Shining Vale

Shining Vale

下載 Farsi Persian 字幕

第 1 季

發布資訊

Shining Vale S01E03 720p WEB H264-CAKES
Shining Vale S01E03 1080p WEB H264-CAKES
Shining Vale S01E03 WEB x264-TGX
Shining Vale S01E03 720p HEVC x265-MeGusta
Shining Vale S01E03 480p x264-mSD
Shining Vale S01E03 WEB H264-RBB
由 Prolator 評論 Prolator
█⫸ پرولیتور، محمدعلی | DigiMoviez.com

標籤

web
720p
720
1080
x264
發布於: 2022-03-13
下載次數: 48
聽障人士: No

Farsi Persian字幕預覽

前 200 行。

‫آنچه در شاینینگ ویل گذشت

‫تری، مواظب باش

‫یه دختر کوچولو تو جاده بود

‫ایشون پت فلپس هستن

‫خونه بزرگه تو خیابان الم رو خریدن

‫اون خونه مشکلی داره؟

‫یه گنجه

‫زیرزمین نداره، ولی اتاق زیرشیربونی کلی فضا داره

‫کم اون صفحه‌ای که توی اتاق زیرشیربونی ‫نوشتم، خوند

‫که اصلا یادم نمیاد نوشته باشم

‫یه دائم الخمر بود

‫16 ساله مشروب نمی‌خورم

‫بچه‌هام بهم توجه نمی‌کنن

‫از کی تا حالا صلیب می‌اندازی گردنت؟

‫اجازه دارم یکم معنویت ‫توی زندگیم باشه

‫سلام، گینور هستش؟

‫بنظر میاد بچه‌هامون با هم ‫دوست شدن

‫پت ارواح می‌بینه

‫یه روح! ‫یه زن خونه‌دار دهه پنجاهی

‫مدام توی خواب‌هایی که می‌بینم ‫ظاهر میشه

‫خبر خوب، پاتریشا

‫تو دیوانه نیستی

‫خدای من ‫این چه خبرتونه!

‫تکون بخور، لعنتی

‫- چی شده؟ ‫- هیچی! هیچ!

‫من فقط دارم...

‫زور بازوت رو تحسین می‌کنم

‫و کف پوش جدیدمون که به گا دادی

‫می‌دونم نمی‌خوای اینو بگم ‫ولی یه روح توی این خونه هست

‫و مطمئنم توی این کمد دیواری ‫زندگی می‌کنه

‫گینور، ببخشید که ترسوندمت

‫- حله ‫- باشه، باشه

‫پت، بذار فرض کنیم که یه روح داریم

‫و فرض کنیم اون روح این تو زندگی می‌کنه

‫توی کمد دیواری

‫واقعا فکر می‌کنی این دژ دفاعی که ساختی...

‫بهترین راه محافظت از ما ‫در برابر روحه؟

‫- مسخره نکن ‫- امم

‫دژ دفاعی راه حل موقته

‫عالی

‫مشکل روح حل شد

‫بیایید صبحونه بخوریم

‫فقط دنبال یه جای آروم بودم ‫که یکم تنها باشم

‫تنهام بذارید

‫فکر کنم روحمون ‫داشت خودارضایی می‌کرد

‫ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید ‫DigiMoviez@

‫ترجمه از پـرولـیـتـور و مـحـمـدعـلـی

‫فکر می‌کردم قرار بعدیمون ‫فردا باشه

‫بفرما تری ‫فکر تو بود

‫باشه

‫وقتی به این خونه اسباب‌کشی کردیم ‫حس می‌کردم...

