前 200 行。
.::. ایـرانفـیـلـم تـقـدیـم مـیکـنـد .::.
# امروز صبح میخوام برم #
# به سمت خورشید #
# ،سوار بر موجهای الماس #
# عزیز من #
# بادهای گرم اونو نوازش میکنن #
# مثل معشوقهاش #
# اوه "انی"، "انیِ" رویایی #
# کشتی رویاها #
# اوه "انی"، "انیِ" رویایی #
# کشتی رویاها #
# تنهای تنها، میون جمعیت #
# پیادهروهای شهر رو #
# قدم میزنم #
.خیلی خوشگل شدین - .تو هم همینطور، مامان -
# هیچکس منِ تنها رو که #
# سرم توی ابرهاست #
# نمیشناسه #
# لبخندهای کاغذی #
# چهرههای غمگین رو پوشونده #
# میرم به یه جای دور #
# و برنمیگردم #
# برنمیگردم #
# برای یه مدت #
...هوم. خیلی
.خوب بود - .قشنگ بود... -
اصلاً شما قبل از امروز رو میشناختین؟ Heart گروه
.آره - .معلومه -
.به نظرم با این آهنگ میترکونیم
.از دیدنتون خوشحال شدم بچهها
.پس بهتره امروز به کسی درباره خودمون نگیم
.آه، نه. میخوام به همه بگم
ایرادی نداره؟
.خیلیخب
.توی مراسم میبینمت
.خیلیخب. خوبه
شماها چیکار میکنین؟ - .زر نزن -
.سکس
.خیلیخب - !وای خدا جون -
.خیلی باحاله
Transparent چرا آینهها رو میپوشونیم؟
:ترجمه و زیرنویس رضــــا
.دارم میام، اومدم - .اوه خدای من -
مامان، اون چیه؟
.سس خردل، شکر رژیمی، همزن
.خدای من، مامان، اینا رو خونه هم دارم
.لازم نبود بیاریشون
.فقط محض اطمینان
!"گیگی" - .اوه، عروسکم -
."سلام "گیگی - .اوه -
.خیلیخب، بشینید دیگه .الان راه میافتیم
.قراره بریم "اد" رو ببینیم
.توی گور
.آره
خدای من، به نظرت بهاندازه کافی آوردی؟
.گفتم که، فقط محض اطمینانه
شوخیت گرفته؟
اوه خدای من. تو "ریتا" رو دعوت کردی؟
.نه
.انگار یه بچهی نوجوون دیگه پیدا کرده
.بعضی چیزا هیچوقت تغییر نمیکنن
.غم آخرت باشه عزیزم
.ممنون - .خیلی شجاعی -
.تابوتبردارها
.هر طرف یه نفر
.خیلیخب، دو نفر دیگه لازمه
.چیزی نیست "تمی". من میرم
.نه، خودم میرم - .موردی نداره -
...نه، میخوای - میخوای بگیریش؟ -
.خیلیخب. میدونی چیه؟ خودت برو
.یک، دو، سه، بلند کنید
.به نظرم میاد یکم برات سنگینه .من میگیرمش
.آره. هواشو دارم .ممنون. خیلی خوبه
...و امروز
،میخوایم یاد "اد پَسکوویتز" رو گرامی بداریم
...کسی که در زندگی شریف، مهربان
.و با احترام بود...
،حتی زمانی که در بستر بیماری بود
،بشکل زیبایی مثبتاندیش بود
.و میدونم که اون عاشق خونوادهاش بود
.پس امروز، زندگی اون رو جشن میگیریم
سالاد کلم رو سفارش دادی؟
.آره مامان. سفارش دادم
از هر دو نوعش؟
.نگرانش نباش
اون "مورت"ـه؟
اون کیه؟ - حالت خوبه؟ -
.آره، خوبم
.واو
.خدای من، جدی میگفتی
.نه
.سلام همگی
مشکلی نداره؟
.البته
.برو
الان همه به بابا زل زدن؟
مگه اهمیتی داره؟
."میبینمت، "اد
هی، میتونم یه سوالی ازت بپرسم؟
...اگه تو و "تمی" تا آخر باهم موندین
میتونم بعد از مرگم پیش شما خاک بشم؟...
.البته، اگه خودت بخوای
.گردنبند ستارهی داوود انداختی گردنت
.ممنون
از کِی تاحالا از رسوم یهودی خوشت میاد؟
.اوه، فعلاً اینجوریم
.اوه
کی فکرشو میکرد؟
.هی
.سلام
...یه جایی خوندم که
...یه رسم قدیمی یهودیه که...
