The Catch

The Catch (飼育)

下載 Farsi Persian 字幕

發布資訊

Shiiku AKA The Catch 1961 720p WEBRip-YTS
由 PhilAsefi 評論 PhilAsefi

標籤

webrip
web
720p
720
BRip
TS
YTS
1080
發布於: 2024-04-30
下載次數: 34
聽障人士: No

Farsi Persian字幕預覽

前 200 行。

‫شکار

‫به کارگردانی اُشیما ناگیسا

‫1945 - اوایل تابستان ‫دم‌دمای پایان جنگ اقیانوس آرام

‫سلام... این‌جایی که!

‫عمو

‫چطوری پاشدی ‫تنها تا این‌جا اومدی؟

‫از هواپیما پریده بیرون و ناکار شده

‫برید کنار، بچه‌ها!

‫حتی دل زَنگی‌ها ‫هم برای زن‌ها می‌ره!

‫ آره خب، او هم انسانه دیگه

‫منظورت یک جونِوَرِ فحله دیگه!

‫بخور!

‫از ریشه‌ی درخت که بهتره. بخور!

‫استاندار یک ناخن‌خشکیه که...

‫باید نونش بدیم تا دستورات برسه

‫این که نشد نامردی

‫خب باید یک جا نگهش داریم تا فرار نکنه

‫نگاه کن! آمریکایی‌ها طیارّه‌هاشون رو ‫دست کی‌ می‌دن!

‫اگه حرف بزنی، سرباز دشمن

‫به‌ت نون می‌دیم

‫اسرارتون رو بریز بیرون!

‫بهش نون بدیم؟

‫جالب می‌شه ها، تو خونه‌مون تیمارش کنیم

‫عین گاو؟

‫ساکت‌، بچه‌ها

‫چاره چیه. کلیدهای انباری رو بیار

‫فعلا همین‌جا محبوسش می‌کنیم

‫فکر خوبیه! تو دستت به دهنت می‌رسه، ‫می‌تونی به‌ش نون بدی

‫کی گفته فقط من باید نگه‌ش دارم؟

‫باید نوبتی نگه‌ش داریم

‫دیگه چی؟

‫فقط سه روز تو کوه و کمر ‫عقبش بودیم، حالا نونش هم بدیم؟

‫روزی یک چکه آب به‌ش می‌دیم و همین!

‫اما اگه بمیره؟

‫اون‌وقت مکافاتش مال ماست

‫اما اون‌جوری تقدیرنامه و پاداش می‌گیریم

‫پس این‌قدر غر نزنید!

‫یکی باید باشه که ازش مراقبت کنه

‫من که نمی‌کنم

‫چطوره بسپریدش به خانم‌ها؟

‫فکر خوبیه

‫ابله! این زَنگی مَرده ها

‫چه می‌کنی؟

‫هیساکو، هیساکو! چه می‌کنی؟

‫لازم نکرده تو مراقب او باشی!

‫آکی، کار خودته

‫من مراقب اون هیولا باشم؟

‫شاید کمی خوش‌رفتار شدی!

‫فقط دندون رو جگر بگذار، و ‫شب‌ها رو کنارش بیدار باش

‫از لطف همگی ممنون

‫استاندار خوشحال می‌شه

‫خاله

‫شب بخیر

‫نباید این‌جا بموونی

‫چرا؟

‫چون این‌جا عین جهنمه

‫جای جوون‌ها نیست

‫بگذار یک چیزی بهت بگم

‫عموت یک دیوه

‫با هیساکو، عروس‌ من هم رابطه داره

‫خانم، رخت‌هاتون رو آوردم

‫آکی، تو رو گذاشتن زنگیه رو بپایی؟

‫من دلم راضی نبود، اما ارباب تاکانو امر کرد

‫دلم نمی‌خواد کسی که دستش به ‫اون زنگیه خورده دور و برم باشه

‫بانو تاکانو، نفرمایید!

‫من فقط برای خدمت به شما این‌جا ام

‫نمی‌خواهی که باهاش ‫ گرم بگیری؟

‫فقط کارهای ضروری!

