前 200 行。
.::. ایـرانفـیـلـم تـقـدیـم مـیکـنـد .::.
.ببین، من از این مدل مردها خوشم میاد
.تو از همهجور مردی خوشت میاد
.اوه، سلام - .سلام -
.بهش بگو بیاد پیشمون بشینه
.سلام - اسمت چیه، عزیزم؟ -
."جاش"
.به نظر میاد اهل این طرفا نیست
.سلام - .سلام -
.سلام پسرم - .هی -
.بیا داخل - .ممنون -
حالت چطوره؟
.اوه، مرسی. بیا تو
.زیاد خوب نیستم
چی شده؟
.آم، مسائل کاری
.اینجا خیلی قشنگه - .ممنون -
مگه کارِت چی شده؟
.آه، دیگه اونجا کار نمیکنم
چه اتفاقی افتاده؟
.یه مشاجرهای داشتیم
.ولی دنیا که به آخر نرسیده - ...نه، ولی -
.باید کار و بار خودمو شروع کنم - .آره -
.باید تنبلی رو بذارم کنار - .آهان -
...باید
.وقتشه که شرکت نشر خودمو داشته باشم
،حتی داشتم به این فکر میکردم که
...اگه خونه رو بزودی بفروشیم - .اوهوم -
...حتی ممکنه بتونیم اقدامات اولیه رو برای تأمین
.بودجهی شرکت نشر موزیک خودم، انجام بدیم...
.خیلیخب. بذار راجع بهش فکر کنم
...و... اگه اینکار رو بکنم
.مطمئناً نباید به خواهرات بگیم
.حتماً. آره
.فکر کنم بتونیم اینکار رو بکنیم
...و، آم
...خواهرات دربارهی قضیه من
بهت گفتن؟...
...آره
،آره، باید بگم که
...اونا یه جوری حرف میزدن که انگار
.با لباس بلند زنونه، توی شهر رژه میری...
،ولی ظاهرت کاملاً عادیه
.فقط اینکه موهات رو دماسبی بستی
.اوه، خب، اینا موی مصنوعیه
...میدونی، فقط
باحاله، نه؟ - .آره -
.باعث میشه موهام بلندتر بهنظر بیاد - .من مشکلی باهاش ندارم -
برای چی داری مقدمهچینی میکنی؟
چیزی هست که میخوای بهم بگی؟
.من درکت میکنم
واقعاً؟ - .آره -
.هرچیزی بخوای میتونی بگیا .میتونی هر سوالی بپرسی
مردم مختار هستن ...که پشت درهای بسته
.اوه، درهای بسته
هرکاری دلشون میخواد بکنن، میدونی؟...
میتونم برم دستشویی؟
.توی اتاقخوابه
Transparent طبیعت وحشی
:ترجمه و زیرنویس رضــــا
.به نظرم بابا داره دیوونه میشه
.توی اینترنت دربارهی علائمش تحقیق کردم
.اولین علامتِ زوال عقل تغییر شخصیته
.اون همچین مشکلی نداره
انگار که دلش میخواد مرکز توجه باشه، میدونی؟
..."مثل تولد سهسالگی "زکی
وقتی که "زکی" با اون لباس زنبورداری اومدش؟
.خیلی خندهدار بود - .نخیر، نبود -
.نامناسب بود - .اوه، خدایا -
.شماها فکر کردین این قضیه واقعیه
.واقعیه خب - .حتماً واقعیه -
خیلیخب، این یعنی چی؟
...یعنی همهی کارها و حرفهای
قبلی بابا، الکی بوده؟...
یعنی این همه وقت فیلم بازی میکرده؟
.نه
.این یعنی که همهمون باید از اول شروع کنیم
بخاطر همینه که من میخوام .دوباره برم دانشگاه
سید دربارهی برنامهی ...دانشگاه "سنتا مونیکا" بهم گفت
.که به نظر میاد برای من عالی باشه...
.باز شروع شد - چی باز شروع شد؟ -
.الی" به درس علاقه داره" - .اوه، آره -
.ثبتنام میکنه. و یه سری کتاب هم میخره
اوه، و بابا هم باید پول ثبتنام رو بده؟
.آره، تازه یه کمد لباسی جدید هم لازم داره
.و بابا باید براش کفش مدرسه بگیره - .کفش مدرسه -
.باید براش لباس هم بخره ...اون وقتی که بابا براش
ماشین پارچهبافی گرفت چی؟... - !پارچهباقی -
!پارچهباقی
!پارچهباقی. پارچهباقی
!پارچهباقی - .انگار دوباره لبنیات میخوری -
.بازی کردن اون بچهها رو نگاه کن
.ما بچههای خوشگلی به دنیا میاریم
.همینطوره
.یکشنبهات شاد و سکسی باشه
...یه مشروب برای شما
.یه خواهشی ازت دارم - .هوم -
میشه یه چیز متفاوت رو امتحان کنیم؟
،اوه، خدایا
.بهم نگو که دوباره قضیهی حلقهی کیره
.نه، نه، حلقهی کیر نه
.اوه، اوه، اوه
.یه مطلبی توی مجلهی "اسکوایر" خوندم
.آره، بگو ببینم - ...و یه سری مردهایی هستن که -
.به من گوش کن
.دارم گوش میکنم. گوش میکنم
...اونا لباسزیر زنهاشون رو میپوشن
اوه، بیخیال. چی؟ - .هیس -
.چی؟ باشه. خیلیخب
.گوش میکنم. حواسم اینجاس
.گوشم با توئه. دارم بهت نگاه میکنم
...خلاصه اونا لباس زیر زنهاشون رو میپوشن
...یه دفعه میشن عینِ
18 سالهها، میدونی؟ میفهمی؟...
