前 200 行。
آنچه در قسمتهای قبل «وقتی دل فرا میخواند» گذشت
این تنها مدرکیه که لازم داری
فعلاً میشه همینجا رهاش کنیم؟
میخوام از الیزابت خواستگاری کنم
خب، شروع خوبی داشتی
دارم فکر میکنم عملیاتی رو به اسم «تست قطره» امتحان کنیم
ثابت میکنیم که شرکت برق پایونیر و بیمه ملی
برای سرپوش گذاشتن بر حقیقت با هم تبانی کردن
جای درستی اومدی
اطلاعاتی به دست اومده
که فکر میکنم خیلی برات جالب باشه
گرفتیمش
خب، تا حالا از خودت نپرسیدی
که میتونستیم با هم به جایی برسیم یا نه؟
خب، البته که پرسیدم
ایدی
هر چیزی زمان خودش رو داره، لوکاس
نباید اینقدر به گذشته فکر کنی
بالاخره
اینها قشنگن
گلهای مینا
آخرین شکوفههای فصل هستن
محبوبِ الیزابتن
چون هیچوقت دیر نیست
این موضوع به نقشهی خاصی مربوط میشه؟
شاید منتظر بودم تا شکوفه بدن
پس بالاخره وقتشه؟
عملیات «تا همیشه و جاودان» شروع شد؟
تقریباً
بعد از دادگاه
حلقه رو داری، گلها رو هم داری
چرا منتظر دادگاه بمونی؟
چون نمیخوام هیچ دغدغهای ته ذهنم باشه
فقط یک مانع دیگه مونده
خب، امیدوارم اون گلهای مینا دووم بیارن
بسیار خب، بیا نقشه رو مرور کنیم
خب، وقتی بهت علامت دادم
من پیشنهاد میدم مراقب الجی باشم و تو هم الیزابت رو به شام دعوت میکنی
بله. شامی که خودم قراره درستش کنم
آره. از این بابت مطمئنی؟
اگه به نیروی کمکی نیاز داشتم خبرت میکنم
و بعدش...؟
و بعدش منتظر یک لحظهی عالی میمونم
روی یک زانو زانو میزنم
جعبهی حلقه رو در میارم و بعد
اوه، بفرمایید تو
صبح بخیر به هر دوی شما
الیزابت، الجی
صبح بخیر
امیدوارم خیلی زود نیومده باشیم
نه
اوه، همه چیز برای رفتن آمادهست
ببین چی پیدا کردم. یه بلوط
واو! بذار ببینم
امروز روز بزرگیه
آره؟
از فلورنس خواستم کلاس رو اداره کنه
تا بتونم موقع شهادت دادنت کنارت باشم
برای دادگاه
بله، ممنونم
میدونم این پرونده چقدر برات مهمه
البته برای همه همینطوره
مخصوصاً برای مردم بنسون هیلز
اما فقط میخواستم بگم که نمیتونستیم آرزوی
مردی بهتر از تو رو داشته باشیم که برامون بجنگه
ممنون. فقط امیدوارم بتونم توی جایگاه شهود خوب عمل کنم
میدونم که میتونی
نه که مثلاً تو بیطرف نباشی یا هر چیزی
منظورم اینه که خب، دیوانهوار عاشقی
اما کاملاً بیطرفانه نظر میدی
هی، دیدی گلهای مینا شکوفه دادن؟
من... شاید متوجه شده باشم
درست به موقع، مگه نه؟
برای جشنوارهی درو؟
البته. بله
همهی اینها داره اتفاق میافته
زود باش مامان
دربارهی این قاضی چی میدونیم؟
ورجیل ویکفیلد. آدم منطقیای به نظر میرسه
یک نمونهش اینه که با انتقال دادگاه به اینجا مخالفتی نکرد
این چیه؟
خب، امروز صبح داشتم وافل درست میکردم و فکر کردم
شاید گرسنه باشی
بیل، الان وقت دادگاهه
نباید ما رو ببینن
در حال صبحونه خوردن ببینن؟
خودت میدونی منظورم چیه
ما حرفهای هستیم
نباید به خاطر مسائل شخصیمون حواسپرت به نظر برسیم... اوه
بسیار خب. چرا این اینقدر خوشمزهست؟
خب، خودت گفتی که معما دوست داری
اوم
اینجا شبیه دادگاه شده
کارتون خوب بود. آره، ممنون
با توجه به اینکه دادگاه بنسون هیلز هنوز در حال ساخته
حداقل امتیاز میزبانی رو داریم
اول تو رو به جایگاه فرا میخونم
آمادهای؟
آره. هرچند کاش مدرک محکمتری برات داشتم
پایونیر نقشهها رو جعل کرده
