前 200 行。
آنچه در شاینینگ ویل گذشت
تری، مواظب باش
یه دختر کوچولو تو جاده بود
ایشون پت فلپس هستن
خونه بزرگه تو خیابان الم رو خریدن
اون خونه مشکلی داره؟
یه گنجه
زیرزمین نداره، ولی اتاق زیرشیربونی کلی فضا داره
کم اون صفحهای که توی اتاق زیرشیربونی نوشتم، خوند
که اصلا یادم نمیاد نوشته باشم
یه دائم الخمر بود
16 ساله مشروب نمیخورم
بچههام بهم توجه نمیکنن
از کی تا حالا صلیب میاندازی گردنت؟
اجازه دارم یکم معنویت توی زندگیم باشه
سلام، گینور هستش؟
بنظر میاد بچههامون با هم دوست شدن
پت ارواح میبینه
یه روح! یه زن خونهدار دهه پنجاهی
مدام توی خوابهایی که میبینم ظاهر میشه
خبر خوب، پاتریشا
تو دیوانه نیستی
خدای من این چه خبرتونه!
تکون بخور، لعنتی
- چی شده؟ - هیچی! هیچ!
من فقط دارم...
زور بازوت رو تحسین میکنم
و کف پوش جدیدمون که به گا دادی
میدونم نمیخوای اینو بگم ولی یه روح توی این خونه هست
و مطمئنم توی این کمد دیواری زندگی میکنه
گینور، ببخشید که ترسوندمت
- حله - باشه، باشه
پت، بذار فرض کنیم که یه روح داریم
و فرض کنیم اون روح این تو زندگی میکنه
توی کمد دیواری
واقعا فکر میکنی این دژ دفاعی که ساختی...
بهترین راه محافظت از ما در برابر روحه؟
- مسخره نکن - امم
دژ دفاعی راه حل موقته
عالی
مشکل روح حل شد
بیایید صبحونه بخوریم
فقط دنبال یه جای آروم بودم که یکم تنها باشم
تنهام بذارید
فکر کنم روحمون داشت خودارضایی میکرد
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید DigiMoviez@
ترجمه از پـرولـیـتـور و مـحـمـدعـلـی
فکر میکردم قرار بعدیمون فردا باشه
بفرما تری فکر تو بود
باشه
وقتی به این خونه اسبابکشی کردیم حس میکردم...
من هنوز روح رو میبینم
و تری حرف منو باور نمیکنه
ببخشید حرف تو تمام شده بود؟
نه، فقط بین دوتا جملهم نفس کشیدم
- همون زنه خونهدار دهه پنجاهی؟ - امم
میدونم فکر میکردین با قرص ضدافسردگیِ بیشتر، میره پی کارش
ولی الان حتی بیشتر اونو میبینم
و از داخل کمد دیواری صدای موسیقی میشنوم
که تری کاملا اونو رد میکنه
از اینکه ردش کنم لذت نمیبرم
خب نمیتونم ببینمش
بخاطر اینکه هیچوقت خونه نیستی
منم که توی خونه موندم
و روی صفحۀ اول اون کتاب لعنتی گیر کردم
و تو میری شهر خدا میدونه چکار میکنی
تو که میدونی شاغلم
کار میکنم گاهی هم توی شهر کاترین رو در جریان کارها میذارم
کاترین
میشنوید چی میگه دکتر بورگ؟ این واسه حالش خوب نیست
هربار اسم همکارم رو میارم...
اسمشو تکرار میکنه
چیه؟ جوری که میگی کاترین در مقایسه با پت خوشم میاد
شرکت من داره سعی میکنه بودجۀ...
کلیسای نیویورک رو مدیریت کنه
معامله خیلی بزرگیه
و منو با یه متخصص همکار کردن
- کاترین - کاترین
پت، اون یه تیکه گوشت آبدار نیست
همسن توئه
میشه بعد چیزی که گفت یه لحظه سکوت کنیم؟
اجازه بدید موضوع کاترین رو بذاریم کنار و برگردیم به مسئله روح
دارم فکر میکنم شاید اون انعکاس بخشی از وجود تو باشه...
که توی خونه گیر افتاده
پتی که یه زن خانهدار سرکوب شدهست
چیه؟ کرکرت واسه چی بود؟
نه، توهین نکردم
فقط اینکه تو نه آشپزی میکنی نه خونه رو تمیز میکنی
سرکوب شده هم بنظر نمیایی
- من خیلی هم سرکوبشده هستم - امم
بذارید برگردیم سر نکته اصلی
شما فکر میکنی من اسکیزوفرنی هستم
به خدا قسم اگه یه تشخیص دیووانهوار دیگه بخوای بهم بچسبونی، قاطی میکنم
اجازه بده کلمۀ «دیوونه» رو بکار نبریم
برای نویسندهها غیرمعمول نیست که...