‫بگذارید من باز هم ‫نوکری‌تون رو بکنم

‫خیلی خوب، می‌تونی بمونی

‫این روهم بشور

‫شب بخیر

‫شب خوش، آقا

‫شیر بُزه، بنوش! بنوش!

‫برید بیرون بچه‌ها! تا ‫شما نگاه بکنید، لب نمی‌زنه

‫آخه ما می‌خواهیم نگاه کنیم!

‫حرف نباشه، مسئولیتش با منه!

‫نمی‌گذارم بهش دست بزنید

‫بنوش... یالا!

‫اول خودت بنوش تا یاد بگیره

‫اُسامو، این رو بده به زنگیه

‫احمق!

‫بهش برنج سفید نمی‌دی ها

‫این کارها برای ما تُنبون نمی‌شه

‫همین دو تا نون‌خور برای هفت پشتم بس بود

‫حالا یک شکم هم اومد روش!

‫باید خانواده سربازها رو ‫از این کار معاف نکردند؟

‫پدرت عوض این که ‫از صبح تا شب بنوشه

‫باید تو جلسه همین رو می‌پرسید!

‫اسامو، چند تا سیب‌زمینی از زمین تاکانو بدزد

‫- چند تا؟ ‫- به حرف بابات گوش ندی ها

‫حالا سیب‌زمینی یک دونه ‫و دوتاش چه فرقی داره؟

‫حالا که کسی نگاه نمی‌کنه، ‫می‌تونیم کلی زمین رو لخت کنیم

‫راه بیفت!

‫من هم می‌رم

‫عمو، می‌شه یک تکه از این چتر ‫مال من باشه؟

‫عمو، یک تکه از این چتر مال من باشه

‫برای چی؟

‫تا یک کیمونو باهاش بدوزم

‫گیرم که بدوزی، کِی فرصت می‌کنی بپوشی؟

‫همین‌جوری برای دلخوشی می‌خوام

‫این رو نگه داشتم تا تحویل پلیس نظامی بدیم

‫اما خب آخرش که می‌افته دست ‫استاندار

‫اگه یه تکه‌ش رو ‫برداریم، کسی بو نمی‌بره

‫می‌تونیم تکه‌تکه‌ش کنیم، ‫بعد ببریم شهر بفروشیم

‫مگه پول لازم داری؟

‫یک ساکی دیگه

‫چقدر دیگه می‌خوای بنوشی؟

‫به تو مربوط نیست

‫ببخشید...

‫خیر باشه؟

‫می‌خوام این رو با غذا تاخت بزنم

‫حتما!

‫قشنگه ها! باید به هیساکو بیاد

‫خیلی برق می‌زنه! مردم ‫می‌گن دختره اداییه!

‫یادگار مادرمه

‫همه جنگ‌زده‌ها همین رو می‌گن

‫دروغم چیه!

‫فقط می‌خوام یک چیزی بدم ‫این زندانیه بخوره

‫حالا ترش نکن تا یک نگاه بندازم

‫یک گونی می‌تونم بهت بدم

‫این که خیلیه! کم‌تر!

‫اصلا کیمونو به چه کار من می‌آد! ‫من که نمی‌تونم جایی بپوشم‌شون!

‫وقتی برگردی توکیو می‌تونی

‫عمو، تو رو خدا بخرشون!

‫خیلی ممنون

‫خیلی گرون دراومد

‫هیساکو، چقدر خسیسی تو!

‫باید هم باشم! باید کمی ‫سر کیسه رو سفت کنیم

‫خیلی بریز و بپاش می‌کنیم!

‫منظورت با منه؟

‫حرف رو بندازی زمین صاحبش...

‫عجب رویی داری! ‫مخصوصا که کم و کسری همنداری

‫خیلی پیش‌تر از اونکه تو عروس این ‫خانواده بشی، من با تاکانو دوست بودم

‫- که چی؟ ‫- هیساکو!