.اوه، چقدر خوب - .آره -
.خیلی خوبه - .خیلی عالیه -
...پس تو چیزی نداری که من
میدونی، بتونم بپوشمش؟...
...ممکنه یکم گشادشون کنم، ولی
.دربارهی زنها و مطالعات جنسیتیه دیگه
.اوه - .خیلی هیجانزدهام -
...واقعاً حس میکنم که انگار بالاخره
...همیشه خیلی کنجکاو و علاقهمند
،به اینکار بودم... .ولی نمیدونستم باید چیکار کنم
و الان حس میکنم که ...یه جهتی هست، میدونی
.یه راه و هدف...
.به نظرم عالی میشه
.موافقم. به نظرم فوقالعاده میشه
.همهی اینا به لطف توئه، پس ازت ممنونم
واقعاً؟ من؟ - .آره -
چون استاد و دانشمند معروفیام؟
...خب
.فقط بگو آره - .آره -
.خیلی بهت افتخار میکنم
همیشه بهت گفتم که .استعداد ذهنیاش رو داری
.ذاتاً اهل درس و کتابی، خانم جوان
.میدونی، خیلی خوبه .تو خیلی باهوشی
.خب، زیاد دربارهی درس و کتاب مطمئن نیستم
...منظورم اینه که، بیشتر در مورد
... چیزای جنسیاش هیجانزدهام، و...
.اوه، واقعاً برات خوشحالم
.ممنون - واقعاً؟ -
...میدونم، وقتی بچه بودی
،و داشتی بزرگ میشدی...
،خیلی بهت احساس نزدیکی میکردم
.اینکه در مورد هویت جنسیات سردرگم بودی
منظورت چیه که سردرگم بودم؟
.اوه، میدونی، خیلی شبیه پسرها رفتار میکردی
.میدونی، از این داستانا
.بعضیها میگن این قضیه ارثیه
...آم، خب
باید به "هوارد" زنگ بزنم یا چیکار کنم؟
منظورت برای پوله؟ - .آره -
،باید ثبتنام کنم و این چیزا
.مثلاً حدود فردا
...میدونی، آم - .نه یه هفتهی دیگه -
،اگه میشه یه لطفی بهم بکن ..."به "جاش" و "سارا
چیزی نگو، باشه؟...
.چون منصفانه نیس - .باشه -
.حتماً - .آره، به "هوارد" زنگ بزن -
.عالیه - عزیزم؟ -
در مورد مسابقهی استعدادیابی دگرباشان که خبر داری؟
.آهان
.و گفتی که برنامهات رو چک میکنی
.اوه، آره
وقت میکنی بیای؟ - .اوهوم -
.بابابزرگ قراره امشب بیاد
.هورا - .و از این بهبعد بابابزرگ مثل زنها لباس میپوشه -
ولی هنوز واقعاً پسره، نه؟
...در واقع نه، اون
.راستش... اون یه دختره
،خیلیخب، این خرسه رو ببینید
از کجا میتونیم بفهمیم که دختره یا پسر؟
واژن داره؟
نمیدونم. شما واژن میبینین؟
.نمیدونیم - .نمیبینم ولی اصلاً هیچی پیدا نیس. فقط موئه -
پس از کجا بفهمیم؟ - .نمیدونم -
...نمیدونم شوشول داشته باشه یا نه، ولی .معلوم نیس
.اگه جادویی باشی، میتونی عوض بشی
بابابزرگ جادوییه؟
.آره. آره
.اون جادوییه
...زیادی تُند نرو دیگه، فقط
.خیلیخب، راستش جادویی نیستش
.در واقع هرکسی میتونه اینکار رو بکنه
.خب، اونقدرا هم آسون نیست
یه جورایی سخته، میدونین؟
نمیشه همینجوری هی .پسر بشی یا دختر بشی... نه
وقتی بابابزرگ بیاد، موهاش خوشگله؟
.ممکنه
.احتمالش خیلی زیاده
بخاطر اینکه زنها خونریزی داشتن .ولی نمیمُردن، مردها وحشتزده بودن
.و از این طریق داستان ساخته شد
...دست بکار شدن قهرمان، تنها راه فرار
.از ترس و وحشت بود...
چرا اون خونریزی میکنه ولی نمیمیره؟
تا رسیدن به آزمایش پاپ اسمیر .راه خیلی کوتاهی مونده بوده
.تا اظهار نظر زنان راه خیلی کوتاهی مونده بوده
..."و در مورد اظهار نظر، عقیدهی "آدری لرد
...درمورد اینکه باید با ابزارهای خودِ ارباب...
No comments yet. Be the first to leave one.