یه شخصیت دیگه رو بوجود بیارن تا خلاقیتشون رو گسترش بدن
منظورتون یه روح نویسندهست؟
بذار بگیم اون به شما الهام میده
کاملا مشخصه که تخیل شما رو شعلهور کرده
سعی کن اونو به خدمت بگیری
امم باشه
تا اون موقع، اینم یه نسخه واسۀ...
داروی ضد استرس فقط برای یه هفته
بازم یکی دیگه
فقط کلونازپام رو مصرف کن
من 15 دقیقه با شما بودم
ولی حتی گلدونای تو اتاقم هم استرسی شدن
خدای من، ببخشید
سلام، رایان
هی سلام گینور چه خبر؟
هیچی
داشتم به چیزهایی که...
هفته قبل توی انجمن چستیتی گفتی فکر میکردم
این که مونده بود با اون عکس اسنپچت خودارضایی کنی
- خیلی تاثیرگذار بود - خب داشتم میگفتم که...
میگفتم که یه صفحه برای انجمن چستیتی توی فیسبوک درست کنیم
بازم خیلی تاثیرگذار بود
و چیزهایی که تو گفتی ...
اینکه چطور با همسایه بالایی سکس کردی
شوخی بود
معلومه. فقط میخواستم بچههای گروه شهوتی بشن
خوبم کار داد سه تاشون بلند شدن رفتن
گوه...گندش بزنن ببخشید
خب ببین برنامهت چیه؟
کار خاصی ندارم
دعا خوندن. احتمالا دعا خوندن
میخوای برای شام بیایی خونه ما؟
آره معلومه
پس به صرف یه غذای خونگی میبینمت
باشه
- سلام. خانم فلپس - سلام، گای
چند دقیقه بهم وقت بدید تا اینو واستون آماده کنم
باشه من همینجا منتظر میمونم
واست مهم نیست باشه
سلام. سلام!
خدای من، رابین
حالت خوبه؟
آره، خوبم
راستش، چیزی در مورد خونهای که بهمون فروختی، هست...
که یادت رفته باشه بهمون بگی؟
البته داستنها برای گفتن داره
هر کسی که اونجا زندگی کرده یه نشونهای بجا گذاشته
راز و رمز و ساعتهای قدیمی
گردن آویزهای شکسته و راهپلههای مخفی
اینا اسم کتابهای ننسی درو هستن
- جدی؟ - بله
تو خیلی کتابخون هستی
تو اون خونه روح هست یا نه؟
خانم هلپس
انگار داروهاتون آمادهست
آره، بخاطر آلرژیمه
توی بروکلین اینهمه گل و گیاه نیست
قرصهای کلونازپامتون آمادهست
اوه، عالی الان میام
این داروها روان گردان محسوب میشن
میدونید که عوارضشون شامل توهم هم میشه؟
بله
- راه رفتن توی خواب - متوجهم
- بیهوشی - مشکلی نیست
- از دست دادن حافظه - مفهومه
- اختلال در موقعیتیابی - آره، رانندگی بی رانندگی
با دستگاههای برقی هم کار نکنم خداحافظ
نگرانی نداره فقط یه پروندۀ میلیارد دلاریه
میدونم اجازه ندارم اینو بگم ولی معمولا...
اگر قرار بود ما بریم صحبت کنیم کاترین رو میفرستادم جلو
ولی با توجه به مخاطبمون مجبور شدیم این خادم کلیسا رو مامور کنیم
نمیدونم چرا این حرف باید بنظر دوتامون توهین آمیز باشه
ازتون تعریف کردم
تو باهوشترین زنی هستی که همچین تیپ و هیکلی داری
- بگذریم، همیشه چی میگم؟ - داغونشون کنید
آفرین. خوبه گند نزنید بچهها
میدونم اینو نباید بگم
ولی واقعا عوضیه
اوه، فکر میکنم حق داری اینو بگی
سلام، عزیزم
بله، توی جلسهم
بله، بله جلسه با تری
باشه، خداحافظ
بلیک بود؟
ظاهرا درباره تو زیاد حرف میزنم
آره، پت هم همین نظر رو راجع به تو داره
خب، باید انجامش بدیم؟
مرور حرفهایی که تو جلسه میخواییم بگیم
بله، حتما بله، باید...
باید انجامش بدیم
عجیبه. اینجا نیست
خب، پنج ساعت وقت دارم تا بچهها بیان خونه
یه صفحه. بدون مزاحمت
نه
چی بنویسم؟ خب
امم
خدایا، چه خوبه
به یکباره گرمای تابستون وجودش رو فرا گرفت
و قطرههای عرق روی شکم کریسیدا جمع شد
که باعث شد...
لعنتی، لعنتی، لعنتی
اوه چندش
که باعث شد...
No comments yet. Be the first to leave one.