前 200 行。
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
میخوای بهم بگی چجوری تو این ماجرا قاطی شدی؟
من قاطی نبودم.
اونا...
به نظر بهترین حدسمون اینه که به یه دلیلی ربودنش.
خب چرا تو الان بیرون نیستی که دنبالشون بگردی؟
یا حداقل سر صحنه جرم یا یه چیزی؟
دو تا گروه کامل گذاشتم دنبال کار.
الان تنها کار من اینه که بشینم پشت این میز
تا وقتی تو بهم بگی زارا اینجا چیکار میکنی.
اون، زنگ زد بهم.
داشت پرپر میزد. خیلی بهم ریخته بود.
خب منم گفتم میام ببینم حالش خوبه یا نه.
بعد که رسیدم اونجا، خون رو تو آسانسور دیدم...
و من، فقط خواستم بزنم بیرون.
از پنجره؟
اون مردایی که دم در بودن، پلیسا، فکر کردم همون آدمرباها هستن.
خب دیروز موقع سرقت، تو زنگ رو جواب دادی و روز رو نجات دادی.
و امشب دوباره داری کمک میکنی.
تو و لوک باید حسابی با هم رفیق باشین که شبونه خودتو رسوندی براش.
آره، هستیم.
پس همه چی رو بهت میگه؟
اینکه قراره ربوده بشه رو بهم نگفت.
- سرقت چی؟ - نه.
- بهت سهم پیشنهاد داد؟ - نه!
پس بهترین رفیقت 4 میلیارد پوند پول هنگفت درمیاره
و حتی فکرشم نمیکنه یه تیکه به تو بده؟
وقتی تو ساختمون بودی کسی رو دیدی؟
هر چیزی ممکنه فرق کنه بین اینکه لوک رو نجات بدیم... یا ندیم.
فقط اون نیست.
اگه تو رو هم دیده باشن، تو هم به همون اندازه در خطری.
باشه.
فردا یکی زنگ میزنه بهت که بیاد اظهاراتت رو بگیره.
قسمت سوم
تقصیر تو نبود، میدونی ریس.
تیم نظارت بود که گند زد.
وقتی لوک زنگ زد کجا بودی؟
چرا میپرسی؟
چون رفیقتم؟
زارا چی؟
ازش چیزی دستگیرت شد؟
آره، قاطیه.
کافیه دستگیرش کنیم.
هنوز نه.
بذار زیر نظرش بگیریم.
من یه سری اطلاعات پسزمینه جمع میکنم.
تو برو اظهاراتش رو بگیر.
میتونیم چک کنیم با تیم اونایی که لوک رو زیر نظر داشتن.
ممکنه قاطی باشه.
یا فقط یه کارمند دفتریه که زندگیش انقدر بی معنیه
که هر آخر هفته باید خودشو خفن کنه تا بتونه تحمل کنه.
وین و چی کجان؟
رفتن، اِمم...
خوش.
خیلی گشنمه.
زارا، اینا اذیتت نمیکنن؟
کیا؟
اون گوساله های کمیته سرمایه گذاری.
همشون گوساله نیستن.
- مایلو خوبه دیگه... - سالی یه میلیون پایه میگیرن
با صد درصد پاداش تضمینی.
اینا چه غلطی میکنن که این همه پول میگیرن؟
از کار ما دارن پول پارو میکنن.
- نه، اینجوری نیست. اونا... - در حالی که، در حالی که
ما داریم اونجا میشینیم، همه معاملات چرندشون رو پردازش میکنیم
و چی گیرمون میاد؟
چیپس؟
قرار بود مست بشیم.
آخیش، بوو!
خوردن تقلب حساب میشه زارا.
مخصوصا وقتی، میدونی، قطار ووووو تو ایستگاهه.
صد هزار پوند؟
- آره. - کجا باهاشون آشنا شدی؟
آنلاین.
کجای آنلاین؟
تو کال آو دیوتی.
- باید... باشه. - آره میدونم.
یه سری آدم که هیچوقت ندیدیشون
که اتفاقی همون بازی آنلاین تو رو بازی میکردن
اتفاقی گفتن
که علاقه دارن یه صندوق بازنشستگی رو هک کنن
که اتفاقی تو اونجا کار میکنی؟
100 هزار پوندِ.
- دارن تورو گول میزنن عزیزم. - گوش کن، گفتن
گفتن دو نفر لازم دارن، واسه همین از تو میپرسم.
هستی؟ آره یا نه؟
نه. من بخاطر 50 هزار پوند نمیرم زندان.
نه نه نه. 100 هزار پوندِ.
صد هزار پوند برای هر کدوم، باشه؟
و نمیری زندان، چون فقط میخوان
یه سری اطلاعات بگیرن تا حسابامون رو هک کنن.
درسته؟ و هر حسابی نمیخواستن.
حساب بدمون رو خواستن.
فکر کردی به کی گفتم؟
- واشنگتن توباکو. - باشه.
درست، فقط میزنن به حساب مدیراش.
آره معلومه. پس عملا داریم آدما رو از سرطان نجات میدیم.