در این مورد، مچشون رو حسابی گرفتیم
اگه نخوای چیزی رو مخفی کنی، نقشهها رو جعل نمیکنی
با این حال، اگه کریستوفر رو داشتیم خیلی خیالم راحتتر بود
که با انگشت اشاره شلبی ویتاکر رو نشونه بگیره
خب، منم همینطور، ولی نداریمش
بوی وافل میاد؟
اوه. اوم
خب، پس یه نقشهی جعلی داریم
و مدرکی از یه جور تبانی
و اونا هم وکلای دهنپرکن دارن
بازرسها و شاهدانِ اجیرشده
به مهارت من به عنوان دادستان اصلاً ایمان نداری؟
من بهت ایمان دارم
آره، منم همینطور
میرم همه چیز رو یک بار دیگه مرور کنم
اوه
وای، وای! آه، آه
باترمیلک؟
اوم
اوممم
اگه این آخر هفته بریم، روپرت هم میتونه بیاد
خیلی عالیه. اوه
کجا بریم؟
میخوایم تا قلهی پارسونز پیک پیادهروی کنیم
فوقالعادهست
از اون بالا کل دره رو میشه دید
مثل یه شاهین
من زیاد اهل کمپ زدن نیستم ولی
میخواید اونجا بخوابید؟
مجبوری
تقریباً کل روز طول میکشه تا به اونجا برسیم
منم میتونم بیام؟
از مامانت بپرس
لوکاس
الیزابت
فکر کردم الان سرِ دادگاه باشی
اوه، فقط یک لحظه اومدم تا داوطلبهایی رو جمع کنم
برای جشنوارهی درو
جشنوارهی درو؟
اوهوم. یه جورایی جشنِ بدرقهست
برای خانوادههای بنسون هیلز
آهان. و داشتم فکر میکردم
بچهها خیلی نمایش شعبدهبازیت رو دوست داشتن
اون اوایل که تازه رسیده بودن
امکانش هست دوباره اجراش کنی؟
کاش میشد
متأسفانه ادوین همینطوریش هم به اندازهی کافی کلافهست
که به جای تبلیغات انتخاباتی، مجبورم به کارهای حکومتی برسم
اوه، البته
خب، شاید مایک و می بتونن نمایش حیواناتشون رو اجرا کنن
کدوم نمایش حیوانات؟
صبر کن، کدوم... کدوم حیوانات؟
نمیدونم
و اسکات هم چندان اهل نمایش دادن نیست
خب، برات آرزوی موفقیت میکنم
متأسفم که نمیتونم کمک بیشتری بکنم
لوکاس؟
تبلیغات انتخاباتی چطور پیش میره؟
فکر کنم خوبه
خیلی مشتاقم که از کارنامهی عملکردم دفاع کنم
توی مناظرهی پیشِ رو
اما تو دستاوردهای زیادی داشتی
تمام درمانگاههای جدید، بازسازی بنسون هیلز
ممنونم
با وجود همهی اینها، به نظرم کمتر از اون چیزیه که امیدوار بودم
ولی خب، هر چی هست همینه دیگه
میدونم که میخواستی کارها رو در مقیاس بزرگی انجام بدی
امیدوارم بدونی که همین کار رو هم کردی
بدون توجه به اینکه تصمیم بگیری بعداً چه کار کنی
اشکالی نداره یکی از اینها رو بردارم؟
البته
اگه تونستی حتماً بیا
ببین کی جلوتر از برنامه پیش رفته
اوه. بیشترش رو اوپال و روپرت انجام دادن
استخدام کردن اون دو نفر، ارزش هر پنیای که بهشون دادم رو داشت
یه سرمایهگذاری درست و حسابی بود
حتی اگه اوپال یه کمی من رو بترسونه
اوه
پس بهتره بهت هشدار بدم
از هردوشون خواستم حواسشون به کافه باشه
در طول مدت دادگاه
تو داری میری؟
تو نمیری
من باید یه خطبه بنویسم
بعد از اون همه بلایی که پایونیر میخواست سرِ کوپر بیاره
مطمئن نیستم که بخوام باهاشون توی یه اتاق باشم
درک میکنم
فکر کنم لازم دارم که اجرای عدالت رو به چشم ببینم
اگه اجرا نشد چی؟
اون وقت لازمه اون رو هم ببینم
در هر صورت، این پرونده رو میبندیم
تا به آرامش برسیم
بفرمایید
کلی وقت اضافه داریم
نفر بعدی
هتل آیسلین
ببخشید
اوه
شهردار هیکام
باید روز بزرگی برای شما و موکلینتون باشه، نه؟
No comments yet. Be the first to leave one.