‫- بگذار حرفش رو بزنه، دنماتسو ‫- نخیر!

‫من برم... نوشیدن کنار او صفا نداره

‫این پسرِ...

‫پدرش این‌جا با خواهر من کار می‌کرد

‫در همین حد بگم که بچه‌ی همین خانواده‌ست

‫این هم یک ساکی ‫دیگه! ببر خونه بنوش!

‫خیلی ممنون

‫بریم خونه، اُسامو

‫اسامو، بیا این‌جا

‫بفرما

‫یکی دیگه بردار

‫اگه چیزی خواستی، من هستم

‫تا جایی که خودم از پسش بربیام، ‫کسی رو زحمت نمی‌دم

‫نیازی نیست چیزی برداری بیاری

‫می‌تونم کمی برنج بهت بدم

‫بگذار کمکت کنم

‫- نه، ممنون ‫- آخه خیلی سنگینه

‫طوری نیست

‫این‌قدر سخت نگیر

‫می‌خوام کمکت کنم

‫این موقعیت موقعیتی دیپلماتیکه

‫اُسرای خارجی نیاز به رسیدگی درخور دارند

‫با ورود پلیس نظامی

‫دستورات جدید به اطلاع شما خواهد رسید

‫تا آن هنگام، اسیر جنگی تحت الحفظ ‫می‌ماند تا فرار نکرده و خودکشی نکند

‫در صورت هرگونه سرپیچی ‫از دستورات، فرد مسئول...

‫و هم‌دستان احتمالی، سخت مکافات خواهند شد

‫خطاب به بازدارندگان خلبان ب-29

‫به محض نوشته شدن گزارش، ‫مشمول افتراق خواهید شد

‫یعنی باید نگه‌ش داریم؟

‫بله، با توجه به بخش 7457 فرمان پلیس

‫یعنی باید تا چندوقت باید نگه‌ش داریم؟

‫شش ماه، یک سال؟

‫بدجوری ضرر می‌دیم

‫نوشته تقدیرنامه می‌گیریم

‫اینکه فقط یک تکه کاغذه بابا!

‫تا حالا هم برنج خودمون رو گذاشتیم وسط! ‫انگار که چقدر داشتیم!

‫بیخیالِ دستورات!

‫گوش ندادی؟

‫پدرمون رو درمی‌آرن!

‫صبر کن ببینم...

‫هیچ‌‍کجاش ننوشته که باید ‫نون زنگیه رو بدیم!

‫معناش این نیست که ‫زحمتش به دوش استانداره؟

‫زیر بار نمی‌ره که!

‫انداختدش گَلِ ما!

‫فقط بلده گوشِ ما رو ببره!

‫اگه دستور رسمی نبود قضیه بالکل ‫فرق می‌کرد

‫می‌خواستم حرفِ آبرو و ‫حیثیت روستا رو پیش بکشم

‫آخه چیبگیم؟

‫- تقدیرنامه به هیچ دردی نمی‌خوره ‫- پس ما هم زیر بار نمی‌ریم

‫سیاهه رو می‌اندازیم بیرون!

‫هرکس همکاری نکنه دخلش اومده!

‫عوض داد و بیداد، ‫عین آدم درخواست کن!

‫مگر اینکه زنگیه رو برداری ببری خونه خودت!

‫خیلی خوب، بدین وسیله، ‫محترمانه استدعا می‌کنم

‫خب، چه کنیم؟

‫تا تصمیم ارباب چی باشه

‫چاره‌ای ندارم

‫خیلی خوب بود. معلوم بود ‫قبول می‌کنید

‫برای مردی غنی شما، یک زنگی کم یا زیاد ‫توفیری نمی‌کنه

‫ای ابله! کی گفته من باید تنهایی بهش برسم؟

‫باید نوبتی ‫ازش نگهداری کنیم

‫راستی

‫مقامات می‌تونند مخارج اضافی شما رو با...

‫با افزایش جیره یا کاهش قیمت‌ها ‫پوشش بدند

The Catch subtitles in other languages

評論

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left