فکر کن با صد هزار پوند چیکار میتونیم بکنیم.
کوک و بازی ویدئویی؟
من بدهکارم.
به کی؟
به شرکتای کارت اعتباری، به...
- به موسسات مالی. بانک ها! - باشه باشه.
- من گند زدم! - باشه آروم باش!
- گند زدم! - آروم باش.
گند زدم زارا. توروخدا.
گفتن فقط با دو نفر انجام میدن. التماست میکنم.
من، من لازم دارم.
باشه ولی چرا باید دو تا آدم لازم داشته باشن که یه اطلاعات رو بدن؟
نمی دونم، یه چیزی مربوط به تایید هویت
- هک سیستم ورود... - خب این دیگه خیلی مشکوک تره لوک.
- آره. - هیچ جوری نمیتونیم...
بیا زود باش!
آره صبر کن.
آره. صبر کن.
اِمم، نه نه.
من پیازم رو دوست دارم با مال خودم.
خدایا.
چرا هر آخر هفته این کارو میکنیم؟
100 هزار پوندِ!
ما... ما لعنتی لیاقتش رو داریم.
سی سال دیگه به آیندهت نگاه کن
همون کارای مخ خراش تکراری، خوندن همون جدول های لعنتی
و تو این مدت تریدرا هی جوون تر و جوون تر میشن
و سالی بیشتر از کل عمرمون پول درمیارن
و تو کل زندگیمون.
و همه این مدت اون صدای وزوز تو پشت سرت، آره؟
میشنویش؟ اون پشه کوچولو که هی بلندتر میشه؟
اون زندگی لعنتی توئه. تو لعنتی حروم کردیش.
خب صبر کن، میدونی آخرش چی میشی؟
- مامانت. و... - گه نخور!
نه، میدونی چیه؟ گه خوردی!
دوشنبه میرم، تیممو عوض میکنم.
میذارنم رو مسیر سرمایهگذاری.
تو خودت تنهایی معاملهها رو پردازش کن.
هیچوقت کار نمیکنه زارا!
خودت گفتی. میخندن بهت و میندازنت بیرون.
چی؟ چون من خیلی مسخرهام؟
نه، چون اونا اون چیزی که من میبینم رو نمیبینن.
باشه؟ اونا فقط یه دختر با کتوشلوار مچاله
با مدرک روانشناسی از یه دانشگاه درجه چند
که هیچوقت هیچ جاهطلبی نشون نداده رو میبینن.
و این عوض نمیشه زارا. نه برای اونا.
میبینیم.
خب؟
خب گفتن...
من کارمند استثنایی ام با...
چشم فوق العاده برای جزئیات
رویکرد دقیق به کاغذبازی و یه...
استعداد نادر تو بخش عددی کار.
و...
...به همین دلایل فکر میکنن بهترین جا برام
ادامه کار تو بک آفیسه.
آره.
یه شرط.
نمیخوام این کارو رو پلی استیشنت انجام بدیم، باشه؟
اگه قراره قاطی این...
هر چی که هست بشم
میخوام ببینمشون.
رو در رو. وگرنه قاطی نمیشم.
قبول.
ام آی فایو؟ جدی میگی؟
تو حیطه شونه.
و فقط یه تحلیلگره. یه رابط.
- مرسی که خبر دادی. - دیروز نگران بودی
خیلی آروم پیش میریم، امروز زیادی تند؟
این درخواست نظارت برای...
زارا دان.
همسر کاری لوک سلبورنه.
فکر میکنم قاطیه.
خب، فرمها رو پر کن.
میبینم چیکار میتونم بکنم.
اومد.
هیچوقت معلوم نیست.
شاید باحال باشه یه جاسوس واقعی تو اداره داشته باشیم.
کاراگاه کوواتچی؟ سم فیچ.
- ریس خوبه. خوشوقتم. - منم همینطور.
ببین، فقط میخواستم از اول بگم
نیومدم پای کسی رو له کنم.
من یه منبعم. خط مستقیم به تیمز هاوس دارم
همه تکنولوژی و تخصص اونجا.
ولی فقط اگه بخواین.
عالیه. مرسی.
اِمم، معرفیت میکنیم به تیم
- و اِلی میتونه ببرتت بگردونه. - حتما.
همه گوش کنین.
این سم فیچه، از سرویسهای امنیتی.
میاد تو اداره کمک کنه.
هر روز که نیست آدم جاسوس معرفی کنن.
اِمم، جاسوس کلمه درستی نیست واقعا.
من افسر اطلاعاتی ام، که...
...در اصل یه کارمند دولتی باکلاسه.
تقریبا مثل شماها.
سلام. به Crime Scene Pro خوش اومدین.
امروز قراره نشونتون بدیم متخصصا چجوری اثر انگشت
که تو خون مونده رو کپی میکنن.
فرآیندش با برداشتن اثر انگشت معمولی فرق داره
و هنوزم میتونین با چند تا وسیله معمولی خونه انجامش بدین.
اینجوری انجام میشه.
No comments yet. Be the first to leave one.