‫من هنوز روح رو می‌بینم

‫و تری حرف منو باور نمی‌کنه

‫ببخشید ‫حرف تو تمام شده بود؟

‫نه، فقط بین دوتا ‫جمله‌م نفس کشیدم

‫- همون زنه خونه‌دار دهه پنجاهی؟ ‫- امم

‫می‌دونم فکر می‌کردین با قرص ‫ضدافسردگیِ بیشتر، میره پی کارش

‫ولی الان حتی بیشتر ‫اونو می‌بینم

‫و از داخل کمد دیواری صدای ‫موسیقی می‌شنوم

‫که تری کاملا اونو رد می‌کنه

‫از اینکه ردش کنم ‫لذت نمی‌برم

‫خب نمی‌تونم ببینمش

‫بخاطر اینکه هیچوقت خونه نیستی

‫منم که توی خونه موندم

‫و روی صفحۀ اول اون ‫کتاب لعنتی گیر کردم

‫و تو میری شهر ‫خدا می‌دونه چکار می‌کنی

‫تو که می‌دونی ‫شاغلم

‫کار می‌کنم گاهی هم توی شهر ‫کاترین رو در جریان کارها می‌ذارم

‫کاترین

‫می‌شنوید چی میگه دکتر بورگ؟ ‫این واسه حالش خوب نیست

‫هربار اسم همکارم رو میارم...

‫اسمشو تکرار می‌کنه

‫چیه؟ جوری که میگی کاترین در مقایسه ‫با پت خوشم میاد

‫شرکت من داره سعی می‌کنه ‫بودجۀ...

‫کلیسای نیویورک رو مدیریت کنه

‫معامله خیلی بزرگیه

‫و منو با یه متخصص همکار کردن

‫- کاترین ‫- کاترین

‫پت، اون یه تیکه گوشت آبدار نیست

‫همسن توئه

‫میشه بعد چیزی که گفت ‫یه لحظه سکوت کنیم؟

‫اجازه بدید موضوع کاترین رو بذاریم کنار ‫و برگردیم به مسئله روح

‫دارم فکر می‌کنم شاید اون ‫انعکاس بخشی از وجود تو باشه...

‫که توی خونه گیر افتاده

‫پتی که یه زن خانه‌دار سرکوب شده‌ست

‫چیه؟ ‫کرکرت واسه چی بود؟

‫نه، توهین نکردم

‫فقط اینکه تو نه آشپزی می‌کنی ‫نه خونه رو تمیز می‌کنی

‫سرکوب شده هم بنظر نمیایی

‫- من خیلی هم سرکوب‌شده هستم ‫- امم

‫بذارید برگردیم سر نکته اصلی

‫شما فکر می‌کنی من اسکیزوفرنی هستم ‫

‫به خدا قسم اگه یه تشخیص دیووانه‌وار ‫دیگه بخوای بهم بچسبونی، قاطی می‌کنم

‫اجازه بده کلمۀ «دیوونه» رو بکار نبریم

‫برای نویسنده‌ها غیرمعمول نیست که...

‫یه شخصیت دیگه رو بوجود بیارن ‫تا خلاقیتشون رو گسترش بدن

‫منظورتون یه روح نویسنده‌ست؟

‫بذار بگیم اون به شما الهام میده

‫کاملا مشخصه که ‫تخیل شما رو شعله‌ور کرده

‫سعی کن اونو به خدمت بگیری

‫امم ‫باشه

‫تا اون موقع، اینم یه نسخه واسۀ...

‫داروی ضد استرس ‫فقط برای یه هفته

‫بازم یکی دیگه

‫فقط کلونازپام رو مصرف کن

‫من 15 دقیقه با شما بودم

‫ولی حتی گلدونای تو اتاقم هم ‫استرسی شدن

‫خدای من، ببخشید

‫سلام، رایان

‫هی سلام گینور ‫چه خبر؟

‫هیچی

‫داشتم به چیزهایی که...

‫هفته قبل توی انجمن چستیتی ‫گفتی فکر می‌کردم

‫این که مونده بود با اون عکس اسنپ‌چت ‫خودارضایی کنی

‫- خیلی تاثیرگذار بود ‫- خب داشتم می‌گفتم که...

‫می‌گفتم که یه صفحه برای ‫انجمن چستیتی توی فیسبوک درست کنیم

‫بازم خیلی تاثیرگذار بود

‫و چیزهایی که تو گفتی ...