،توی مراسم خاکسپاری کراواتت رو ببُری...
...ولی راستش
.من میتونم ببُرمش
.باشه
.خیلیخب
.مرسی
.خواهش
جاش" به تو هم گفت که دوسِت داره؟"
دیدی یه قاتل سریالی چطور میخواد که ترس رو توی چشمهات ببینه؟
.مثلاً، اینکه بدونی قراره بمیری
...خب، "جاش" هم میخواد که توی چشمات
،ببینه که دوستش داری...
.اینکه تاحالا هیچکس مثل اونو ندیدی
،مسخرگیاش اینجاست که خودش اینو بهم گفت
.ولی بازم این اتفاق میافتادش
.من هنوزم همونجوری توی چشمهاش نگاه میکردم
.واقعاً ذهن آدمو درگیر میکرد
...باشه. این
.بهرحال
.این قضیه اصلاً برام مهم نیست
منظورم اینه که ناراحتیم .فقط بخاطر اینه که بهم دروغ گفتی
.عالیه
.اینکه جفتتون بهم دروغ گفتین
.خیلیخب
آه، باید به مراسم شیوا بیام؟
.مجبور نیستی بیای اونجا
.خیلیخب
."سلام، عمو "مورت - حالت چطوره؟ -
.از دیدنت خوشحالم
حالت خوبه؟ - .آره -
."سلام عمو "مورت - !"مورا" -
.اوه! عمو "مورا". سلام
.خب، خیلی ممنونم
.میخواستم بگم که کاملاً درک میکنم
...راستش یه پسر کوچیکی توی کلاسم هست
.که از همین وضعیت رنج میبره...
.برید داخل
...پس اگه یه وقت کسی رو برای درد دل
سلام. فامیل عروس یا داماد؟
ببخشید؟ - .شوخی کردم بابا. بفرما داخل -
.ممنون. ممنون - .برو، برو. برو بشین -
برو بشین. و به مادرت هم .پیام بده بگو که خودشو برسونه
.نمیخوام دیر بکنه .اون همیشه دیر میکنه
.همونجاست .راهنماییت میکنم
.خیلی ببخشید - میشه آروم باشی عزیزم؟ -
.ممنون. آره. آرومم - اوه "لن". حالت چطوره؟ -
سس خردل کجاست؟ .بقدر کافی سس خردل بیرون نیست
سس خردل کم اومده؟ .کلی سس خردل گذاشتم اونجا
.بس نیست. همه سس خردل دوست دارن - .خیلیخب، سس خردلت رو وردار ببر -
.با همون ظرفش بذارش اونجا، مامان
.آره. با ظرف میذارمش اونجا
تو خوبی؟ - ...من -
.آره. خوبم
.اگه سس خردل پیدا کردی به منم خبر بده
همگی، اگه صدام رو میشنوید .یه بار دست بزنید
،خیلیخب، اگه کسی صدامو میشنوه
!دوبار دست بزن
.اوه، خدایا - .همگی حلقه بزنید -
...لطف کنید بشینید
.تا مراسم بیفته روی غلتک...
...میخواستم ورود همهتون رو به مراسم
،یادبود "اد" خوشآمد بگم...
،که بهش شیوا هم میگن
،و همچنین ازتون تشکر کنم که اومدین
و همینطور بابت اظهار نظرتون .دربارهی تغییرات توی خونه
،خیلیخب ،نمیخوام زیاد وقتتون رو بگیرم
...پس میذارم کسی که سمت راستم
.نشسته، برامون صحبت کنم...
و اسم شما؟ - ."روت" -
میخوای یه خاطره از "اد" برامون بگی؟
.اد" "شلی" رو شاد کرد"
.فقط همین حرف رو دارم
.من اونو خیلی خوب نمیشناختم
.زیاد هم همدیگه رو ندیده بودیم
."ببخشید، "شلی - .اشکالی نداره -
.نفر بعدی
،من "تیفانی" هستم .و منم میدم به نفر بعدی
میدونم که احتمالاً من ،نزدیکترین فرد به "اد" نیستم
.ولی یه چیزی آماده کردم
:شاعر ایرانی "مولوی" میگه
«...همچو کوه که طنین صدا را حبس میکند»
.فقط در رو ببند
.خدای من
.پاس. نفر بعدی
.من نه .هیچی ندارم دربارهی "اد" بگم
.عجب فیلمی شده
.استر" همیشه یه چیزی میگفت" - .عجب فیلمی شده -
.استر" رو عصبانی نکن"
No comments yet. Be the first to leave one.