کسی خالی کنی که ‫ تیمت رو تیکه تیکه کرد،

‫به جای خلبانی که جونت رو نجات داد.

‫شاید هم نه.

‫فکر کنم هر دومون می‌دونیم

‫تنها کسی که می‌خوای ‫ تاوان اون جنایت رو پس بده

‫رو به روی من نشسته.

‫پاسپورت و کارت شناسایی کانادایی.

‫بالاخره تونستم یه عکس پیدا کنم

‫که توش انگشت وسطت رو نشون نداده باشی.

‫پس می‌دونستی که میرم؟

‫هفت سال گذشته و هنوز تقریباً ‫هیچی درباره‌ات نمی‌دونم، جیک.

‫این یه استثناست.

‫جسیکا رَبیت*؟ ‫(خرگوش)

‫رِبیت.

‫یه اسم فرانسوی-کانادایی غنیه.

‫« پاکستان، کویته »

‫خانم رَبیت؟

‫رِبیت، با کسره.

‫ماشین کجاست؟

‫- کیف‌تون رو بدین بردارم. ‫- نه. ماشین.

‫بد میشه. ‫وظیفمه.

‫ممنون.

‫می‌خواستم بپرسم نسبتی با اون خرگوش--

‫اون یه شخصیت کارتونیه ‫چه نسبتی می‌تونم باهاش داشته باشم؟

‫ولی اونو از رو یکی کشیدن بالاخره، درسته؟

More Farsi Persian subtitles for Dirty Angels

評論

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left