‫اینکه چطور با همسایه بالایی ‫سکس کردی

‫شوخی بود

‫معلومه. فقط می‌خواستم ‫بچه‌های گروه شهوتی بشن

‫خوبم کار داد ‫سه تاشون بلند شدن رفتن

‫گوه...گندش بزنن ‫ببخشید

‫خب ببین ‫برنامه‌ت چیه؟

‫کار خاصی ندارم

‫دعا خوندن. احتمالا دعا خوندن

‫می‌خوای برای شام بیایی خونه ما؟

‫آره معلومه

‫پس به صرف یه غذای خونگی می‌بینمت

‫باشه

‫- سلام. خانم فلپس ‫- سلام، گای

‫چند دقیقه بهم وقت بدید ‫تا اینو واستون آماده کنم

‫باشه ‫من همینجا منتظر می‌مونم

‫واست مهم نیست ‫باشه

‫سلام. سلام!

‫خدای من، رابین

‫حالت خوبه؟

‫آره، خوبم

‫راستش، چیزی در مورد ‫خونه‌ای که بهمون فروختی، هست...

‫که یادت رفته باشه بهمون بگی؟

‫البته ‫داستن‌ها برای گفتن داره

‫هر کسی که اونجا زندگی کرده ‫یه نشونه‌ای بجا گذاشته

‫راز و رمز و ساعت‌های قدیمی

‫گردن آویزهای شکسته ‫و راه‌پله‌های مخفی

‫اینا اسم کتاب‌های ‫ننسی درو هستن

‫- جدی؟ ‫- بله

‫تو خیلی کتاب‌خون هستی

‫تو اون خونه روح هست یا نه؟

‫خانم هلپس

‫انگار داروهاتون آماده‌ست

‫آره، بخاطر آلرژیمه

‫توی بروکلین اینهمه گل و گیاه نیست

‫قرص‌های کلونازپام‌تون آماده‌ست

‫اوه، عالی ‫الان میام

‫این دارو‌ها ‫روان گردان محسوب میشن

‫می‌دونید که عوارضشون شامل ‫توهم هم میشه؟

‫بله

‫- راه رفتن توی خواب ‫- متوجه‌م

‫- بیهوشی ‫- مشکلی نیست

‫- از دست دادن حافظه ‫- مفهومه

‫- اختلال در موقعیت‌یابی ‫- آره، رانندگی بی رانندگی

‫با دستگاه‌های برقی هم کار نکنم ‫خداحافظ

‫نگرانی نداره ‫فقط یه پروندۀ میلیارد دلاریه

‫می‌دونم اجازه ندارم اینو بگم ‫ولی معمولا...

‫اگر قرار بود ما بریم صحبت کنیم ‫کاترین رو می‌فرستادم جلو

‫ولی با توجه به مخاطبمون ‫مجبور شدیم این خادم کلیسا رو مامور کنیم

‫نمی‌دونم چرا این حرف ‫باید بنظر دوتامون توهین آمیز باشه

‫ازتون تعریف کردم

‫تو باهوش‌ترین زنی هستی ‫که همچین تیپ و هیکلی داری

‫- بگذریم، همیشه چی میگم؟ ‫- داغونشون کنید

‫آفرین. خوبه ‫گند نزنید بچه‌ها

‫می‌دونم اینو نباید بگم

‫ولی واقعا عوضیه

‫اوه، فکر می‌کنم ‫حق داری اینو بگی

‫سلام، عزیزم

‫بله، توی جلسه‌م

‫بله، بله ‫جلسه با تری

‫باشه، خداحافظ

‫بلیک بود؟

‫ظاهرا ‫درباره تو زیاد حرف میزنم

‫آره، پت هم همین نظر ‫رو راجع به تو داره

‫خب، باید انجامش بدیم؟

‫مرور حرف‌هایی که تو جلسه می‌خواییم بگیم

‫بله، حتما ‫بله، باید...

‫باید انجامش بدیم

‫عجیبه. اینجا نیست

‫خب، پنج ساعت وقت دارم ‫تا بچه‌ها بیان خونه

‫یه صفحه. بدون مزاحمت

‫نه

‫چی بنویسم؟ ‫خب

‫امم

‫خدایا، چه خوبه

‫به یکباره گرمای تابستون ‫وجودش رو فرا گرفت

‫و قطره‌های عرق ‫روی شکم کریسیدا جمع شد

‫که باعث شد...

‫لعنتی، لعنتی، لعنتی

‫اوه چندش

‫که باعث شد...

More Farsi Persian subtitles for Shining Vale

評論

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left